حسین، کربلاء و عاشوراء — حميد

حسین، کربلاء و عاشوراء

نوشتۀ حميد

در اوایل نیمۀ دوم قرن اول هجری یزید فرزند معاویه بعد از وفات پدرش برخلاف سنن اسلامی و بنا بر توصیۀ که معاویه در زمان حیات خود کرده بود، بر مسند حکمرانی قرار میگیرد . و از آنجایی که از کار ناحق نمیتوان انتظار خیری را داشت دوره یزید ومابعد آن شاهد حوادث درد ناکی برای دولت نو بنیاد مسلمانان گردید. در بین همۀ این حوادثی که در دورۀ یزید رخداد، 3 واقعه مهم و غیر قابل تصور برای مسلمانان بود که در نتیجه اندیشه های غلط و بدور از تعقل یزید توسط عمالش در 3 محل جدا ازهم بوقوع پیوست.

ازمیان این سه حادثه دور از تصور یکی هم حادثه شهادت نواسۀ حضرت محمد (ص) حضرت امام حسین ( رض) است که برجستگی و اهمیت والایی دارد.

حسین که پسر دوم حضرت فاطمه زهرا رضی الله عنها است بصفت یک انسان مدافع از حق و حقانیت ، ناراض از ظلم و ستم ، تسلیم نا پذیر در مقابل خواهشات ارباب زور خواهان تغییر وضع موجود و حاکم بر مردم بود. اما وی همچو پدر بزرگوارش علي هرگز بکار بردن شمشیر را یگانه وسیلۀ برآورده شدن این آرزوی خود که آرزوی خیلی از مسلمانان آگاه و با احساس آنزمان بود، نمیدانست، و در عین حال هرگز از شمشیری که برعلیه وی بلند شود نمی هراسید، و آماده دفاع از خود و آرمان خود بود. وی خواهان قرار گرفتن امور در محل درست آن بود و برای این مأمول از هر نوع جد و جهد کار گرفته بود و کار میگرفت. وی خواهان آن بود تا بلاخره آنانیکه در اریکۀ قدرت تکیه زده بودند متوجه اشتباهات خود شده و در اصلاح آن بکوشند.

زمانی که والی مدینه به دستور یزید میخواست حسین را زیر فشار بخاطر بیعت و اطاعت ازوی قرار دهد، حسین رضی الله عنه بمکه مکرمه پناه برد جایی که بعد از نشراسلام در آنجا باید برای هیچ لحظه یی جنگ و جدالی صورت نگیرد و نمونه یی باشد از منطقه صلح ، مکان آرامش و جایی برای عبادت و تزکیه روحی.

اما آنانیکه همیشه برای مصالح خود اینجا و آنجا در گشت و گذارند و مترصد فرصت برای کسب مکاسب ، در وجود امام حسین چیزی دیدند که شاید بتوان از ورای ان برای خود چیزهایی کمایی کنند و روی همین سبب بود که اصرار بر هجرت امام از مکه مکرمه به شهر کوفه نمودند . اما این گونه عهدها چون روی اخلاص نبوده لذا میتواند به آسانی درمقابل عرض طرف دیگر( بصورت تطمیع یا تخویف ) تغییر نماید که در مورد امام حسین نیزچنین شد و آن کسانیکه با اصرار و قسم از امام خواهان پیوستن آن بزرگوار را با خود داشتند در نیمه راه کوفه به امام حسین خبر دادند که ما شما را نمیتوانیم حمایه کرد!.

وهمین گونه است حال خیلی ها و در وقت موجودهم که طرف همانانی راگیرند که برایشان بیشتر میپردازند!

حسین رضی الله عنه را در دشتی که در قساوت طبیعی اش معروف بود و نامش را ازهمین قساوت طبیعتش گرفته بود یعنی : "کرب" و "بلاء" بمعنی مشقت و شدت، رنج واندوه در محاصره در آوردند. حسین( رض) خواهان جنگ نبود اما لشکر عبیدالله بن زیاد والی یزید در عراق از وی و افراد معدود همراهش خواهان تسلیمی بدون قید و شرط ایشان شدند که امام حسین رضی الله عنه انرا نمیپذیرد زیرا میداند این راهی است برای رسمیت دادن نظامی که نباید نظام حاکم بر مسلمانان باشد. نه بخاطر اینکه قضیه قومی یا قبیلوی یا طائفوی و … در بین است ، بلکه بخاطر اینکه این نظام بصورت ظالمانه بالای مردم حاکم گردیده است. و یقینا میتوان گفت اگر یزید، یزیدی صالح میبود و مطابق حق و عدالت رفتار میداشت و یا عمر بن عبدالعزیز درزمان امام حسین خلیفه و حاکم بر مسلمانان میبود، حسین از جملۀ مؤیدین آنها میبود، ولی با تأسف که نه چنین بود و نه چنان.

حسین و عدۀ از همراهانش را شهید کردند و باقی را به اسارت گرفتند !.

آنروز دهم محرم الحرام بود که از قدیم الزمان بنام عاشورا معروف بود و نزد مسلمانان بگونه متمایزی نسبت به روز های دیگر این ماه بحساب میآمد. پیامبر اسلام روزه گرفتن این روز را پیوسته بایک روز قبل و یا بعد آن مستحب میدانست و خیلی از مسلمانان این روز را روزه میداشتند و میدارند.

وحالا این ماییم و روز عاشوراء که در آن شهادت حسین( رض) و یارانش رنگ روشن و گویایی دارد و مردم ماهم این روز را طی مراسمی در خاطره های خود زنده نگه میدارند، ولی آیا ما واقعاً حسینییم و یا اینکه آنرا فقط برای اهدافی و مقاصدی که امام شهید از آن بری و پاک بوده مورد استفاده قرار میدهیم؟.

و آیا این مراسم میتواند با فکر و روش حسین و آل بیت همنوایی و همگونی داشته باشد؟ !.

و اما یزید و لشکریان مزد بگیرش دو کوه گونه جرم دیگری را نیز مرتکب شدند که یکی حمله بر مدینه منوره و هتک تمام محرمات آن مکان بود.

و دیگری هم حمله بر حرم مکه و شکستن آنچه را خداوند عالم ارتکابش را در آن مکان مقدس ممنوع ساخته بود، از قتل و تخریب تا فیر منجنیق بر مسجد حرام!.

تاریخ واقعات زیادی از خوبی و زشتی را در سینۀ خود جا داده است و این سینه هنوز هم جای فراخی برای ثبت چنین وقایعی دارد. و چه کربلا هایی که در زمان ما و زیر چشمان خودما بوجود نمی آید؟، وچه محرماتی که در همین عصر و دوران هتک حرمت نمیشوند؟.

و انسان وقتی اسیر طمع و آز ، هوا و هوس میگردد شیطان برایش آنچه را انجام میدهد از رذایل و زشتی ها، صورت نیکو داده و در پناه دهها دلیل واهی و غیر موجه به اعمال بدش دوام میدهد.

هرمظلومی ، حسینی زمانش و هر مکانی کربلای دورانش میتواند باشد.

Leave a Reply

Your email address will not be published.