بمی که در پارلمان کفید — سرمقاله

 

بمی که در پارلمان کفید

 

 

وقتی کلمه بم را میشنویم حتما تصویری از خون و پاره های گوشت به ذهن خطور میکند ، اما در اینجا بم منفجر شده تنها به زدودن ماسک ها اکتفا کرده و حقائقی را برملا ساخت .

 

از سالها بدینسو است که مناصب دولتی و ملی ما آلوده به افرادی است که نتنها شائستگی آن مقام را نداشته ، بلکه باعث لکه دار شدن عدۀ اگر پاک مانده باشند نیز شده است.

وزیر مالیه آقای زاخیلوال بلآخره  آنچه را که باید از سالها قبل گفته میشد بزبان آورد، وی ظاهرا ( چون تا هنوز در مرحله ادعا و عدم فیصله محکمه است) اسنادی را ارائه کرد و انگشت صریح به افرادی مشخصی گرفت که در قاچاق و فساد اداری از لباس نمایندگی مردم  در پارلمان استفاده مینمایند.

از سالها بدینسو صحبت ازشیوع فساد در سطوح ارگان های دولت میشود، احیانا تهدید به افشاگری هم صورت میگرفت ولی در نهایت  ابها خیلی روان میگذشت و چیزی افشا نمیگردید جز اتهاماتی گنگ و دور افتاده . شاید علت آن زد و بندهای پشت پرده ، ترس و تهدید، مقابله بالمثل از سوی افشا شوندگان و … بوده باشد ، ولی اینبار آقای زاخیلوال (بروز دوشنبه تاریخ 13.05.2013) در حضور خود متهمین و درکنار هم مسلکان شان آنهارا خطاب کرده بر ایشان از سوء استفاده ها و خیانت ها نام برد.

 

این جرأت آقای زاخیلوال را بمثابه رگه آب باریکی میگیریم که  راهش را از تاریکی های دل زمین در میان صخره ها بمشقت  باز میکند و منجر به این میشود که به تعقیب آن آبهای بعدی به سلاست و سادگی بیرون جهد. این امید همه مردم صادق در افغانستان است که صدای آقای زاخیلوال در میان دیگر اراکین این دولت انعکاس نموده و آنها را هم به افشا گری افرادی که از خون مردم بیچاره ما خود را فربه میسازند، وادارد.  

 

اگر این ادعا درست بدر شود  حیرت انگیز است که همین افراد متهم چگونه صدای گرگ آمد و دزد بگیر را بلند میکردند در حالیکه خودشان از همان قماش بودند. مناقشات در پارلمان وصحبت های شیرین مردمی از سویی، خیانت بوطن و مردم عذاب کشیده از سوی دیگری ! مگر این چه گونه وجدانی را با خود دارند ؟  و یا اینکه از وجدان و شرافت بویی نبرده اند!؟.

 

ما این اقدام آقای زاخیلوال را با قوت تمام تأیید و پشتیبانی میکنیم  … ، اما  این به این معنی نیست که آقای زاخیلوال خودش را با این اقدام جسورانه  واکسین ضد بازخواست و کنترول نموده باشد ( چنانچه در صحنه سیاسی کشور ما مُد شده است که برای اینکه خود را از جنایت مبراء سازند ترازوی قضاوت و حُکم را بدست گرفته بالای این وآن تاپه میزنند تا جنایات و فساد خود شان را زیر زانو پُت کنند). بلکه مردم در پهلوی تقدیر از این شجاعتش، خودش را و دیگر اراکین دولتی را که در موردشان سرو صدایی بلند نشده از نظر دور نخواهند کرد. اگر خدای نخواسته درمورد آقای زاخیلوال یا افراد دیگر امثال ایشان اسنادی راجع بفساد و خیانت ثابت شود، هرگز نمیتوانند خود را از مسئولیت برهاند.

 

نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد اینست که  عده یی ( هرکس روی علت مربوط بخودش ) این اقدام آقای زاخیلوال را تعبیر و تفسیر عجیب و غریب نموده ، میخواهند  محتوای آنرا که افشای افراد متهم بخیانت است کمرنگ ساخته و حتی خود آقای زاخیلوال را در این اقدامش متهم به چیزهایی کند که  با منطق سازگاری ندارد.

 

از برجستگی هایی که در این افشاگری  روشن شد  کذب و بهتان  اجنتان خارجی است که در داخل وطن  مردم مارا به حساب قومیت یا زبان و منطقه میخواهند تقسیم بندی نمایند، و برای اینکه اهداف باداران شان را در خارج از مرزهای کشور برآورده سازند هرعمل افراد غیر از خود شان را بحساب قومیت در آورده و  درز و شق هایی را در میان هموطنان ما ایجاد میکنند، برخورد  زاخیلوال  با وجود تحرکاتی برای بخاموشی کشانیدن زاخیلوال و معامله کردن روی این قضیه ، نشان داد که در این برخورد، وی بالاتر از این بود که تن به پستی قومیت ، زبان ویا سمت پرستی بدهد ، که امیدواریم تا دیگران نیز از این روش نیک درس گیرند.

چنانچه تقدیر دیگر نمایندگان از این اقدام آقای زاخیلوال قابل تمجید بوده  گرچه شک است که چقدر گرگان دیگر در قطار موجود بوده باشند، ولی آنچه را میتوان گفت  اینست که گرگان شوکه شدند  و امید است  تا دست از درندگی شان بردارند، چون این ملت رنجدیده و عذاب کشیده سزاوار این نیست که در بین دزدان و شریران  رو به تباهی رود.

 

 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.