بازنده ها حق ندا رند با لج بازی، افغانستان را در قمار بگزارند! — میرعنایت الله آشفته

 

بازنده ها حق ندا رند با لج بازی، افغانستان را در قمار بگزارند!

 

میرعنایت الله آشفته

??/12/2013

 

خواهران و برادران دردمند و پریشان حال کشور، بازنده گان حکومت ساخته شدۀ بُن و حامیان جنگ تحمیلی، می خواهند بار مسؤ‌ولیت خویش را بر شانه های ملت متضرر ما باندازند! زمانیکه شکست قوای اشغالگر شوروی در اثر جانبازی های ملت مجاهد و آزادیخواه افغانستان قطعی گردید، میخائیل گرباچُف اشغال را اشتباه و جنگ افغانستان را زخم ناسور و خونین خواند! و در اثر تفاهُم بین شوروی شکست خورده و جهان غرب، ظاهراً قضیه را رنگ افغانی داده و پلان های صلح ملل متحد داغ شد، اما در باطن سر رشتۀ اصلی جنگ دست پاکستان و شوری ماند. نتیجتاً با کمال سر افگندگی بخشی از مجاهدین در تفاهُم با شوروی، علیه بخشی دیگری از مجاهدین و پاکستان، قرار گرفته و نیرنگ دُشمنان رنگارنگ شکست خوردۀ  ملت مجاهد به پاه خواستۀ فاتح؛ کارگر افُتید و " اکثریت خاموش " با گرفتن انگُشت حیرت در دهان تا امروز عمداً در انزوا قرار داده شد.

پس از تجارب ناکام 35 سالۀ سیاست بازان متفرق، احساساتی و کوتاه  نگر افغان و قدرت های بزرگ جهان در لابراتوار افغانستان ( کار گران سراسر جهان متحد شوید، رژیم اسلامی مجاهدین، رژیم امارت اسلامی طالبان و 12 سال انارشیزم زیر نام دیموکراسی، کارد را به استخوان ملت افغان رسانیدند. حال تکرار فاجعه بشکل دیگرش پیش روی دولتمردان افغانستان قرار گرفته است. یا امضای پایگاه نطامی مطابق خواست آنها یا گزینه صفر و قطع همه کمک ها، نه تنها از امریکا بلکه قطع کمک از همه کشور های دوست!؟

هموطنان گرانقدر، وطن دو ستان عزیز، شخصیت های محترم ملی، استادان دانشمند، علمای کرام، جوانان آگاه و تحصیل یافته، مامورین، منسوبین ملکی و قو ای مسلح کشور، اپوزیسیون مقاومت مسلح و غیر مسلح، در یک کلام " وارثین افغانستان زخمی " در رابطه به مسایل کلان ملی و سرنوشت ساز، از جمله پیمان های استراتژیک با کشور های بزرگ جهان و در حال، موضوع  داغ ملی، عقد " پیمان امنیتی با امریکا " وجیبۀ ملی  وظیفۀ شهروندی ( همه اتباع افغانستان صرف نظر از دید موافق یا مخالف ) چیست و چگونه باید موقف سازنده و افغانستان شمول اختیار کرد!؟ آیا صرف گوش کشیدن به اخبار ضد و نقیض منابع داخلی و خارجی، با عالمی از ابهامات! تحلیل وتفسیر به اصطلاح کارشناسان مُزد بگیر!  ایجاد  فضای خوف و ترس از سقوط دولت به دست طالبان آنهم طالبان پاکستانی !؟   سوال مطرح میگردد که:  آیا تمام منسوبین قوای مسلح که هر روز خون شان ریخته میشود، مگر صرف به منظور در یافت یک مشت پولی غربی ها اجیر شده اند و هیچ انگیزۀ دیگرسایسی وجود ندارد؟ آیا تمام مخالفین مسلح وغیر مسلح کشور که مخالف پیمان امنیتی نظامی امریکا اند؛ به شمول بخش قابل ملاحظۀ ملت مالیه ده امریکا، همه جواسیس پاکستان و ایران بوده؛ وطن فروش اند؟ و هیچ انگیزه و خواست سیاسی ندا رد؟ و . . . بناءً این موقف گیریهای موافقین و مخالفین همه در مجموع  دال برجاسوس بودن است؟ اگر خداناخواسته این طرز تفکر حقیقت باشد وملتی در بست متشکل از جواسیس روسی، ایرانی، امریکایی، پاکستانی، هندی، چینی و . . . باشد، پس لطفاً در مغازه های سیاست بازی تانرا ببندید و بیشتر از این خود را فریب ندهید.

به یقین میتوان گفت این گونه قضاوت جز توهین به ملت افغانستان چیز دیگر تلقی شده نمی تواند. آیا " بین رنگ سیاه و سفید " رنگ دیگر هم است یا خیر؟  امریکا و سایر کشور های دارای اقتصاد قوی در جهان به کشور های زیادی سالانه کمک های هنگفت اقتصادی و نظامی به دلایلی مختلف می نمایند؛ و پاکستان یکی از جملۀ دریافت کننده ها است که بدون کمک غرب، قادر به پرداخت معاشات و مصارف نظامی خود نیست.

وقتی ابتکارعمل را حلقات ناعاقبت اندیش سیاست پیشه کشور ما خلاف انتظار، در اثر تضاد های فکری خود که طبعیتاً در هر کشوری وجود دارد و تا قاف قیامت وجود خواهد داشت، خلاف منافع ملی کشور، جهت غصب قدرت و حذف فیزیکی رقیبای سیاسی خویش به بیگانه ها محول، و از استخبارات کشور های بیگانه استمداد جُسته و تقلایی نجات نمودند.  پس کاملاً طبعی است که این حلقات و بقایایی شان به مرض مزمن اسارت ذهنی گرفتار و ازهمان آغاز به ارزشها و توانایی های ملت؛ بی پروا و بی باور بودند. سوال اساسی این است که آیا این مرض و ازخود بی باوری صرف شامل حال چند رهبر تحمیلی و صادر شده است؟ یا خدا ناخواسته حدود سی ملیون افغان، در اثر جنگ های 35 سالۀ تحمیلی، دیگر توان حفظ و نگهداری سرزمین، خانه و کاشانۀ خود را  از دست داده است!؟

دانشمندان محترم، آگاهان امور سیاست، سرمایه های معنوی کشور، بخصوص آن عده استادان محترم و صاحب نظران وارد، در شروط آقای کرزی، صرف نظر از کارنامه های نهایت منفی 12 ساله کاری اش، نکاتی قابل مکث و بحث منطق به منافع ملی کشور نُهفته است. در صورتیکه زیر کاسه نیم کاسۀ نباشد، اینجا منافع آقای کرزی یا مخالفین مسلح و غیر مسلح آن مطرح بحث نیست، بلکه منافع ملی مد نظر است. ( دولت ها می آیند و میروند؛ ولی کشورها و ملت ها باقیست ) آیا در این وسط مطالبی قابل توضیح برای عوام الناس مطرح بحث است یا خیر؟ از آن جایکه نگارنده متعلق به اکثریت خاموش ملت افغانستان می باشد، و سنگر جهاد ملت افغانستان، در برابر هیچ رژیمی ضد مردمی، در حد توان خاموشی اختیار نکرده، یک بار دیگرآواز بلند نموده منحیث یک فرد افغان، از نسل سوخته و قربانی جنگ، از شما آگاهان محترم صمیمانه سوال دارم.  عقد و امضا پیمان های استراتژیک دولت افغانستان با کشور های امضا شده،  مشروط و منوط به عقد پیمان استراتژیک و امنیتی با امریکا بوده یا خیر؟ آیا سایر کشور های امضا کننده پیمان استراتژیک به اساس منافع ملی کشور های مستقل خود با افغانستان عقد پیمان نموده اند یا به اساس سفارش و توصیه  دولت امریکا؟  آیا ارزش حقوقی و اعتبار این پیمان ها در محدوده و صلاحیت افراد امضاء کننده است یا بین دولتین ؟ آیا دولت امریکا مثل افغانستان این سند را به تصویب مجلس سنای کشورش میرساند یا خیر؟ اگر پیمان استراتژیک به دلایلی خاص با یکی از کشور های امضا کننده؛ فسخ می گردد، معنی فسخ همه عقد نامه ها و پیمان های استراتژیک با سایر کشور های مستقل دیگر را  نیز دارد؟ آیا این پیمان های استراتژیک با کشور های دوست و کمک کننده جهان صرف در صورت دادن پایگاه نظامی به امریکا در افغانستان به امضا رسیده یا بر اساس منافع متقابل  کشور های امضا کننده؟

کشور پرقدرت امریکا و  قوای ائتلاف که توانستند در ظرف چند روز محدود یک هماهنگی بزرگ جهانی را تشکیل و با  حدود 150 هزار سرباز به اشتراک 49 کشور، رژیم طالبان را سقوط دهند، مگر چه مشکل میتواند باشد که رقم  6 تا 12 هزار سرباز حاضر در افغانستان را که در آینده، جهت آموزش سربازان افغان در داخل میادین هوایی می باشند، چطور تا ختم سال 2014 پلان نمی توانند؟  آیا هموطنان ما میدانند که ضرب الا اجل تا ختم دیسمبر 2013 چه رازی در خود نهفته دارد؟ چرا حتماً آقای کرزی؛ آنهم به زودی امضا نماید؟ سؤال دیگر، پروژۀ بعدی انتخاب از جمع موره های ملیونر ساخته شدۀ ناکام در وظایف قبلی شان. آیا انتخابات شفاف، دیموکراتیک، سراسری و بدون تقلب در شرایط کنونی با امن برگزار گردیده می تواند و عملی است؟  " با وجودی که در نفس  کلمه انتخابات موافق هستم، با شرایط معقول آن"  برندۀ  این نمایشنامه هر کاندید ای محترمی که باشد، آیا پیام آور صلح  نیز بوده می تواند، با کدام نسخه و با حمایت کدام قدرت ؟ و چرا تاحال این لطف درحق ملت تشنه به صلح صورت نگرفت؟

این سوالات نزد من نا فهم و جمع بزرگتر جامعه لاینحل باقیمانده است که هر افغان با درد و هر انسان با مسؤ‌ولیت را متوجه آیندۀ مبهم ملت مسلمان و اسیر زور مندان می گرداند. به گمان این حقیر که بازیگران هر دو طرف مجزا از ارادۀ  ملت امریکا و افغانستان در داد و ستد غیر قانونی به مشکل و بن بست مواجه گردیده اند و از بیان حقایق هر دو طرف طفره رفته  از ناکامی و عدم صداقت خویش گُریز نموده و برف بام خود را به خانۀ ویران و بدون سقف ملت متضرر می اندازند! دولتی که با قوت طیارات بی 52 صادر شده و  متکی به آن میباشد و رهبران مقاومت مسلح آن که مخالف دولت هستند، در زندان های کشور همسایه، توقیف  میباشند، چنین وضع برای سی ملیون شهروند افغان که وارثان سلطان محمود غزنوی، میرویس نیکه، احمد شاه بابا، میر مسجدی خان کهدامنی، فیض محمد خان کاتب هزاره و هزاران مجاهد گُم نام دیگر ننگ است.

فشُرده و شفاف عرض میدارم که:- 1 امضا یا عدم امضای پیمان امنیتی که دفاع دربرابر مداخلات همسایگان بد خواه ایران؛ پاکستان را به 12 سال گذشته در قبال نداشت؛ در آینده نیز نخواهد داشت.2 از منبع و پرورشگاه تروریزم  دولتی پاکستان؛ حمایت دیپلماتیک و مالی نموده؛ اما مبارزه علیۀ تروریزم و تلاشی خود سرانۀ خانه های مردم بد بخت واسیر افغان ادامه داشته باشد؟ به باور من منطقی ندارد. 3  روابط  دوستانه، کمک های متحصصین نظامی، ملکی، و اقتصادی، ضروری و حیاتی  پنداشته میشود. 4 آوردن صلح با تداوم دولت آقای کرزی نا ممکن است. 5 انتخابات!؟ بدون مشارکت سرتاسری اکثریت و حمایت قاطع مردم ، شفاف، و عادلانه، پیام آور صلح بوده نمی تواند.6 با سقوط قهر  آمیز دولت و نبود جانشین بهتر سیاسی نسبت به دولت فاسد موجود، صلح بوجود نمی آید. مردم افغانستان که اسلام عزیز را 1400 سال قبل قبول نموده، و در خون و رگ شان جریان دارد با دین مقدس اسلام مشکل ندارند؛ بلکه زن و مرد  با بی عدالتی رهبران مسلمان ولی فاسد و غیر عادل مشکل دارند و خواهان صلح پایدار، زندگی انسانی، امنیت، کار و تحقق عدالت میباشند. آزادی و استقلال، امروزمفهوم و تعریف کلاسیک قرن 19 را ندارد" 7 کلید صلح اول دست افغان ها و بعداً دست امریکا، انگلستان و پاکستان میباشد، آنهم در عمل صادقانۀ شان.

پیشنهاد:- به رهبران و شخصیت های سیاسی دولتی، غیر دولتی و ضد دولتی! شما تا حال تعریف منافع ملی کشور را  ارائه و رعایت ننموده، نه خواسته  و نه توانسته اید. با داشتن تمام ادعا های بلند و بالا،  هر روز شجاع ترین  فرزندان این وطن که طرفین جنگ را تشکیل میدهند و در واقع وارثین این سرزمین اند؛ خون شان به فرمان شما و در دفاع شما ریخته میشود چرا و تا چه وقت!؟ این مسؤولیت  اخلاقی، افغانی و دینی به دوش کی است!؟ چرا استعمار را ملامت میسازید، هر دو طرف در واقع اعصای دست دیگران و مانع صلح گردیده اید. این سیاست است و همه کشور ها بخاطر منافع ملی خود تلاش دارند؛ کجاست منافع ملی ما!؟ اختلافات شما کاملاً سیاسی بوده و مثل هر ملت دیگر این حق را دارید که دیدگاه های متفاوت و منافع سیاسی متفاوت خود را تعقیب نما اید. مشروط بر اینکه خلاف منافع علُیای کشور و ملت تمام نشود.ادامه جنگ تحمیلی، ملت مسلمان، سوگوار و اسیر ما با " خانۀ مشترک ما" را در تحدید جدی قرار داده است. ادامۀ جنگ در هر کشور؛ استقلال نیرو ها را از بین برده و وابستگی به خارج را بیشتر می سازد. شما دو طرف جنگ تا لب پرتگاه، سقوط و از همپاشی کشور گام بر داشته اید، به برداشت این حقیر، دیگر زمان تعلُل و اغماض باقی نمانده. تأریخ جنگ های خون بار و حماثه آفرین ملت ما در ظاهر برنده جنگها، اما ثمره و حاصل شرین به عوض کف دست ملت خود به دیگران گذاشته است. شما از پلان "بی" آقایان، بلاک ول، روهرباکر و همفکرانش آگاهی دارید. بناءً جز راه مذاکرۀ صادقانه، مسؤولانه و افغانستان شمول هیچ راه دیگر برای خیر و فلاح مملکت و آوردن صلح با عزت ندارید. با عفو بخشش از جسارتم . فرزند و سپاهی گُم نام و بی مُدعای وطن.

 

اندکی پیش تو گفتم غم دل ، ترسیدم                    که  دل آزرده  شوی ور نه سخن بسیار است

 

پایان

 

 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.