درنگی بر تحولات سیاسی اخیر در پاکستان —- احسان ميرزايی

 

 

درنگی بر تحولات سیاسی اخیر در پاکستان

پاکستان کشور همسایه جنوبی افغانستان که از بدو تأسیس آن تا حال که مدت زیادی سپری نمیگردد. در سال (1947) ایجاد گردیده و از همان آوان ایجاد خویش با سیاست تنش زدایی و ایجاد تشنج با همسایگان خود همراه بود که میتوان از سه دوره جنگ های آن کشور با هندوستان و مداخلات متداوم آن در افغانستان نامبرد.

به هر حال تحولات اخیر در پاکستان نشان میدهد که این کشور نیز از رهگذر موجودیت تروریزم و گروه های افراطی مانند طالب و احزاب  تندرو مذهبی پاکستان که خود تولید نموده متضرر است و خصوصاً در ماه های اخیر صدمات جبران ناپذیری را از جانب القاعده و طالبان متحمل گردیده که حتی تا مرکز آن کشور (اسلام آباد) نفوذ آنها قابل لمس بوده چنانچه واقعه لعل مسجد، ترور خانم بینظیر بوتو رهبر فقید حزب مردم پاکستان که زمانی خود در ایجاد گروه نام نهاد طالبان جداً سهیم بوده و آنها را ذریعه نظامیان خویش بداخل افغانستان نفوذ داده بود. و ده ها موارد حملات انتحاری دیگری این گروه های افراطی در آن کشور؛ موجودیت مراکز تجمع، تربیه و تجهیز آنها که اکنون از انظار عمومی مردم و جهان پنهان نمانده، دال بر این مدعا ست.

رویهمرفته در این اوخر احزاب سیاسی پاکستان نیز از دولت مشرف به عنوان یک دولت نا کام، ناقض حقوق بشر و فریبکار در امر مبارزه با تروریزم و عدم صداقت آن در این راستا با جامعه جهانی به تکرار یاد آور گردیده بودند که در نتیجه بالاثر تلاشهای که صورت گرفت انتخابات پارلمانی آنکشور صورت گرفت که در این انتخابات احزاب مخالف مشر ف به خصوص حزب مردم پاکستان بیشترین کرسی های پارلمان را بدست آورده و دریک ائتلاف با احزاب سیاسی دیگر و با بیشترین آرأ پارلمان آن کشور آقای "مخدوم سید یوسف رضا گیلانی" منصوب به حزب مردم را به حیث صدراعظم انتخاب نموده اند. که این تغییرات و تحولات سیاسی پایه های دولت مشرف را بیشتر از پیش لرزان و ضعیف ساخته و از جانب دیگر مردم پاکستان از سیاست های دوگانه سیاستمداران اسلام آباد به ستوه آمده بودند که نتیجه آن با دادن رأی در انتخابات ثابت گردید.

صدر  اعظم جدید پاکستان بعد از بدست آوردن رأی اعتماد در اولین سخنرانی خویش در مقر پارلمان آن کشور به تاریخ 10 حمل سال روان تذکر داد که (افغانستان قوی و با ثبات به نفع پاکستان است و به روابط کشورش با افغانستان اهمیت زیاد میدهد) و هم چنان اضافه نموده که (ایشان به هدف بازسازی، به پا ایستادن و نیرومند شدن افغانستان رول ارزندۀ خودرا انجام خواهد داد). باتوجه به صحبت های آقای گیلانی و پالیسی های جدید موصوف در قبال افغانستان و خاطر نشان ساختن این موضوع که پاکستان وافغانستان مشترکاً بسوی انکشاف پیشروی میخواهند و در مبارزه علیه دهشت افگنی رول فعال را بازی خواهند نمود، قابل تعمق است که صداقت گفته های  آنرا میتوان به آینده موکول نمود.

به هر حال از مجموع اظهارات ایشان پیرامون اوضاع در افغانستان و ایجاد خط مشی سیاست خارجی متوازن موصوف که به همکاری متقابل میان این دو کشور استوار بوده تا حال حکومت های قبلی پاکستان بخصوص حکومت پرویز مشرف چنین پالیسی را بطور شفاف به زبان نیاورده بودند بلکه نظامیان بر سر اقتدار بخصوص سازمان های استخباراتی آن کشور با برنامه های عمق استراتیژیک خویش که همانا نفوذ و گسترش حضور آنها را در منطقه میطلبد توسط آقای مشرف به اجراآ میگذاشتند و گروه های دهشت افگن و احزاب تندرو مذهبی را پنهانی حمایت، تمویل و تجهیز نموده و به افغانستان غرض تخریب کاری میفرستادند، میتوان یاد آور گردید. خلاصه به عقیده نویسندۀ این مضمون اظهارات آقای گیلانی صدراعظم پاکستان با توجه به جو موجود در آنکشور قابل دقت و توجه بوده و باید دولت جمهوری افغانستان از شرایط موجود و پیش آمده در آن کشور با ایجاد یک دستگاه دیپلماسی قوی و با توجه به رعایت حسن همجواری، احترام متقابل و موضوعات دیگری از قبیل روابط اقتصادی، مشترکات فرهنگی، اسلامی … بخصوص اتفاق و اتحاد نظر در امر مبارزه علیه تروریزم و دهشت  افگنی بتواند رول ارزنده را بازی نمایند. که این نیاز مبرم مردم و ضرورت زمان است. در غیر آن هستند افرادی در آن کشور که شرایط و سیاست پاکستان را در این قبال تغییر داده و دوباره از همان سیاست سلفی خویش که حمایت از گروه های تروریستی، بی امنی و عدم ثبات را در افغانستان میخواهند استفاده نموده و به اهداف و مقاصد شوم شان که مداخله در افغانستان است خواهند پرداخت.

بااحترام

احسان "میرزایی"

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.