بيست و نوه اسد صفحه سیاه دیگر در تاریخ افغانستان — انجنير فضل احمد افغان

 

29 اسد صفحه سیاه دیگر در تاریخ افغانستان.

 

انجینیر فضل احمد افغان

ایالت برتش کولمبیا کانادا 7سپتمبر2009م.

 

بتاریخ (29 اسد1388هه ش) که مصادف به 20آگست 2009م بود انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی که نباید بنا بر ناسازگار بودن شرایط در کشور براه انداخته میشد با وقاحت و قباحت تام بعد از صرف صدها ملیون دالر انجام و ملت مظلوم وستمدیده افغان را یکبار دیگر به آینده سیاه وتاریک مستغرق ساخت اما دشمنان ملت نجیب و شریف افغان علرغم شهادت27تن و مجروح شدن 52 تن نظامی و غیر نظامی- جنگ علنی در قندز- بیش از138حادثه دیگر روز انتخابات در مرکز کابل و ولایات- بی عدالتی ها- تخطیها- تخلفها ها و تقلبهای بیشماری در پروسه انتخابات از شفافیت و مشروعیت انتخابات- آزادی و دیموکراسی حرف برلب می آورند و بنام اینکه ملت در شرایط نا امن اراده خود را بصورت آزاد در فضای دیموکراسی به کاندید مشخص خود ابراز و در پای صندوقها رفتند و رای خود را ریختند موءفقیت بزرگ برای ملت افغان و تطبیق دیموکراسی دانسته و تبریک گفتند.

با عرض معذرت من ندانستم که مطلب از شفافیت- مشروعیت- اراده آزاد وفضای دیموکراسی که دشمنان مادروطنما از آن حرف میزدند ومیزنند چیست؟

آیا همین آزادی و دیموکراسی است که به استثنای تعداد محدود از آرزومندان آزادی- صلح – امنیت و حاکمیت قانون اکثریت ملت فقیر ومظلوم افغان که در پائین ترین سطح زندگی در جهان قرار دارند و از تمام نیازمند یهای اولیه حیاتی بکلی محروم اند خلاف اراده خود خاص برای بقا ی خود وفامیل خود توسط زردارن- زورداران- قاچاقبران مواد مخدره- ناقضین حقوق بشر و جنایتکاران به صندوقهای رای گیری کشانده شدند و رای شان را به نفع خود ویا کاندید خود گرفتند؟.

آیا مردها حق دارند و مشروع استکه به نما یندگی زن  و یا چندین زن خلاف اراده آزاد زن ویا زنها اراده خود را در فورمه های رایگیری منعکس و به شخص مورد نظر خود رای بدهد؟

آیا اطفال که به سن قانونی نرسیده بود ند با گرفتن کارت بدون فهم ودانش از انتخابات آزاد و اهداف کاندید مورد نظر رای خود را به هدایت آغا یا مربی خود در صند وقها ریختند مشروع و دیموکراسی است؟

آیا مانع شدن خبرنگاران از نشر حوادث در روز انتخابات دیموکراسی و آزادی است؟                                                      

آیا پر شدن صندوقها بصورت غیر مشروع در خارج حوضه ها ی انتخاباتی شفافیت-آزادی و دیموکراسی است؟

آیا رای دهی یک الی پنج فیصد از مجموع تعداد راجستر شده برای رای دهی در مناطق جنوب وجنوب شرقی مشروع-عدالت اجتماعی- حاکمیت ملی و آزادی است.

آیا در کشوری که امنیت وجود نداشته باشد- قانون حاکم نباشد- احصائیه نفوس نباشد- ملت تذکره تابعت نداشته باشد – احزاب سیاسی ملی با شعور نباشد و درعوض تمایلات قومی- مذهبی- منطقوی و زبانی اهمیت داشته باشد- قوای نظامی خارجی-جنایکاران و ناقضین حقوق بشرسرنوشت سازکشور وملت باشند- فساد اداری غیر قابل تصور در سراسر کشور حاکم باشد و بالاخره کشوری در حال اشغال که آزادی- استقلالیت و حاکمیت ملی نداشته باشد میتواند انتخابات شفاف- مشروع- آزاد و دیموکراتیک باشد.؟

نخیربه عقیده نویسنده هیچگاه مشروع- شفاف-آزاد ودیموکراتیک شده نمیتواند بلکه صفحه سیاه دیگری بعد از کودتای خونین(1978م)- تجاوز قشون سرخ اتحا د جماهیر شوروی وقت(1979م) به قدرت رسیدن جنایتکاران تنظیمی(1992م) و طالبان واردشده  (1996م) – کانفرانس بن(2001م)- حکومت موءقت مصلحتی حامد کرزی – لویه جرگه تصویب قانون اساسی و انتخاب رئیس جمهور دوره انتقالی وانتخابات اول ریاست جمهوری(2004م) در تاریخ کشور عزیز ما افغانستان کشوده شد. چه افغانستان آن کشوری نیست که سی و یکسال قبل در جهان بحیث یک کشور آزاد و سربلند با ملت واحد ویک پارچه درقطار کشورهای آزاد دیگر قرار داشت یعنی در سی و یکسال اخیر خا صتآ درهشت سال اخیر بعد ازکانفرانس بن سرنوشت ملت افغان در د ست نظا میان سی وشش کشورکه حضورفزیکی درافغانستان دارند- دراکثر مناطق مقاومت مسلح درمقابل اشغالگران بشد ت تام جریان دارد- زورداران و زرداران داخلی و خارجی که با دالر و سلاح قدرت را پیش میبرند-جنایتکاران و ناقضین حقوق بشر که از طرف باداران خارجی شان حمایه و تمویل میشوند- دهشت افگنان و تروریستهای خارجی  که از طرف دول همسایه و مافیائی تولید وقاچاق مواد مخدره تربیه و تمویل میگردند – دول کشورهای منطقه خاصتآ همسایگان افغانستان که برای منافع خود آب را گل آلود و ماهی میگیرند – در شرایط که شیرازی وحدت ملی بکلی ازهم پاشیده شده و دشمنان حاکمیت ملی ملت افغان تفرقه های قومی- زبانی- مذهبی و منطقوی را دامن میزنند و ملت مظلوم افغان عملآ درجنگ تحمیل شده جان- مال و کلبه های محقر و گلی خود را در حملات انتحاری دهشت افگنان و بمباردمانهای غیرمسوءلانه نظامیان خارجی از دست میدهند- نظامیان خارجی و افغانی دریک دوربینای تاریک و هدف نا معلوم و نا مشخص جانهای شرین خود را بنام مبارزه در مقابل به اصطلاح تروریستها و توسعه دیموکراسی قلابی آقای جورج دبلیو بوش در افغانستان قربانی و فا میلها و هموطنان خود را درغم واندوه قرار میدهند و اکثریت ملت افغان در بلندترین سطح گراف بیسوادی- بیدانشی و فقرقرار داشت و ملت افغان از نگاه ذهنی و عینی آماده پزیرش دیموکراسی واقعی- بازار آزاد و انتخابات نبود اشغالگران با فهم مشکلات مسلط فوق الذکر در افغانستان نباید بعد از صرف صدها بلیون دالر درهشت سال گذشته بار د یگر بنام مبارزه علیه تروریزم که اصلآ منشه افغانی نداشت صرف اهداف شوم جوپولیتیکی – ستراتجکی و تطبیق دیموکراسی قلابی آقای جورج د بلیو بوش در افغانستان و منطقه بود ا نتخابات 20آگست سال جاری را بعد از زدوبندهای زیاد و تآخیر آن با وقاحت و قباحت آن برای تعین زعیم آینده دلخواه خود در افغانستان براه می انداختند و ملت مظلوم و ستمدیده افغان و خود را یکبار دیگر توهین وتحقیر میکردند.

 بلی جای تردیدی نیست که در دوره های سیاه و خود کامه تنظیمیها و طالبان تمام زیربناهای اجتماعی-اقتصادی- سیاسی و نظامی بکلی محوه و نابود گردیده بود و دولت دستنشانده آقای جورج دبلیو بوش که بعد از حدثه المناک یازده سپتمبر نیویارک به قدرت رسید زندگی نوین را از صفردرساحات اجتماعی- اقتصادی- سیاسی و نظامی آغاز کرد یعنی ادارات دولتی را که در دوره سیاهء (1992-1996م) به غارت برده شده بود مجددآ با صرف بلیونها دالر امدادی احیاء کرد- قانون اساسی با نواقص زیاد آن تد وین گردید- دروازه های پوهنتونها بدون در نظرداشت نیازمندی به قوای بشری جامعه افغانی و موجود یت تعمیر-استادان ورزیده- مواد و لوازم درسی و همچنان مکاتب اناث و ذکور بی معلم- بی تعمیر- بی کتاب وقلم درهرکنج وکنار کشور کشوده شد- انتخابات دوره اول ریاست جمهوری بسیار به عجله صورت گرفت- انتخابات ولسی جرگه و شوراهای ولایتی صورت گرفت- قوای نظامی و امنیتی بیکفایت بیدفاع نسبی سازماندهی گردید- رسانه های خبری توسعه پیداکرد- بازار آزاد بدون درنظر داشت حاکمیت قانون و وضع اجتماعی و اقتصادی کشور و دسایس دشمنان عملآ ترویج پیداکرد- برای زنان افغان درعوض حق مساوی با مردان % 40 حق داده شد و صدها حزب بدون شعور سیاسی واهداف مشخص در سراسر کشور تاسیس گردید.

 اما ملت ستمدیده و بد بخت که با ختم دوره طالبان امید و ارزوها یشان ایجاد صلح-امنیت- وحدت ملی برای حاکمیت ملی-آزادی- دیموکراسی واقعی- حاکمیت قانون- تساوی حقوق مرد وزن- مبارزه در مقابل فساد اداری- محوه کشت و قاچاق مواد مخدره-انکشاف کشوردرسکتورهای مختلف حیاتی و ضروری- مساعد ساختن زمینه های کار و کاریابی برای امرار حیات و آینده درخشان و شگوفان مادروطن عزیز بودند به تاریکیهای بیشتر سوق داده شدند یعنی صدها سوالی گنگ چون موجودیت قوای نظامی سی وشش کشور خارجی بدون تعین اهداف و مسئولیتهای مشخص در وقت وزمان معین – تشکیل قوه های نظامی جداگانه بنامهای ائتلاف – آیساف و ناتو برای مبارزه در مقابل دهشت افگنان و تروریستهای مجهوالهویه – نبود ستراتجی و هم آهنگی مشترک بین نظامیان خارجی- عدم همکاری و هم آهنگی بین قوای نظامی خارجی و افغانی – مبارزه با تروریزم- پدیده طالب وطالبیزم و منابع تمویل کنند آن-مفقود شدن اوسامه بن لادن- تشدید جنگ وانکشاف کشت و قاچاق مواد مخدره در مناطق جنوب وجنوب شرقی کشور-اختلاف دولت مردان اضلاع متحده امریکا و انگلیس بر داشتن قدرت حاکمه در ولایات جنوبی خاصتآ ولایت هلمند- شهید شدن هزاران پیر وبرنای مظلوم وبیگناه با اطفال معصوم افغان با  ویران شدن کلبه های گلی شان در مناطق مختلف افغانستان خاصتآ ولایات جنوبی – کشته شدن عساکر خارجی در بیخبری از اهدف واقعی دولت مردان شان- کشاندن جنگ درمناطق ماورای خط سیاه دیورند- سرازیر شدن بلیونها دالر بنام کمک به افغانستان وبازگشت بیش از%75 آن به جیبهای امداد دهنده گان و (ان-جی-او) ها – تشکیل نکردن قوای نظامی ملی و پولیس ملی مجهز خود کفا و خود دفاع- مجبورنکردن رهبران تنظیمی به پرداخت غرامات جنگی برای اعمار مجدد شهر مخروبه کابل و جبران خسارات فامیلهای متضرر شده – معرفی بازار آزاد در شرایط نا سازگار افغانستان- به محاکمه نکشاندن ناقضین حقوق بشروجنایتکاران جنگی- فیصله نکردن موضوع غرامات جنگی با دولت فدراسیون روسیه وسهم ندادن روسیه در بازسازی افغانستان- کم رنگ نشاندادن کمکها اقتصادی و مالی دولت چین در امر باز سازی افغامستان وغیره…. وغیره بالاخره براه انداختن انتخابات دور دوم ریا ست جمهوری در حالت نا امن و عد م حاکمیت قانون در کشور بود که هر افغان با احسا س- با شعور و وطندوست را مستغرق د نیائی از اند یشه ها و دوربینای نهایت تاریک و وقوع فجایع دردناک و خطرناک ساخت.

حضور هموطنان عزیز و گرانقدر باید عرض شد که امروز ملت افغان مخصوصآ دانشمندان کشور در آزمون بس مهم و حیاتی قرار دارند و وظیفه فرد فرد ملت ستم کشیده وبلاکشیده مخصوصآ دانشمندان بادرد- با احساس و وطندوست بیطرف است که از درایت و هوشیاری تام کار گرفته و مادروطن عزیز خود را از دست عده محدود وطنفروشان قدرتطلب و دشمنان خارجی نجات داده و سرنوشت مادروطن را بدست خود گیرند نگذارند که خداناخواسته بعد ازاعلان نتایج آخری انتخابات از طرف کمیسون سمع شکایات مادروطن عزیز ما بطرف بدبختی و فجایع بیشترسوق داده شود که ما به شرایط دیروز وامروز شکر کنیم.

 هموطنان عزیز بیائید تصور کنید که انتخابات با چشم پوشی از تمام تخطیها- تخلفها و تقلبها مشروع اعلان و یکی از دو نفر که بلندترین آرا را از آن خود ساخته باشد بحیث برنده اعلان شود عواقب آن در شرایط کنونی کشور و مداخلات طرفداران داخلی و خارجی طرف مقابل چه خواهد بود و آیا مشروعیت خواهد داشت؟.

ویا با فرض محال انتخابات غیر مشروع اعلان و انتخابات به دور دوم کشانده شود با قبول اینکه در دور دوم تخطیها- تخلفها و تقلبها نسبی کم باشد آیا رای دهندگان علاقه خواهند گرفت که بار دیگر به پای صندوقهای رای بروند و رای خود را به یکی از دو نفر اول بدهند و اگر رای بدهند تعداد و یا فیصدی رای دهندگان مخصوصآ از مناطق جنوبی و جنوب شرقی که بکلی نا امن است کافی خواهد بود که منعکس کننده اراده اکثریت ملت باشد و مشروعیت داشته باشد.؟

در حالت سومی اگر کمیسون سمع شکایات انتخابات را غیر مشروع اعلان و تقاضای دور دوم انتخابات راکند و آقای کرزی رفتن انتخابات را بدور دوم قبول نکند و موضوع را برای فیصله نهای چون تآخیرانتخابات در افغانستان  وانتخابات دور اول جارج دبلیو بوش وآقای الگور برای فیصله نهای به ستره محکمه بسپارد و در آنجا بنفع آقای کرزی فیصله شود عواقب آن چه خواهد بود و آیا مشروعیت خواهد داشت؟

در حالت چهارم اگر قدرتهای خارجی و کاندیدان محترم به توافق برسند که یک دولت ائتلافی را از کاندیان محترم- جنگسالاران- قاچاقبران مواد مخدره و جنایتکاران بسازند تصور خواهد شد که در کشور صلح- امنیت-حاکمیت قانون-عدالت اجتماعی و دیموکراسی واقعی برقرار و بالاخره مادروطن عزیز ما بطرف آزادی-حاکمیت ملی – شگوفانی و آینده درخشان برود؟.

جواب من برای هر چهار سوال مطرح شده فوق نخیر است یعنی یکی از چهار دوربینا بخیر ملت قهرمان- مادروطن غزیزما افغانستان و جوامع جهانی ذیدخل در افغانستان نیست و نخواهد بود و فجایع دردناک و جبران ناپزیری در قبال خواهد داشت فی لهذا به عقیده من آنچه بخیر و صلاح ملت افغان و یکپارچگی افغانستان عزیز و جوامع جهانی خواهد بود اینست که در شرایط کنونی یک حکومت موءقت با قاعده وسیع بدون در نظر داشت قوم- مذهب- منطقه و زبان به استثنای جنگسالاران- جنایتکاران و قاچاقبران مواد مخدره سی سال اخیر که متشکل از دانشمندان با احساس- وطندوست بادرد- آگاه و با تقوا باشند برای مدت سه الی چهار ماه تشکیل و کمیسون مستقل بیست نفری بیطرف از دانشمندان آگاه از قضایا و وطندوست که وقتآ فوقتآ  نظریات تحریری بیطرفانه و ارزشمند خود را برای ایجاد صلح – امنیت- حاکمیت ملی- حاکمیت قانون- وحد ت ملی- یکپارچگی و آزادی- خوشبختی و شگوفانی افغانستان عزیز تحریری و ارائه داشته اند تآئسیس تا همه نظریات ارائه شده را با در نظر داشت شرایط مسلط در افغانستان و اهداف کشورهای منطقه وجهان ذیدخل در قضایائی افغانستان تحت غور و مداقه عمیق قرار داده از لابلای آن پیشنهادی را ترتیب نمایند که عملی و طرف قبول ملت افغان و جوامع جهانی خاصتآ ملل متحد باشد. که البته یکی از پیشنهادات "پیشنهاد تغیر بنیادی در دولت افغانستان"پیشنهاد مفصل و مدلل من استکه بتاریخ 20دسمبر2008م بحضور هموطنان عزیز و با ترجمه انگلیسی آن به توجه اکثر رهبران جهان رسا نیده شده و همچنان پیشنهادات عده ای از دانشمندان وطندوست دیگری که نیز با من هم عقیده و مخالف انتخابات ریاست جمهوری بودند نیز درآرشیفهای ویبسا یتهای مختلف موجود است که  در صورت ضرورت  به اختیار کمیسون گذاشته خواهد شد.سپس بعد از ترتیب پیشنهاد جامع و همه جانبه از طرف کمیسون موءظف برای حل قضا یا در افغانستان موضوع از طرف دولت موءقت در کانفرانس بین المللی پیشنهاد شده موءرخ 6 سپتمبر صدر اعظم بریتانیا و چانسلر المان که در اخیر همین سال و مصادف با ختم حکومت موءقت خواهد بود پیش بینی گردیده مطرح و فیصله نهای در مورد حل قضایا در افغانستان اتخاذ گردد همچنان باید متذکر شد که هر تصمیم یکجا نبه جانه عمل نخواهد پوشید مگر اینکه کمیسون موءظف و کانفرانس بین المللی بیک توافق نظر واحد برسند فی لهذا وظیفه کمیسون موءظف و حکومت موءقت استکه وظایف خود را قبل از دایر شدن کانفراس بین المللی بادرک مسوءلیتهای ملی و تاریخی چنان انجام نمایند که اسمای شان در تاریخ کشور به خط زرین درج گردد در غیر آن نه تنها کمیسون موءظف و حکومت موءقت شرم وننگ ابدی ملت افغان خواهند بود بلکه نسل امروزی و فردا را به عواقب ناگوار جبران ناپزیر مواجه خواهند ساخت.     

قابل تذکر است که بعضی از هموطنان بادرد و احساس ما گاه گاهی  دایر شدن لویه جرگه عنعنوی را برای حل بحران مادروطن عزیز ما پیشنهاد میفرمایند که من در شرایط کنونی بنا بر نبود وحدت ملی – نبود امنیت در کشور- نفوذ و قدرت بی حد و حصر زورداران و زرداران و مداخلات علنی کشورهای خارجی ذیدخل در افغانستان لویه جرگه عنعنوی را بخیر و صلاح مادروطنم نمی بینم فی لهذا در عوض پیشنهاد دایر شدن لویه جرگه مما ثل چهارصد نفری و کانفرانس بین الا فغانی صد نفری را که متشکل از اشخاص دانشمند- آگاه – وطندوست و بیطرف از سراسر کشور خواهند بود و هردو مشترکآ نسبی بدون نفوذ خارجیها- زورداران و زرداران نما یندگی از ملت افغان خواهند کرد را بحضور هموطنان گرانقدردر پیشنهاد فوق الذکر خود به تفصیل پیشکش نموده ام تا در کانفرانس بین الافغانی برموضوعات پیشنهاد شده غور و بعد از توافق با تشکیل یک دولت انتقالی چهار الی پنجسال توافق حاصل و سپس فیصله های لویه جرگه مماثل در عمل تطبیق و راه برای انتخابات دیموکراتیک شفاف که از هر نگاه مشروعیت داشته باشد هموار گردد. من نمیخواهم بگویم که پیشنهاد اینجانب یگانه نسخهء برای حل مشکل افغانستان است نخیر من به نظریات همه دانشمندان بادرد و وطندوست هموطن عزیز احترام میگذارم آرزومندم از مجموع پیشنهادات مطرح شده یک پیشنهاد واحد را کمیسون موءظف ترتیب وپیشکش ملت نجیب افغان و جوامع بین المللی نماید تا به لطف خداوند (ج) با کشودن صفحه سفید آنچه در آن به خط زرین تحریر شود که مایه افتخار نسلهای امروزی و فردای افغان باشد و افغانستان در جهان بحیث یک کشور آزاد- مستقل- صلحدوست و مترقی جایگاهء عالی داشته باشد.و من الله توفیق.

         پایان         

                

 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.