بيداری جهان اسلام وسرخوردگی کفرسياسی —عبدالکريم فاريابی

 

بيداری جهان اسلام وسرخوردگی کفرسياسی

 

 

عبدالکريم فاريابی

 

پيش از ينکه بحث بالا را دنبال کنيم ، بدنيست درمورد گزينش اين عنوان ، روشنی کوتاهی بيندازيم. اين کلمه که به نظرما برای نخستين بار استعمال می گردد، کلمهء مقابل " اسلام سياسی " است؛ و اصطلاح" اسلام سياسی "کلمه يی است که هميشه وبطورمداوم توسط دشمنان داخلی وخارجی اسلام ، عليه اين دين وپيروانش بکار برده می شود.

 

اصطلاح کفرسياسی را می توان دربرابرهمهء دشمنان اسلام اعم ازدشمنان خارجی ونوکران داخلی شان بکاربرد؛ ومانيزچنين خواهيم کرد؛ وچه خوب است اگراين کلمه درنوشته های نويسندگان مسلمان وآنهايی که دربرابرحملات استعمارگران وگماشتگان محلی آنها ،ازاسلام عزيز اين دين زندگيساز ، دفاع می کنند ، رواج پيدا کند وتعميم يابد!

استعمارگران اعم ازشرقی وغربی وکمونستی وسرمايه داری ، مسلمانان را فاقد هرگونه حق سياسی می دانند ومعتقدند که يک مسلمان نبايد ازسياست ، حرفی برزبان آرد ودخالتی به امور سياسی بنمايد ؛ وحتا اگر اين امور، ارتباط مستقيم وتنگاتنگی با زندگی وی داشته باشد؛ ورنه ازپيروان اسلام سياسی است که ازمحظورات ومحرمات قوانين استعماری است.

 

اززمانی که مسلمانان دراثر روگردانی ازدساتيردين خويش ، دچاراختلاف وضعف وپراگندگی شدند واستعمارگران شرقی وغربی ، کشورهای اسلامی را يکی پی ديگری به چنگ خود درآوردند وبه غارت وچوروچپاول ثروت های بيکران شان پرداختند، هميشه کوشش نيروهای استعمارگراعم ازشرقی وغربی وسرمايه داری وکمونستی براين بوده است که جنبش های آزادی خواهی را دردنيای اسلام سرکوب کنند تا بتوانند به حضوراستعماری خود درآن ادامه بدهند؛ ودرين راستا ازروش های گوناگونی کارگرفتند که تربيهء چاکران وجواسيس وبقدرت رسانيدن آنها ومحاربه با اسلام ومقدسات اسلامی چه بشکل مستقيم وچه توسط نوکران يادشده، ازعمده ترين اين روش ها بود.

 

حکومت های وابسته به امپرياليسم وکمونيسم ويا بهتربگوئيم مزدوران روس وچين وامريکا وسائرنيروهای استعماری، درتمام دوران جنگ سرد وحتا پيش ازان باهمهء نيروی خود وباداران شان ، تلاش ورزيدند تا اسلام را درکشورهای اسلامی ازبين ببرند يا کم ازکم ازنيروی ضد استعماری اش بکاهند تا اربابان شان درغارت ثروت های مسلمانان با دردسری مواجه نشوند.

 

برچسپ" اسلام سياسی" وناميدن هرفعاليت ضداستعماری مسلمانان به اين اسم نيزيکی ازهمين تلاش ها بودوهست.

امريکا وشوروی سابق( درحال حاضرروسيه) وچين کمونست وچاکران شان درکشورهای اسلامی که با قوت گرفتن روزافزون جنبش های ضداستعماری وضداستثماری مسلمانان روبروبودند وهستند، درپروپاگندها وتبليغات شان اين اصطلاح را به وفرت بکاربرده اند ومی برند؛ اما همانگونه که مليونها دروغ وپروپاگند شان عليه اسلام ومسلمانان ، سودی برای شان نداشته وبرعکس نتائج منفی برای شان بارآورد، استعمال وتکراراين اصطلاح دربوق های تبليغاتی خود وچاکران شان نيزنتوانست جلوبيداری اسلامی رابگيرد واستعمارگران وچاکران شان يابهتربگوئيم پيروان " کفرسياسی" باچشم های ازحدقه برآمده شاهد بهارخونين دنيای عرب وسرايت آن  درکشورهای ديگراسلامی بويژه درآسيای ميانه که عمری در دوزخ کمونيسم می سوخت، هستند.

 

جهانخواران  بزرگ کفرسياسی بخصوص امريکا، ساليان درازی بدينسوسرنوشت دنيای عرب را که بخش مهمی ازدنيای اسلامی را تشکيل می دهد، توسط مزدوران خويش امثال حسنی مبارک وبن علی وخاندان آل سعود و…و… دردست داشتند وهرحرکتی را با کمال وحشی گری وخشونت، نابود می کردند ؛ وازجانب ديگر، بخش عمدهء ديگرجهان اسلام نيزکه شامل سرزمين های پهناور آسیای ميانه می شود( ترکستان شرقی وترکستان غربی)  توسط  دوجهانخوارديگر کفرسياسی يعنی شوروی وچين، بلعيده شده بودند ومسلمانان درين کشورها دسته دسته با خونريزترين خنجری که مارکسيسم وکمونيسم وسوسياليسمش می نامند، به کام مرگ فرستاده می شدند واين شيطانی ترين نظام ، شيطانی ترين کشتارهارا براه انداخت وازابليسی ترين وغيرانسانی ترين ووحشيانه ترين روشها کارگرفت تا اسلام را دراين کشورها نابودسازد واين يگانه ونيرومندترين وسيلهء ضداستعماری راازمسلمانان آسيای ميانه سلب کند، مگرتيرش به سنگ خورد ؛ واينک بعد ازفروپاشی بزرگترين ومستحکم ترين دژکمونيسم که جاسوسان افغانی کاجی بی ، باافتخار آن را " اتحادشوروی بزرگ" می ناميدند، مشاهده می کنيم که اسلام  دراين کشورها نه تنها زنده وفعال است، بلکه بيش ازپيش ازنيرومندی وقوت برخوردارمی باشد؛ درحاليکه مارکس وافکارش ونظام شيطانی لينن ، درآسيای ميانه که هيچ ،حتا درمهد تولدش روسيه نيزبانفرت وانزجاروسيل لعنت مردم ، روبروست.

 

اسلام که اساساً برای ازالهء قدرت زورمندان و قلدران ورفع ظلم ازانسانيت مظلوم بوجود آمده ودرطول تاريخش حيثيت مشعل آزادی ملت ها راداشته وخارچشم قلدران وظالمان واستعمارگران بوده است، اينک يکبارديگرنقش خودرا درآزادی خواهی وبيداری يک ونيم مليارد مسلمان ،بازی می کند وهمهء نقشه های ابليسی وطلسم های استعماری امپرياليسم وکمونيسم راکه باعث به خواب رفتن مسلمانان شده بود، نابود می سازد.

 

بهارخونين جهان عرب که نقش اساسی ومحوری اسلام، درآن آشکاراست، استعمارگران امپرياليستی ومارکسستی را وحشت زده وگيج ساخته است ؛ ودراين ميان سه غول بزرگ استعمار(امريکا، روسيه وچين) خيلی وارخطا ومشوش هستند.

 

امريکا تا آخرين لحظه ازحسنی مبارک که حيثيت گنج ارزشمندی رابرای اسرائيل ومنافع استعماری امريکا د اشت، حمايت کرد وتلاش ورزيد تا ازسقوطش جلوگيری کند؛ اما طوفان خشم ملت مومن مصر، دسيسه های واشنگتن وتل ابيب را نقش برآب واين وحشی ترين وآخرين فرعون خدمتگار ونمايندهء  کفرسياسی را ازتخت عزت به خاک ذلت سرنگون کرد.

 

اما درليبيا هردوقطب کفرسياسی ،بازی های شيطانی گوناگونی را براه انداختند تا خيزش مردم مسلمان آن را خنثی نمايند ورژيم قذافی را که زمانی درد سرهايی برای بخش غربی کفرسياسی، ايجاد نموده اما سرانجام طوق اطاعت امريکا وهم پيمانان غربی اش را به گردن انداخته بود، نجات بدهند؛ ولی بی فايده!

 

درآغازقيام مردم مسلمان لیبیا علیه قذافی ، کشورهای روسيه وچين که دوستان وی بودند، ازاين دکتاتوری که بيش ازچهل سال برگردهء ملت خود سواربود، بطورآشکارا حمايت کردند؛ اما درمقابل ، امريکا وغرب که ازوی دل خوشی نداشتند،ظاهراً قيام مردم رامورد تأييد قراردادند؛ ولی درگرماگرم کشتاروحشيانهء مردم توسط قذافی وفرزندانش، نيويارک تايمز ازکمک مامورين سی آی ای به او برای سرکوب مظاهرات مردم، خبرداد؛ وبدينگونه ثابت شد که امريکا وهم پيمانان غربی اش با وجود دعوت دکتاتورليبيا به کناره گيری ازقدرت، تمايل چندانی به سرنگونی او ندارند.

 

درتونس نيزکه آغازگرانقلاب های عربی وفرمانروايش از مخلص ترين چاکران غرب بود، کوشش های بخش غربی کفرسياسی برای جلوگيری ازسرنگونی زين العابدين بن علی ، موثرواقع نشد وتيردسيسه های باداران غربی آن دکتاتورمستبد، به سنگ خورد.

 

دريمن که رهبرخودکامه اش علی عبداله صالح درغلامی واخلاص به پرچمداربزرگ کفرسياسی غربی( امريکا) گوی سبقت را از ديگران ربوده بود، کشورهای غربی با مداخلات مستقيم وغيرمستقيم( ازطريق چاکران خليجی خويش) همهء تلاش های خودرا برای ابقای اين قاتل خون آشام، براريکهء قدرت بکاربردند وازکافهء نقشه ها وپلان های شيطانی برای سرکوب مردم ومظاهرات مردمی استفاده نمودند، اما جزناکامی نتيجه يی نگرفتند وبه فراردادن صالح ازچنگ محاکمهء ملت مسلمان يمن، اکتفا کردند.

 

وسرانجام ،درکشورسوريه که همه روزه وبدون توقف، خون بيگناهان اعم از زن ومرد وپيروجوان وکودک، توسط وحشی ترين وخونخوارترين دکتاتوربه زمين می ريزد،موقف گيری وعملکرد قلدران کفرسياسی شرقی وغربی، غيرانسانی وشرم آوراست؛ زيرا اگراز يکسوچوچه های روسی وچينی مارکس ولينن ومائو با اسلحه وويتوی خود مستقيماً در ذبح وحشيانهء بيش ازهفت هزارانسان مظلوم، شرکت ورزيده اند، وهمه روزه رژيم خونخوار بشارالاسد را درکشتار مردم سوريه کمک می کنند ، ازسوی ديگرامريکا وياران غربی وعربی اش نيزجزهايهوی بی ارزش سياسی کاری نمی کنند؛ ونه تنها تمايلی به سرنگونی بشار ندارند، بلکه قلباً خواهان بقای اين شخص خون آشام وحزب بعث برسرقدرت هستند؛ چون سرنگونی اين رژيم وتبديل آن به يک رژيم اسلامی را به ضرر اسرائيل می دانند؛ واين ترسی است که سران اسرائيل وامريکا چندين بارآن را ابراز داشته اند.

 

امريکا وانگليس وفرانسه که هميشه سنگ حقوق بشر را به سينه می زنند، درکشورليبيا نه بخاطر دفاع ازحقوق بشر و نه به دليل دشمنی با قذافی ويا دکتاتور بودن وی مداخلهء نظامی کردند؛ چون پادشاه بحرين نيز در دکتاتوری وخون آشامی کمتر از قذافی نيست، بلکه اين بوی نفت بود که اين نفتخواران بزرگ را به آن صوب کشاند؛ چيزی که سوريه ندارد وازهمين سبب خون اطفال وزنان سوريه ازديدگاه اين حاميان دروغين حقوق بشروقلدران کفرسياسی با خونی که درليبيا می ريخت، تفاوت دارد!

 

بهرحال،آنچه درکشورهای عربی می گذرد، انقلابهای مردمی است که ازبيداری مردم نشئت می کند، واسلام اين دين آزادگان، محرک اصلی اين قيامهاست ؛ وازهمين سبب مشاهده می کنيم که بعد ازسقوط حسنی مبارک ( آخرين وقوی ترين فرعون وابسته به کفرسياسی غربی) مردم مسلمان وآگاه مصر، دريک انتخابات کاملاً آزاد به اسلام رأی دادند ودست رد برسينهء مزدوران محلی کفرسياسی زدند. درحاليکه جنبش های اسلامی ، هفتاد وپنج درصد آرا را ازآن خودساختند، احزاب ليبرال وابسته به غرب با وجود ائتلافهای بزرگی که تشکيل دادند، شکست فاحشی خوردند، وشکست جاسوسان غليظ ترين کفرسياسی يعنی کمونستهای مصری ، بدترين وخنده آورترين شکست بود؛ که نشان می داد بندگان مارکس وباداران شان هرقدر که تبليغات کنند وهراندازه که دروغ بگويند و فريب بدهند، بازهم جای پايی درکشورهای اسلامی ندارند وجای اصلی شان همان گورستان نفرت ولعنت ملتهاست؛ درست مانند اتحاد شوروی بزرگ شان!

 

درانتخابات تونس والمغرب هم، احزاب اسلامی نهضت و عدالت وتوسعه با اکثريت آراء انتخاب شدند ، ودريمن نيز توقع آن می رود که درصورت اجرای يک انتخابات آزاد ومردمی، اسلامگرايان با اکثريت بزرگی به قدرت برسند ؛ و.. سالی که خوش است از بهارش پيداست.

 

تلاش ها وتقلاهای مذبوحانهء چوچه های چينی مارکس ومائو يا کمونست های اصيل ، وميراث خواران روسی لينن وستالين( بخش شرقی کفرسياسی) برای جلوگيری از سقوط دکتاتور خونخوار سوريه ، وکوشش ها ودسيسه های امريکا وانگليس وفرانسه( بخش غربی کفرسياسی) درجهت تحکيم قدرت نظاميان باقيمانده ازنظام مبارک درمصر؛ وجلوگيری از ريشه کن ساختن سلطهء علی صالح دريمن، نشاندهندهء سرخوردگی وپريشانی کفرسياسی از اضمحلال تسلط استکباری واستعماری اش بردنيای اسلام است ؛ واين پريشانی واضطراب ، زادهء امروز ونتيجهء بهارعربی وسرنگونی پی درپی حکام وابسته به کفرسياسی نيست – اگرچه اين حوادث، سردمداران غربی وشرقی کفرسياسی را سخت مضطرب وپريشان ساخته است- بلکه ريشه در اواخر قرن گذشتهء ميلادی دارد ؛ زمانيکه علائم شکست بزرگترين وخون آشام ترين وغليظ ترين کفرسياسی ( اتحادشوروی) درکشوراسلامی افغانستان آشکارگرديد ، وريچارد نکسون يکی ازروسای جمهورامريکا که آنوقت زنده بود، به حکام امريکا وشوروی توصيه کرد که اختلافات خودرا کناربگذارند وعليه اسلام که خطريست هم برای کمونيسم وهم سرمايه داری، متحدشوند.

 

تشويش وپريشانی نکسن وحکام فعلی دنيای کفرسياسی اعم ازشرقی وغربی بجاست؛ زيرا اسلام اين يگانه نيروی استعمارستيز، تنها به کشورهای عربی وياعربها تعلق ندارد – آنگونه که ميمونک حقيری بنام آزادل درچرندوپرندهايش تبليغ می کند؛ ومانمی خواهيم اورا " آدمک " بناميم ؛ چون بااين کارازيکسو به آدم ها توهين کرده ايم وازسوی ديگرخودوی نيزکه ازبندگان مارکس وازپيروان مفکورهء داروين است، خودرا ازنواسه های ميمون می داند ونه آدم وحوا – بلکه اين آفتاب آزادی درسرتاسردنيای اسلام، پرتوافشانی می کند وپيام رهايی برای همهء بشريت ازچنگال استعمارواستبداد است ؛ وپيش ازدنيای عرب، مردم مسلمان وکفرستيزافغان با دست داشتن اين مشعل رهايی، پوزکمونيسم جهانخوار را به خاک ماليدند والهام بخش همهء دنيای اسلام وهمهء بشريت محکوم، برای رسيدن به آزادی ونجات ازچنگ استعمارهای شرقی وغربی شدند.

 

واسلام علی الرغم توهين گستاخانهء آقای معروفی( پورتالداری که خود وپورتالش را بحيث مطيه هايی درخدمت اوباشان مارکسست قرارداده است تا ازين طريق، بدترين وبی ادبانه ترين دشنام هارا عليه عزيزترين مقدسات ملت استعمال کنند) ارتجاع نيست؛ زيرا ارتجاع نمی تواند درين عصراوج بيداری ملتها، توده های مليونی را به دنبال خود بکشد؛ واگرآقای معروفی وياران مارکسست وخاديستش چشم بصيرت خودرا بازکنند، ارتجاع اصلی راکه همان مارکسيسم وافکارپوسيده وغيرانسانی مار کس ولينن وستالين ومائواست، به چشم سرمشاهده می کنند ومی بينند که چگونه مارکسيسم وکمونيسم روزتاروز به قهقرا می روند ودرگورستان خشم ونفرين ولعنت ملتها دفن می شوند؛ درحاليکه اسلام روزبه روز زنده می شود وجان می گيرد ووارد صحنهء زندگی مسلمانان وحتا غيرمسلمانان می گردد.

 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.