آزادی ، استقلال ، خود مختاری وپرسشهایی — سرمقاله

 

 

آزادی ، استقلال ، خود مختاری و پرسشهایی

 

هشتاد و نه سال قبل در چنین روزی  و بعد از بگیر و بکش ها و وعده و وعید های بیشمار ، امپراطوری بزرگ زمان، آنیکه در ملکش افتاب را غروبی نبود با ذلت و خفت مجبور گردید تا در پای ورقی امضای برسمیت شناختن خود مختاری  افغانستان را بکند.

در حقیقت افغانستان اولین حلقهء  زنجیر ظلم استعماری بریتانیای کبیر بود که از سلسله تبعیت آن امپراطور آزاد گردیده و را ه را برای دیگر در بند کشیده شده ها بازنمود تا از زیر یوغ این ستمگر دوران بدر شوند و راه خویش را خود و برای خود بپیمایند.

 

89 سال است که ما این روز را بشکلی از اشکال تجلیل میداریم و اگر حقیقت را بگوییم این یک عده معدودی اند که  در پهلوی زمامداران وقت  تظاهر به تجلیل از این روز میکردند و میکنند. اما اکثریت مردم ما بدون توجه به این روز و اهمیت آن ، اینروز را بدون هیچ برجستگی و تمایزی  شام نموده  و بعد ازغم روز پار در اندیشه روز بعد بودند و  میشوند !.

این بدین معنی نیست که مردم ما با آزادی و استقلال میانه خوبی ندارند، برعکس مردم ما همیشه از حساس ترین مردمان در مقابل آزادی شان میباشند که بهتری نمونه آنرا میتوان از مبارزه مردم غیور این خطه  در مقابل امپراطوری روس ( شوروی وقت ) نام برد که هنوز صفحات این مبارزه از رنگ خون شهدای مان رنگین و تازه است. چنانچه اکثریت مردم در مقابل حرکات مشبوه و نا متعادل قوای خارجی در افغانستان در زمان کنونی نیز در حالت نا آرامی قرار دارند. وشاید اگر آن تجارب بد دهه نود میلادی نمیبود مردم تصمیم خودرا میگرفتند. واینجا سؤالی است که چرا مردم عامه ما چنین روزهایی را عادی سپری میکنند؟ .

 

سؤال دیگری که در ذهن خطور میکند اینست که چرا ما همیشه مربوط به دوره معینی از تاریخ وابسته میباشیم ، همیشه در باره آن یاد و صحبت میکنیم( اگر یادی صورت گیرد!). اما دوره های دیگر را کم کم  بفراموشی میسپاریم. مگر افرادی خاصی اند که مردم را بگوشه مشغول ساخته و از آنچه بضرر شان است بدور میسازند؟.

بگونه واضحتر بگویم: چرا روز استقلال ، آزادی ، و خودمختاری را که مردم ما با فداکاری های بیمانند بدست آوردند در سال 1989 بدست فراموشی میسپاریم ؟، استعماریکه بازهم افغانستان و جهاد مجاهدین آن  پیشقراول شکسته شدن طلسم استعماری خرس قطبی گردید.  دیدیم که چه کشورهایی از زیر پاهای  وی سر بلند کرده آزاد شدند. باذکر اینکه  برای نسل موجود طرد استعمار روس از کشور و گرفتن استقلال از چنگال ازمندش  از اهمیت خاصی برخوردار است، زیرا نسل مبارزین آزادی اخیر هنوز نفس میکشند ، آنانیکه هنوز هم ثقل بدبختی های استعمار روسی را بدوش میکشند. در حالیکه استعمار برتانوی مربوط بدوره اجداد ما بود که در حد خودش باید به آن ارج گذاریم.

 

سؤال بعدی که بذهن میرسد اینست که ما در تاریخ دوره استعماری برتانوی  به شخصیت هایی برمیخوریم که مورد لعن و نفرین مردم قرار گرفته و بخاطر رکابداری استعمار گران بنامهای زشتی مشهور شدند ازجمله صفت " لاتی" بود که به جیره خواران استعمار انگلیس داده میشد و کسی را جرأت نبود تا از آنها دفاع کند.

ولی رکابداران استعمار جدید نه تنها بخاطر خدمت به مستعمران روسی مورد ملامت قرار نگرفتند، بلکه  در مقامات مهم و کلیدی هم جا داده شدند، تا حدی که همینها اند که با تغیر پایگاه و ارباب،  برای مردم ما رسم خوب و بد بودن را میکشند. آنکه از خودشان اند نیکوصورت و آنکه از جمله مخالفین شان بود در جمله  بد صفتان قرار داده میشوند.

 

وبلآخره پرسشی بوجود میاید  که مگر اکنون ما استقلالی داریم که از استقلال و آزادی گذشته  یاد نماییم؟!. چه فایده که ما از استقلال دوره  اجداد خویش یاد آوری نماییم ولی اکنون  در قراء و قصبات و حتی شهرهای خود از مردم مظلوم و بیچاره خود دفاعی در مقابل تکبر و بی پروایی قدرتمندان جهانی  و جاهلان قرون وسطایی نتوانیم.

 

باهمه اینها سالگرد مبارزه و  استقلال 1919  اجداد ما بر مردم ما مبارکبادا

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.