گفت و شنود با داکتر عبدالواحد نظری (بخش سوم و چهارم) — فضل الرحیم رحیم

 

گفت و شنود فضل الرحیم رحیم ، خبرنگار آزاد باکارمند شایسته فرهنگ  پوهنمل  داکتر عبدالواحد نظری ، سناریست ، کارگردان و یکی از چهره های مطرح در عرصهء سینما کشور ما افغانستان .

 

قسمت سوم

 

رحیم – از دیدگاه شما آیا زمانی سینما ما بسوی رشد و فراز حرکتی داشت ، کدام سالها بود ؟

نظری – در تاریخ سینما کشورما دهه ء شصت را می توانیم سرآغاز سینما اکادمیک و مسلکی و نقطه رشد آن دانست در همین دههء شصت خورشیدی بود که یک حلقهء از کادر های مسلکی که عدهء شان تحصیلات اکادمیک در رشتهء سینما در کشور های مختلف خارجی داشتند و عدهء شان تجربهء بهتر و بیشتر کاری داشتند در زیر سقف افغان فلم ، گردهم آمدند و همزمان حمایت دولت از سینماگران موجب آن گردید تا ساخته های سینمائی آن دوره که مطابق ضرورت زمان روی پرده سینما آمده بود درخشش و ماندگاری را داشته باشد زیرا آن همه محصول نتیجه تلاش و عطف توجه کادر های مسلکی آگاه و با تجربه در هنر سینما بود افغان فلم، به عنوان یک مرکز انسجام امور سینمائی کشور توانسته بود نتنها در داخل کشور بهترین فلمها را تولید کند و با نمایش دادن آن در بعضی کشور های خارجی توجه آن کشور ها را به سینما کشور ما معطوف نماید . بدین ترتیب دهه شصت خورشیدی را میتوانیم به عنوان دورهء طلائی رشد سینما افغانستان ، یاد کرد .

رحیم – به نظر شما تولیدات امروزه سینما کشورما ، کدام جهات مثبت و کدام جهات منفی را دارد ؟

نظری – من میخواهم بطور خلاصه به این پرسش پاسخ بگویم و آن اینکه ما یک تعداد فلمهای داریم که مایه افتخار سینما کشور ما هستند ولی با تاسف فلمهای هم داریم به هیچ وجهه نمی توانیم بر آن نام فلم را گذاشت ، این فلمها نتنها که بیانگر ذوق ، سلیقه و یا فرهنگ و عنعنات مردم و کشور ما نیستند برعکس آنهایکه به ساختن آن اقدام نموده اند فاقد دانش مسلکی و همچنان تجربهء در عرصه سینما هستند به هر صورت جلو ساختن همچو فلم ها باید گرفته شود هر چند که امروز با موجودیت فضائی باز یا دیموکراسی که در کشور ما موجود است کسی و یا موسسهء فلم کسی را سانسور نمیکند اما باید بگویم که همچو ارایه های بی محتوا و فاقد ظرافت های مسلکی و هنری موجب میشود تا بر داشت بیننده از فلمهای مذکور یک تصویر غلط از هویت و فرهنگ و سلیقهء مردم افغانستان را به نمایش بگذارد من به این باورهستم نسل نو ، نسل جوان که بعضی آنها در رشته سینما تحصیلات مسلکی و اکادمیک دارند با ارایه های فلم های کوتاه با محتوا و مضمون عالی ، حضور با درخشش و امیدوار کننده در سینما امروز کشور ما دارند اگر مورد حمایت و تشویق دولت قرار بگیرند با صراحت می توانم بگویم که در آیندهء نه چندان دور سینما کشور ما به مفهوم سینما واقعی مسلکی و اکادمیک عرض اندام خواهد کرد .

رحیم – برای اینکه ما سینما به مفهوم واقعی آن را در کشور خود داشته باشیم نظر پیشنهادی مشخص شما در زمینه چیست ؟

نظری – در قدم نخست باید سینما مورد حمایت مادی و معنوی وعطف توجه دولت قرار گیرد . – مرجع برای اتحاد تمام کادر های مسلکی عرصه سینما بصورت عملی بوجود آید . – مرجع نقد و بررسی تولیدات سینمائی ایجاد شود . – برای تولیدات سینما کشورما بازاریابی و زمینه اشتراک در فیستیوالهای بین المللی مساعد گردد . با تشخیص سینماگران مستعد و تشویق و حمایت آنها ما میتوانیم زمینه رشد سینما را مساعد سازیم.

رحیم – به نظر شما سینما یعنی چی ؟

نظری – سینما از نظر ارزش و ابعاد خود در حال حاضر جز زندگی انسان ها است زندگی امروز آنقدر با سینما نزدیک شده که بدون سینما زندگی نامکمل به حساب میآید . مقصد من اینست که سینما امروز در تمام عرصه های زندگی بشریت راه یافته است سینما امروز اقتصاد است ، سینما تجارت است ، سینما سیاست است ،سینما تبلیغات است ،سینما تفریح است ، سینما فهم و دانش است سینما بیان دست آورد های تکنالوژی است یعنی در تمام عرصه های زندگی ما شامل شده و تاثیر گذار است امروز رشد سینما همپای رشد تکنالوژی است. سینما اگر به شیوه درست و مثبت آن در جامعه فعال باشد در رشد و ترقی و استقامت ذهنیت جامعه موثر واقع میشود و اگر برعکس مورد بی توجهی و در جهت منفی حرکت نماید ضرر آن بر ذهنیت جامعه بیشتر از هرچیز دیگر است به این نقطه باید توجه جدی داشته باشیم .

رحیم – میشود از آنهای نامبرید که به نظر شما خدماتی را در احیا و رشد سینما کشور ما انجام داده اند ؟

نظری – از پیشکسوتان سینما کشورما میتوانیم از رشید لطیفی، که کارش را از تیاترآغاز نموده بود و اولین فلم افغانی بنام عشق را ساخت میخواهم با حرمت نام ببرم ، همچنان از فیض محمد خیرزاده با تمام محبت میخواهم نام ببرم زیرا وی بعد از برگشت از تحصیل در خارج از کشور فلم مستند سینمائی بنام "بسوی عقاب " را ساخت علاوه از این مرکز تربیوی را در آن زمان برای علاقمندان هنر سینما تاسیس نمود که در واقعیت امر در زمره یکی از کار های نیک برای رشد سینما کشور ما تلقی میشود. صمد آصفی ، که در آنزمان به صفت معاون افغان فلم اجرای وظیفه می نمود تحصیلاتش را در رشتهء عکاسی در جرمنی به پایان برده بود در عرصه فلمبرداری کار های زیادی را به سینما کشور ما انجام داده که قابل قدر و یاد آوری است . از جمله کسانیکه در قید حیات هستند میتوان ازسلطان حمید هاشم ، که نخستین رئیس افغان فلم بود و عبدالخالق علیل ، نامبرد که در رشتهء سینما تحصیلات شانرا را در خارج از کشور به پایان رسانیده بودند و بعد از برگشت به وطن اولین فلم هنری بلند افغانی را ساختند. همچنان ازاکبر شالیزی و سونارام تلوار، که به حیث اولین کمره مین ها در سینما کشور ما حضور یافتند با تمام احترام نامبرد . هر چند که این سلسله ادامه دارد اما در مقدمین سینما کشور ما میتوانیم از این شخصیت ها نام ببریم .

رحیم – تا جائیکه من در جریان هستم همین لحظه شما مصروف نوشتن کتابی در عرصه سینما کشور ما هستید میشود در زمینه اندکی بگوید ؟

نظری – بلی من مصروف نوشتن کتابی تحت نام تاریخ سینما افغانستان ، هستم . به صورت پراگنده این جا و آنجا در مورد سینما کشورما چیز ،چیزی نوشته شده اما به نظر من ترتیب ، تنظیم و نشر یک کتاب تحلیلی در عرصه تاریخ سینما و برجسته ساختن کار های از سینما گران و فلمهای خوب سینما کشورما یک ضرورت است که من با درک همین ضرورت اقدام به نوشتن این کتاب نمودم قابل تذکر میدانم که این کتاب در متن خود بیشتر از دهه های پنجاه و شصت خورشیدی حرفهای از سینما کشور ما را در خود دارد با اضافه اینکه از قبل از آن و بعد از آن هم تذکراتی در خود را جا داده است . کتاب مذکور مانند همه آثار از کمبودی و نواقص مبرا نخواهد بود تا حد مقدور من تلاش کرده ام تا همه ارایه های سینمای کشورما را که در داخل و خارج کشورما به همت سینماگران ما تهیه شده در متن این کتاب از نظر نه اندازم حتا خارجیهای که برای افغانستان ، فلم ساخته اند نیز نامبرده ام .

 

قسمت چهارم

 

رحیم – آقای نظری ، تعریف شما از طنز چگونه است ویا طنز را چگونه تعریف میکنید ؟

 

نظری –  تعریف طنز به نظر من مانند هر پدیده ء  هنری وادبی خیلی کار مشکل است این بدین معنا که با نوشتن یک دو جمله بشکل مختصر ما میتوانیم طنز را تعریف نمایم اما اگر این نوشتار در حد یک کتاب باشد پس ما باید طنز را با ابعاد وسیع تر آن توضیح و تشریح نمایم .اصلاً طنز یک کلمه عربی است که در کشور ماهم به همین نام یاد میگرد. طنز یک ژانر هنری و ادبی است که انواع مختلف دارد ودر زبان های مختلف به نام های ایرونی، ساتایر ,سکوفینگ … یاد میشود . در طنز معمولاً نواقص، کمبودیها و مفاسد موجود در یک جامعه بیان میشود لهجهء بیان طنز شیرین با کنایه، شکوه ورمز است ولی درعقب این کلمات ولحن به ظاهرخنده دارو شیرین با در نظر داشت عمق موضوع گریه  وتاثر قراردارد . با توجه به بیان ساده و خنده دار در طنزموضوع اصلی ژرفنای مضمون طنز را تشکیل میدهد. برای من طنز به مفهوم بعُد دوم آن است که بدون اینکه از آن بصورت مستقیم ذکری شده باشد خود را در لابلای شکل اولی ظاهر نماید . شیوه بیان بر ملاکردن کمبودیها ، و مفاسد آن نباید از حد کنایه های با مفهوم و خنده دار فرا تر برود و بصورت مستقیم به موضوع پرداخته شود . هجوه و هزل از جمله آن طنزی نیست که من به آن معتقدم .البته نباید فرا موش کرد که بر کس  ویا چیزی  خندیدن ویا  مسخره کردن کاری کسی نیست که خود از امراض ساری آن مفاسد وکمبودیها مکروبی شده باشد .بهترین طنز آن است که آدم از خود شروع کند تا بر دیگران بتازد.

 

رحیم – شما چی وقت به نوشتن طنز روی آوردید و اولین طنز شما چی عنوان داشت و در کجا نشر شد ؟

 

نظری – از روی مسلک اصلی ام که من دایرکتر فلم هستم برای من بسیار مهم بود تا من مشاهده داشته باشم ، شب و روز در جستجوی حوادث بودم در جستجوی چهره ها برای انتخاب در نقشها و ضمناً با عادات و رسوم  مردم روز تا روز آشنا تر میشد م . عکس العمل مردم را به عنوان چشم دید هایم روزمره می نوشتم یک زمان متوجه شدم که در این نوشته هایم موضوعات جالبی وجود دارد و از جانبی در جریان کار های عملی خود یافته بودم که استعداد وتوانائی طنز نویسی در من وجود دارد همان بود که به نوشتن طنز روآوردم . اولین طنزکه من نوشتم" ایستگاه تشکر" نام داشت که در سال 1362 شمسی در روز نامه  انیس نشر شد .

 

رحیم –  هدف شما از نوشتن طنز دیروز چی بود و امروز بکدام هدف طنز مینوسید ؟

 

نظری –  همانطوریکه  قبلاً گفتم که من قصد طنز نویسی را نداشتم بلکه میخواستم چشم دید ها و مشاهدات روزمره ء خودرا بنویسم و به اساس آن قوتمندی دید سینمائی و مسلکی ام را افزایش دهم ، برخورد های طبیعی و دقیق را در اجتماع دریابم که در جریان همین کار بود که من بسوی نوشتن طنز روآوردم و همین یادداشتهایم به من در این قسمت ممد واقع شدند . من همان وقت  و امروز و در مجموع هیچوقت طنز را صرف برای خندیدن ننوشته ام از نظر روانی یکتعداد از طنز های را که من نوشته ام هرچند که خنده دار هستند اما خودم بجای خنده گریه کرده ام و حتا امروز که بعد از سالها این طنز ها را میخوانم گلو ام را غم غصه میفشارد و گریه به چشمانم ناخود آگاه جاری میشود  زیرا مضمون این طنز ها انعکاس درد های است که موجب اذیت و آزار مردم ما میشد و میشود ومن هم مانند هر انسان با احساس در حالیکه آن درد را در قالب طنز ارایه می کنم ولی با خود می گرییم . بصورت خلاصه میخواهم بگویم که در هفت گزینهء طنزی که از این قلم اقبال چاپ یافته است در همه آنها درد های جامعه ما ، کمبودیها ، نواقص و مفاسد موجود در اجتماع ما بصورت دقیق انعکاس یافته است و طنز های من نسبت به خنده های شرین خنده های تلخ را بیشتر در خود دارد .

 

رحیم – چرا طنز در رسانه های کشور ما رونق بیشتر نداشته و ندارد ؟

 

نظری –  با تاسف تابه حال در کشور ما به طنز به عنوان یک ژانر قوی ادبی نگاه نمی شود . بیشتر برداشت از طنز در جامعه ما یک لحظه خندیدن بالای چیز است . در مقایسه با شعر ، داستان طنز رشد همگون نداشته آنچنانیکه در عرصه ادبیات داستانی و سرایش شعر شخصیت های نام آور بیشتر داریم در عرصه طنز شمار آن از انگشتان یک دست ما بالا نمی رود . اما در حال حاضر من شاهد هستم که با یک دلچسپی به بسوی طنز نویسی از جانب جوانان و یا نسل جوان کشورما تلاش مثمر براه انداخته شده کتابهای متعددی در عرصه تیوری طنز و گزینه های طنزی این باورمندی را در ذهن انسان تقویه میکند که ما در آینده قریب دستآورد های بهتر و خوبتری در عرصه طنز خواهیم داشت . آنچه برمیگردد به پیشکسوتان این ژانر ادبی در کشورما ، من آرزو دارم تا آنها به تسریع این پروسه در ارتقا ظرفیت و سوچه گی طنز ، اندوخته ها و تجربه های شانرا با تازه کاران قسمت نمایند تا باشد روزی ما شاهد مکتب ویژهء طنز افغانی باشیم .

 

رحیم –  چی باید کرد تا طنز در رسانه های کشور ما جای پای بیشتر و عمیق تر داشته باشد ؟

 

نظری –  در حالت فعلی کشور ما در یک بحران قرار دارد که تا حدی هیچ کس نمی داند آینده چی خواهد شد. حرفهای زیاد و موضوعات مختلف و گوناگون بیشماری وجود دارد که با پرداختن به آن از طریق ارایه های طنزی  میشود به بیان  نواقص ویا  کمبودیهای موجود  پرداخت و از جانبی برای رشد پروسه جابجای طنز در مطبوعات کشور ما کاری را انجام داد . نباید فراموش کنیم که طنز تاثیرات معین با قوتمندی خاصی که دارد میتواند در سوی و سمت دادن جامعه به طرف اصلاح موثر و مفید واقع شود به گونه مثال : ادویه که بشکل کپسول با طمع تلخ طبعاً خوردن آن برای مریض مشکل تمام میشود و اگر این کپسول با مواد شرین آماده شود و طمع شرین داشته باشد خوردن آن برای مریض علاوه از اینکه تلخ تمام نمیشود بلکه ساده و آسان است که هدف اصلی همان علاج مریض است . در حال حاضر در کشورما نواقص ، کمبودیها و فساد بیداد میکند که باید وضع موجود در جهت اصلاح آن انتقاد شود به نظر من موثر ترین شیوه بیان انتقادی این حالت عطف توجه رسانه و مطبوعات کشور ما در قالب ژانر طنز به شیوهء درست آن میباشد.

 

جناب دکترعبدالواحد نظری ، از شما یک دنیا تشکر که به پرسشهایم با حوصله مندی تمام پاسخ گفتید .

 

پایان گفت و شنود با دکتر واحد نظری .

فضل الرحیم رحیم

28.04.2011

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.