مسجد و اهمیت آن در اسلام

masjid

آیا میدانستید؟

﴿مسجد و اهمیت آن در اسلام﴾:

﴿بخش چهارم﴾:

برنامه‌‌ ها و فعالیت ‌های اساسی‌ای را که از رسالت مسجد به‌شمار می‌آید و قرآن مجید و آموزه‌های نبوی صلی الله و علیه و سلم بر آن تأکید دارد، می‌توان این‌گونه برشمرد:

۱- عبادت:

به شکل اقامه ی نمازهای پنجگانه، نوافل و اعتکاف.

هرکسی که بگونه ای مانع عبادتِ مسلمانان وسبب رنجش خاطر نماز گذاران میشود، در حقیقت امر، منافق و رهزنِ رهِ کعبه است.

مسلمان سعی میکند تا مسجد برای عموم نماز گذاران آماده، و مهیا باشد.

عبادت و ادای نماز در مسجد، لذت و اجرِ بیمانندِ خودش را دارد، و این حقِ مسلم و آشکار هر مسلمان است تا در زیر چتر و در محاط مسجد، بدون قید و شرطی، بتواند به عباداتِ خویش بپردازد.

۲ـ تعلیم ‌و تعلّم:

فراگیری عقاید و احکام دینی و فرادهی آن به دیگران در مسجد.

مسجد، مرکز و کانون فرهنگ اسلامی یک جامعه است. بسا شخصیت های بزرگ، زاده ی این مکتب مقدس بوده، بمرور زمان، این شخصیا ها، خودشان مصدر خدمت بدیگران، در همین مسجد بوده اند.

مسجد محل سخن، سخنوری و وعظ و نصیحت بدیگران است.

مساجد، به علما، و سخنورانِ ورزیده اشدِّ ضرورت دارد، نه اینکه مساجد را برای یک گروه خاصی که در مورد مسایل محدود حرف میزنند، و از سخن راندن در موارد دیگری، خود داری میکنند، وقف کرد!

یک سخنگوی مسلمان، امانت دارِ منبر و سخنانِ حق است، و به هیچ وجهه سخنِ حق را بر اینکه، موجب ناخشنودی برخی شود، کتمان نماید.

مسجد محلِ رسانیدنِ سخنانِ حق به رعیت است، و کسی که از ترسِ اینکه فلان شخص و یا فلان گروه خفه میشود، و یا سبب ناخشنودی آنها میگردد، سخن حق را پنهان میکند، نزد الله و تعالی شدیداً مسؤل است.

واعظِ خوب و مسلمان سخن حق را با باطل نمی آمیزد، و آن را پنهان نمیکند، حتی به قیمت جان و مالش:

وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَٖ(بقره ۴۲)

و حق را با باطل نیامیزید! و حقیقت را با اینکه می‌دانید کتمان نکنید!

این سنتِ الهی است که، کسانیکه، بنابر تعصباتِ قومی، نژادی، فرهنگی و معاملات مادی و دنیوی، و پشتبانی یک گروه خاصی، حقیقت را پنهان میکنند، و آن را بمردم نمیرسانند، مورد لعنتِ الهی قرار میگیرند.

إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ (بقره ۱۵۹)

کسانی که دلایل روشن، و وسیله هدایتی را که نازل کرده‌ایم، بعد از آنکه در کتاب برای مردم بیان نمودیم، کتمان کنند، خدا آنها را لعنت می‌کند؛ و همه لعن‌کنندگان نیز، آنها را لعن می‌کنند.

گروهی از بزرگان و علمای یهود، کتاب و کلام الله تعالی را تحریف کردند، و از گفتن حقیقت بمردم ابأ ورزیدند تا مشت پولی را از رعیت بستانند، و زندگی دنیوی را بر کلام الله سبحانه و تعالی برتر شمردند، تا آنکه الله تعالی این آیه را نازل نمود:

إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَٰئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (بقره ۱۷۴)

کسانی که کتمان می‌کنند آنچه را خدا از کتاب نازل کرده، و آن را به بهای کمی می‌فروشند، آنها جز آتش چیزی نمی‌خورند؛ (و هدایا و اموالی که از این رهگذر به دست می‌آورند، در حقیقت آتش سوزانی است.) و خداوند، روز قیامت، با آنها سخن نمی‌گوید؛ و آنان را پاکیزه نمی‌کند؛ و برای آنها عذاب دردناکی است.

مسلمانِ راستین، حق را کتمان نمیکند، و از منبر برای اصلاح برادران مسلمانش استفاده کرده، از منکرات او را نهی میکند، اینکار برای صلاحِ متخلفینِ مسلمان نما است، و اگر صلاح در کار نباشد، منبری که از آن برای هدایت و رهیابی برای توفیق هدایت استفاده نشود، یک منبر بیچاره و راکد است.

چندی قبل، در یکی از مساجد، حدیث مبارکه ای را در مورد شراب، تجارتِ شراب، و پیامد های پول بدست آمده از این عملِ منکر و شیطانی، بمردم ابلاغ مینمودم چون موضوع رسانیدن این حدیث و رحمت و بخشایش الله تعالی بر بندگانش در شبِ قدر بود، و این حدیث شریف مصداقِ حالِ مسلمان نماهای امروزی نیز بود، خواستم از آنهائی نباشم که حق را کتمان میکنند، و از ترسِ این و آن، در زبان شان لکنت وارد میشود.

بعد از ختم وعظ، برادری از جایش بلند شد، و پیشانی مرا بوسید، به تعقیب آن برادارن دیگری یکی بعد دیگری مرا در آغوش گرفتند، و با محبت خاصی که محسوس حال بود، مرا فشردند:

﴿خیر ببینید برادر محترم، تا حال این حدیث را ما نشنیده بودیم، و کسی چنین حرفی برای این مردم نزده بود، هرکسی اینجا می آید، سخت میترسند…﴾

پرسیدم: ﴿ از چی میترسند برادر؟﴾

﴿والا برادر، امام از ترس اینکه وظیفه اش را از دست ندهد، و دیگران هم از ترس یک گروه خاص، میترسند، و با این جرأت سخن حق را بیان کرده نمیتوانند﴾!

اگر قرار باشد که در مسجدی از گل های باغ محمدی صلی الله و علیه وسلم، و اندرز های بیمانند و احادیث گهربار ناجی بشریت چشم پوشی کرد، بهتر است قبل از این تصمیم، لقبِ ﴿منافق﴾ را از آن خود کرده، حلقه ی دنیاپرستی را در گردن آویخت.

واعظ و سخنگوئی که از ترس نتواند سخن حق را در مسجد برای فراهم کردن خشنودی یک طبقه ی مسلمان نمای منکر پسند، بمردم برساند، دیگر نه واعظ است و نه هم سخنور.

حضرت علی رضی الله و عنه را برای وعظ و نصیحت دعوت کردند، از رفتن بدانجا ابأ ورزید و گفت:

﴿ مردمی که قدر و احترام را بجا نیاورند، حتی اگر در ظرف طلائی برای تان غذا بیاورند، از رفتن در آنجا بایستی صرف نظر کرد﴾.

ظرف طلا، شخصیت انسان را بالا نمیبرد، بلکه بی ظرفی چند تیکه دارِ منکر پسند، ظرفیتِ پذیرش حق را ندارند، و مسجد را محل برآوردنِ آرمانهای دونِ کلتوری خودشان ساخته اند، تا محلِ عبادت و رسانیدن پیام حق بدیگران.

مسلمان از مسجد جهت آموزش علم و ادب، شنیدن پیام حق، آموزش کلام الله تعالی و اهادیث نبوی صلی الله و علیه وسلم، پربارترین استفاده را میبرد، و برای تعلیم و تعلم دیگران بخیل و ناروا نمی باشد.

امام احمد رحمۃ الله علیه، از شهری به شهری، از مسجد به مسجد، مسافه های بعید و دور را طی میکردند، تا از هر مسجد و امامی حدیثی بیاموزد، داستان این بزرگوار را که چگونه یک چلی مسجد او را بمسجد را نداد، در یکی از مضامینم خدمت شما عزیزان بیان کرده بودم، و اگر آن را بخاطر ندارید، لینکِ مضمون را در پاورقی برای مطالعه ی مجدد شما عزیزان، میگذارم.

همان بود که با وصف آنکه حافظ کلِّ قرآن بودند، حافظ یک میلیون حدیث مبارکه ی آن حضرت صلی الله و علیه و سلم نیز بودند، و استاد ایشان امام شافعی رحمۃ الله علیه که چیزی کم و بیش از ششصد هزار حدیث شریف را در سینه ی شان حفظ داشتند میگفت:

﴿نگاه کردن به چهره ی مبارک و نورانی امام احمد ﴿رحمۃ الله علیه﴾ عین عبادت است، چون ایشان حافظ تمام قرآن کریم و حافظ یک میلیون حدیث اند﴾

مسلمان برای تعلیم و آموزش دینش حریص است.

برای نحوه ی عبادت و اعمالی که حضرت رسول کریم صلی الله و علیه وسلم انجام میداند حریص است،

مسلمان برای گذاشتن پایش بر نقش های قدم های حضرت رسول کریم صلی الله و علیه و سلم و اصحاب کرام حریص است.

نه اینکه در مسجد برای صلاح و فلاح وی وعظی بشود، و او برای اینکه تجار، وارد کننده، و یا فروشنده ی شراب است، از حدیث مبارک خوشش نیاید، و واعظ را اذیت کند، و در حق وی بد و بیراه گوید، و میان خلق فتنه اندازد.

در این بخشِ مضمون، از دوفعالیتِ اساسی مسجد، سخن راندیم که ذکر آن را در چاپ این کتاب خیلی ضروری میدانستم، و خواستم از آن چشم پوشی نشود.

در بخش بعدی، ان شأ الله، در مورد برنامه‌‌ها و فعالیت‌ های اساسی‌ دیگری که از رسالت مسجد به‌شمار می‌آید و قرآن مجید و آموزه‌های نبوی بر آن تأکید دارد، بحث خواهیم کرد.

عزیزان گرانقدر:

لطفاً این مضامین خیلی مهم و حیاتی را با تمام خانواده، اقارب، دوستان، و همکاران تان شریک سازید، و در رشد فکری، عقیدتی، ایمانی و وجدانی همنوع تان اقلاً یک امر خیری را، مایه ی حصولِ صدقات جاریه ی تان سازید.

جزاکم الله خیراً!

ا.ج.ع

ادامـــه دارد….

دوشنبه، پنجم ذی القعده ۱۴۳۷

هشتم اگست ۲۰۱۶

https://www.facebook.com/meydanestid

و از طریق گوشی های موبایل!

m.facebook.com/meydanestid

نوت: بخش اول را از لینک زیر دریافت و مطالعه کنید:

https://www.facebook.com/meydanestid/photos/pb.582425941852445.-2207520000.1459967905./972163009545401/?type=3&theater

نوت: بخش دوم را از لینک زیر دریافت و مطالعه کنید:

https://m.facebook.com/meydanestid/photos/pb.582425941852445.-2207520000.1463497172./995258063902562/?type=3&source=42

نوت: بخش دوم را از لینک زیر دریافت و مطالعه کنید:

https://www.facebook.com/meydanestid/posts/1020654944696207:0

نوت ۲:  مضمون ﴿امام احمد رحمۃ الله علیه﴾را از لینک زیر مطالعه کنید:

https://www.facebook.com/meydanestid/posts/802972293131141:0

Leave a Reply

Your email address will not be published.