مصاحبه امیر حزب اسلامی افغانستان انجنیر حکمتیار با تیلویزیون یک — ا. و. منصوری

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

مصاحبه امیر حزب اسلامی افغانستان انجنیر حکمتیار با تیلویزیون یک

 

ارسالی: ا. و. منصوری

 

1. سوال: شما، طالبان و القاعده در برابر نيروهاى خارجى و دولت افغانستان مى جنگيد، اما تفاتهاى شما با همديگر چيست؟ و چه شباهتى با هم داريد؟

جواب: ما در برابر اشغالگران و جنگ تحميلى آنان مستقل از همديگر مقاومت مى كنيم، هر يكى سياستهاى مستقل خود را دارد، حزب اسلامى سابقه خيلى طولانى تر از طالبان و القاعده دارد، عمر حزب اسلامي تقريباً سه برابر عمر حركت طالبان است.

 

2. سوال: در مقابل كى جنگ مى كنيد؟

جواب: در برابر متجاوزين و اشغالگران

.

3. سوال: شما بيش از سى سال است كه مى جنگيد؛ دستآورد شما براى مردم افغانستان از اين جنگها چيست؟

جواب:  اجازه بدهيد نخست پرسش تان را تصحيح كنم و سپس جواب آن را عرض كنم، بيش از سى سال سپرى مى شود كه كشور ما مورد تهاجم ابرقدرتها و موئتلفين منطقوى شان قرار گرفته، ملت ما با جنگ تحميلى روبرو و به دفاع از دين، وطن، استقلال و آزادى خود وادار شده، اين جنگ را مسكو آغاز كرد و به واشنگتن به ميراث گذاشت، پس از خروج نيروهاى وارسا از افغانستان ما با جنگى روبرو بوديم كه مسكو و واشنگتن و برخى از همسايه هاى ما در عقب آن بودند و بر آن سرمايه گزارى داشتند و براى ادامه اين جنگ ائتلافى از گروههاى مزدور درست كردند و به حمايت، توجيه، تمويل و تغذيه آن پرداختند و مأموريت ادامه جنگ را به عهده اش گذاشتند، من در تمامى اين مدت در كنار مردمم قرار گرفتم و از كشور و مردمم دفاع كردم، و تا زنده ام در كنار ملت مظلوم خود خواهم بود، و اگر سي سال ديگر نيز زنده باشم مردم مظلوم خود را تنها نخواهم گذاشت. در باره دستآورد اين مقاومت بايد بگويم: پرسش شما در اين رابطه شبيه به پرسش خبر نگاريست كه از يك تن مجروحين تظاهرات اخير در بگرام پرسيد: دستآورد تو و ديگران از تظاهرات در عكس العمل به سوزاندن قرآن در پايگاه بگرام و بدست سربازان امريكايى چه بود؛ كه بيش از پنجصد كشته و زخمى داشت و به قيام سراسرى تبديل شد و دامنه آن به تمامى ولايات كشيد، خودت زخمى شدى و پدر و دو برادرت به شهادت رسيدند؟ بگوييد: چه انتظارى داريد و پاسخ اين مجروح چه خواهد بود؟! او مى گويد: من و تمامى كسانى كه در اين تظاهرات شركت كردند، پرچم امريكائيها را به آتش كشيدند، سينه هاى شان را سپر مرمى هاى سربازان ناتو و مليشه هاى مزدور افغانى شان كردند و به خاك و خون كشانده شدند؛ از عقيده و ايمان خو دفاع كرده ايم، به مقاومت خود تا زمانى ادامه خواهيم داد كه كشور ما آزاد شود و مقدسات ما از تجاوز بيگانگان مصئون گردد، ما امريكائيها را چون روسها از سرزمين خود بيرون خواهيم كرد!! مى دانيد تأثير اين تظاهرات تا چه پيمانه اى عميق و فراخ بود، قصر سفيد را به لرزه در آورد، فرعون زمان را به پوزش از افغانها وادار ساخت، اوباما مجبور شد بگويد: تظاهرات اخير در عكس العمل به سوزاندن قرآن توسط سربازان امريكايى نشان داد كه بايد جنگ افغانستان خاتمه يابد و سربازان ما به كشور شان برگردند!!

عظمت دستآورد هاى مقاومت سى ساله افغانها را كسانى درك مى كنند كه وجدان بيدار دارند، آزادمنش اند، لذت آزادگى را چشيده اند، از بردگى نفرت دارند، به قضايا از ديدگاه منصفانه مى نگرند و به ارزشهاى معنوى باور دارند، مجاهدين به شما خواهند گفت: كشور خود را از اشغال اتحاد شوروى آزاد كرديم، كمونيزم را به زباله دان تاريخ سپرديم، مسير تاريخ را تغير داديم، امت اسلامى را بيدار كرديم، عظمت اسلام عزيز را به نمايش گذاشتيم، يك شيطان را رانديم و ديگرى را به زانو درآورده ايم، پس از راندن شيطان دومى ديگر هيچ كشور دور و نزديك هرگز جرأت نخواهد كرد بر كشور ما تجاوز كند و يا به كشور ديگر اسلامى نيرو بفرستد.

زمانى كه در رابطه به دستآورد هاى مقاومت صحبت مى كنيم اين را نيز بايد در نظر داشته باشيم كه پيآمدهاى عدم مقاومت چه مى بود، آيا توجه داريد كه در صورت عدم مقاومت در برابر اتحاد شوروى؛ افغانستان، منطقه و دنيا با چه عواقبى روبرو مى شدند؟! افغانستان مثل كشورهاى آسياى ميانه جزء اتحاد شوروى مى گرديد، پسوند نامهاى افغانها نيز وف مى شد، روسها به آبهاى گرم مى رسيدند، در ايران حزب كمونيست توده به قدرت مى رسيد، پاكستان تجزيه مى شد، كشورهاى خليج به سرنوشت عراق، سوريه، يمن و سودان مواجه گرديده و كمونيستهاى وابسته به مسكو از طريق كودتاهاى عسكرى به قدرت مى رسيدند، و… و… مقاومت افغانها از وقوع اين فجايع مانع شد، يقيناً كه تمامى دنيا مخصوصاً كشورهاى همسايه افغانستان مرهون و مديون قربانيهاى افغانها اند!! اگر مقاومت ما در برابر امريكائيها نمى بود ايران مدتها قبل به سرنوشت عراق مواجه مى شد.

 

4. سوال: روابط تان با طالبان و القاعده چگونه است؟

جواب: با طالبان و القاعده روابط خاصى نداريم.

 

5. سوال: چه مى خواهيد؟

جواب: آرزويم آزادى كشور، حكومت اسلامى منبعث از اراده مردم، عزت و سربلندى ملت است، و اين همان چيزى است كه هر افغان مسلمان مى خواهد.

 

6. سوال: چقدر در افغانستان نيرو داريد؟

جواب:  نيروى رزمى ما آن قدر است كه در برابر صد و پنجاه هزار سرباز تا دندان مسلح ناتو بيش از ده سال مقاومت كرد و آنان را وادار كرد تا به شكست خود اعتراف كنند. مهم اين نيست كه يك حزب چقدر نيرو دارد، مهم اين است كه نيروهايش را در كدام جهت به كار مى گيرد، در دفاع از حق يا حمايت از باطل، در يارى با مظلوم و يا همنوايى با ظالم، در كنار دشمنان حق و عدالت و متجاوزين قرار گرفته و يا مدافعان حق و عدالت، به ارزشهاى بلند معنوى باور دارد و به آن متعهد است و يا منكر آن، بايد عملكردها و سياستهاى يك حزب را ملاك قرار داد و در باره آن قضاوت كرد، خوب است در باره نيرومندى و قدرت حزب اسلامى در گذشته از روسها بپرسيد، و اكنون از امريكائيها، شايد آنها بتوانند معلومات دلخواه تان را فراهم كنند، رياست امنيت كابل كه همان خاد قبلى است نيز مى تواند شما را كمك كند، اين رياست همواره به حكومت و سفارت امريكا راپور مى دهد كه دشمن اصلى حزب اسلامى است و هشتاد در صد مجاهدين يا مستقيماً به حزب اسلامي مربوط اند و يا سابقه حزبى دارند. و اگر شما سرى به جبهات جنگ بزنيد و يا به پوهنتونها و مؤسسات علمى كشور برويد و از مجاهدين و جوانان بپرسيد كه با كدام حزب همدردى دارند پاسخ روشن خواهيد يافت، ورنه صبر كنيد تا پس از آزادى كشور انتخابات برگزار شود و فيصدى نفوذ هر حزب روشن شود. يكى از والى ها در شمال كه قاتل ده ها شخصيت مهم شمال و در خدمت امريكائيها است و به همين دليل رياست جمهورى باوجود بغاوتهاى معلن او از عزل و تبديلى اش عاجز است، در چندين سخنرانى اش گفته: دولت در شمال با مخالفت حزب اسلامي روبرو است نه گروهى ديگر.

 

7. سوال: منابع كمكى شما كى ها هستند؟ (سلاح، مهمات، غذا و ديگر مصارف را از كجا مى كنيد؟)

جواب:  ما با اعتماد به پروردگار خود و به نصرت الهي اين جهاد را آغاز كرديم، خدا را براى خود كافى مى شماريم، به درگاه ديگرى چشم طمع و اميد نداريم و در روى زمين جز افراد مؤمن و مجاهد منبع ديگرى نداريم.

 

8. سوال: در صورتيكه خارجى ها افغانستان را ترك كند شما قادر نيستيد كه افغانستان را كنترول كنيد و تجربه گذشته نشان داده است كه طالبان نيز شما را نمى پذيرد، فكر مى كنيد سرنوشت افغانستان بايد بدست طالبان بيافتد؟ (جنگ بين نيروهاى شما و طالبان در بغلان در سال 2010 نيز يكى از نشان هاى عدم توافق شما با طالبان است)

جواب: اگر نيروهاى خارجى افغانستان را ترك كنند و مداخلات بيرونى در امور داخلى كشور ما متوقف شود؛ افغانها قادر اند كشور شان را اداره كنند و مسائل داخلى شان را خود حل كنند، خروج نيروهاى شوروى از افغانستان و حوادث بعد از آن را نمى توان براى حوادث محتمل پس از خروج نيروهاى ناتو مثال آورد، در آن زمان نيروهاى وارسا در نتيجه توافق خائنانه با واشنگټن از كشور ما خارج شدند ولى كمونيستها را بر اريكه قدرت گذاشتند، و جبهه ائتلافى مشتمل بر كمونيستها، غربگراهها و مجاهد نما ها را تشكيل دادند و مأموريت نيمه تمام نيروهاى شوروى را به اين ائتلاف سپردند، تمامى جنگهاى پس از خروج نيروهاى شوروى تسلسل جنگ قبلى بود، نه جنگ داخلى، نقش عمده و تعيين كننده را در جنگها همان جنرالهاى كمونيست داشت كه در مقدم نيروهاى شوروى عليه ملت ما جنگيده بودند.

مسئله اين نيست كه چه كسى ما را مى پذيرد و چه كسى نمى پذيرد، مسئله اين است كه چه كسى خواهان آزادى كشور است و در برابر اشغالگران مى جنگد و چه كسى در كنار اشغالگران و در خدمت آنان است، ما هر افغان مجاهد و آزادى خواه را برادر و همسنگر خود مى خوانيم، و حاضريم دستهاى كسانى را ببوسيم كه سنگى را به سوى تانگ ناتو پرتاب مى كند، ما حاضريم از هر افغان مسلمانى كه مورد تأييد اكثريت ملت ما باشد و مردم ما پس از آزادى كامل كشور به عنوان رئيس جمهور انتخاب كنند، حمايت كنيم.

جنگ در بغلان از سوى جنرالهاى كمونيست چون جنرال مراد و جنرال اندرابى اعضاء فعال جبهه شمال، نوكران سابقه اتحاد شوروى و خدمتگاران كنونى امريكائيها؛ غرض تضعيف مقاومت در بغلان، و به نام طالبان عليه مجاهدين حزب اسلامى آغاز شد، كسانى كه به نام طالبان عليه حزب اسلامى جنگانده شدند دوباره به دولت پيوستند.

 

9. سوال: اگر پاكستان را از نظر افغانستان بنگريد و ارزيابى كنيد در مورد پاكستان چه مى گوييد؟

جواب:  هر چند پاكستان در رابطه به افغانستان سياست مستقل و ثابت نداشته و موضعگيريهايش همواره با واشنگتن همآهنگ بوده، با وجود آن گاهى سياستهايش به نفع هردو كشور همسايه مسلمان بوده و گاهى به ضرر هر دو، معتقديم كه برخى از سياستهاى پاكستان هم به افغانها صدمه رسانده و هم به ملت پاكستان، تأسيس گروههاى ديگر افغانى در پاكستان؛ به سفارش امريكا و غرض ايجاد اختلاف در صفوف مجاهدين و جلوگيرى از رهبرى مقاومت توسط حزب اسلامي كه بانى نهضت و آغازگر يگانه مقاومت بود و تا آغاز سلسله مهاجرت ها به پاكستان هيچ گروه ديگر اسلامى در كنارش نبود، تحميل مجددى و ربانى به عنوان رؤساى جمهور و مخالفت با طرح حزب اسلامي مبنى بر انتقال قدرت از داكتر نجيب به يك حكومت موقت غير ائتلافى و برگزارى انتخابات آزاد و عادلانه، حمايت از حكومتهاى قبلى عليه حزب اسلامى و همكارى با امريكا در حمله بر افغانستان و اشغال كشور ما توسط نيروهاى ناتو از جمله اين اشتبهات بود، ولى موضعگيريهاى اخير اسلام آباد چون عدم شركت در كنفرانس دوم بن، اخراج نيروهاى امريكايى از پايگاه نظامى شمسى در بلوچستان، بستن راه اكمالات ناتو از طريق پاكستان و حمايت اخير صدراعظم پاكستان از مذاكرات بين الافغانى بدون وساطت اجانب؛ اقداماتى است كه مى توان آن را حركت در سمت درست تلقى كرد. حزب اسلامى از هر ابتكار و پيشنهادى حمايت مى كند كه بر خروج بلاقيد و شرط نيروهاى اجنبى از افغانستان، توقف مداخلات بيرونى در امور داخلى افغانها، مذاكرات بين الافغانى بدون وساطت و وصايت اجانب تأكيد كند، به حق مسلم افغانها در تعيين سرنوشت شان احترام بگذارد و راه را براى انتقال قدرت به حكومت موقت و برگزارى انتخابات آزاد و عادلانه باز كند.

 

10. سوال: هميشه سازمان آى اس آى متهم مى شود كه با طالبان همكار است، و از آنها حمايت مى كند، شما رابطه آى اس آى و طالبان را چگونه مى بينيد؟

جواب:  اين حرفها اكثراً از سوى حلقاتى عنوان مى شود كه وابسته به شبكه هاى جاسوسى چون سى آى اى، كى جى بى، موساد، M-6 و سپاه ايران اند، آى اس آى همواره و مخصوصاً در بيست سال گذشته با سى آى اى همنوا و همگام بود، مجددى و ربانى در پاكستان نامزد رياست جمهورى شدند، پاكستان در سقوط حكومت طالبان و اشغال افغانستان با امريكا به پيمانه وسيع همكارى كرد، در كنفرانس اول بن شركت كرد و از طرح تعيين حامد كرزى به عنوان رئيس جمهور كابل حمايت كرد.

 

11. سوال:  حامد كرزى هميشه از شما به احترام ياد مى كند و خواهان برگشت شما است، شما حامد كرزى را چگونه تعريف مى كنيد و ديدگاه تان در مورد او چيست؟

جواب:  اگر جناب حامد كرزى با خروج بلاقيد و شرط نيروهاى اجنبى و تأسيس حكومت منتخب اسلامى بعد از آزادى افغانستان توافق كند ما نه تنها هيچ مشكلى با او نخواهيم داشت بلكه از موضع او حمايت خواهيم كرد، من اين مطلب را در پاسخ به پيامهايش به او نوشته ام، اين را نيز تذكر داده ام كه حزب اسلامى حاضر است از يك حكومت نسبتاً خوب حمايت كند هر چند در اقتدار شريك نباشد، با توجه به اين حقيقت كه دشمنان اسلام به هيچ صورتى و هيچ قيمتى حاضر نيستند شاهد تأسيس حكومت اسلامى در افغانستان باشند، همسايه هاى ما نيز از تأسيس حكومت اسلامى بيم دارند، در چنين شرائطى ترجيح مى دهيم از يك حكومت نسبتاً خوب و صالح حمايت كنيم.

بايد متوجه باشيم كه ما اكنون و در شرائطى كه كشور ما توسط نيروهاى ناتو اشغال شده، هر روز دهها افغان به خاك و خون كشانده مى شود، سربازان ناتو مى توانند هر جا و هرگاه، خانه هر افغان را، چه در شب و چه در روز تلاشى كنند، هر كى را خواسته باشند بكشند، دستگير كنند و به زندان بكشند، به مقدسات ما اهانت مى كنند، در چنين شرائطى ما فقط يك دشمن داريم و تمامى نيروهاى خود را عليه اين دشمن بسيج كرده ايم، حاضريم تمامى دشمنى هاى ديگر را فراموش كنيم و يا كم از كم به تعويق بيندازيم.

 

12. سوال: خبرهاى از گفتگو هاى شما با دولت افغانستان نشر شد نتيجه آن چه بود؟

جواب:  حكومت كابل نه صلاحيت كافى در رابطه به قضاياى مهمى چون خروج نيروهاى بيگانه از افغانستان دارد و نه تركيب آن چنان است كه اجازه دهد با خاتمه جنگ و تأمين صلح پايدار در كشور توافق كند، نفوذ عناصر جنگ طلب و وابسته به كشورهايى كه منافع ملى شان را در ادامه جنگ در افغانستان گره زده اند؛ نمى گذارد اين حكومت با طرحى توافق كند كه به خاتمه جنگ منتج شود، شما مى دانيد كه كمونيستها با تلاشهاى صلح مخالف اند، جبهه شمال با آن مخالفت مى كند، گروهايى كه در سايه حمايت امريكا به امتيازات چشمگير دست يافته اند با آن مخالف اند، حول و حوش رئيس جمهور را كسانى پر كرده كه از خروج نيروهاى اجنبى و توافق ميان حكومت كابل و مجاهدين بيم دارند، اين وضعيت امكان آن را از زمامداران كابل سلب كرده كه با تلاشهاى تأمين صلح توافق كنند.

 

13. سوال:  آينده گفتگو هاى صلح را چگونه مى بينيد؟ جايگاه حزب اسلامى به رهبرى شما در اين گفتگو ها چيست؟ آيا احساس نمى كنيد كه شما به حاشيه كشانده شده ايد؟

جواب: تا جائيكه من معلومات دارم نه مذاكرات قابل اعتناء و اميدوار كننده اى ميان امريكا و مخالفين آن صورت گرفته و نه ميان حكومت كابل از يك سو و مجاهدين و طالبان از سوى ديگر، قصر سفيد زير فشار جنرالان جنگ طلب قرار دارد و نمى گذارد اوباما به تعهداتش در زمينه خاتمه جنگ در افغانستان عمل كند و نيروهاى امريكايى را به امريكا برگرداند، ارگ كابل زير فشار موئتلفين، مشاورين، وزراء و كسانى قرار دارد كه ادامه جنگ دسترخوان شان را رنگين ساخته و زندگى اشرافى و افسانوى به آنان بخشيده. تبليغات در رابطه به مذاكرات اكثراً غرض مقاصد تبليغاتى و سياسى و به منظور فريب مردم و تحت فشار گرفتن اين و آن جناح عنوان مى شود، بدون آنكه صداقتى در ميان باشد. تا جائيكه به ما مربوط مى شود ما از مذاكرات صادقانه بين الافغانى حمايت مى كنيم، اگر ديگران بدون سهمگيرى فعال ما قادر به حل بحران شوند براى توفيق مزيد شان دعاء مى كنيم، كسانى كه گمان مى كنند به كمك اجانب، از طريق جنگ و حذف مجاهدين قادر خواهند شد حكومت دلخواه شان را داشته و به اهداف شان دست خواهند يافت نه درك درست از اوضاع دارند و نه از تجارب تلخ و ناكام گذشته پند گرفته اند.

 

14. سوال: شما به پيامها و دعوت حكومت حامد كرزى براى صلح هيچ زمان پيام مستقيم مثبت نداديد، اما چرا از دعوت يوسف رضاء گيلانى استقبال كرديد؟!

جواب: اين پرسش و يا اعتراض نه وارد است و نه انعكاس دهنده حقيقت، ما مدتها قبل از دعوت صدر اعظم پاكستان؛ چندين بار به كابل هيئت فرستاده ايم، در هر نوبت بنابر دعوت جانب مقابل (مسئولين امريكايى و حكومت كابل)، و با طرح و پيام واضح، كه بند اساسى آن تأكيد بر مذاكرات بين الافغانى بدون وساطت اجانب بود، در رابطه به حمايت از دعوت صدر اعظم پاكستان چيزى بيش از تكرار حرفهاى قبلى خود نكرده ايم، اگر بوش و پوتين نيز چنين دعوتى داشته باشند از آن حمايت خواهيم كرد.

 

15. سوال: آيا اعضاء حزب اسلامى كه در حكومت كرزى كار مى كنند مورد تأييد شما هستند يا نه؟

جواب:  اعضاء حزب اسلامي در حكومت كابل شريك و سهيم نيستند، اصول حزب اسلامى و اساسنانه آن آجازه نمى دهد عضو متعهد اين حزب با اشغالگران و حكومت دست نشانده و تحت الحمايه آنان همكارى كند، اگر كسى در گذشته هاى دور يا نزديك پيوندى با حزب اسلامى داشت ولى مصلحتش را در بريدن از اين صف و پيوستن به ديگران يافته؛ نبايد به حساب حزب اسلامى گرفته شود.

 

16. سوال: مى گويند فرزندان شما در لندن هستند و تحصيل مى كنند اگر با ديدگاه غربى ها مشكل داريد پس چرا جلو فرزندان خود را نمى گيريد؟

جواب:  معلومات تان را يا از منابع غير قابل اعتماد وبى باور گرفته ايد و يا از شبكه هاى دروغ پراگنى دشمن، هيچ فرزند من مصروف تحصيل در لندن و يا كشور ديگر اروپايى نيست، سه پسر دارم كه يكى در سعودى و دوى ديگر در پاكستان مقيم اند، خبر تولد يكى زمانى به من رسيد كه در زمان ستم شاهى روانه زندان دهمزنگ بودم، دو پسر ديگرم در پاكستان تولد شده اند، برخى را در اين پانزده سال گذشته نه ديده ام، نه مراسم عروسى فرزندانم را ديده ام و نه در مراسم شادى تولد نواسه ها و كواسه هايم شركت كرده ام، در مراسم وفات والده و شهادت دوستان و اقاربم نيز نتوانسته ام شركت كنم، پدر و دو برادرم به دست كمونيستها به شهادت رسيده اند و در محل نامعلومى به دست اين جلادان دفن شده اند، من و اقاربم از مدفن آنان اطلاعى نداريم، خانواده ام آماده قربانيهاى بيشتر در راه خدا و آزادى كشور خود است.

 

17. سوال: با چگونه دولتى چه وقت و با كدام شرائطى حاضر هستيد گفتگو كنيد و شامل نظام شويد؟

جواب:  با هر جناح ذيدخل؛ چه داخلى و چه بيرونى؛ چه شامل دولت و چه خارج از دولت؛ به مذاكرات سودمند و صادقانه حاضريم، شرائط ما اين است ك اين مذاكرات بايد به توافقى منتج شود كه خروج بلاقيد و شرط نيروهاى خارجى، توقف مداخلات بيرونى در امور داخلى افغانستان، آزادى و حاكميت ملى ما را تضمين كند، از تمامى جناح ها مى خواهيم تا با حل بحران از طريق تفاهم بين الافغانى و برگزارى انتخابات آزاد و عادلانه توافق كنند. در رابطه به بخش دوم سوال تان بايد عرض كنم كه در حكومت غير اسلامى و متكى به اجانب هيچگاهى شامل نمى شويم.

 

18. سوال: چه راه حلى براى افغانستان داريد؟

جواب:  ما براى حل بحران كشور طرح جامع و مبتنى بر واقعيت ها به نام (ميثاق ملى نجات افغانستان) داريم، كه راه حل واقعى و مطمئن بحران را ارائه مى كند، بندهاى اساسى اين طرح اينها اند:

گروههاى افغانى مطرح در جريانات كشور بدون وساطت جهت هاى خارجى به تفاهم بنشينند، و بر طرحى توافق كنند كه ضامن خروج نيروهاى بيرونى، خاتمه جنگ و تأمين صلح پايدار باشد و براى خروج نيرو هاى اجنبى تقسيم الاوقات قابل قبول ارائه كند.

از زمان اعلان اين موافقتنامه تا پايان مدتى كه در تقسيم الاوقات تحديد مى گردد، نيرو هاى خارجى از شهرها و محلات مسكونى و همجوار با آن خارج گرديده و در قرارگاههاى نظامى كه براى اسقرار موقت آنها تعيين مى شود، مستقر مى گردند.

امور امنيتى كشور بطور كامل به نيرو هاى امنيتى افغان سپرده مى شود. نيرو هاى خارجى در هيچ گوشه افغانستان، تحت هيچ نامى و در هيچصورتى حق عمليات خودسرانه، تلاشى خانه ها و دستگيرى افغانها را ندارد.

در اين مرحله قدرت به حكومتى موقت انتقال مى يابد كه براى تمامى جناحهاى افغانى قابل قبول باشد، اگر احياناً توافق بر چنين حكومتى مقدور نباشد ما اين را نيز مى توانيم بپذيريم كه انتخابات تحت اشراف حكومت فعلى برگزار شود؛ مشروط به اين كه به توافق همه؛ تغييراتى در آن ايجاد شود كه از حالت كنونى اش بر آيد و براى تمامى جناحها قابل پذيرش شود. در حكومت موقت بايد كسانى نباشند كه به فساد، خيانت ملى، دين ستيزى و جنايات جنگى متهم اند و در حلقه رهبرى قواى سه گانه امنيتى كسانى قرار نداشته باشند كه در حمايت از يك گروه عليه گروه ديگرى جنگيده اند.

پارلمان موجود كشور مؤسسه ناكام، غير مؤثر و دچار منازعات شديد داخلى بوده و از اكثريت ملت نمايندگى نمى كند، اين پارلمان در مرحله موقت جايش را به شوراى به نام (د ملى امنيت شورى) مى گذارد كه مشتمل بر هفت الى پانزده عضو بوده، به توافق تمامى جناحهاى مؤثر تعيين مى گردند، كه صلاحيت تصميمگيرى در قضاياى مهم ملى را داشته و مقر آن در كابل يا ولايتى مى باشد كه نيرو هاى خارجى در آن مستقر نبوده و امنيت ساحه بطور كامل در اختيار نيرو هاى امنيتى افغان باشد.

پس از خروج نيرو هاى خارجى؛ براى انتخاب رئيس جمهور جديد كشور، اعضاء ولسى جرگه و شورى هاى ولايتى انتخابات آزاد، همزمان و بر اساس نمايندگى متناسب برگزار مى شود، طريقه كنونى انتخابات نادرست، ناقص، غير عادلانه و ناسازگار با حالت جامعه ماست، مصارف زياد و بيهوده را ايجاب مى كند، شبيه به قمار بوده، باعث اتلاف وقت و امكانات مى شود، زمينه را براى تقلب و راه يابى افراد ناصالح به شورى مساعد مى سازد، شوراى مشتمل بر نمايندگان يك اقليت را ايجاد مى كند، به ضرر اقليتها بوده، كسانى كه به نامزدان ناكام رأى مى دهند از داشتن ممثل در شورى محروم مى شوند و اكثراً اتفاق مى افتد كه مجموع آراء نامزدهاى ناكام بيش از آراء نامزدهاى موفق مى باشد.

 

19. سوال: آيا ممكن است در آينده شما را بحيث يكى از مقامهاى ارشد دولت افغانستان ببينيم؟

جواب:  جواب من به اين پرسش همان است كه پيامبر (ص) به مخالفين خود گفت: نمى دانم پروردگارم با من چه خواهد كرد و با شما چه!! انتظار بكشيد كه ما نيز در زمره منتظرينيم، كسى كه نداند فردا زنده خواهد بود يا نه چه پاسخى به پرسش شما خواهد داشت؟! بايد اين را واضح كنم كه نه گاهى به فكر رسيدن به قدرت بودم و نه هستم، مبارزه طولانى ام براى آن بود و هست كه شاهد حالتى در كشور باشم كه پرچم اسلام در اهتزاز باشد، قرآن حاكم باشد و زعيم صالح و مؤمن كشور از سوى مردم انتخاب شود، اگر اين حالت تحقق يافت؛ من و همسنگرانم به اهداف خود رسيده ايم، ما تعهد كرده ايم كه در هيچ حكومت غير اسلامى و تحت حمايه اجانب شركت نكنيم.

 

و الله على ما نقول وكيل

و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.