مصاحبه خبرنگار صفحۀ انترنیتی “بینوا” با انجنيرگلبدين حکمتیار — ميرزا

 

پيام فرستندۀ مطلب:

بعدازعرض سلام واحترام خدمت گردانندگان محترم صفحه! خواستم بدینوسیله مصاحبهءیکی ازسنگردران دفاع ازحریت وآزادی را که مشترکأباملت مسلمان وغیور خود بمقابل متجاوزین واستعمار گران چون نیاکان باشهامت شان بپاخاسته اندبفرستم،تابانشرآن رد قول آنسلسله افواهات شده باشد که دراین اوخرازطریق رسانه های مختلف مطبوعاتی بنشر میرسید. والسلام

                                                                                        بااحترام

                                                                                 میرزا

—————————————————————————————————————

يادداشت اداره:

هموطن گرامی آقای ميرزا

سلام ها و احترامات مارا نيز بپذيريد

گرچه اين مصاحبۀ جالب را قبل از شما دوستان ديگری نيز برای نشر فرستاده بودند، ولی نظر به ملاحظاتی که بر قسمت های از سوالهای هفتم، هشتم و سيزدهم آن داشتيم و آنرا خلاف سياست نشراتی و مصالح ملی خويش ميدانستيم، نشر ننموديم.

اينک نظر به تقاضا وعلاقمندی بيشترو مکرر شما وعلاقمندان ديگر صفحۀ صدای افغان آنرا با حذف جملاتی چند بدست نشرمی سپاريم.

                                                                                                                                                          با احترام

                                                                                                                                                  " صدای افغان"

 

 

مصاحبه  خبرنگار صفحۀ انترنیتی "بینوا" باانجنير گلبدين حکمتیار

 

برگرداننده به دری: الهام عمر هوتکی 

 

رهبر حزب اسلامی محترم حکمتیار صاحب، سلامها و تمنیات ما را قبول فرمائید.

خواهان صحت و سلامتی تان هستم، آرزومندم که صحتمند و موفق باشید.

در این اواخر دولت افغانستان به رهبری حامد کرزی با حزب اسلامی و طالبان روند مذاکرات را آغاز نموده اند که سخنگویان شما هم تا یک اندازه یی آنرا تائید نموده اند. اما موضع شخصی شما در اینباره، تاکنون در رسانه های مطبوعاتی مبهوم می باشد.

اگر به سوالات ذیل در صورت امکان، بشکل تصویری یا صوتی جواب بفرمائید، دو فایده خواهد داشت: یکی اینکه مسئله ی تردد در خطوط مقاومت از بین خواهد رفت و دوم اینکه روند مذاکرات روشنتر خواهد شد.

 

سوال اول: در این اواخر آوازه های مذاکرات میان حزب اسلامی و دولت افغانستان به حد خویش رسیده اند، سخنگویان شما هم این مسئله را تائید نموده اند. آقایان هر یک داکتر غیرت بهیر، قریب الرحمن سعید و داود عابدی هم در همین راستا سرگرم فعالیت اند. این روند مذاکرات تا کدام اندازه مورد تائید شما است؟

پاسخ: ما با حکومت کابل هیچگونه مذاکرات رسمی انجام نداده ایم، در اینباره تمام افواهات و آوازه ها حقیقت ندارند، این افواهات به مقصد خاصی از طرف حکومت کابل و نگهبانان و حامیان خارجی اش منتشر شده اند. هیچ مقام رسمی ما نیز اظهاراتی در مورد مذاکرات با حکومت کابل ننموده اند. حکومت کابل اختیار چنین مذاکرات را برای حل و فصل بحران ندارد، حکومتی که توانایی جلوگیری از بمبارد بالای شهرها و قریه ها را گرفته نمی تواند، قوای خارجی به تقاضا های مکرر شان جهت اطلاع قبلی در باره انجام عملیات و یا بسررساندن عملیات با اشتراک اردوی ملی، جلوگیری از کشته شدن اشخاص ملکی بیگناه و… اعتنایی نمی کنند، پس چنین حکومت بی قدرت و کمزور چگونه می تواند که  جهت حل مسایل بسیار مهم کدام اختیار و یا توانایی داشته باشد؟! آیا از آنها توقع بسر رساندن چنین کاری، بیجا نیست؟

سوال دوم:

اگر پاسخ سوال قبلی"بلی" باشد، پس:

1- آیا شما تصور می کنید که امریکا تن به شرایط شما خواهد داد یعنی خروج قوای خارجی یا برای خروج آن تعیین وقت معین؟

پاسخ: امریکایان حتما" و انشاءالله در آینده ی نزدیک افغانستان را ترک خواهند کرد، بدون خروج، راه دیگری ندارند. من تصور نمی کنم که آنها توان و حوصله ی ادامه ی جنگ طویل المدت را داشته باشند یا بتوانند نتایج و دستآورد های آنرا تحمل نمایند و یا از این جنگ، آرزوی نتایج خوب داشته باشند. تا آنجائیکه به مجاهدین تعلق می گیرد، ما هیچگونه راه حلی را قبول نداریم که در آن خروج بدون قید و شرط و کامل قوای خارجی تضمین نگردد.

2- آیا موقف و مقام شما منحیث رهبر حزب اسلامی و یا یکی از فعالان سهیم در حکومت آینده حفظ خواهد شد و یا اینکه مانند برهان الدین ربانی و عبدالرب رسول سیاف بطور تدریجی از صحنه ی سیاسی حذف خواهید شد؟

پاسخ: اراده برگشت به کابل را در موجودیت اشغالگران و یا سهم درحکومتی تحت بالهای هواپیماهای آنها را ندارم، حتی اگر مقام ریاست جمهوری اینگونه حکومت را هم برایم پیشنهاد نمایند.  یک لحظه ی سنگر را بر صد ها سال مقام ریاست جمهوری چنین یک حکومت ترجیح می دهم. شهادت بر زنده گی ذلت بار، برایم صد ها بار برتری دارد.

3- اگر شما اوضاع را بررسی نمائید، از روی کدام ضرورت به مذاکرات حاضر خواهید شد؟ زیرا حزب اسلامی، یک ساختار سیاسی است و یک حزب سیاسی به مشارکت کامل سیاسی ضرورت دارد.

پاسخ: هر آنکه دارای موقف عادلانه و معقول باشد، هم برای دوست و هم برای دشمن یگانه پیام دارد، اهداف اش مقدس و راه و روش اش روشن و واضح می باشد و برای حل مشکلات، طرح های عملی و واقعی می داشته باشد. او نه از مذاکرات هراسی دارد و نه از آن سر باز می زند. ما همیشه گفته ایم که اگر جانب مقابل به قبول واقعیت ها آماده شوند، به ادامه ی جنگ پافشاری نه نمایند، قبول نمایند که افغانستان از افغانها است و بپذیرند که این حق افغانهاست تا خود فیصله نمایند که چگونه نظامی را برای کشورشان می خواهند و یا کی را منحیث رهبران خویش بر می گزینند؛ در اینصورت ما مذاکرات را مفید می دانیم و برای آن آماده هستیم. هدف از مذاکرات آزادی کامل کشور و خروج عاجل قوای خارجی می باشد نه اینکه دریافت سهم در قدرت سیاسی و یا به اصطلاح شما – مشارکت سیاسی.

4- در صورت مشارکت سیاسی، شما خواهان کدام امتیازات از حکومت کابل هستید؟ و آیا آنها آماده خواهند شد تا حزب اسلامی در حکومت سهیم شده و قدرت سیاسی را بدست گیرد؟ و یا اینکه شما فقط به مقام های وزارت های امورخارجه و یا مشابه به آن، قانع خواهید شد؟

پاسخ: با حکومت بدون اختیارات کابل هیچگونه مذاکرات نداریم و نه انتظار کدام عمل موثر را از جانب آنها داریم و نه حاضر به مشارکت سیاسی با حکومتی هستیم که اختیارات آن به دست بیگانه گان، در دفاتر آن مشاورین خارجی حاکم و در سنگرهای آن افسران بیگانه بجنگند.

5- اگر فرضا" شما در مذاکرات غالب آمدید، مجاهدین شما که در حال حاضر در مقابل قوای خارجی و دولت کابل می جنگند، چه موقفی را اختیار خواهند نمود؟

پاسخ: تمامی اعضای مخلص و مجاهد حزب اسلامی دارای موقف و موضع واحد می باشند، هم در مورد مذاکرات و هم در مورد مقاومت و جهاد.

6- نقش اعضای حزب مقیم در کابل، در این مذاکرات تا چه اندازه موثر است، زیرا آنها هم شاخه یی از حزب اسلامی می باشند و بعضی می گویند که آنها با شما در ارتباط مستقیم هستند و از شما هدایت هایی دریافت می نمایند؟

پاسخ: اعضای حزب مقیم در کابل به دو گروه تقسیم می شوند: گروهیکه به حزب اسلامی وفادار هستند، به جهاد اعتقاد دارند، خواهان آزادی و استقلال کشور می باشند و بدون نظام کامل اسلامی به هیچگونه نظامی دیگری راضی نخواهند شد. به اشغال امریکایی ها به همان چشمی می نگرند که به اشغال اتحاد شوروی می نگریستند. گروه دوم کسانی اند که دوستان نیمه راه هستند، آنها به امریکایی ها تسلیم شدند و با حکومت امریکایی کابل همکاری دارند. آنها تعهد و میثاق شانرا با حزب اسلامی نقض نموده اند، در هیچ امری از موقف و راه حزب اسلامی نماینده گی و تمثیل نمی نمایند، تعداد آنها انگشت شمار است. هر آنکه حزب را ترک گفته است، دست خالی خارج و توهین شده اند، حتی خانواده های شان هم با آنها در این امر یکجا نشده اند.

7- اگر مطابق پلان تعیین شده، شما حاضر به مذاکرات شوید، یا عربستان سعودی به شما پناهندگی سیاسی دهد یا اینکه به کابل بیائید؛ در اینصورت چه کسی می تواند تضمین زنده گی شما را نماید، در حالیکه فعلا" در افغانستان هیچ زنده جان بیمه نیست؟

پاسخ: هیچگونه پلان تعیین شده یی برای مذاکرات و گفتگوها موجود نیست، نه اراده ی ترک وطن و بردن پناهندگی سیاسی به عربستان سعودی و یا کشور دیگر را دارم و نه بدون از خداوند متعال، ضمانت سر و زنده گی خویش را از کسی خواهانم. ما از همان روزی سر به دست گرفته و عهد نموده ایم تا در راه خداوند متعال زنده گی خویش را قربان خواهیم کرد، که چهل سال قبل تصمیم بر جهاد گرفتیم. من عهد متین نموده ام که مرگ و زنده گی ام در کشور خودم خواهد بود، من در سطح جهان هیچگونه کشوری را نمی بینم که شهامت دادن پناهندگی سیاسی را برای یک مجاهد داشته باشد. از بردن پناهندگی سیاسی به ایران نیز شرمنده و پشیمان ام، از خداوند متعال خواهان عفو هستم، ان شاءالله اینگونه سهو بار دیگر تکرار نخواهد شد، در حالیکه عواقب این اشتباه را نیز به چشم سر دیدم. از مقامات کابل که امنیت آنها را بیگانه ها تامین می نمایند، انگلیسی ها در مقابل خانه و دفتر شان پاسبانی می نمایند و ضمانت سر آنعده از افغانهایی که تحت اداره ی حکومت آنها زنده گی می کنند، داده نمی توانند، هر روز تعداد کثیری آنها در بمباری ها کشته می شوند، از اینگونه حکومت هیچگونه ضمانتی نمی خواهیم.

          اگر پاسخ به سوال قبلی "نه" باشد، پس:

1- سخنگویان شما این مذاکرات را تائید نموده اند و غیرت بهیر و قریب الرحمن سعید هم در خارج و هم در پاکستان با یکعده از مقامات دیدارهایی داشته اند؟

پاسخ:  من اینگونه سخنرانی ها از استاد سعید و داکتر بهیر نه شنیده ام، نه در پاکستان و نه هم  در کدام کشوری دیگری مذاکرات صورت نگرفته است. اگر دیدارهای شخصی نموده باشند، آنها را نباید منحیث مذاکرات رسمی تعبیر نمود. من یک بار دیگر واضحا" می گویم که با مقامات کابل هیچگونه مذاکراتی رسمی در سطح هیئت ها نداشته ایم.

2- دولت حامد کرزی روند مذاکرات را تائید نموده و شخص حامد کرزی چندی قبل حین سخنرانی اش گفت که اگر مذاکرات با مخالفین موفقانه خاتمه یابد، او نامزدی اش را جهت اشتراک در انتخابات ریاست جمهوری اعلام خواهد نمود.  آیا این بدین معنی نیست که کرزی در دستیابی به اهدافش موفق شده است، زیرا چندی قبل نامزدی اش را برای انتخابات ریاست جمهوری اعلام نمود؟

پاسخ: اگر آقای کرزی دیدارهایی با اعضای اسبق حزب اسلامی یا طالبان که فعلا" در کابل بسر می برند، نموده و آنرا منحیث مذاکرات با حزب اسلامی یا طالبان تعبیر می نماید، مجبوریت شخصی وی می باشد. او این حرف ها را به هدفی می زند تا مردمی را که از جنگ خسته شده اند، قانع ساخته و از حمایت آنها برخوردار شود. او در پی جستجوی راه حل بحران می باشد و به این عقیده است که بحران کنونی بدون مذاکرات بین الافغانی، راه حلی دیگری ندارد. او می خواهد تا به مردم بنمایاند که با مخالفین مصروف گفتگو و مذاکرات بوده و خواهان مصالحه و ختم جنگ می باشد. یکی از اهداف دیگر او اینست تا مخالفینی را که در حکومت موجود هستند، با این اظهارات بهراساند و آنها را وادار به ترک مخالفت نماید. من نمیدانم شما چرا این همه حقایق را از نظر بدور می افگنید و گفتار کرزی را بگونه ی غیر واقعی تعبیر می نمائید؟ شما برای من بگوئید که او با کدام مخالفین مذاکرات نموده و با کی به توافق رسیده است؟ حزب اسلامی که این مذاکرات را انجام نداده است و من یقین دارم که طالبان هم این کار را انجام نداده اند. اگر مقصد کرزی از مخالفین، مارشال فهیم باشد، پس گفتارش واقعیت دارد!! و او با انتخاب چنین دو شخصی منحیث معاونینش که هر دو با حزب اسلامی جنگیده اند، معنای دوام جنگ را می دهد نه مصالحه و تفاهم با مجاهدین. آیا جای تعجب نیست که در حال حاضر هم کسی پیدا شود تا چنین اظهارات دروغین را قبول نماید و بر آن اعتماد نماید؟!!

3- در حال حاضر در کابل، شاخه ی به ظاهر جدا شده از حزب اسلامی، کمپاین وسیع انتخاباتی را آغاز نموده و نامزدهای شانرا برای شورای ولایتی انتخاب نموده و برای برگشت شما، زمینه را مساعد می سازند، آیا چنین تحرکات آنها، با روند مذاکرات اخیر بستگی ندارد؟

پاسخ: نه مذاکراتی در میان است، نه تحرکات آنها معنای مذاکرات ادعایی را می دهد و نه ما از کسی خواسته ایم تا برای برگشت ما به کابل، زمینه را مساعد سازند. کسی که خود در کابل از یک جای به جایی دیگر بدون اجازه ی بیگانه گان رفت و آمد نمی توانند، چگونه می تواند که برای برگشت ما به کابل، راه را هموار نماید؟!

4- آیا رهایی داکتر غیرت بهیر از زندان به این معنا نیست تا روند مذاکرات و مصالحه را به پیش برد؟

پاسخ:  نه! این خبر حقیقت ندارد، داکتر بهیر شش سال در زندان های امریکایی ها در پنجشیر و بگرام بسر برد و سیاه خانه هایی را دید که طول و عرض آن به اندازه ی یک میز کوچک هم نبود، بعد از شش سال چهره اش را در آئینه دید. حاجی گل رحمان هم با او یکجا دستگیر شده بود که تاکنون سرنوشت اش معلوم نیست، خانواده اش نمی داند که او زنده است یا شهید شده است!! این همان شخصی است که حامد کرزی را که به کمک اعضای حزب اسلامی از زندان شورای نظار رها کرده بود، از چهارآسیاب به پشاور رساند. کرزی به حالت زخمی از کابل به چهارآسیاب انتقال شد و به کمک و همراهی همین حاجی صاحب به پشاور رسانیده شد!! کرزی شش سال بعد از توقیف حاجی صاحب، اطلاع یافت. او گفت که اگر برای رهایی او از زندان، از پست ریاست جمهوری هم کنار رانده شوم، باز هم دست از سعی و تلاش برنخواهم داشت، اما نه کوشش های کرزی کدام نتیجه یی داد و نه او هم از پست ریاست جمهوری کنار رفت!!

معلوماتی که من در باره ی رهایی داکتر بهیر از زندان دارم طوریست که صدها تن از موسفیدان و بزرگان قومی ولایات جنوبی چندین بار از کرزی تقاضا نموده بودند تا او را رها نمایند، او وعده هایی داده بود اما هیچگونه نیتجه یی در دست نبود. بار اخیر در مقابل موسفیدان، رو به یکی از مشاورین نموده بود و برایش گفته بود که در اینباره چه اقدامی نموده است؟ او جواب داده بود: جناب! برای ما اجازه ی ملاقات و دیدار با او داده نمی شود، رهایی اش که بر جا ماند. شاید این حرف او را به این وادار ساخته باشد تا از امریکایی ها جدا" تقاضا نماید تا با رهایی بهیر، موسفیدان و بزرگان قومی و او را خوشحال سازند.

من یکبار دیگر برای شما می گویم که ما نه برای داکتر بهیر وظیفه داده ایم تا با مقامات کابل مذاکرات نماید و نه برای کسی دیگری.

سوال دوم: حضور نیروهای خارجی در افغانستان، مشکل اساسی بر سر راه مذاکرات می باشد. آیا با موجودیت آنها شما آماده خواهید شد تا با دولت یکجا شوید؟ ورنه راه حل پیشنهادی شما کدام است؟ خارج شدن نیروهای خارجی؟ تعیین وقت خارج شدن و یا قوای متبادل اسلامی بجای نیروهای خارجی کنونی؟

پاسخ: حضور نیروهای خارجی هم عامل آغاز و دوام جنگ می باشد و هم مشکل اساسی بر سر راه مذاکرات و مصالحه. در حکومتی تحت چتر و حاکمیت نیروهای خارجی، هیچگاه دست به غلطی مشارکت سیاسی نخواهیم زد.  ما برای حل بحران، طرح عادلانه و حقیقی داریم که ماده های بنیادی آن قرار ذیل است:

–         مذاکرات بین الافغانی

–         خارج شدن کامل نیروهای خارجی

–         تعیین وقت و راه عملی خارج شدن نیروهای خارجی

–         انتقال قدرت به یک حکومت موقت و غیر ائتلافی

–         برگزاری آزاد و عادلانه ی انتخابات بدون دستکاری و مداخله ی بیگانه ها در افغانستان آزاد و مستقل

–         اگر بعضی گروه ها از نگاه امنیت از جان های خویش هراس دارند و برای تامین امنیت موجودیت نیروهای خارجی را حتمی می دانند، پس یکتعداد محدود نیروهای کشورهای اسلامی که در همسایگی افغانستان قرار ندارند و از گروه های خاصی هم حمایت نمی نمایند و با شرطی می توانند موجود باشند که این نیروها باید خارج از شهرها در پایگاه های نظامی مستقر بوده و هرگونه تحرکات آنها باید تحت فرمان و نظارت حکومت موقت صورت گیرد. این خواست ما نیست بلکه جواب ما برای تقاضای گروه های دیگر است.

سوال سوم: در حال حاضر میان شما و طالبان، اختلافاتی وجود دارند، شما آنها را و آنها شما را به رهبری قبول ندارند، و همچنان درباره امارت، دولتداری و نظام حکومتی هم نظرهای مشابه نداشته و موافق نیستید. چه فکر می کنید که آیا بعد از موفقیت تان، با همدیگر درگیر نخواهید شد؟

پاسخ: با درنظرداشت اینکه ما و طالبان در بسیاری از قضایا و اوامر نظریات مشابه نداریم، اما در یک امر مهم با هم موافق هستیم و آن خارج شدن نیروهای خارجی می باشد. در حال حاضر مسئله ی اساسی همین است. ما می توانیم تا برای بوجود آمدن نظر واحد، کار مشترک نموده و زمینه را مساعد سازیم، ما آماده هستیم و به طالبان هم این پیشنهاد را نموده ایم که بیائید موقف و موضع خویش را واحد سازیم، مشترکا" با دشمن مقابله نمائیم، نوعیت حکومت و زعامت را برای آینده بگزاریم و این امر را قبول نمائیم که حکومت صد در صد اسلامی خواهد بود و زعیم آن از جانب مردم تعیین خواهد شد. ما اراده ی مخالفت با هیچ مسلمانی نداریم، اما یک سخن را با الفاظ صریح برای تمامی اعلام می نمائیم که مردم خویش را در مقابل تجاوز هیچکس، تنها نخواهیم گذاشت، به هیچکس اجازه نخواهیم داد تا به زور بازو و پول بیگانه ها، بالای مردم افغانستان حاکمیت نماید.

سوال چهارم: اگر احیانا" شرایط شما قبول شود و نیروهای خارجی از شهر ها خارج شوند، طوریکه فعلا" در کابل ظاهرا" همینگونه کار صورت گرفته است، و وقت معین برای خروج دایمی آنها تعیین شود؛ اگر آنها بوقت معین از افغانستان خارج نشوند، عکس العمل شما چگونه خواهد بود؟ جنگ؟ یا مخالفت سیاسی؟ اگر جنگ باشد، آیا شما قادر خواهید بود تا قدرت فعلی خویش را حفظ نمائید ورنه پروسه های دی.دی.آر. و دایاک بالای شما هم تطبیق خواهد شد؟

پاسخ: خارج شدن از شهر ها، یک شرط ضمنی جهت مقدمه برای ترک دایمی تمامی نیروهای خارجی می باشد. شرط اصلی – خارج شدن تمامی نیروهای خارجی و پایان اشغال می باشد. تا اینکه این شرط پذیرفته نشود، جهاد ادامه خواهد یافت. سپردن سلاح به خارجی ها و به حکومت دست نشانده ی آنها، خیانت و توهین بزرگ می باشد. هیچ یک افغان با غیرت، این نوع عاری را قبول ندارد تا سلاح خویش را به دشمن تسلیم نماید!! آیا جای شرم نیست که یک افغان سلاح خویش را تسلیم می نماید و بعدا" امنیت او از جانب کاوبای های امریکایی تامین می شود، امریکایی ها در کشور خویش، از مردم خود سلاح جمع آوری نمی نمایند اما در افغانستان از افغانها سلاح جمع می نمایند!! ما بالای طالبان هم در این باره اعتراض داریم که چرا مردم را خلع سلاح نمودند؟ چرا از مجاهدینی که سلاح اش را بشکل غنیمت جنگی از روس ها بدست آورده بود، گرفتند؟ این همه اسلحه جات چه شدند؟ بدست کی افتاده اند؟ اگر این اشتباه بزرگ و تاریخی را مرتکب نمی شدند، امروز امریکایی ها با صدها هزار افغان مسلح مواجه می بودند!!

سوال پنجم: در حال حاضر در حکومت کرزی، اعضای اسبق حزب اسلامی در پست های وزرا، والی ها، معاونین، وکلا و روسا مشغول کار اند، آیا این به معنای مشارکت غیر مستقیم حزب اسلامی در حکومت و دولت نیست که خود مستقیما" برای آن زمینه را مساعد می سازد؟

پاسخ: شرکت اشخاصیکه قبلا" خود را اعضای حزب اسلامی می دانستند ولی فعلا" از راه و روش حزب جدا شده اند و در حکومت امریکایی کابل اشغال پست نموده، نه به معنای مشارکت غیرمستقیم حزب اسلامی بوده و نه به معنای زمینه سازی برای مشارکت مستقیم تعبیر شده می تواند!! این اشخاصی به هدفی در حکومت شریک شده اند، تا حزب اسلامی را بواسطه ی آنها ضعیف و میان اقشار حزب اسلامی تفرقه بیافگنند. اما الحمدلله دشمن با این کار نتوانست تا اعضای دیگر حزب اسلامی را با خود یکجا سازد و نتوانست تا نفاق و تفرقه در میان حزب اسلامی بیافگند. اگر شما از روی گذشته ی اشخاص قضاوت می کنید، پس من برای تان می خواهم بگویم که بسیاری ها یک وقتی کارت های عضویت حزب اسلامی را بدست آورده بودند، اما آنها دوستان نیمه راه بودند، با گروه های دیگر یکجا شدند، گروه های جداگانه بوجود آوردند، بعضی های آنها تا اندازه یی گمراه شدند که تمام پل های برگشت خویش را منهدم ساختند، این همه اشخاصی بودند که تعهد آنها با حزب نظر به تقاضای همان وقت بود نه به حکم عقیده و ایمان و بعد از تشخیص تعهد صادقانه و مخلصانه.

سوال ششم: ائتلاف شمال هم در گذشته و هم در حال حاضر در مخالفت با حزب اسلامی قرار دارد. آنها هرگونه مذاکره و مصالحه با حزب اسلامی را نهی می نمایند و از حزب اسلامی می هراسند، گمان برده می شود که بعضی از فرماندهان اسبق حزب اسلامی مانند استاد فرید را آنها ترور نمودند، شما چه تصور می نمائید که آیا این گروه بر سر راه شما، مشکل ایجاد نخواهد کرد؟

پاسخ: این ائتلاف – مجموعه یی از گروه های وابسته به بیگانه ها می باشد که در مقابل هر اشغالگر بیگانه سر پائین نموده، هم  تحت فرمان افسران روسی، در مقابل مردم خویش جنگیدند و تحت فرمان انگلیسی ها و امریکایی ها. آنها دشمنان مردم و کشور خویش هستند. آنها با هر آن گروهی خواهند جنگید که افغانستان سربلند و آزاد می خواهند. آنها یقینا" با هر آن طرحی که سبب پایان یافتن جنگ و تامین امنیت و صلح می باشد، مخالفت خواهند کرد. آنها بقای خویش را در دوام جنگ یافته اند. آنها با شبکه های استخباراتی وابسته اند که منافع ستراتیژیکی و منطقوی کشور خویش را با آن جنگ ها گره زده اند، که باید در افغانستان ادامه داشته باشد و افغان ها کشته شوند. مذاکرات با حکومت کابل به دلیلی بی معناست که قسمت بزرگ حکومت به دست ائتلاف شمال است. آنها از هر آن حرکتی که موجب خاتمه ی جنگ می شود، جلوگیری خواهند کرد.

سوال هفتم: نقش ایران را در افغانستان چگونه ارزیابی می نمائید، زیرا در حال حاضر ایران راه را برای نفوذ وسیع فرهنگی و شیعه سازی گشاده است؟

پاسخ: ایران مصروف بازی خطرناکی است. در مقابل افغانستان، سیاست بسیار مضر و پلید اختیار نموده است. بعد از خروج نیروهای روسی، در تمامی جنگ هایی که تاکنون در افغانستان ادامه داشت، دست بزرگ و اساسی ایران موجود بود. در آنزمان جهت جلوگیری از ایجاد حکومت اسلامی در افغانستان، با مسکو همدست شد. ائتلاف شمال به هدایت مسکو و به وساطت تهران بوجود آمد. اسلحه ی روسی و پول افغانی چاپ شده در مسکو از راه مشهد به افغانستان انتقال می یافتند. همین ایران بود که با داکتر نجیب، معاهده ی ضد مجاهدین را در مشهد امضا نمود. به گروه های (…) طرفدار ایران وظیفه سپرد تا راه های اکمالاتی مجاهدین را در پنجشیر و بامیان مسدود نموده و بالای کاروان های شان حمله نمایند. در اشغال افغانستان و عراق، ایران هم با امریکا همکاری نمود. در نشست خائنانه ی بن، نقش فعالی بازی نموده از طرف امریکایی ها در حکومت های کابل و بغداد به اندازه یی به ایران حصه دادند که اگر بگوئیم که امریکایی ها عراق و افغانستان را برای ایران اشغال نمودند، مبالغه نه نموده ایم. ایران در مقابل سنی مذهب ها، با کمونیست ها، هندو ها، یهودی ها و تمام دشمنان اسلام حاضر به همکاری است.

سوال هشتم: آیا چنین حقوقی به سنی مذهب ها در ایران داده شده است، که فعلا" اهل تشیع در افغانستان دارند؟

پاسخ:  ستراتیژی امریکایی ها و دوستان غربی شان در مقابل امت اسلامی اینست که شیعه را در مقابل سنی بجنگانند. (…) در حالیکه سنی مذهب ها در ایران از تمامی حقوق انسانی و اسلامی محروم اند.  در هیچ نقطه یی از جهان چنین روش ظالمانه با اقلیت ها صورت نمی گیرد طوریکه در ایران با سنی مذهب ها صورت می گیرد. شما در ارتش و یا پولیس ایران یک افسر سنی مذهب و یا در ادارات ملکی به سطح مدیر یک مامور سنی مذهب را نخواهید یافت. در تهران برای سنی مذهب ها، اجازه ی داشتن مسجد داده نمی شود. در تلویزیون های ایران، نمایش فلم هایی که در آن ادای نماز به طریقه ی سنی مذهب ها می شود، ممنوع است. کسی که از شیعه به سنی تغییر مذهب نماید، مرتد شمرده شده و به مرگ محکوم می شود!! آیا جای تعجب نیست که در افغانستان تحت اشغال امریکا، برای شیعه ها امتیازاتی داده می شوند که نه سنی مذهب ها پیشبینی آنرا نموده می توانستند و نه شیعه ها تصور آنرا!! در یک کشور دو قانون، در هیچ جایی دیگری وجود ندارد. آیا در امریکا برای مسلمان ها این حق داده می شود که در حالات شخصی، قوانین اسلامی را جاری نمایند؟!  از کارهایی که کشورهای غربی در نظام های دیموکراتیک خویش امتناع می نماید، برای کدام مقاصد پلید در کشور ما، آنرا انجام می دهند؟!! (…)

سوال نهم:  در این اواخر نظر به بعضی ملحوظات و مصلحت های سیاسی، واحد های اداری جدید بوجود آمده اند مانند ولایت پنجشیر، ولایت دایکندی و فعلا" به نام جاغوری تقاضای ایجاد واحد اداری جدید می شود. آیا این کارها برای شما قابل قبول هستند و یا اینکه اگر شما به قدرت رسیدید و یا با دولت یکجا شوید، به این مسائل توجه خواهید نمود؟

پاسخ: اشغالگران و حکومت دست نشانده ی آنها بسیاری کارهایی را کرده اند که برای هیچ مسلمان وطندوست افغان، قابل قبول نیست. ایجاد واحد های اداری جهت مقاصد پلید سیاسی، مثال کوچک آن است.  پلان های خطرناکتری دیگری هم جریان دارند. امریکا به ایران اجازه داده تا در شهرهای بزرگ مانند کابل، هرات، مزار و غزنی برای شیعه ها، شهرک هایی ایجاد نماید تا ساختار پیشین قومی شهرهای بزرگ را مبدل ساخته و باشنده گان این شهر ها، اکثرا" شیعه مذهب ها شوند.  ایران در حال حاضر مصروف ایجاد مراکز فرهنگی و علمی برای شیعه ها در این ولایات می باشد. ده ها روزنامه، مجله، رادیو ها و شبکه های تلویزیونی را تمویل می نمایند تا به نفع ایران و شیعه ها تبلیغ نمایند.

سوال دهم:  بعضی ها معتقد هستند که حزب اسلامی در عرصه ی نظامی، ضعیف شده است. زیرا نفوذ طالبان در لوگر، غزنی، پکتیا، پکتیکا، کنر و کاپیسا روی آنها را بسته و از جانب دیگر توجه ی عمیق نیروهای خارجی هم بسوی حزب اسلامی می باشد.  آیا در چنین یک حالتی، حزب اسلامی برای بقای خویش، با دولت به مذاکرات روی خوش نشان خواهد داد؟

پاسخ:  این هر دو فرضیه بی بنیاد و از حقیقت بدور اند. حزب اسلامی قوی، مضبوط و تا سرحد ضرورت و امکان فعال است. طالبان جلو آنرا نبسته اند. اگر حزب اسلامی می خواست که بر ضد طالبان با دشمنان همدست شود، اینکار را زمانی می توانست انجام دهد که تهران و مسکو پیشنهاد های مدید همکاری به حزب اسلامی نموده بودند و یا حین حمله ی امریکایی ها بالای طالبان، دست به چنین یک کاری می زد. اما حزب اسلامی در مقابل تمامی پیشنهاد های دشمنان همیشه یک پاسخ داده است: اگر مجبور شویم، تا صد ها سال تحمل حکومت رقیب افغانی خویش را داریم اما تحمل حکومت بیگانه را برای یک روز هم قبول نداریم. حال چرا این کار را خواهیم کرد؟!! اگر بعضی ها می گویند که گویا حزب اسلامی ضعیف شده است، ولی تعداد کثیری دیگری به این باور اند که حزب اسلامی نسبت به هر زمان دیگر قویتر و مستحکمتر شده است. میان مردم و بالاخص جوانان و مجاهدین از نفوذ وسیع برخوردار بوده و این رسوخ و نفوذ با گذشت هر روز، زیادتر می شود. حالا چهره ی واقعی حزب اسلامی و گروه های دیگر برای تمام افغان ها روشن شده است. آنها بدون حزب اسلامی، گروهی دیگری را سراغ ندارند که در پشتون ها و غیر پشتون ها، شمال و جنوب کشور از چنین نفوذ و رسوخی برخوردار باشند و یا بتواند وحدت ملی را تامین و یک حکومت قوی مرکزی را بمیان آورد. قوت حزب اسلامی زمانی برای همه روشن خواهد شد که امکانات فعالیت های آشکارا را بدست آرند.

سوال یازدهم: چیزی که در گفتار ها و مصاحبه های شما به حد کافی کم و یا اصلا" مشاهده ننموده ام، آن عبارت از انتقاد مستقیم از کرزی می باشد و کرزی هم تاکنون به طور مستقیم نه از شما و نه از حزب شما انتقاد نموده است، راز آن را برایم گفته می توانید؟

پاسخ: ما با هیچکس دشمنی فردی و شخصی نداریم، جهاد ما برای اسلام و مبارزه ی ما با نیروهای اشغالگر کافر می باشد. ما با دشمن اصلی بر مبارزه پافشاری می نمائیم و برای مجاهدین خویش همیشه توصیه می نمائیم که قوت و نیروی خویش را برای نابودی دشمن اصلی خویش بکار برید. در جبهه های دیگر خود را مصروف نسازید. با ارتش و پولیس بیگانه پرست هم زمانی دست به مبارزه بزنید که راهی دیگر موجود نباشد.

سوال دوازدهم: اگر فرضا" شما با دولت یکجا شوید، آیا حزب اسلامی دوپارچه نخواهد شد؟

پاسخ:  به این سوال قبلا" پاسخ ارائه شده است.

سوال سیزدهم: در هر کنج و کنار کشور، مردم با فاجعه های جنگ روبرو اند، تا بحال هیچکسی پیدا نشده است که این قوم بدبخت را رهبری نماید، شما آینده ی این مردم را چگونه بررسی می نمائید؟

پاسخ: یقینا" که امت اسلامی بطور عام و (… افغانها) بطور خاص با روز های بدی سردچار اند. تمامی نیروهای کفری علیه آنها می جنگند. منافقان، روافض و مشرکان هم در این جنگ های صلیبی تحت بیرق کفار با آنها می جنگند. (…) امریکایی ها هم بسوی ( … افغانها) نشانه رفته اند، در هر دو طرف سرحد بالای آنها بمباری می کنند و هر روز ده ها طفل بیگناه، زنان و موسفیدان در خون می طپند.

سوال چهاردهم: حزب اسلامی برای حل بحران جاری در افغانستان، بطور کل چه طرحی دارد؟

پاسخ: ما برای حل بحران طرح عملی و عادلانه داریم که ماده های اساسی آن قرار ذیل اند:

–         مذاکرات بین الافغانی

–         خروج کامل تمامی نیروهای خارجی

–         تعیین وقت معین معقول و عملی برای خروج کامل نیروهای خارجی

–         در قدم اول خروج نیروهای خارجی از شهرها و بعدا" از سراسر کشور

–         انتقال قدرت به یک حکومت موقت و غیر ائتلافی

–         برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه و بدون دستکاری بیگانه ها در افغانستان آزاد و مستقل

–         تمامی جوانب باید تعهد نمایند که منبعد جهت دستیابی به اقتدار سیاسی، نه راه توطئه و دسیسه چینی ، نه راه جنگ به زور بازو، پول و اسلحه جات بیگانه ها، نه راه ترور، حذف و تصفیه ی یکدیگر را اختیار نخواهند کرد.

–         همه باید تعهد نمایند که ازین به بعد تجربه های تلخ گذشته را تکرار نخواهند کرد.

–          انتقال اقتدار سیاسی باید همیشه صلح آمیز و نظر به آراء ملت صورت گیرد.

و در این راه نه یک قطره خون ریختانده شود و نه یک مرمی شلیک شود.

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

 

 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.