غزنی؛ پایتخت تمدن که با چالش های فزاینده مواجه است — فهیم عطایی

 

غزنی؛ پایتخت تمدن که با چالش های فزاینده مواجه است

 

 

نویسنده: فهیم عطایی

 

زادگاه و برخواستگاه سلطان محمود غزنوی، شهر که می رود تا عنقریب از سوی سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی پایتخت تمدن جهان اسلام لقب گیرد و طی گرد همایی با اشتراک مقامات عالیرتبه  کشورهای اسلامی این عنوان بزرگ به این ولایت اعطاء گردد به راستی آیا غزنی درخور این لقب بزرگ هست، آیا دولتمردان ما و مسؤولین امور مقدمات این محفل را فراهم نموده اند، آیا دسایس و توطئه های دشمنان افغانستان سد ضخیم را در برابر این امر قرار نخواهد داد؟

از آنجاییکه غزنی در عصر سلطان محمود شاعران، نویسنده ها و دانشمندان بزرگ چون ابوریحان البیرونی، حکیم ابوالقاسم فردوسی، ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی، کسایی مروزی، فرخی سیستانی، عنصری بلخی ملک الشعرا دربار سلطان محمود و … در خود جای داده بود و در این عصر فرهنگ افغانستان تا شبه جزیره هندوستان، آسیای میانه و فارس گسترش یافت و شعرای زیادی در ماورای سرحدات این کشور چون علامه اقبال لاهوری در وصف فرهنگ، زبان و هویت افغانستان نوشتند و شعر سرودند، بیش از یک صد آثار و عابدات تاریخی با معماری مدرن و پیشرفته­ی  که از آن زمان به یادگار مانده همه و همه نشانگر شایستگی این لقب برای غزنی است به همین منظور وزیران فرهنگ کشور های اسلامی در نومبر سال 2007 میلادی طی نشستی در شهر طرابلس لیبیا، نامزدی غزنی را به عنوان مرکز تمدن کشور های اسلامی در سال 2013 میلادی تأیید کردند اما اینکه سالیان متمادی را دولتمردان افغانستان یکی پی دیگری از دست دادند بدون اینکه گرد و خاک و کثافات را از چهره­ی این شهر بزدایند و مقامات حکومت تا حد زیادی آگاهانه و نا آگاهانه از خود بی توجهی نشان دادند و با این موضوع مثل بسیاری موضوعات دیگر برخورد سیاسی نمودند چنانچه در زمان که عبدالکریم خرم به صفت وزیر اطلاعات و فرهنگ در کابینه آقای کرزی ایفای وظیفه می نمود سال مولانا که از جانب دفتر یونیسکو نام گذاری شد، با بی مهری تمام از جانب مقامات حکومت و دولت افغانستان استقبال گردید و بدبختانه دولت ما کمترین سهم را در این عرصه ایفا ننمود در حالیکه ایجاب می نمود با استفاده از فرصت پیش آمده، از آن بهره برداری غایی می نمود و با ارائه مقالات و نوشته های خود در وصف مولانای بزرگ و سهم گیری فعال در این عرصه، اصالت و فرهنگ دوستی خود را به نمایش می گذاشت، اکنون نیز نام گذاری پایتخت تمدن اسلام رنگ و بوی سیاسی به خود گرفت و آن را نه سرمایه ملی مردم افغانستان بل به یک هویت، فرهنگ و زبان خاص نسبت دادند و از این جهت با بی مهری با این مسئله تاریخی برخورد جانبدارانه و غیر ملی نمودند و الا مدت زمان طولانی با امکانات مادی هنگفت که دولت در اختیار داشت، فرصت زیادی بود تا از غزنی یک شهر با چهره جذاب و دیدنی برای پذیرایی مهمانان ارائه می داد در حالیکه به قول والی این ولایت یازده وزارت که در بازسازی و آماده سازی غزنی برای این نامگذاری سهم فعال می گرفت، تا اکنون کوچکترین کاری را انجام ندادند و هر ساله بودجه خویش را بدون مصرف به خزانه دولت بر گرداندند.

از جانب دیگر سازمان استخباراتی پاکستان با استفاده از عناصر مخرب چون طالبان و تروریستان و دست پرورده های خود که منحیث ستون پنجم در درون حکومت فعال اند، همواره کوشیده اند که فرهنگ، داشته ها و سرمایه ملی افغانستان را به یغما برده و تاراج نمایند چنانچه با بی رحمی کامل تندیس های عظیم بودا را فرو ریخت و سلسال و شمامه را برای همیشه از افغانستان گرفته و تکه های آن را در بازار های پیشاور به معرض فروش گذاشت و روزنامه ضرب مومن چاب پاکستان این اقدام را به نیکویی یاد نمود اکنون نیز با دامن زدن به نا امنی ها و اعزام تروریستان در غزنی، موانع جدی را فراروی این امر خلق خواهند نمود و نخواهد گذاشت که افغانستان به این مهم دست یابند و با کمال آرامش از مهمانان خود پذیرایی نمایند. چنانچه حسب گزارش های ارگان های امنیتی کشور، تعداد زیادی تروریستان داخلی و خارجی شامل پاکستانی ها، چچنی ها، عرب ها و … در ولسوالی های مختلف غزنی حضور به هم رسانده و تلاش می نمایند که به نا امنی ها و بد امنی ها شدت بیشتر بخشیده و نگذارند که افغانستان به این مأمول مهم دست یابند.

پایان

  

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.