مکثی برجنایت وحشتناک اختطاف وشهادتِ مهسا

مکثی برجنایت وحشتناک اختطاف وشهادتِ مهسا

بقلم: د. فضل الهادي وزین

دو سال قبل حادثه اختطاف و شهادت سباوون و اکنون جنایت اختطاف وبه شهادت رسانیدن طفلک معصوم مهسای نازنین توسط دو جوان اگر از یک طرف بسیار دردناک و جانکاه است – و باید مرتکبان این جنایت هولناک، پس از محاکمه عادلانه به اشد مجازات محکوم شوند- از سوی دیگر وقوع جرایمی به این وحشت که متاسفانه بار بار اتفاق می افتد قابل توجه و فکر کردن است که چرا در کشور ما چنین جرایم وحشتناک اتفاق می افتد؟

بدون شک ارتکاب جرایم سنگینی چون اختطاف، قتل،دزدی مسلحانه و تجاوز جنسی عوامل اجتماعی، اقتصادی، روانی، اخلاقی و فرهنگی دارد و جلوگیری ازین جنایات تنها با رویکرد امنیتی و مجازات مرتکبین امکان ندارد.

پیامد های جنگ، فقر شدید اقتصادی، فساد مالی و اداری، بیکاری، ضعف و فقدان تربیت دینی،بی عدالتی و ظلم، ضعف اخلاقی، لجام گسیختگی فرهنگی، حکومت داری ضعیف و عدم تطبيق قانون از جمله ریشه ها و اسباب جرایم بویژه جرایم سنگین به شمار می روند.

هرچند برخورد جدی قانونی برای مبارزه با جرایم بسیار حیاتی و مبرم است، اما مجازات مرتکبین جرایم برای جلوگیری از گسترش جرایم کفایت نمی کند و باید حکومت و سایر نهاد های جامعه در عرصه های، دین، اجتماع، فرهنگ، معارف، رسانه وغیره با توجه به ابعاد مختلف موضوع، نقش شان را در مبارزه با جرایم با شیوه و رویکرد پیشگیرانه ایفا نمایند.

اگر مرتکبان جرایم از یک سو مجرم اند، از طرف دیگر قربانی مظالم و ستم های موجود در جامعه استند.

این سخن من هرگز به معنای توجیه جرایم و تقلیل از وحشت و جنایت نیست، اما کوششی است برای فهمیدن قضیه.

اگر مرتکبان اختطاف مهسای معصوم، لقمه نانی برای خوردن، سرپناهی برای زیستن، کار و وظیفه ای برای امرار معیشت، دانشگاه یا پوهنتونی برای تحصیل و درس خواندن، کلپ و باشگاهی برای سرگرمی و ورزش و کانون گرم خانوادگی برای زیستن می داشتند، به احتمال زیاد مرتکب این جنایت وحشتناک نمی شدند و خانواده و بستگان یک طفل معصوم وخانواده های خویش را در سوگ و مصیبت نمی نشاندند و خود به کام زندان و احتمالا مرگ فرو نمی رفتند.

کشیدن جوانان کشور ازین وضعیت ناهنجار و ایجاد زمینه های زندگی ی سالم برای آنان، در قدم نخست وظیفه و مسؤوليت حکومت است.

مگر با کمال تأسف باید گفت که حکومت های دو دهه اخیر افغانستان بویژه حکومت کنونی در ادای مکلفیت های اساسی خویش در مقابل ملت و نسل جوان کوتاه و ناکام است.

سران این حکومت بیشتر اوقات شان را در توطئه علیه یکدیگر، دراز ساختن عمر حکمرانی، حذف احزاب و تضعیف مخالفان سپری می نمایند و برای بهبود وطن و خدمت ملت وقت ندارند.

وقت آن رسیده است تا ملت افغانستان با انتخاب زعامت صالح و حکومت غمخوار ملت، پاسخگو و دلسوز به وطن، به این وضعیت نا هنجار و نا بسامان پایان بدهد.

” إن الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم” الآیه

خداوند تا وقتی در سرنوشت گروهی تغییر نمی آورد تا آن گروه و قوم در نفس های خویش تغییر نیاورند.

صدق الله العظيم.

Leave a Reply

Your email address will not be published.