آیا افغانها قادر به ساخت و ساز کشور شان هستند؟ — دوکتور صلاح الدين سعيدی

 

   

آیا افغانها قادر به ساخت و ساز کشور شان هستند؟

 

دوکـتــور صلاح الـدین سـعـیـدی  سعید افغانی

 

۱۶/۱۰/۲۰۰۹

 

محترم  داکتر زلمی خلیلزاد  سابق سفیر ایالات  متحده امریکا در افغانستان ، نماینده  آن  کشور در عراق  و نیز در سازمان ملل متحد طی  یک  کنفرانس  خبری بتاریخ  (۱۵/۱۰/۲۰۰۹) در کابل  اظهار داشت:            

شرایط  کنونی کشور  حساس و تاریخی است،  دنیا متوجه افغانستان است. آنها به این متوجه اند که  آیا افغانها  قادر به ساخت  و ساز کشور شان  هستند و یا خیر؟.

داکتر خلیلزاد خاطر نشان ساخت که افغانها  خواهان صلح و زنده گی ، پیشرفت و ترقی میباشند  و  میدانند  انتخابات مشکلاتی را به وجودآورده  و نیز راه های  حل  قانونی برای حل آن وجود دارد".  موصوف بر ایجاد یک حکومت قوی که بتواند برای حل مشکلات مردم کار کند تاکید کرد. وی هشدار داد هرگاه افغانستان نتواند از  این مرحله حساس  بیرون  شود، دنیا تصور خواهد  کرد که افغانستان رهبریت نخواهد داشت تا بتواند فیصله های لازم را اتخاذ کند.  وی  بر مشروعیت حکومت  بعد از اعلام نتایج  نهایی انتخابات رامهم دانسته و تأکید کرد که مشروعیت حکومت باید زیر سوال نرود،  بلکه باید  به حل مشکلات قادر باشد.

آقای داکتر خلیلزاد افزود که نتایج انتخابات هرچه زودتر اعلام شود و هر فیصله که به اساس قانون باشد همه اقشار مطابق آن فیصله با حکومت همکار باشند. وی گفت در حکومت محترم  باراک اوباما  نقش ندارد. از روابط دوستانه میان مردمان افغانستان و پاکستان یاد کرد، ولی گفت که عناصر افراطی میخواهند از طریق پاکستان به افغانستان مداخله کنند و تأکید کرد این حقیقت است که مداخله ادامه دارد و اکنون نیز مداخله میگردد.

هموطنان عزیز، خواننده گان  گرامی !

در سخنان محترم  داکتر زلمی خلیلزاد واقعأ نکات و مطالب نهـفـته است که توجه به آن  و حل این مطالب برای حل مشکل افغانستان و مردم بلادیده ما بسیار مؤثر و تعیین کننده میباشند. من این برداشت را برداشت دقیق  و تصویر درست از مسایل دانسته و معتقدم که همین تصویر  دقیق میتواند  منحیث آغاز کار  با تدابیر عملی به حل موضوع کمک نموده و تراژیدی  مردم را قسمأ به پایان برساند.

لذا خواستم به بعضی  جوانب عملی و بعضی  راه های  توصل به این اهداف ملاحظات، دیدیدگاه ها، فهم  و نظریات خویش را با شما شریک سازیم.

اولتر از همه باید تأکید کرد که مردم ما حد اقل در بیشتر در سه دهه اخیر عملا مشکلات و منازعات دیگران را حل کرده اند. این مردم در واقعیت چوب سوخت  این زور آزمایی های دیگران قرار گرفته اند.  ازجدال های بلاک سوسیالیستی – کمونیستی و سرمایداری گرفته تا جدال های اسراﺋیل و امریکا از یک جانب و مردم کشور های اسلامی از جانب دیگر،  جدال های کشور های عربی و سنی از یک جانب و ایران و اندیشه های شیعه از جانب دیگر، اختلافات سیاسی داخل عربستان سعودی و کشور های عربی ، اختلافات و منازعات هند و پاکستان، اختلافات و مصالح اقتصادی جهان غرب و شوروی(جای نشین امروزی آن روسیه فدراتیف)و مسایل مطروحه جمهوریت مردمی چین و کشورهای غربی و منافع روسیه.

درین کشکمش ها و جدال ها بر سر منافع و مصالح سیاسی و اقتصادی   آبر قدرت ها  و مصالح و منافع کشور های منطقه کشور و مردم مستضعف ما قربانی دادند و هنوز هم قربانی میدهند.

در همچو شرایط و مداخلات اجانب که ملت افغان عملا  قربانی داد و میدهد غیر عادلانه خواهد بود  اگر به افتخارات و قهرمانی و شهامت ملت ما به دیده تردید بنگرند. مسلم این است که هر اندیشه و مفکوره خیر و هر اندیش مند، متفکر و زعیم که میتوانست این ملت را ازین جنجال های برهاند و به پای خویش استاده کند  در طول تاریخ به اثر مداخلات خارجی ها و عمال( بضم عین) شان از پا درآورده شده و بازهم مانع رهایی این ملت از میدان منازعات اجانب گردیده اند.

از جانب دیګر مشکل کشور ما بدون همکاری دقیقا تعریف شده جامعه بین المللی  بسیار مشکل خواهد بود. درین راستا میخواهم تآکید کنم که  توافق بر قواعد کاری و تفاهمات سیاسی بین المللی نباید به معنای تعین زعامت کشور از جانب خارجی برای افغانستان تفهیم شود.  

بلی زمان آن رسیده که ملت ما و خاصتا پیشتازان، منورین و متفکرین خیر خواه – بیشتر از هر وقت دیگر با هوشیاری عمل نموده و با درایت و حوصله مندی مردم و کشور خویش را ازین مجادلات و بازی های سیاسی و میدان منازعات و زور آزمایی های خارجی ها برهاند. (تقریبآ سه ماه قبل زمانیکه بخشی از کشور های غربی اظهار میداشتند که تیم انتخاباتی محترم احمدی نژاد  در انتخابات ریاست جمهوری ایران تقلب کرده  و منازعات و اغتشاشات در ایران  درین ارتباط وجود داشت. مقامات ایرانی مدعی بودند که درانتخابات ریاست جمهوری تقلب نه شده و تأکید داشتند که  کشور های غربی در امور کشورشان  مداخله میکنند. در همین ارتباط دریکی از صحبت های سیاست مداران بلند پایه ایران ( به گمانم محترم احمدی نژاد) چنین آمد:( ما جواب غربی ها…را در میدان های دیگر خواهیم داد…). حین شنیدن این سخن  به خود گفتم و دعا کردم: ای کاش این میدان انتقام گیری ها و مقابلات افغانستان نباشد.) بلی کشور ما در مرحله حساس قرار دارد و باید انستیتوت های دموکراتیک و مردم سالاری نهادینه شوند. ما به این باور راسخ ایم که مردم ما به ساخت و ساز کشور خویش قادر هستند.  ما به این معتقدیم که تحقق این امر ضرورت به کارپیګیر همه جانبه دارد. مردم ما به ساخت و ساز کشور خویش قادر اند اگر خود به سرنوشت خویش مسلط شوند و مساعدت جامعه جهانی به همین جهت حاکمیت مردم سوق داده شود. یعنی مسأله افغانستان  و راه های حل آن با استفاده وسیع  از دست آورد های بشری – افغانی شود. 

ما به این باور نیستم که انتخابات مشکلات را به وجود آورد. ما به این باوریم که انتخابات یگانه راه تعیین معیار و راه کسب مشروعیت حاکمیت سیاسی است . بلی بشریت در قرن بیست یک همین وسیله و معیار را  در دست دارد. به فهم ما مشکلات عمده و اساسی را تخلف از قانون ( حتی تخلف ازقوانین نا بکار) خاصتا توسط حاکمیت که باید ضامن قانون میـبود  – به میان آورده شد.

 در قانون عمل  که باید نشود   اما به  آن عمل صورت گیرد – تخلف است و عمل که باید شود اما صورت نه گیرد تخلف است. به صراحت کامل قبل از انتخابات  حاکمیت وجایب خویش را در رابطه  به انتخابات به موقع به جاء نه کرد که این تخلف از قانون اساسی  قابل باز پرس است و متخلف باید از عمل خویش حد اقل جوابګوی سیاسی میداشت.  

در جریان انتخابات تخلفات و تقلبات صورت گرفت که  نمونه های تقلب و تخلف ضرورت به مثال ندارد.

ما به این باوریم که توجیه نماینده حاکمیت امروزی مبنی براینکه حاکمیت به بمباردمانهای کور و کور نظامیان خارجی اعتراض کرد و درنتیجه ها بخش از مراجع بین المللی مخالف انتخاب مجدد کاندید حاکم است – یک دروغ محض و توجیه غیر دقیق و اغواء ګرانه است.

بلی وضع را قبل از همه حاکمیت امروز به طرف حل ناشدنی برد. بلی انتخاب مجدد و عدم انتخاب کاندید حاکم در هردو صورت مشکل برانګیز است. واقعیت چنین است که این انتخابات ۱۳۸۸ ریاست جموری افغانستان با سطح نازل اشتراک مردم در تمام ولایات کشور –  تحت فشار های سیاسی و امنیتی، تحت تأثیر عوامل موجه و غیر موجه دموکراتیک و مردمی نیست و واقعیت جامعه افغانی را منعکس نمی سازد.

راه حل پرګمتیک ( از بدتر کرده کم بد را انتخاب کردن) یګانه راه حل مؤقت است و بس.

بلی با پیګیری به سوال ( طبیب بګو مرض من چه و چاره ام چه خواهد بود؟ میخواهم فهم خویش را با شما شریک سازم:   

مشکل به کجاء بود و مشکل اصلی در کجاء  است؟

۱/ سیاست کادری غلط : انتخاب و انتصاب کادر های افغانی در مجموع به اساس روابط جیبی، فامیلی و ارادت شخصی استواراست. در رابطه به انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸  مسؤولین و مأمورین ناظر بر انتخابات خلاف اصول دموکراتیک و مردمی کمیسیون مستقل!؟ ( نامستقل )انتخابات در واقعیت نماینده کاندیده حاکم بود و هست. میکانیزم انتخاب شان و عمل بعدی اثبات ادعای ماست.نتیجه هم چنین شد که همه میبینم. ضرورت جدی بود و هست که میکانیزم مراجع اجراء کننده و مراجع کنترول و نظارت از انتخابات باید مدرن و دموکراتیک شود. چنین وضع فعلی قابل نبوده وقابل  قبول نیست.

۲/ قوانین افغانستان و در راس قانون اساسی افغانستان مشکلات بنیادی و اساسی دارد. توازن بین قوای سه ګانه وجود ندارد. (جزییات تفصیل میخواهد).

۳/ نظام سیاسی کشور جوابگو سطح رشد سیاسی کشور نیست و بردداشت من چنین است  که  نصب ماشین  « مرصیدیص بنس  ۲۰۰۹ در بادی موتر والگای سالهای شصت  »  سبب از هم پاشیدگی بادی موتر خواهد شد.

 درین ارتباط تحت توجیه  نزدیک ساختن  حاکمیت به مردم و انتخابی ساختن ارګانهای محلی و والی ها توسط محـل در شرایط سطح نازل ارګانهای عدلی و قضایی، مداخلات خارجی و جنګ های چند دهه اخیر میتواند شعار عوامفریب و جذاب پوپولیست و سبب رضایت تفنګ سالاران دیروز  باشد –  اما به یقین ګفته میتوانم که این تدبیر و کار کار عملی برای تجزیه افغانستان است و بس. این تدبیر منحیث ستراتیژی و ګام های بعدی میتواند در اصلاح نظام اداری یکجاء با تدابیر دیګر مورد بحث باشد.

با ملاحظه وضع، تخلفات و تقلبات در انتخابات هر کس در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ برنده شود مشکل افغانستان را حل کرده نه خواهد توانست و حکومت به میان آمده مشروعیت لازم نه خواهد داشت.

نظام سیاسی کشور ضرورت به اصلاح جدی دارد.

به فهم من پارلمان افغانستان باید انتخابی با انتخابات مستقیم مردم صورت گرفته و رﺋیس جمهور کشور باید از جانب پارلمان با میکانیزم خاص خویش که قدرت رﺋیس جمهور و نظام معتدل حفظ گردد – صورت گیرد.

به فهم من ضرورت به عملی کردن میکانیزم است که رﺋیس جمهور افغانستان حتی درهمین دوره هم از طریق انتخابات غیر مستقیم توسط پارلمان انتخاب گردد. انتخاب رﺋیس جمهور توسط پارلمان جوابگو سطح سیاسی کشور، اقتصادی، قابل کنترول و دموکراتیک است.

 در افغانستان هریک از نظام پارلمانی و ریاستی با اتخاذ تدابیر درست و اصلاحات مناسب کارا خواهد بود.

۴/ سیاست اقتصادی کشور با استفاده از وسایل و طروق اقتصاد مختلط، بلند بردن ظرفیت های رقابت و ظرفیت های حاکمیت قانون و بلاخره توصل به بازار آزاد قرن بیست یک میتواند بسیاری از مشکلات ما راه های حل خویش را داشته باشند.    

۵/ مشکل افغانستان قبل از همه مشکل سیاسی است. با درک این مسأله عدم حل مسایل سیاسی و توجه خاص و مرکزی به مسایل نظامی که به صورت عمده در هشت سال گذشته از جانب جامعه بین المللی صورت گرفت مشکل را حل نه کرد. باید از برتری های نظامی برای حل مسایل سیاسی حد اعظم استفاده صورت گیرد.

بدون  نهادینه کردن انستیوت های دموکراتیک در کشور ما  و بدون اخذ مشروعیت حاکمیت از مردم نمیتوان به نتایج مطلوب نایل آمد.

 آسان ترین و آرزان ترین نظام سیاسی نظام دیکتاتوری است. دموکراسی و حاکمیت مردم را باید جدی تلقی کرد. درین راستا باید معتقد بود که مردم با حساسیت کامل به مشروعیت نظام و حاکمیت مردم متوجه اند.

حکومت قوی همان حکومت است که از مردم برخاسته باشد. صرف همان حکومت قوی است که مشروع باشد و چنین حاکمیت را مردم از خود دانسته و قوت میدهند.

چنین حکومت قادر به حل مسایل با قوت است. با چنین حکومت که از مردم برخواسته باشد ضرورت به همکاری مردم  ندارد بلکه حکومت خود مردم است. به فهم من حکومت را چیزی تجریدی و از جای دیگر آورده شده  که ضرورت به همکاری داشته باشد نباید تلقی کرد.

برای ما سبب افتخار خواهد بود که افغانهای ما به سرنوشت کشور خویش در سطح جهانی تأثیر گذارند و به نبض و مشکل کشور از عمق آگاهی دارند. علت افتخار هم قابل فهم و ساده است و آن اینکه اگر دیروز مراجع و مجامع بین المللی اولأ به کشور ثالث( پاکستان ) تماس گرفته و از طریق آنها و از دید آنها به مسایل افغانی نگاه میکردند – حال از طریق افغانستان و توسط افغانها مسايل مطرح میشود. این وضع را از وضع قبلی بهتر میدانم.

در پاکستان نیرو های وجود دارند و داشتند که با پیگیری از سیاست  دو رویه نگذاشتند و نه خواهند گذاشت تا درافغانستان دولت ( حکومت …) مستقل، قوی و متکی به خود بوجود آید.

پالیسی میکران نظامی پاکستان احزاب و سازمان های سیاسی و دینی را برای منافع استراتیژی خویش استفاده نموده اند و  خواهند نمود.مطمینأ دوسیه ها و لست های معاش عده ازین سیاست مداران هنوز هم بر سر میزه استخبارات پاکستانی وجود دارد و این وضع مانع برخورد مستقل و افغانی عده از شخصیت ها و احزاب سیاسی افغانی شده و میشود.

زمان ثابت خواهد ساخته و زمان ثابت نموده که چنین برخورد دو رویه از جانب مراجع حساس و رسمی ( ای اس ای) کشور پاکستان منطقه را به آتشکده مبدل خواهد ساخت که چوب سوخت آن مردم مستضعف منطقه و جهان خواهد بود.

بلی مشکل افغانستان  بدون حل مشکل پاکستان نمی تواند تحقق یابد. از جانب دیگر حل مسأله پاکستان با خانه بدوش کردن هزاران انسان بی ګناه ، بمبارد ،  قتل و کشتار های مردم بی ګناه و عملیات بی ادرس در صوات مشکل را حل نه خواهد کرد. به فهم ما به عوض استعمال کارد ( سکالپل ) جراح حذاق به استعمال ساطور قصاب مشکل را پررنج تر و از لحاظ تبلیغاتی و هضم پول وعده شده جالبتر میسازند. ما  متیقین ایم که این نمایشات نظامی  به درد و آلام مردم بیگناه خواهد آنجامید.

  از جانب دیگر قابل دقت جدی است که درین  بازی های سیاسی و نظامی  پالیسی میکران پاکستان برای آن اهداف که در صد سال قبل نه رسیدند – حالا تحت نام مبارزه به ضد تروریزم –  نایل شدن میخواهند. یعنی به هدف تحت تسلط درآوردن اقوام آزاد آنطرف سرحد و کشتن حس آزادی خواهی و کشتن صدای تعیین سرنوشت شان توسط خود شان – میباشد.  متاسفانه شواهد نشان میدهد که وضع چنین است. عدم دقت به آن مشکل مردم آنطرف سرحد ظلم و تعدی دیگر است که ادامه دارد. 

درین راه به برداشتن قدم های حسابی و مردمی با درنظر داشت تاریخ منطقه امریست  ضروری و حتمی.

جهان خورد شده و همه روزه خورد تر میشود. بخش از عوامل و فاکتور های حل مسایل افغانی مربوط به خود افغانها و بخش دیگر آن ضرورت به همکاری بین المللی دارد. 

به یقیین و بحق گفته میتوانیم که برای ما حل مسأله افغانستان و توانانی شخصیت ها وزعامت افغانی قابل دقت و مهم بخاطر این هم است که این شخصیت ها به عمق مسایل پی برده و بر مسایل با دید وسیع و عمیق وارد شده میتوانند.

من مطمین ام مردم ما   قادر به ساخت و سازکشور خویش هستـنـد.  

درین راستا ما از شخصیت های بین المللی و محترم  داکتر خلیلزاد توقع داريم مانند یک افغان با در نظرداشت تجارب تلخ گذشته  خواهانیم تا درزمینه تلاش بیشتر بخرچ داده و در تحقق راههای عملی به نفع امر صلح و رهایی مردم ما ازین تراژیدی قدم های عملی  بردارند.

بر همه ماست تا با صداقت بیشتر ورساتر آواز بلند نموده وفرصت ها را از دست نه دهیم.

برهمه ما ست تا این فضاء عدم اعتماد  و بی اتفاقی را که قابل فهم است خاتمه داده با اراده نیک و خیر با علم و فهم و درایت برای رهایی مردم خویش تلاش دوچندان نماییم.

حتمی نیست همه با هم در تمام نظریات موافق باشیم.

حتمی نیست همه برای  همه در هر چیز گذشت کنیم.

کافی است در اهداف  استرایتژیکی  وطن ؛ منحیث  فرزندان بادرد  و صالح وطن، باهم  توافق  داشته و راه های تشخیص  را  همه باهم  جستجو و زمینه  صلح  و آرامش  را با گذشت، فداکاری  و اخلاص  مساعد سازیم  .

                                                                                                                        ومن الله التوفیق 

                  

 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.