روزاستراد استقلال کشورگرامي باد — استاد صباح

 

روزاستراد استقلال کشورگرامي باد

 

(نود وسومین سالگرد استرداد استقلال کشورگرامی باد)

 


نوشتۀ: استاد صباح

 

اقوامی که نامشان برای همیشه در تاریخ مانده است هرگز قهرمانان خود را فراموش نکردند مردمی که قهرمانان خود را فراموش کردند به فراموشی سپرده شدند و در تاریخ نامی از آنان نیست.

استراداستقلال کشوردراثرفداکاري وجانثاري فرزندان ازجان گذشته ميهن  بدست آمدواين درخت تنومند باخون جوانان ومبارزين ملي آبياري شد وبارورگرديده است.

اما متاسفانه طي بيش ازسه دهه جنگ وستيز، اجنبي واجنبي پرستي ، چوروچپاول ، خودبيني وخودبزرگي ، خيانت وجنايت ، وحشت وبربريت ، پنهان کاري ومعامله گري ، دزدي وفساد… به اوج خود رسيد واين پديده هاي شوم وخانمانسوزتاجاي پيش رفت که عملآ استقلال ملي تماميت ارضي وحاکميت دولتي راتهديد نمود وفرزندان وطن راآواره وسرگردان نمودو اين جنگ تباه کن ونوکري وبيگانه پرستي  کشورراويرانه وملت رابخون نشاند.

بلي ! که بود مي دا نست كه فرود يك گلوله توپ قلب چند نفر را مي درد ؟ که بودکه فکرميکرد ميليونها افغان آواره وسرگردان ودربدروبي خانمان ميگردد ؟ چه كسي مي دانست که هر صداي فيراسلحه ، فردا به قطره اشكي بد ل خواهد شد و اين اشك چه جگر هايي را خواهد سوزا ند ؟ که بود ميدا نست جنگ يعني سوختن ، ويران شد ن ، آرامش مادري كه فرزندش را با لالايي گرمش در آغوش خود خوابانيده ، نوري ، صدايي ، ريزش سقف خانه و سرد شد ن تن گرم كود ك در قامت خميده مادرچه تاثيرداشت؟ نبود کسي که ميدانست جنگ يعني ستم يعني آتش ، يعني خونين شدن وسرخ شدن جامه اي و سياه شدن جامه اي ديگر. گلوله اي از ميل تفنگ وباماشه کشيد ن تفنگداري با سرعت شليك مي شد و در مبداء به حلقومي اصابت نموده ، آنرا سوراخ كرده و گذر مي كرد ؛ ميدانيد كه ؟ كدام مادر ضجه مي كشد ؟ كدام پيراهن سياه مي شود ؟ كدام خواهر بي برادر مي شود ؟ آسمان كدام شهر سرخ مي شود ؟ كدام گريبان پاره مي شود ؟ كدام كودك در انزوا و خلوت خويش ازدردجانسوزبي پدري اشک ميريزد.

ماامروزدرشرايطي ازاستراد استقلال تجليل بعمل مي آوريم که تقريبن چهل کشورعملن درافغانستان حضورفزيکي دارند. اما متاسفانه وسوگمندانه  مردم مظلوم ما قربانی امیال وهوسهای گوناگون افراد و گروههای مختلف نظامی و سیاسی شده اند بدون اینکه در زنده گی سراسر پریشانی ومشقت بارآنها تغییر مثبتی صورت گیرد. منتها هرگاه که جنک برسر منافع و به دست آوردن قدرت صورت می گیرد کسانیکه بیش ازهمه ضررمی کنند وقربانی می شوند، مردم هستند که درکوران حوادث همواره باید تاوان خود خواهیها و قدرت طلبی های مشتي معامله گرواجنبي  را بپردازند.

مردم که با صدها مشکل درحال حاضرروزگارمی گذرانند، نگران این هستند که با تداوم نا امنی ها، خدای ناکرده همانندعراق همین امنیت نسبی دربعضی ازولایات نیز، رخت بربندد وجان وناموس مردم بی رحمانه درمقابل هوسهای قدرت طلبانه جنگ سالاران به خطر افتد.

هنوزقاچاق مواد مخد ر، معاد ن ، انبارهاي اسلحه ، چوروچپا ول سرما يه ها ي دولتي وشخصي ، رشوت ورشوت ستاني ، قتل وجنايت هاي تکا ن دهنده ، د زدي واختلا س ، خويش خوري وقوم پرستي … به پيما نه زيادي به چشم مي خورد ، با اندوه فراوان با گذ شت هرروزوسعت بي سابقه پيدا نموده وقانون ودولت را زيرسوال برده اند.

ازيکطرف نگرانيهاى بين المللي از تشديد بحران در افغانستان وافزايش خطر طالبان ، تا جايي پيش رفت که برخي ا ز تحليلگران حتي ا ز احتمال بازگشت افغانستان به دوران سياه گذ شته در نتيجه افزايش خشونت طالبان و کم توجهي بين المللي به اين کشور سخن گفته اند.

فساد اداري ، مواد مخدر، تروريزم ، فقر ، نا امني ،فقدان اشتغال مشکلات با همسايه ها، حاکميت جنگسالاران  و نظاير آن همچون يک نظام پيوسته به هم عمل مي کنند.

اما با تمام اين ها موردي بر خورد مي شود و تنها راه حل پيشنهادي نيزاز طريق نظامي و امنيتي جستجو مي گردد . تقويه پوليس ملي و اردوي ملي ، همين وبس . در حاليکه حوادث تروريستي آشکار ساخت که باو جود مصارف زياد و وعده ها ي زياد تر ، نه پو ليس ملي داريم و نه اردوي ملي.

کوشش در جهت ايجاد اردوي ملي و همزمان با آن احياي مليشه بازي  و در پهلوي آنها توسل به شيوه هاي ناکام جرگه سازي  . پذيرش مصلحت هايي که هر کدام دارند همان نتايجي را در بر دارد که تا حال داشته است و تازماني که مصلحت وروزگزراني اساس کار وسياست باشد ،که هست، هيچ نشانه اي از بهبود را نخواهيم ديد.  دولت خود را به مصالح گروه هاي گوناگون متعهد مي دا ند و بر همين اساس رو زانه بر نامه مي سازد. با قدرتمندان درون دولت ، با قوماندانان محلي ، نيروهاي محافظه کار ، با جامعه جهاني و… و بر آيند آن نيز همين است که هست . در اين ميان آنکه هرگز مورد توجه قرار نمي گيرد ونقشي را که مي تواند بر عهده بگيرند ناديده گرفته ميشود اکثريت مردم افغانستان است که ازفقر ومرض و بي سر پناهي و بيکاري رنج مي برند.

فعاليت القاعده، طالبان و حزب اسلامی گلبدين حکمتيار، چالش نخست در برابر آينده است و پس از آن، وجود جنگسالاران و گروههای مسلح تنظيمي مشکلات عمده پيش روی کشور هستند و مواد مخدر، به عنوان چالش ديگردر برابر دولت قرار داردو بدبختانه دولت نيزبخاطربيرون رفت ازمشکلات موجود راه هاي بيرون رفت راجستجونکرده وخودنيزعملن درهمدستي وهمياري باجنايت کاران قدرت طلب وپول پرست به مشکلات موجوده مي افزايد.

دولت درمبارزه با توليد و قاچاق مواد مخدر، حساب دهی ازکمک های جامعه جهانی ، جذب اعضای گروه های مجاهدين در تشکيلات اردو و پليس ملی و همچنين استخدام آنان در تمامی ادارات دولت در داخل و خارج ، جلوگيری از تبليغات عليه جهاد و مقاومت . اگر این شروط کالبدشکافی گردد قبول آ نها نتیجه ای جزپذیرفتن حاکمیت عده ای خاصی نيست.

اگر جنايتکاران وگروپهاي که تحت نام جهاد ومقاومت ستمهاي فراواني که برملت رواداشته اند ‌به‌خاطر خيانت‌ها و جنايت‌هاي‌بيشماري‌كه‌مرتكب‌شده‌اند به‌پاي‌ميز محاكمه‌كشيده‌نشده‌و مخصوصاً ميليون‌ها دالري‌ذخيره و انباشته‌‌اند از حلقوم‌شان‌بيرون‌نشود در واقع‌هيچ‌كاري‌عليه‌آنان‌صورت‌نگرفته‌است‌و قادر خواهند بود با پول‌بي‌حساب‌خود به‌هر رذالت‌و ترور و توطئه‌و تقلب‌دست‌بزنند.  ولي‌متا سفا نه سازش وسازشكاري‌چون گذ شته ادامه پيداکرده است .

بيايد باخودبي انديشيم که طي تقريبن يکقرن ازاصول استقلال  مابه وطن ومردم وطن چه کرده ايم وهمين اکنون تاچه حدودي مالک کشوروصاحب استقلال وتماميت ارضي کشورماهستيم .

زنده آناني اند که پیکار می کنند آناني که جان و تنشان از عزمی راسخ آکنده است آناني که از نشیب تند سرنوشتی بلند بالا می روند آناني که با اندیشمندي بسوی هدفی عالی ره می پویند و روز و شب پیوسته وظیفه ای مقدس دارند .

 

 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.