سند استراتيژيک يا قباله روباه — محمد طاهر قيام

 

 

سند استراتيژيک يا قباله روباه

 

نوشته: محمد داود عابدی

ارسالى : محمد طاهر قيام

 

ازمدتها به اينطرف امضاء توافقنامه استراتيژيک بين دولت امريکا و اداره دست نشانده آن در کابل مورد بحث قرار است و اميد ها به آن بسته شده بود  و بسته شده است که بلاخره به تاريخ  دوهم برج مى ٢٠١٢ مطابق به ١١/٦/١٤٣٣هـ ق دزدانه در تاريکى هاى شب هنگاميکه ملت نجيب و آزادمنش و مجاهد پرورافغان در جواب بود توسط اداره دست نشانده اجانب به امضاء رسيد !

اميد طرفين امضاء کننده از اين سند شرم آور است که به مجاهدين سربکف افغان که در مبادين نبردهاى خونين سنگرهاى حق و باطل مردانه قواى وحشى ناتو به سرکرده گى امريکا را به زانو در آورده و انمود نمايند که مجاهدين نميتوانند اداره کابل را از طريق توصل به زور نظامى و ادامه جنگ سقوط بدهد، از طرف ديگر به دولت پاکستان اين پيغام را برساند که به گفته خود شان از حمايت مجاهدين دست بردارد و با وارد نمودن فشار بالاى آنها و اخراج احتمالى مهاجرين مؤمن افغان از مناطق آنطرف خط ديورند به آرزوى شوم ماندن در افغانستان عزيز تا سال ٢٠٢٤ که مقدمه باقى ماندن دائمى خواهد بود برسند.

ان شاء الله اين ارمان را به گور خواهند برد. اين اميد درحالتى بوقوع و تمنا مى گردد که دولت پاکستان نه تنها اينکه از مجاهدين حمايت نمى کنند، بلکه يکى از ائتلافيون قواى خارجى است، اما بيآئيد ببينيم که آيا امضاء نمودن اين قباله روباه ميتواند به اهداف مندرج آن نائل گردد يا خير؟

آيا زمانيکه قوتهاى اشغالگر ناتو به سرکرده گى امريکا و تائيد روس به افغانستان اسلامى وحشيانه حمله آور شدند قرار داد ئى موجود بود که به اساس آن اين حمله ناجوانمردانه و صليبى آغاز گرديد و تا امروز ادامه دارد؟

اگر چنين نبود، پس واضع است که اشغال افغانستان عزيز و به شهادت رسانيدن يکصدو پنجاه هزار افغان مسلمان و ادامه اين جنايت تا امروز غير قانونى بوده است که در اينصورت در مقابل شهادت هر فرد و کودک افغان عساکر ناتو و آنهائى که با ايشان همکار هستند به جنايت جنگى محکوم هستند و بايد مسلمانان جهان بخصوص افغانهاى با ايمان و مجاهد اين حوادث را در اوراق تاريخ کشور شان ياد داشت گرفته، و انتقام آنرا بکشند، و اگر موجوديت قواى صليبى هاى صهوينست و منافقين همکار شان تا اکنون قانونى بوده است پس چه لازم است که امروز بعد از پانزده سال جنگ و خون ريزى و جفور ظالمانه در افغانستان عزيز اين توافقنامه امضاء مى شود؟!

جواب اينست که اشغالگران صليبى با يک تعداد نا افغانان وطنفروش قبل از حمله به افغانستان با پرداخت هفتاد ميليون دالر امريکائى، رشوت اين قباله روباه را امضاء نموده بودند و اکنون آنرا براى ده سال ديگر تمديد کردند. اين حقيقت را حتى ولسى جرگه نامنهاد کابل نيز تصديق نموده است، و علت اينکه امروز حتى جزييات اين قباله روباه جديد با ولسى جرگه مشوره نشده خود نشان ميدهد که اين قباله روبه که به امريکا داده شده است بين مردم افغانستان و دولت امريکا صورت توافق نه داشته است، بلکه اين توافقنامه يست بين دولت امريکا و نوکرانش در کابل که به آنها هدايت کارى و منصوبه هاى آينده اربابشان را واضع ساخته است که در ده سال آينده چه وظايف را پيش ببرند و از آنها چه توقع مى شود، اين توافقنامه هيچ صبغه قانونى براى ملت مسلمان افغان و فرزندان نجيب مجاهد آنها ندارد، و نه مردم در شريف افغان به مواد مندرجه آن ملزم هستند، بلکه ملت شهيد پرور و مجاهد دوست افغان اکنون واضحاً نيات شوم اشغالگران صليبى و نوکران زرخريد شانرا درک نمودند و ان شاء الله هر چه مصمم تر براى اخراج اشغالگران ظالم از سرزمين اسلامى اجداد مؤمن و مجاهد شان جهاد مى نمايند.

علت ديگريکه اين توافقنامه به امضاء رسيده است اينست که نزديک شدن اخيرسال ٢٠١٤ و فرار عساکر صليبى از افغانستان، منافقين افغانى که در اشغال افغانستان و ادامه مضالم با  اينها همکارى دارند، را وارخطا ساخته، جرئت شان را از دست داده اند، و چون خائن خايفن است بقاى حيات شرم آور خود را در کرسى هاى دولتى در خطر مى بينند و فرار از افغانستان را برقرار دانند و با سرمايه هاى هنگفت حرام که در مدت اين يازده سال اشغال به قيمت خون هزاران هزار افغان مظلوم با توصل به اختلاص، دزدي، رشو ، ستانى، غضب زمين هاى ملت و دولتى، و تجارت مواد مخدر و سلاح بدست آورده اند، ميخواهند از افغانستان با سرمايه هايشان فرار نمايند، حاميان صليبى شان با امضاء نمودن اين قباله روباه به آنها اطمينان ميدهند تا از افغانستان فرار نکنند، در وظايف دولتى باقى بمانند ، نگذارند که قبل از خروج صليبى هاى صهونيست اداره دست نشانده صليبى سقوط نمايد.

به عبارت ديگر روحيه شکست خورده کارمندان اداره کابل را تقويت ببخشد و به آنها تفهيم نمايد که حاميان صليبى شان در پهلوى آنها مى ايستند و از نابکاره گى هاى آنها و خوانواده هايشان دفاع مى کنند نه اينکه مثل فرار و خروج روسها از کمونستان ملحد دفاعى کنند و ميگذارند که مجاهدين آنها را محکمه نمايند و به جزاى اعمال ننگين شان برسانند، ورنه چطور امکان دارد قدرتى نظامى مدرن يکه  خود شکست خورده و نتوانستند با موجوديت يکصدوپنجاه هزار عسکر تربيه شده جنگى منظم و مسلح با مدرن ترين سلاح هاى مختلف النوع، هفتاد هزار قرار دادى هاى جنگجوى مسلح جانى، سه صدو پنجاه و دو هزار عسکر، پوليس و خاديست هاى افغانى، قوت هاى مليشه و اربکى و استفاده از سلاح هاى شمييائى و زهرويى و مکروبى در جنگهاى يازده ساله به همکارى ماديست هاى سگ صفت مجاهدين مؤمن را شکست بدهد، مى تواند بعد از اين در موجوديت تعداد بيست هزار سرباز کماندوئى صليبى و تقليل تعداد قواى امنيتى افغانى از سيصدو پنجاه دو هزار به دو صدو سى هزار بتواند مجاهدين مؤمن، مصمم و با تجربه و مبتکر و روز افزون افغان را به زانو در آورند و آنها را به گذاشتن سلاح مقدس جهاد به زمين وادار سازند که يکى از شرايط پيشنهاد شده صلح دروغين  و فريبنده اشغالگران و دست نشانده هاى آنهاست؟!!

آيا اين جاى خجالت و تاسف نيست که بعد از سپرى شدن يازده سال جنگ و استفاده از تمام وسائل مدرن جنگى و عساکر به اصطلاح درجه يک، همکارى زيادتر از پنجاه کشور خون خوار غربى و دولت هاى منافق به نام مسلمان، سوختاندن کتاب مقدس مسلمانان قران عظيم الشان، قتل هاى زنجيره مردم مظلوم افغانستان که بنام عملياتهاى شبانه ياد مى شود، اما با وجود همه اينها قومندان اعلى اين قواى ظالم صليبى رئيس جمهور يک امپراطورى مغرور نميتواند اقلاً در روشنى روز در حضور همه جهان به افغانستان برود و اين قباله روباه را تسليم شود؟ بش رئيس جمهور قبلى نيز اينکار را هم در عراق و هم در افغانستان انجام داده بود که دزدانه در نيمه هاى شب وارد اين دو کشور شده بود. وقتيکه سرلشکر صليبيون صهيونست توانايى و جرئت آنرا ندارد که زيادتر از هفت ساعت آنهم در نيمه هاى شب در افغانستان باقى بماند، نميدانم اشغالگران و نوکرانشان به کدام اميد و چطور فکر ميکنند که ميتوانند براى ده سال آينده آنهم بعد از خروج اکثريت عساکر وحشى و قاتل شان در آن سرزمين مسلمانان انقلابى، مؤمن به خداوند جل جلاله  وآزادى دوست باقى بمانند و بالاى مردم شريف و مجاهد پيشينه و اسلام درست آن کشور شهيد پرور حکومت نمايند و مراکز ترور دولتى و بين المللى براى به شهادت رسانيدن سران و قومندانان مجاهدين بسازند؟!! اين خيال است و مجال است و جنون.

اينکه ما چرا اين توافقنامه را قباله روباه ناميديم علت آنست که ماهيت اين قرار داد همين است، قباله روباه به سندى گويند که اعتبار ندارد، قباله روباه سندى است که غير قانونى مى باشد و هيچ اساس شرعى ندارد، اما اينکه با وجود چنين درک واضع از همچو اسناد چرا اداره کابل و حاميانش بازهم به آن دست زدند علت ديگرى نيز دارد و آن علت  از اين قرار است که اشغالگران ميخواهند با امضاء نمودن اين سند راه خروج شانرا از افغانستان عزيز طورى ميسر بسازند که آبروى برباد رفته شان يک اندازه حفظ شود، و بدون اينکه در تاريخ افغانستان عزيز و جهان به تحرير بيآيد که امپراطورى خون خوار ديگر نيز با همه ساز و برگ نظامى و ائتلافيون وحشى آن در قبرستان امپراطوريها در افغانستان به زمين دفن گرديد، يعنى اينکه بعد از تشکيل خدمت به اصطلاح ديموکراتيک و بهتر ساختن وضع داخلى افغانستان به وعده اش وفا نمود، همچو روس نوکرانش را تنها نگذاشت و از آن کشور بطور مسؤلانه بيرون رفت. اين قباله روباه ميتواند سندى باشد که حلقات سياسى وت تاريخ نويسنان مغرض و بى ضمير و کتمانگر آنرا به حيث سند تاريخى ختم جنگ در افغانستان پيشکش نمايند تا جلو کشانيدن عساکر و فرمانده هاى نظامى شان را به محاکم جهان بگيرند و همچنان ادعاى شکست قطعى و واضع عساکر ناتو و از هم پاشى ناتو را در افغانستان همچو کمپ ملحد وارسا در سالهاى آينده تحت شعاع اين موافقتنامه قرار بدهند. روسها هم مشابح به اين سند را در ژنيو به امضاء رسانيده بودند.

چه ميدانند که قوتهاى اشغالگر امروز حتى توانايى خارج شدن از افغانستان را ندارند، عساکر و وسائل و وسايط جنگى آنها در قطعات و جز و تام ها نظامى همچو جنگ هاى افغان و انگليس در محاصره مجاهدين هستند و بدون اينکه از طريق هوا فرار نمايند و يا اينکه از طريق شمال کشور چاره ديگرى ندارند، راه هاى مواصلاتى تورخم و چمن به روى آنها بسته است. اشغالگران ميدانند که اين دو سرحد و مسير جاده هاى آن مکملاً تحت نگين مجاهدين است و اگر از اين مسير بخواهند فرار نمايند به سرنوشت انگليس ها دچار مى شوند.

فرار از راه شمال افغانستان ارزان و ساده نيست، مصارف مالى فرار عساکر اشغالگر ناتو در مقايسه به فرار از راه تورخم و چمن شش برابر افزايش دارد، و از جانب ديگر کشورهاى که اين قوتهاى شکست خورده بايد از طريق زمين و هواى آنها عبور نمايند مطالبه امتيازات گزاف و حتى تسيلم دهى يک اندازه وسائل و وسايط و تجهيزات نظامى اين حرکتها را دارند و ميگويند که  بايد بر علاوه پرداخت پول گزاف حق العبور اين وسائل و تجهيزات به طور رايگان براى آنها داده شود تا دولت هاى مستبد آنکشورها بتوانند ملت هاى شان را قانع بسازند که اين عمل شان به نفع کشورهايشان است. اما بايد اين وسائل نظامى را افغانها به طور غنايم جنگى نگذارند که از افغانستان به سادگى خارج شود. اگر قرار باشد که عساکر اشغالگر به اساس يک توافق با مجاهدين از افغانستان خارج شود، مجاهدين مکلف هستند واضحاً به اشغالگران تفاهم نمايند که آنها نميتوانند اجازه بدهند که اين وسائل بشکل کامل و سلامت از افغانستان عزيز خارج شود، بلکه تنها به عساکر آنها اجازه داده شود که زنده از افغانستان فرار نمايند نه تجهيزات نظامى شان اين اشتباحى بود که در خروج روسها و کمپ وارسا با همکارى يک تعداد مجاهد نما ها صورت گرفت و نبايد اين اشتباه تکرار شود. ارزش اين تجهيزات اول در مقابل غرامت جنگى حساب شود و ثانياً براى دفاع بعدى کشور از آن استفاده شود، هنوز اين جنگ به اين زودى ها خلاص نميشود، افغانها اشتباه غير مسلح ساختن ملت شان را در باره تکرار نکنند. اين وسائل جنگى آن غنايم است که حق خداوند جل جلاله حق رسول الله صلي الله عليه وسلم و حق آن مجاهدين و مهاجرين است که در امر دين و ديندارى همديگر شانرا تقويت نموده و همکارى داشته اند و در آينده نيز سپاهيان سربکف اسلام باقى ميمانند، از مرزهاى کشور و حدود الله دفاع مى کنند.

آغاز فصل بهار ١٣٩١ مژده حملات کفر شکن مجاهدين را عمليات الفاروق بالاى دشمنان افغانستان و حاميان اشغالگر صليبى آنها را ميدهد. اين حالت خود اجازه نميدهد که بيست و سه هزار عسکر اعلان شده ئى که فرار است از افغانستان  الى برج دسمبر سال جارى خارج شود، مسدود بودن راه هاى طورخم و چمن خود براى مجاهدين کمک مى نمايد تا اين امر شان يعنى واگذارى و سائل جنگى بعد از فرار از افغانستان به افغانها گذاشته شود و مجاهدين نبايد اين زمينه خوب را از دست بدهند.

اما به هر طوريکه باشد، ان شاء الله اين قوتهاى اشغالگر مکملاً بدون باقى ماندن حتى يک سرباز با اتخاذ تجربه شکست فاحش و رسوا کنند که باعث انحلال پيمان ناتو و سقوط اداره کابل مى گردد از افغانستان فرار ميکنند. اين گفته ما نيست، بلکه وعده الله جل جلاله است که با آمدن حق باطل از بين مى رود  و چون اينها باطل هستند نه اين قباله روباه مى تواند بقاى آنها را يقينى نمايد و نه هم پشتيبانى قوتهاى شکست خورده طاغوتى اشغالگران و ان شاء الله وعده خداوند جل جلاله که حق است و هيچ خلاف در آن نيست حتمى  تحقق مى پذيرد.

اما حاکم شدن رحمت حق و تحقق اين وعده خصوصيات خود را داشته و نياز به لياقت دارد، اگر مجاهدين افغان توانستند که در مدت باقيمانده به اوامر الهى (جل جلاله) تن بدهند و اتفاق نموده فعاليتهاى جهادى و فکرى همآهنگ داشته باشند، و اين لياقت اخذ رحمت در مجاهدين و ملت مؤمن افغان موجود بيآيد، ان شاء الله حتماً لايق حاکميت حق مى گردند و کشور شان از پنجه هاى خونين صليبى ها و نوکرانشان با افتخار و سعادت اخروى آزاد مى گردد که در نتيجه اين سند قباله روباه و آرزوهاى نامرئي رسيدن از جنوبنابه شمال اشغالگران صليبى و اميد هاى شوم دشمنان اسلام و مسلمين نقش بر آب مى گردد، حاميان و امضاء کننده هاى اين سند شرم آور و وطن فروش را خجالت زده از سرزمين مومنان دلير افغان اخراج مى نمايند، و افتخار دينى و ايمانى و ملى افغانها دوباره به جا شده بازهم درج تاريخ فتوحات مومنين مى شود و يادى فتوحات خلفاى راشدين و صلاح الدين ايوبى را تازه مى سازد، و اگر اينکه يکبار ديگر همچو سالهاى ١٩٩٢ و ٢٠٠١ و تا اکنون به بى اتفاقى ها ادامه دادند، احتمال آن ميرود که دشمنان اسلام و افغانستان از آن حالت و وضع کنونى فعلى استفاده نموده.

با وجوديکه فرار شان حتمى و لازمى است ملت را به گريبان يکديگر انداخته، افغان را توسط افغان به قتل برسانند و جنگ هاى ارزان قيمت را تا مدتهاى طولانى ادامه بدهند که در نتيجه ضرر آن به مجاهدين و مردم افغانستان عزيز و جهان اسلام ميرسد.

پس توصيه ما به ملت غيور و مسلمان افغانستان و فرزندان صديق مجاهد آن ها اينست که اتفاق نموده، و نگذارند امضاء نمودن اين قباله روباه توسط دست نشانده هاى صليبى هاى صهيونيست شهامت و جرئت شانرا تحت شعاع قرار بدهد، سست و غمگين نشوند که آنها برتر هستند اگر باشند از جمله مؤمنين و خداوند جل جلاله برتر و قويتر از همه است. در مقابل اين قباله روباه مجاهدين ابتکار نمايند و پيمان برادرى براى آزادى افغانستان عزيز تحقق شرعيت محمدى (ص) عودت مهاجرين گرامى رنج کشيده به کشور آبائى شان و خنثى کردن اين توافقنامه گرگ و روباه با هم ببندند، و اين روباه حيله گر را دوباره از همان سمت و سوراخ گنديده که آمده اند يکجا با نوکرانشان فرار بدهند و چنان ذليل شان بسازند که هرگز نه اينها و نه ديگرانيکه شايد چشم بر آن دوخته باشند که شايد بتوانند بعد از فرار ناتو از افغانستان ميتوانند داخل اين باغ مؤمنين و گل هاى جنت (افغانستان عزيز) و (ملت مؤمنين) شوند و منصوبه هاى استعمارى و استبدادى و مغرضانه شانرا عملى نمايند.

به اميد فرار صلبيون صهونيست از کشور عزيز ما افغانستان سر بلند و آزادى کامل اسراى مسلمين از زندانهاى جهنمى ظالمان قرن بيست يکم.

 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.