به پاسخ هذيانهای يکی از بندگان مارکس عليه قرانکريم (بخش نهم)— عبدالکریم فاریابی

 

به پاسخ هذيانهای يکی از بندگان مارکس عليه قرانکريم درسايت افغانستان آزاد (بخش نهم)

 

عبدالکريم فاريابی

 

خاديست آزادل دربخش سوم نوشته های مبتذل ومسخره اش ، موضوع حقوق زن را ازديدگاه اسلام مورد بررسی قرار می دهد ونام آن را زن ستيزی محمد می گذارد ؛ واين بدان معنی است که وی پيش ازاثبات دروغهايش با ارائهء دلائل قانع کننده ويابهتر بگوئيم فريبنده، حکم صادر می کند  وآنهم با کلمات زشتی که ازعقده های متعفن کمونستی ومغز افيونی اش نشئت می نمايد!

اين خاديست که درهمهء عمرش جز آدمکشی درزندانهای وحشتناک خاد، چيزی نياموخته، ازسواد بی بهره است وزمانی که بحثی را آغاز می کند، نمی داند چگونه آن را آغاز کند وچگونه ادامه بدهد وچگونه به پايان ببرد؛ آنچه برای وی مهم است، برون ريختن زهر عقده هائی است که با شکست ذلتبار کمونيسم درافغانستان اسلامی وفروپاشی امپراطوری بزرگ آن ، دردل وجانش ريشه دوانيده است وهرلحظه آزارش می دهد!

اين بندهء حقير مارکس وانگلس ولينن وستالين، که گاهی ازآسمان می گويد وگاهی ازريسمان ، درسرآغاز اين دشنامه اش، ازچگونگی  نگاه اقوام ديگر برزن وشخصيت او بحث می کند وبعد ناگهان روح پليد خدايش انگلس دربرابرش ظاهر می شود وبربندهء خود دستور می دهد که سخنی از اورا نقل کند وکمونست بودن خودرا به اثبات برساند واوبا قطع کردن سلسلهء بحث خود، سخنانی از انگلس را نقل می نمايد وباز می گردد به موضوع شخصيت زن درنزد اقوام وملت های ديگر!..؛ اما اين خاديست کينه توز وشياد که موضوع اصلی اين اراجيفش را دشنام دادن به اسلام به بهانهء دفاع از حقوق زن ، تشکيل می دهد، با وجود بيان موقف مصريهای قديم، بابليها، آشوريها، يونانيها، هندی ها و..و.. دررابطه با زن وحقوقش ، هرگز به موقعيت زن دربين عربهای جاهليت وزنده به گورکردن دختران واينکه چگونه اسلام اين طبقهء مظلوم را ازين عمل شنيع وغيرانسانی ، نجات داد، اشاره يی نمی کند؛ واين ازکمونست شکست خورده وپرعقده يی که عوامفريبی وشارلاتانی را درمکتب مارکس وانگلس خوانده وآن را دردوران حکومت چاکران شوروی برافغانستان ، درصحنهء عمل پياده کرده است، تعجب آورنيست ؛ وچنين روشی را درهمهء نوشته های متعفن ونفرت آور وی ميتوان مشاهده کرد؛ چنانچه وی دربخش های پيشين اراجيفش نيز کوشيده است ثابت بسازد که اسلام، تنها دين عربها ست ودرين راستا به آياتی استدلال نموده است که اصلاً اشاره يی به ادعای وی ندارند ؛ وبرعکس ازآياتی که جهانی بودن اسلام را به صراحت وروشنی کامل بيان می دارند، چشم پوشی می نمايد!

اين خاديست خون آشام که دردوران خدمتش درزيرپرچم شوروی ، صدها بلکه هزاران زن ومرد وکودک وپيروجوان افغان را با وحشيانه ترين روشها شکنجه وتعذيب ونابود وزنده بگورکرده است، اينک با چهره عوض کردن ، سنگ حقوق زنان را برسينه می زند واز آنهمه جناياتی که بنده های مارکس وانگلس عليه همهء بشريت وبويژه زنان درسراسر جهان مرتکب شده اند، عرق شرمی به پيشانی اش نمی نشيند!.. او از خود نمی پرسد که چه فاجعه يی جز کودتای ننگين کمونستی  جاسوسان شوروی امثال او باعث کشته شدن فجيعانه ء صدها هزارزن وبيوه، وبی سرپرست شدن صدهاهزار ديگر، وآواره وبی خانه وبی وطن شدن صدهاهزار ديگر گرديد؟!

اونمی شرمد وبازهم برای ملت کمونست شکن ما درس های کمونستی می دهد وازخدايش انگلس که بندگان خونخوارش درهمهء جهان  باعث کشته شدن يک ونيم مليون زن ومرد وطفل وپير وجوان درافغانستان وصدها مليون انسان مظلوم درسرتاسرجهان گرديدند، برای ما آيه های شيطانی نقل می کند!

مانخست به رد تهمت ها وهذيانهای اين خاديست دروغگو ومفتری می پردازيم وبعد حقوق اسلام را ازديدگاه اسلام وکمونيسم وجرائمی را که کمونست ها ( بندگان انگلس ومارکس ولينن وستالين ومائو وخود اين  شياطين) برضد زنان ، مرتکب شده اند، مورد بررسی قرار می دهيم.

خاديست حقيردردشنامهء متعفن وشيطانی اش ، چنين تهمت هايی را برکلام الهی قرآن وسردار پيامبران الهی می بندد: "  محمد کسی که می گفت پيامبراست وسرور، کوشيده تا شخصيت زن را خيلی پائينتر ازيک موجود زنده وسالم وفعال درلابه لای آيات قرآنی ترسيم کند تا او بتواند به اميال جنسی خود تسکين داده باشد اولازم دانسته تا زن را بی شخصيت معرفی نمايد وموجود دومی ازآن بسازد تانقش فعال وسازندهء مردهارا متجلی ترسازد ".

ما نخست ازاين شيطان مارکسست که همه هايهوی او وسائربندگان مارکس وانگلس ، هدفی جز جنگ با عفت وپاکدامنی زن وکشيدن اوبه فحشا وفساد وفاحشه خانه های نوع چينی ، ندارد، می پرسيم : اگر مارکس وانگلس ولينن وستالين ومائو اين خدايان خونخوارتو زن را شخصيت درجه اول قرار داده باشند برای مابگوو نشان بده که درتاريخ آغشته بخون کمونيسم چندزن درکشورهای کمونستی  به مقام رهبری کشور رسيده اند؟!.. چندزن درشوروی معدوم وچين کمونست قبله های مقدس شما کمونستهای جنايتکار، به مقام رهبری حزب کمونست  وکميتهء مرکزی رسيده اند؟!.. آيا زن درکشورهای کمونستی  ودرگفته ها وسخنان خدايان شما چيزی جز ابزار توليد ودرعمل چيزی جزوسيله يی برای تسکين شهوت های دسته جمعی  تان است؟!.. آيا شما کمونستهای دجال وخدايان وپيامبران تان به اين عقيده نيستيد که دريک جامعهء کاملاً کمونستی همه چيزحتا زن ، به ملکيت عموم درمی آيد؟!

آيا همين خدايت انگلس که توابلهانه وبدون آنکه معنی گفتهء اورا بدانی، ازاونقل قول می کنی، در تفسير کمونستی تاريخ بدين عقيده نيست که انسانهای اوليه درحالت کمون اوليه زندگی می کردند وازدواجهای شان نيز دسته جمعی بود؛ بدين معنی که يک زن چندين شوهر داشت وکودکان تنها مادران خودرا می شناحتند وپدران شان را نه؟!.. وآيا بحيث يک کمونست ابله اين رانمی دانی که خدايانت انگلس ومارکس ولينن ومائو ازشما بندگان کمونست خود می خواهند که به همان کمون اوليه که دران همه چيز مشترک بود وازدواج ها نيز دسته جمعی صورت می گرفت، برگرديد؟!

درد خدايت انگلس که توسخن اورا نقل کرده يی  بخاطرازبين رفتن حق مادری نيست زيرا شما کمونستها نه مادررا می شناسيد ونه پدررا، بلکه آنچه او وهرکمونست را آزار داده است ومی دهد، ازبين رفتن کمون اوليه وازدواجهای مشترک ويا بهتر بگوئيم زناهای مشترک است؛ اگرچه شما بندگان مارکس ولينن که دين وحيا واخلاق ونکاح وخانواده وروابط زن وشوهر وفرزند ووالدين و..و.. همه وهمه را افيون ملتها ووسائل وابزارسرمايه داران برای اشتثمار توده ها می دانيد، روابط جنسی مشترک دربين خود داريد وکمونيسم وکمون اوليه را بشکل بسيارعالی (!) آن تطبيق می کنيد!

ثانياً درکجای قرآن ويا احاديث نبوی گفته شده است که زن شخصيت درجه دوم وپائين ترازيک موجود زنده وسالم وفعال ويا بی شخصيت است؟!

اگر قرآن کريم اين آفتاب هدايت وخارچشم استعمار وچاکرانش اهميتی به زن نمی داد  سوره يی را بنام زن نمی کرد که سورهء " النساء" نام دارد؛ درحاليکه درتمام قران کريم سوره يی بنام رجال ويا مردان وجود ندارد؛ وتو خاديست مکار وجانی که تمام عمردراصطبل کمونيسم چريده وبويی از ادب و اخلاق وانسانيت نبرده يی ،درهنگام نقل آيتی از سورهء بقره، نام اين سوره را به فارسی نيز ترجمه می کنی تا به گمان خود توهين بيشتری به قرآن ومسلمانان کرده باشی اما وقتی آيتی را ازسورهء نساء نقل می کنی،از ترجمهء آن که بايد سورهء زنان بنويسی، صرف نظر می کنی؛ ولی کسانی که آن نوشته های مزخرف وکودکانهء ترا می خوانند به کودنی و بيعقلی وحقارتی که گريبانگير مارکسست الاغی مانند توست، قاه قاه می خندند زيرا آنها می دانند که بردن نام حيوانات درکتابها چه زمينی وچه آسمانی ، مايهء شرم وعيب نيست؛ چه اين حيوانات معصوم ازآن گاوها والاغهائيکه دراصطبل کمونيسم تربيه شده وانسانها وهرآنچه راکه به جامعهء انسانيت ارتباط دارد، شاخ ولگد می زنند، بسيار زياد شرف دارند!

اگر قرآن به زن اهميت نمی داد ، از مريم مقدس وپاکدامن آنهمه تعريف نمی کرد وسوره يی را بنامش نمی نمود!

اگر قران به زن اهميت نمی داد، آسيه زن فرعون را که به پروردگارش ايمان آورده بود، آنهمه تمجيد وستايش نمی کرد؛ درحاليکه خودفرعون به صفت يک مردظالم وخونريز بخاطر ستمگاری وظلم وجناياتی که به حق بندگان خدا مرتکب می شد، سخت مورد نکوهش وتقبيح قرآن است!

اگر قرآن به زن اهميت نمی داد، داستان بلقيس ملکهء سبا ودرايت وهوشياری ودانشمندی وسياستمداری اورا بالحن تحسين آميز وباآنهمه تفصيل بيان نمی کرد!

اگر اسلام به زن ارزش قائل نمی شد، پيامبرگرامی اش، نمی گفت" کسيکه سه دختر ويادوخواهرخودرا بشکل درست تربيه کند، به بهشت می رود؛ درحاليکه درمورد تربيهء پسران چنين چيزی وجود ندارد!

اگر اسلام مقام زن را محترم نمی شمرد، پيامبرعظيم الشانش نمی گفت" بهشت زيرپای مادران است" !..؛ آيا مادر از ديدگاه شما بندگان حقيرمارکس ومائو، زن نيست؟! …؛ ويا شما خاديست های جاسوس که حتا عليه مادران وپدران تان جاسوسی می کرديد وآنهارا به زندانهای وحشتناک خاد می فرستاديد، تنها زنی را زن می گوئيد که به درد فحشا وفساد شما بخورد ودرمحافل شرابخواری ورقص وعربده وزناهای دسته جمعی تان شرکت نموده وخواهشات شيطانی تان را برآورده سازد؟!

اگر اسلام به زن اهميت وحرمت فوق العاده قائل نمی شد پيامربزرگوارش به پاسخ کسی که سه بار ازوی پرسيد کدام شخص مستحق احسان ونيکی من است، سه بارنمی گفت مادرت؛ که بار چهارم گفت پدرت!

اگر اسلام زن را موجودی حقير می شمرد رسول مقدسش حتا درهنگام وفاتش  پيروان خودرا به نيکی با زنان توصيه نمی کرد!

اگر اسلام زن را موجود درجه دوم به شمارمی آورد، پيامبراسلام اين بزرگترين وکامل ترين انسان تاريخ، درهنگام آمدن مادر رضاعی اش حليمهء سعديه به خانه اش ونيز هروقتی که دخترش فاطمه به نزدش می آمد، به تعظيم اين بانوان فرشته صفت تاريخ به پا نمی خاست!

اگرزن دراسلام جايگاه بلندی نمی داشت، محمد مصطفی صلی الله عليه وسلم درهمهء اموربا همسران مطهر خود مشوره نمی کرد!

اينها وصدها مثال ديگر ازاين دست، حقائقی هستند که درکتابهای اسلامی وتاريخی وجوددارند، اما بندهء مارکس آزادل  مکارانه ازآنها چشم پوشی می نمايد!

می گويند ديگران را مارگزيد ومارا بقهء کور!.. ؛ واين بقهء کور مارکسست ازکورترين وکوردل ترين وبيسوادترين وکودن ترين وبی حياترين همهء پرستندگان مارکس ولينن ومائواست!.. اوبا نهايت بی عقلی وبيسوادی هرياوه يی را که به کله اش خطور می کند، بروی صفحه می ريزد بدون اينکه متوجه تناقض گويی های خود که خنده وتمسخر خواننده را درپی خواهدداشت، شود!..؛ اوازيکسو پيامبر بزرگ اسلام رابه زن ستيزی متهم می نمايد وازسوی ديگر با نهايت بی ادبی وگستاخی چنين پارس می کند : " .. بلی محمد که خودش شبی را هم نمی توانست بدون زن بخوابد، حتا درجنگها" .

ما به اين خاديست پليد می گوئيم: با وجود همهء دروغگويِی ومکاری وجعل وتحريف حقائق، نخواهی توانست درسرتاسرزندگی پاکيزه وبدون آلايش محمد مصطفی صلی الله عليه وسلم لحظه يی را نشان بدهی که درآن اين انسان مطهروبی مانند، مرتکب کوچکترين انحراف جنسی واخلاقی شده باشد! آری! درجامعه يی که زنا کاری وشرابخواری چنان رواج داشت که امروزه درکشورهای خدايان تو رواج دارد، سردار پيامبران محمد صلی الله عليه وسلم چه درمرحلهء جوانی يعنی قبل از بعثت وچه بعدازان که پروردگار عالم حلهء نبوت را به برش کرد، پاکدامن ترين وعفيف ترين انسانی بود که کوچکترين لکهء انحراف اخلاقی دامن عفتش را نيالوده بود ، واين حقيقتی است که سرسخت ترين دشمنانش نيز به آن معترف بودند؛ حالا اگر چنين شخص پاک نفس وپاک طينتی  ازهمسران شرعی خويش ، لحظه يی دوری نجويد، آيا کارنادرستی کرده است؟!… آيا شما خاديست های فاسد ومفسد وبداخلاق وبندگان مارکس وانگلس که بيشترعمرکثيف وآلودهء تان با همسران وخواهران ودختران همديگرتان گذشته است وبه همسران خود جز خيانت چيزی تقديم نکرده ايد وازآنها وسائر زنان خانواده برای تقرب به نزد باداران وخدايان روسی تان وحصول مناسب وچوکی های خاد کارگرفته ايد وازهمهء هياهو وتلاش های تان دررابطه با زنان ، هدفی جز کشانيدن پای ايشان به فساد ونابود کردن کانون خانواده ،نداريد ، شخصيت زن را ارزش می دهيد وکسيکه ازهرنوع مفاسد اخلاقی مانند آئينه پاک است وبه زنان  مشروع خود عشق می ورزد، مقام زن را تنزل می دهد؟!

خاديست الاغ! کسيکه –به گفتهء تو- درهرسفر حتا درجنگها همسران خودرا با خود می برد، آيا می تواند زن ستيزباشد؟!… آيا رجال بزرگ ودولتمردان وشخصيت های بارزکشورها دراکثر مسافرت های شان زنان خودرا با خود نمی برند؟!..؛ آيا اين به زن ستيزی شان دلالت دارد وياعلاقهء شان به همسر وخانواده؟!

بلی! ازديدگاه شما بندگان ذليل انگلس ومارکس، نه تنها علاقهء متقابل ووفاداری ومحبت زن وشوهر به همديگر،جرم وزن ستيزی است بلکه تشکيل خانواده واستحکام آن نيزگناه نابخشودنی است زيرا اينها چيزهايی اند که مانع رسيدن شما به اهداف شوم وشيطانی تان يعنی ازبين بردن ازدواج فردی وترويج ازدواج دسته جمعی به اساس هدايات انگلس ومارکس ، می شوند!

پيامبر عظيم الشان اسلام که انسان کامل ورهبربی نظير انسانيت بودند، درهمهء امور بازنان خود مشوره می نمودند ودرادای هيچ يک از حقوق ايشان فروگذاشت نمی کردند؛ وبردن امهات المومنين به غزوات براساس قرعه نيزيکی ازاين حقوق بود.

خاديست فرومايه درسطور ديگری ازهذيانهايش چنين هرزه سرايی می کند : " و طوری درقرآن می گويد که زن همينکه زنده است بايد شاکر مردباشد؟؟محمد واسلام زن را ملکيت مرد حساب نموده وتحليلی که از زن می دهد اين است که زن ملکيت شوهر، ماشين چوچه کشی، برده وکنيز مطلق مرد، بايد درخانه باشد ، چهرهء زن را کسی ديگر نبيند، تنها ازخانه بيرون نرود، هرلحظه که ميل ( تقرب جنسی) کند زن مجبوراست جوابگو باشد، جای ومحل ووقت رفتن اورا بايد شوهر تعيين کند، اگر علمی ياد بگيردتا 6 سالگی بايد درمسجد باشد وبعد ازآن کتاب های عربی را بخواند ، حق هيچ نوع لباس پوشيدن وآرايش صورت خودرا مطابق ميل خود وخارج از خانه ندارد مگر به اجازهء شوهر.." واراجيف وتهمت هايی ازاين قبيل.

اين خاديست کذاب وحيله گر که اينهمه ادعای شيطانی ودروغين را مطرح می کند اگر نشانی ازراستی دراين چرندوپرندش بود بايد آيتی ياحديثی رامی آورد که درآن گفته شده باشد : زن همينکه زنده است بايد شاکر مرد باشد ؛ ويا زن ملکيت مرد  وماشين چوچه کشی اوست و.. و..!

آنچه از آيات قرآنی واحاديث نبوی با کمال روشنی وصراحت برمی آيد اين است که زن ومرد ، مکمل همديگر ودوبخش متساوی زندگی مشترک هستند وهريک ازآنها وظائف ومسئوليت ها وحقوقی دارند که با اجرای آنها زندگی فاميلی وخانوادگی مملوازسعادت وخوشبختی می گردد واساس يک جامعهء مرفه وآرام وسعادتمند گذاشته می شود.

زن برمرد حقوقی دارد ومردبرزن حقوقی که ما دربخش های بعدی ازانها صحبت خواهيم کرد؛ همچنان زن درقبال شوهرواطفال وخانه وخانواده ، مسئوليت ها وواجباتی دارد ومردنيزدربرابرهمسروکودکان وخانه وخانواده، مکلفيت ها ووجائبی که درمراحل بعدی مفصلاً  ازآنها سخن خواهيم گفت؛ اما درينجا برخی ازآيات واحاديثی را می آوريم که برارزش يکسان نقش زن وشوهر اشاره دارند:

قرآنکريم درآيهء 187 سورهء مبارکهء بقره درمورد روابط زن ومرد چنين می فرمايد: " هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُم وَاَنتُم لِبَاسٌ لَهُنَّ" يعنی " زنان شما لباس شمايند وشما لباس آنها هستيد" !

اين تعبيرقرآنی ، فصيح ترين وبليغ ترين و زيباترين وبهترين رهنمايی برای زن وشوهردرراستای ايجاد روابطی خيلی صميمی ودوستانه وگرم دربين اين دوستون اصلی زندگی وخانواده است؛ که درصورت نيکو وگرم بودن اين روابط ، محيط خانه برای تربيهء فرزندان صالح ونيکوکار، مساعد خواهد بود ودرغيرآن، نزاع وکشمکش ودشمنی واختلاف دربين زن وشوهر، باعث ويرانی خانه وبدبخت شدن زن وشوهر واطفال خواهد گرديد.

آری! قرآن کريم زن وشوهررا لباس همديگر می داند؛ يعنی همانگونه که لباس، مکمل شخصيت انسان است وهمانگونه که لباس ، بدن انسان را حفاظت می کند وعيوب وعورت اورا می پوشد وهمچنانکه انسان عاقل ودارای سلامت ذهنی ودماغی، بدون لباس درجامعه وبحضور ديگران ظاهر نمی شود، هم بدينسان زن وشوهر، مکمل شخصيت يکديگر، حافظ ونگهبان اسرارومنافع يکديگر،وهميشه درکناريکديگر بوده ، وهيچگاهی بی نيازازهمديگروبی پروا نسبت بيکديگر نمی باشند.

چيزديگری که ميتوان ازاين آيهء کريمه استنباط کرد، اينست که درآن ، زن وشوهر ويابهتر بگوئيم زن ومرد ازجايگاه برابری برخوردارند؛ واين بدان معنی است که تنها زن نيست که حيثيت لباس را برای مرد دارد ومرد شخصيت اصلی است، نخير!  بلکه زن ومرد هردو هم لباس همديگر هستند وهم شخصيت های اصلی دربرابريکديگر وقابل احترام !

آيا ارائهء چنين تصويری از روابط وحقوق ومسئوليت های زن وشوهردربرابرهمديگر بهتراست ويا تصويرخشنی که مارکس وانگلس وسائرشياطين کمونيسم وخدايان آزادل خاديست ارائه می دهند؟!..؛ روابطی که براساس کشمکش های طبقاتی ومبارزاتی استواراست وزن وشوهر را دشمن همديگر ودرحال کشمکش ونزاع باهم، جلوه گرمی سازد؛ وپدرومادررا استثمارگر قلمداد می نمايد که فرزندان خودرا استثمارمالی می کنند؟!

آيا اين چيزهائيکه خدايان آزادل جنايتکاردرمورد روابط زن وشوهرو خانواده وازدواجهای دسته جمعی می گويند، بيانگر آن نيست که ايشان زن وشوهروفرزندان را حيوانات وخانه را اصطبل بشمار می آرند؟؟!!

درست آنگونه که دراصطبل ويا طويله، حيوانات بخاطر علوفه بجان هم می افتند وهمديگررا شاخ ولگد می زنند وهرحيوان نرهرحيوان ماده يِی را که خواست مورد استفادهء جنسی قرار می دهد وهيچ حيوانی پدرومادرخودرا نمی شناسد واحترامی برايش ندارد، هم بدينسان ازديدگاه شياطين کمونيسم وخدايان خاديست آزادل، زن وشوهروفرزندان، حيواناتی هستند که باهم برسرعلوفه درشاخ جنگی ولگدزنی دائم بسرمی برند، ومحيط خانه، اصطبلی که درآن بايد اين کشمکش وشاخ جنگی ونيز ازدواجهای دسته جمعی صورت بگيرد!.. تف ونفرين به اين فلسفهء حيوانی !

 فلسفه يی که انسان را زادهء ميمون می داند، چه تصويری بهترازين می تواند ازروابط زن وشوهر وفرزندان ووالدين ، ارائه دهد؟!

درآيهء ديگری ازقرآنکريم چنين می خوانيم: " وَالمُؤمِنُونَ بَعضُهُم اَولِيَاءُ بَعضٍ يَأمُرُونَ بِالمَعرُوفِ وَيَنهَونَ عَن المُنکَرِ.." التوبة آيهء 71 يعنی " مردان باايمان وزنان باايمان دوستان وياروياور همديگراند، به نيکی فرامی خوانند وازبدی منع می کنند.."

ملاحظه می فرمائيد که درينجانيزشخصيت مرد وزن هردو مورد تمجيد وتحسين قرارگرفته  وبه صراحت گفته شده است که يک زن نيز می تواند مانند يک مرد، هرکس را به کار نيکو فراخواند وازکاربدمنع کند.

همچنان درآيهء کريمهء فوق، تصويری که ازروابط زن ومردارائه شده است، تصويرتعاون وهمکاری  وصميميت است ونه تصويرتضاد وتناقض ودشمنی وکم شمردن شخصيت وتنقيص مقام يکديگر.

ادامه دارد

 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.