آیا امریکا مستثنی است ؟ — داکتر نثار احمد صمد

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

آیا امریکا مستثنی است ؟

 

نویسنده : نثار احمد صمد

 

اکثریت امریکاییها به این عقیده اند که امریکا عظیم ترین کشور  جهان بوده حتی مرکز کاینات میباشد . ولی حرکات ، اقدامات و مشکلات زیادی موجود بوده که چنین ادعا را باطل و غلط ثابت میسازد .

علت این انګیزه که امریکا خود را از همه کشورها بی نظیر و مستثنی میداند ، چه بوده و چرا این ادعا را میکند ؟

اول ـ امریکا خود را ( نعوذبالله ) یګانه ، بی همتا و مطلق میداند ( اګر در عرصه های مدنیت یا آزادی ها باشد ، دیموکراسی یا ترقی ، ثروت ، قدرت و غیره باشد ) . لیکن حملهً یازده هم سپتامبر این فوقانه را با یک سوزن سوراخ و منفلق ساخته که همه باد آن خارج ګردید!

دوم ـ مدعی هستند که امریکا از هر کشور و هر دولت دیګر « خوبی » میکند . یعنی نسبت به هر دولت ، هر ملت و هر کشور دیګر بمراتب خیرخواه ، مصلح و معظم است . ولی این را فراموش ساخته که جنګ های بسیار زیاد و ظالمانه را نیز براه انداخته و نسبت به هر کشور دیګر انسانهای زیادی را کشته اند . چنانچه در ۱۸۹۹ ـ ۱۹۰۲ طی جنګ فلپین سیصد هزار (۳۰۰۰۰۰ ) فلپاینی را کشتند که اکثریت عظیم آنها مردمان ملکی بودند . امریکا و متحدین در جنګ جهانی دوم بیش از سیصد هزار جرمن و سیصد و سی هزار  ( ۳۳۰۰۰۰ ) جاپانی ها را با عملیات هوایی از بین بردند که تقریبأ همهً آنها افراد ملکی بودند . بهمین علت جنرال کرتیس لی مې قوماندان عملیات هوایی امریکا در جاپان ګفت که : « اګر امریکا این جنګ را ببازد ، ما بحیث جنایت کاران جنګی محاکمه خواهیم شد . »

چه ، امریکا در طی جنګ هندوچین بیش از شش ملیون تن بمب ها را بشمول بمب های ناپالم و مسموم کننده فروریختاند و بهمین علت مسؤل کشتن یک ملیون افراد ملکی این جنګ میباشد .

ارتش امریکا در طی سی سال ګذشته مسول مستقیم یا نا مستقیم هلاکت دوصد و پنجاه هزار ( ۲۵۰۰۰۰ ) مسلمانهایی است که در عراق ، افغانستان ، پاکستان ، لیبیا و سایر کشورهای اسلامی به اثر مداخلات و حملات امریکا قربانی شده اند . پس آیا امریکا باز هم از هر کشور و هر دولت « نیکوکار » است ؟

دیګر اینکه امریکا راجع به « حقوق بشر » و « قانون بین المللی » لفاظی بس چربی میکند ، حالانکه خودش از امضأ و پذیرفتن قراردادهای بسیار مهم حقوق بشر مانند عضویت در محکمهً بین المللی جنایی امتناع ورزیده است . علاوتأ ، واشنګتن همواره دیکتاتورها و حاکمان ظالم را مدافعه ، پشتیبانی و مساعدت نموده از قبیل حُسن مبارک ، عبدالله صالح وغیره .

سوم ـ پیروزی امریکا را علت نبوغ ویژه آن میپندارند . ولی طالع امریکا بدلیلی برجای بود که قدرت های بزرګ اروپایی درګیر جنګهای عظیم و تباه کنی میشدند حالانکه امریکا تماشای آنرا مینمود ، و در اثر موقعیتِ عالی طبیعی و جغرافیایی خود استعداد های آنها به امریکا فرار مینمودند و در آنجا شالودهً سرمایه و صنعت را براه می انداختند تا اینکه امریکا را بحیث یک قدرت بزرګ درآورده که امروز هر مؤفقیت آن در اثر همین تفوق و برتری میباشد .

چهارم ـ میګویند که امریکا عهده دار همه اصلاحات و امور نیک در جهان است . ولی تاریخ شاهد است که همین واشنګتن در قرن ګذشته  مدافع و پشتیبان سرسخت اپارتاید افریقای جنوبی بود . آیا این پشتیبانی یک جانبهً ایالات متحده از تجاوزات ، وحشت و ظلم اسراییل نبوده که بر علیه فلسطینی ها تا امروز شدیدأ جریان داشته است ؟ آیا جهانیان به چشم خود چنین « نیکوکاری » امریکا را در افغانستان با از بین رفتن ۱۸۸۰ عسکر و ضیاع ۶۰۰ ملیارد دالر آنها مشاهده ننمودند ؟ آیا تاریخ ګواه نمیباشد که عساکر امریکایی در بغداد بعوض ګلها با ماین ها و راکت ها بدرقه شدند و ۴۴۸۴ عساکر شان به هلاکت رسیدند ؟ بلی ، همین امروز در هر جای اسلحهً مرګبار ساخت امریکا بوده و جنګهای خطرناکی با اسلحهً آنها براه انداخته میشود . اشغال نظامی افغانستان و بمباری سومالیا ، پاکستان ، یمن…. توسط طیارات بی پیلوت نیز همانا « اعمال نیکوی » امریکا محسوب میشوند !

پنجم ـ مقامات و سیاسیون امریکایی میګویند که خدا طرفدار ما است . آنها ادعا دارند که خدا به ما مسؤلیت سپرده تا سایرین ( یعنی جهان ) را راهنمایی کنیم . ریګن و بوش در این مورد بسیار افراط مینمودند . همین امروز ( میت رومنی ) کاندید حزب جمهوری خواه برای ریاست جمهوری میګوید که « امریکا باید تمام جهان را راهنمایی کند…. این قرن بدلیلی باید قرن امریکایی باشد که ارتش امریکا قوی ترین ارتش به روی زمین است… امریکا چرا باید در جهان از سایر کشورها متمایز باشد ؟ بعقیدهً من ما یک کشور استثنایی هستیم که دارای تقدیر مطلق و رول منفرد در این جهان میباشیم… این عصر امریکایی است… من هیچګاه از سوی امریکا عفو و پوزش نخواهم خواست… وقتیکه امریکا مقتدر باشد، تمام جهان ایمن و مصؤن خواهد بود . »

رومنی به این ترتیب امریکا را در زمین نمایندهً خدا می داند . اګر چنین باشد ، چرا خدا در ظرف یک دهه خزانهً آنها را خالی نموده ، در قرضه ها مستغرق ساخته و شش ونیم هزار سرباز آنهار ا از بین بردند ؟ در عوض آن چه بدست آورد ؟  حوادث ، انکشافات و تجارب نشان داده که واشنګتن اصلأ بر علیه ارادهً خدا عمل نموده است نه بر طبق آن . آیا خدا آنها را از مصایب فلاکتبار محافظت نمودند ؟

معهذا، اګر خدا فرعون ها و طاغوت های باستانی را ذلیل و مقهور ساختند ، فرعونها و طاغوتهای امروزی را نیز بر طبق قانون الهی زوال دچار غضب الهی خواهند کرد . والسلام ( ن . صمد )     

 

 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.