به بهانه آمدن سال 2012 ، و یادی از گذشته ها — سرمقاله

 

به بهانه آمدن سال 2012 ، و یادی از گذشته ها

 

 

کشتن در سالی مشخص و یا بوسيله مشخص و یا دست مشخص ؟

سالی را همچو سالهای زیاد دیگری در عقب گذاشتیم و با قد رسا یا خمیده از درب سال جدید بداخل می رویم. سالی را که نمیدانیم چه چیزی را دیگران برایمان در این سال جدید تهیه دیده اند؟!.

 

شاید انسانی بادرکی در سرتاسر کشور ما پیدا نشود که عاجز از درک این باشد که در کشور ما دیگران حد اقل در سه دهه اخير بر سرنوشت ما بازی کرده اند، برای ما خط و نشان ترسیم کردند، بصورت علنی و اشکار، یا رمزی و غير اشکار بمردم ما دستور دادند که چه باید بکنیم و چه باید نکنیم . تا جائيکه برای برادر، قتل و غارت برادر را دستور دادند، توجيه کردند و برای ان بازار يابی نمودند.

در این بدبختی که بار آن را هموطن ما حمل کرد، میوه ها را همان دیگران چیدند ، کشور ما را خانه اشباح ساختند و خود به سيل و تماشای ان نشسته روی ان با حریفان شان شرط و قيمت گذاری کردند.

 

سالهای  1978- 1979 را اگر ما سالهای سیاه برجسته در تا ریخ کشور خود بدانیم ، که سرآغاز بدبختی های مزمن برای ما گردید، سالهای بعدی ان نیز صفحاتی بود که در هر مرحله یا مقطع تاریخی  این بد بختی ما را عمیق تر و دردناکتر ساخت . در بعضی ازاین تواریخ برجستگی های درشتی بچشم بعضی ها نمیاید چون این برهه های تاریخی خیلی روان ، نرمک نرمک و بدون اهتزازات گيچ کننده  ظاهر شدند و مرور کردند. اما بازهم کشور و مردم ما در این برهه های تاریخی دستخوش دست اندازی و مداخلات پیدا و پنهان همین دیگران بودند.

 

این دیگران را میتوان خیلی به اسانی در چند نقطه بصورت ضخیم و اختاپوسانه ان مشاهده کرد. البته در کنار این گنده شکمان بزرگ ، دیگرانِ که همچو شغالان از لاشه تغذی میکنند نیز و جود دارند.

 

اگر ما به تراژیدی سالهای گذشته خود ببینیم بخوبی در میابیم که روسها این بازی شوم را شروع کردند و سپس  همسایه گان زشت شرق و غرب ما خود را تا گلو در ان غرق کردند، تا زمانیکه دور علنی امریکا و شرکایشان رسیده و بنام دیموکراسی در این برباد سازی کشور و فرهنگ ما سهم بالایی گرفتند.

در اینجا سؤالی  تبارز میکند  و ان اینکه چه فرقی میکند به گوسفند مسکین و بینوایی که با چنگ و دندان گرگی سیاه ، یا زرد، یا سفید و یاسرخ و یا ابلق و ….  دریده شود؟. برای ان گوسفند بدبخت چه فرقی میکند که پلنگ وحشی در تضاد با گرگ وحشی ، ان گوسفند را از دهان گرگ ربوده  خودش پاره پاره کند؟.

اگر در سال 1978 نوکران روسها و سپس در سال 1979 مستقیما خود روسها مردم ما را کشتند و بستند شهر و قریه را سوختند ، مگر تفاوتی دارد با نوکران ایرانی يا پاکستانی که بعد تر مردم ما را تباه کردند، کشور را بر لبه تیز تباهی قرار دادند؟.

اگر در سال 2001 قوتهای امریکایی غير مسئول و معاف از هرنوع پیگیری از اعمال زشتشان وارد افغانستان شده  و همان تراژیدی قدیم را زیر نام دیگری و بشیوۀ دیگری به پیش بردند، برای ما که زخم های مداخله روسها را هنوز به تن خویش داریم ، چه تفاوتی دارد با آن مداخله روسها؟.

اگر ما را امریکایی ها رها کنند و اسير پنجه های مرئی و نامرئی  ایران توسعه طلب گردیم و یا آله دست دستگاههای پاکستانی باشیم ، برای ما چه تفاوتی دارد؟.

 

گذشت سالها و ورق زدن جنتری ها و سالنامه ها برای ماچه سودی خواهد اورد  وقتی ما در خانه خود در محاصره گرگان قرار داشته باشیم ؟ مگر ما روزشماری این را میخواهیم بکنیم که در کدام تاریخ کدام دست سیاه و پلیدی گلوی فرزند ما را در پیش چشم ما میفشارد و یا خونش را میمکد؟.

و آیا برای ما امیدی و آینده یی روشن و امید واری وجود خواهد داشت وقتی که در خانه خودما عده یی از اعضای دون صفت  آن افتخار به بیگانه پرستی میکنند ، و آنرا بنام های مختلفی میخواهند توجیه کنند؟.

 

در جهان مردم برای خوشی سال جدید فقط برای یک یا چند ساعتی  اتش بازی مصئون میکنند، اما در کشور ما گویا که هر روز  سال جدید است و اتش بازی جانگـدازی بر گوشت و پوست ، خانه و کاشانه ما صورت میگیرد !، ما میسوزیم  و بازهم  دیگران از این سوختن ما لذت میبرند، چون در این سوختن های ما، بصورت غير انسانی فایده هایی برای خود میبینند.

اگر ما میخواهیم به اینده خویش خوشبین باشیم باید ان دستهای بیگانه را که تا گلوی دستگاههای اداری و اجتماعی ما رسیده است قطع کنیم . دستهاییکه احیانا تظاهر به نوازش هم میکنند اما در حقیقت دل و جگر را از قفس سینه میدزدند.

 

با همه اینها ، سال نو مسیحی ( که سال مروج در جهان شده است) به همه مردم ما مبارک باد و به امید اینکه ما هم سالهای خوشی در پیش داشته باشیم.

 

 

 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.