نالۀ مجاهد —- سليمان شاه صوفی زاده

نالۀ مجاهد

 

برای شنيدن اين شعر لطفاً دکمۀ ذيل راکليک کنيد

 



 

ديروز غم و آ فت بيگا نه مرا سوخت

امروز غم و آ فت همخا نه مرا سوخت

هرگز نکنم شکوه ز بيگانۀ راهم

افسوس برآن چهره که دوستانه مرا سوخت

با آنکه چشيدم همه دشواریئ منزل

بعد از سفر عشق حريصا نه مرا سوخت

بودهمسفرم تا که به ميخانه رسيديم

مستانه شد و از پئ پيما نه مرا سوخت

هنگاميکه حاصل بنمود جرعۀ مئ را

هضمش نتوانست و چو د يوانه مرا سوخت

آنانی که د يروز شد ند مانع راهم

خنديده به من، ديد حريفا نه مرا سوخت

بيچاره شدم، باعث بيچاره گی يارم

چون لانه نسوزم، ولی در لانه مرا سوخت

قبل از سفرم اهل سفر بوده بکارم

چون همسفر خا م رفيقا نه مرا سوخت

منبعد ندارم به سر، اينگونه سفرها

پيمودن راه با همه ا فسا نه مرا سوخت

سليمان شاه صوفی زاده

رجوع به صفحۀ اصلی اشعار دری

Leave a Reply

Your email address will not be published.