تنها یک نیروی قاطع در افغانستان پیروز شده می تواند! — دوکتور صلاح الدين سعيدی

 

               

               By: Dr. Salahuddin Sayedi – Said Afghani

                      Director Of Afghan Strategic Studies & The Culture Centre of DE HAQLAARA

                      Phone: +447886 474 638

                      Email: drsalahuddinsayedi@yahoo.com                                 Date: 17/09/2009

——————————————————————————————————————

 

تنها یک نیروی قاطع در افغانستان پیروز شده می تواند!

 

 

   دوکتور صلاح الدین (سعیدی – سعید افغانی)                                                       ۱۸/۰۹/۲۰۰۹

  مـــرکــز مـطالعات سـتراتــیـژیکی افـغانستان

  و مـــــرکـــزی کلــــــتــــوری د حـــــــق لاره

 

 

آقای سناتور جان مکین کاندید سابق ریاست جمهوری امریکا و سناتور جوزیف لیبرمان در یک مقاله ء تحلیلی مشترک منتشره  وال ژورنال تحریر داشته اند که (تنها یک نیروی قاطع در افغانستان پیروز شده میتواند).

والرستریت ژورنال علاوه میکند که اګر امریکا در افغانستان ناکام شود این مسأله نه تنها در جبههء ضد تروریزم یک ناکامی جدی برای امریکا خواهد بود بلکه وضعیت در پاکستان همسایه اتمی افغانستان وضعیت بدتر خواهد ساخت.

بخش دیګر از امریکاییان  و سیاست مداران  جهان نیز  به این معتقد اند که پیروزی ما در افغانستان ناممکن است و در صدد خروج نیرو های خویش از افغانستان اند.

 

آقای زبګیوني بریژنسکی که یک از تحلیل ګرد و پالیسی میکر های بلند پایه امریکایی بوده و تأثیرات خویش را در سیاسی امریکاء و جهان غرب داشته و دارد درین آواخردر یک کنفرانس مطبوعاتی در جنیوا اظهار داشته که امریکا  و ناتو در افغانستان به خطر همانند ناکامی روسان در افغانستان مواجه اند. آقای بریژنسکی  که در زمان زمامداری جیمی کارتر بر علاوه دیګر سمت  مشاوریت امنیتی وی را داشت – اظهار میدارد که در تناسب به زمان  آقای جورج بوش در مشی امریکا در قبال افغانستان تغییرات کافی آمده آما ضرورت به تغییرات بیشتر است. …. چنان که عده از قوماندانان نظامی میګویند که در افغانستان از لحاظ نظامی برنده نه خواهیم شد.

آقای بریژنسکی از تدویر کنفرانس بین المللی در مورد افغانستان که توسط فرانسه و جرمنی پیشنهاد شده که در نتیجه آن اهداف واضح را در افغانستان تعیین بدارند استقبال کرده.

رﺋیس جمهور امریکا محترم باراک اوباما ( ۱۵ سپتامبر۲۰۰۹) مقایسه مشکل افغانستان را با جنګ ویتنام رد کرد. اما برای رسیدن به اهداف بزرګ در افغانستان اظهار نګرانی نمود.  محترم اوباما افزود : باید از تاریخ آموخت – آما هرلحظه تاریخ از لحظه دیګر تفاوت دارد. کسی دومرتبه به چاه نمی افتد…… باراک اوباما ارسال بیشتر عساکر به افغانستان را وعده داد.

چنین معلوم میشود که مصاحبه محترم باراک اوباما با نیویارک تایمز و سی ان ان  جواب است به  نارضایتی های روبه افزایش موجود در حزب دموکرات امریکا درمورد وضع در افغانستان.

تعداد موجود نظامیان امریکا به ۶۸ هزار تن میرسد. مسلم است که بعد از هشت سال جنگ، مردم امریکا شاهد افزایش تلفات نیروهای آن کشور هستند و نشانه را برای تغییر به نفع امریکا نمی بیینند.

 

از جانب دیګر سفیر روسیه در افغانستان  آقای ضمیر کابولوف طی مصاحبه درین روزها به قوماندانی نیروی های امریکا و ناتو  در افغانستان هشدار داده است که با فرستادن عساکر بیشتر به افغانستان مشکلات آنها درین کشور بیشتر خواهد شد. سفیر روسیه می آفزاید که در سال ۲۰۰۲ م  تعداد عساکر ایالات متحده امریکا در افغانستان حدود پنج هزار بود  در آنزمان طالبان تنها یک ګوشهء کوچک جنوب شرقی افغانستان را تحت کنترول خود داشتند. اکنون که طالبان در جنګ با یک صد هزار نیروی شما ( ناتو) اند …..

 

 

سفیر مذکور میافزاید: اګر شما(ناتو) دوصد هزار سرباز را بیاورید تمام افغانستان تحت کنترول طالبان خواهد آمد. کابولوف همچنان درین مصاحبه اظهار داشته که ایالات متحده ء امریکا و متحدین آن در حال رقابت کردن با روسیه اند. او ګفته که امروز کشور افغانستان به دلیل موقعیت خود نزدیک به ذخایر نفت و ګاز ایران، آسیای میانه، دریای کاسپین و خلیج فارس از اهمیت خاص استراتیژیک برخورد است. وی میافزاید: ما باید افغانستان را بسازیم که خود کفا باشد، خودش بتواند خود را اداره کند. این است علاقمندی و هدف والای روسیه در افغانستان .

   

اظهارات بالا ی آقای کابلوف درحال صورت میګیرد که خانم نانسی پلوسی رﺋیس کانګرس ایالات متحده امریکا اظهار داشته اند که به ګمان وی بخاطر اعزام عسکر اضافی به افغانستان، در کانګرس و در میان مردم امریکا حمایت وجود ندارد.

 

چنانچه ګفته آمدیم عده از مسؤلین بلند  پایه  ناتو و ایساف در افغانستان بار ها تکرار کرده اند که جنګ را در افغانستان نه خواهند برد.

از طرف دیګر صدراعظم استرالیا آقای کانبیرا  چند روز قبل در کابل بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ اعلام داشت که: دولت كرزی برای ما مشكلات بسیار زیادی بوجود آورده كه در مورد این مشكلات به صراحت صحبت می‌شود. هیچ چیزی در افغانستان كامل نیست اما ما با چیزهایی كه اكنون در دست داریم كار می‌كنیم. امكان دیگری غیر از این وجود ندارد. ……  محترم حامد کرزی ما را به مشکلات بزرګی روبه رو کرده است. …

                                                                                                                

هموطنان و خواننده ګان ګرامی!

واقعیت افغانستان امروزی چنین است. کدام یک ازین پیش بینی ها  تصورات، برداشت ها ، افکار و منافع درست، موجه و قابل تحقق است و  وضع دارد به کجا میرود؟ با تمام این موضع ګیری ها و شناخت ها از وضع یک واقعیت مسلم این است که  همه روزه مردم ما رنج میبرند و به سوګ و ماتم فرزندان خویش مینشینند.  زنی بیوه میشود و طفل یتیم میګردد. هزار ها انسان معیوب و معلول میګردد. اما عده به هوا و هوس چوکی  وقدرت هیچ چیزی برای شان مقدس نیست و با تمام وسایل مشروع و نا مشروع به خاطر ګرفتن قدرت سیاسی و شوق قدرت وزرق و برق مقام اینها را کور کرده و مصروف فتنه و فساد اند.  

واقعیت چنین است که بخش اعظم افغانستان ( دی فکتو) و در واقعیت از زیر سلطه  حاکمیت رسمی موجود افغانی خارج است باوجود اینکه به شکل فورمال و شکلی  ( دی یوره) افغانستان  نزد بعضی مراجع رسمی جهان هنوز هم تحت حاکمیت فعلی حاکم افغانستان شناخته و نامیده میشود. اما واقعیت این است که کار و معاملات مردم به صورت سریع و بدون کاغد پرانی های زیاد  توسط حاکمیت های اصلی محلی غیر رسمی حل و فصل میګردد.

بلی جای بس دقت است که سرنوشت ملت ما چه خواهد شد؟ آیا مردم افغانستان که باقربانی های بزرګ در بیشتر از سه دهه ګذشته توانستند سهم بسیار عظیم در سرنګونی سیستم کمونیستی اتحادجماهیر شوروی وقت بازی کنند  و با دادن هزار ها قربانی  نقشه سیاسی اروپاء  را تغییر دادند – بلاخره حق تعیین سرنوشت خویش را دارند ویا هنوز هم باید قربانی بدهند و برای اهداف دور و نزدیک بیګانګان  قربانی شوند؟ بلی مردم ما قربانی دادند و هنوز هم قربانی میدهند.

بلاخره این ملت و مردم این خطه حق دارند که  مانند جوامع دیګر جهان در صلح و آسایش زندګی کنند؟

 مطمینا این حق ماست و باید به آن نایل شویم.  

 درین راستا  سخن بسیار عمده و اساسی درین است که نیرو های خارجی در افغانستان چه میخواهند؟ منظور شان از پیروز و عدم پیروزی چیست؟  تصور، هدف ، حدود و ثغور و معیار موفقیت و عدم موفقیت شان در افغانستان چیست و به چه چیز میخواهند در افغانستان نایل شوند؟ آیا هریک ازین نیرو های خارجی مطالبات و اهداف متفاوت در افغانستان دار ند و یا مطالبات و خواسته های شان مشترک است؟

هدف، حدود ، ثغور و محتوی جملات آقای جان مکین سناتور و کاندید ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا ( تنها یک نیروی قاطع در افغانستان پیروز شده میتواند.) چیست؟

رسالت و اولیت مردم ما چیست و چګونه میتوان به آن نایل آمد؟

حین دقت و غور برین مسایل همچنان سوالات مطرح میګردد که عوامل  و فاکتور های مؤثر درین وضعه، این بدبختی ها و تراژیدی مردم ما چیست و درین  مقطع چه راههای حل و برآمدن ازین مضیقه و تراژیدی  وجود دارد؟  کدام نسخه و راههای حل درست؟ راه های حل که به کوتاه ترین مدت زمانی و حد اقل مصرف  به نتایج مطلوب نایل شد.

ضرورت است حین بحث بالای موضوعات افغانستان و جستجوی راه های حل از این بدبختی ها و تراژیدی مردم ما ازین مضیقه  با ما ناګزیریم روش و انتخاب راه های حل پرګمتیک یعنی انتخاب بد کم  از بدتر در پیش ګیریم. باید تلاش نمود به کوتاه ترین مدت زمانی و حد اقل مصارف  به نتایج بیشتر و مطلوب نایل آمد. بلی باید به اساس فرومول ( داکتر بګو مرض من چه و چاره ام چه خواهد بود ؟) عمل کرد.

دقیق این است که  تخنیک و امکانات جهان امروز جهان را به یک  قریه کوچک  مبدل ساخته. حوادث یک ګوشه این قریه خورد به ګوشه دیګر قریه تأثیر مستقیم میګذارد.

ما مطمین ایم بدون استفاده وسیع سیاسی از برتری نظامی و بدون جستجوی راه حل سیاسی  مشکل افغانستان حل نه خواهدشد.

خواستم درین راستا مکثی داشته باشم. نظریات، فهم و دید ګاهای خویش را با شما در میان ګذارم.

با درنظرداشت واقعیت های موجود در افغانستان و آنچه ګذشت  میخواهم بګویم که:

درین نوشته به بحث روی بخشی از عوامل و فاکتور های اصلی و فرعی، عوامل داخلی و خارجی که موجب تراژیدی و  ادامه دهنده این تراژیدی مردم کشور ما و مستضعفین  منطقه ګردیده است  – میپردازم.   

میخواهم به تآکید سفارش کنم که به یقین  که اګر کسی خواهان حل مسأله افغانستان است باید بداند که  بدون توجه به فاکتور ها و عوامل و عدم حل و عدم توجه به مسایل ذیل نمیتوان  به حل نهایی کامل وشامل  مسأله افغانستان نایل ګردید. به هر صورت ما میتوانیم به توجه به عوامل و آنچه به امکانات عملی ما مربوط است  به صورت نسبی میتوان اندازه این آلام و تراژیدی های مردم ما و جهان را تقلیل بخشید.  

ضرورت است و باید تشخیص کرده که  راه حل و برطرف کردن عوامل که مانع صلح و  رفاه مردم ما و جهان میګردد چګونه برطرف ګردد؟ باید جستجو کرد. مطمیین ام که برطرف کردن بخش ازین عوامل خارج از اراده ما است و تشریک مساعی جهانی را خواهان است که زمان نیز میطلبد.

بلی فرصت ها را نباید از دست داد. با تلاش های خستګی ناپذیر با متانت و پختګی سیاسی با براه انداز حرکات ملی و مردمی به صورت  متداوم، با برده باری و درایت،  با قصد و اراده نیک، بدون پیشداور، با علم و منطق، با فهم و درایت و استواری، با استفاده وسیع از تجارب بشریت، با تفاهم نیک و خیر اندیشی و بدون شتابزدهګی باید راه های حل را جستجو کرد و برای رسیدن به صلح، سعادت  و رفاح انسان و انسانیت  کار مشترک نمود.

 

به فهم من عوامل تراژیدی مردم ما و عوامل عدم رسیدن به  صلح و آرامش  در کشور ما افغانستان عوامل داخلی و خارجی دارد.  چنانچه ګفتیم  عدم اتخاذ تدابیر عملی و عدم تعمق در عوامل سبب شده تا جنګ درکشور ما ومنطقه ادامه یافته و تراژیدی مردم ما و جهان کما کان وجود  داشته باشد.  این عوامل کدام ها اند؟

موقعیت جغرافیایی، همسایه های قوی:

بلی موقعیت جغرافیای افغانستان چنین بوده که همسایه های قوی افغانستان به افغانستان علاقمندی های خاص داشته اند. زمانیکه استعمار ګران جهان میخواستند به ثروتهای هند آنزمان تسلط داشته باشند کشور افغانستان را حایل خوب برای پيشرفت روی تزاری وخت میدانستند. حوادث قرون بعدی  و بلاخره در قرن ګذشته و خاصتا نیمه دوم قرن بیست افغانستان در محراق مجادلات شرق و غرب قرار ګرفت. سالهای مقابله شوروی و امریکا و میدان افغانستان را از دهه هفتاد قرن بیست تا سقوط نظام شوروی و سیستم کمونیستی و قربانی های مردم ما را همه بخاطر داریم. عدم توجه جهان در ده سال نود قرن بیست و اینکه باید مدت زمانی مجاهدین دربین خود به سر و کله یکدیګر بګوبند نیز تصادفی نبود. در مصاحبه های سالهای نودو چهار خویش که کاپی های آن وجود دارد پیش بینی کرده بودم که اګر جهان به وضع افغانستان توجه نه کند قیمت بزرګ خواهد پرداخت. حوادث جنایت بار یازده سپتامبر ۲۰۰۱ و حوادث و ادامه تراژیدی مردم ما قسما به علت همین موقعیت جغرافیای حساس و همسایه های قوی آن ادامه دارد.

 اظهارات بالای جوانب ذیدخل بین المللی ( روسیه و امریکا و … ) ادامه همین جدال ها و ادامه تراژیدی مردم ما است.

عدم موجودیت رهبری قوی و سالم:

رهبری و زعامت زعامت است که از مردم برخواسته باشد و آرمانهای مردم را انعکاس دهد. رهبران واقعی وواقعی  آﺋـینه از آرمانهای مردم اند و دارای قوت میباشد. قوت که توانایی حل مسایل را با جریت و مسؤلیت داشته میتواند. این رهبران و زعامت با کار و پیکار عملی خویش از مردم برخاسته و  در دل مردم جای ګرفته  وبه  زعامت واقعی میرسند. به اصطلاح زعمای که به کودتا ها، نیروی نظامی، کنفرانس های بن انتخابات تقلبی و …. به قدرت میرسند توانایی زعامت را نداشته ، زعامت تحمیلی و غیر واقعی بوده و به درد جامعه نه خورده و اتوریته لازم حل مسایل مطروحه را ندارند.

تلاشها برای ایجاد حکومت اﺋتلافی در افغانستان چاره مؤقت و برخورد پرګمتیک بوده اما مشکل ما را حل نه خواهد کرد. اما برای مدت زمانی کوتاه یک راه حل است.

برعلاوه دیګر حاکمیت و اداره که در تعیین کادر ها آن کسی دیګر صلاحیت داشته باشد کارا نه خواهد بود. منظور من این نیست که من مخالف دولت اییتلافی ام اما مشکل درین است که خود مشروعیت که حاکمیت آن به اساس تقلب استوار باشد چه نوع جریت خواهد داشت تا با جریت و جدیت لازم در مسایل برخورد کند. در نتیجه آن جزء حاکمیت ضعیف، معامله ګر که حدود و ثغور این معامله هم معلوم نباشد و حتی با جایت کارو جانی هم جور آمده بتواند و یا هم در تلاش کسب موافقه با تاجران مواد مخدره باشد  خود کار را و قانون را تطبیق کرده نه خواهد توانست. برای تکمیل بحث تلاش برای ایجاد حکومت وحدت ملی با ایجاد حکومت با جانیات و متخلفین صریح از قانون ( حتی قوانین نابکار مصوب خود شان)  نافذ فرق میکند. 

مسلم این است که در تمام نوع حاکمیت ها، نظام های سیاسی و زعامت ها میتوان جوانب مثبت و منفی را یافت و بحث طویل نمود. اما زعامت که انعکاس دهنده آرمان مردم باشد، مشروعیت داشته باشد و به اراده مردم به میان آمده باشد – زعامت اصلی است.

 برای رسیدن به ایجاد زعامت اصلی و مردمی  در قرن بیست یک بشریت همین انتخابات را دارد که با به راه انداختن و مراعات قواعد و اصول تجربه شده آن زعامت بالنسبه واقعی کشور تعیین و مشروعیت پیدا میکند. زعامت و رهبری دایمی وجود ندارد.

چنانچه ګفته آمدیم زعامت و رهبری با پیش کش کردن برنامه های کاری  و دریک انتخابات آزاد و شفاف میتواند تحت نظر قانون و اراده برای تطبیق قانون بوجود آید. این زعامت دایمی نیست و با ګذشت زمان و عمل کرد ها مردم تصمیم میګیرند که در انتخاب زعامت و رهبر دقیق بودند و یا خیر؟

اما آنچه در افغانستان تحت حاکمیت امروزی  در انتخابات ۱۳۸۸ ریاست جمهوری افغانستان واقع شد تأسف آور است. آبرو و عزت کشور های جهان و مردم افغانستان به معامله و خطر مواجه شد و وضع را به جانب وضعیت حل نه شدنی میبرند. اینکه جوانب دیګر هم مقصر بودند شک نیست اما مسؤلیت عمده به نظرم من به ګردن حاکمیت و اداره حاکم فعلی است.

تخلفات صریح از قانون مبنی بر عفوه مجرمین مواد مخدره نه بخاطر روز استقلال نه بخاطر عید نه به خاطر کدام مناسبت معمول دیګر بلکه بخاطر کسب پشتیبانی جنایت کار و جانی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ واقعا غیر قابل قبول و تاریخ سیاه بیشی نیست. همدست شدن با جنایت کاران غیر قابل انکار و قاتلین انسانها به صورت دسته جمعی تحت مبارزه با تروریزم و براه اندازان تصفیه های قومی و …… این همه و همه دقیقا به اثبات میرساند که فرصت خوب مردم افغانستان توسط مخالفین مسلح  و حاکمیت امروزی افغانستان به هدر داده شد.

هر حکومت که ازین انتخابات بوجود آید  مشروعیت نه خواهد داشت.

پیشنهاد من:

انتخابات  ریاست جمهوری باید به دور دوم برود. هر کس درین انتخابات موفق شد مشروعیت وی مورد سوال است اما به تعقیت آن باید در ظرف شش ماه لویه جرګه دایر قانون اساس تغییر و سیستم ریاستی اصلاح شده که درآن توازن بین قوای سه ګانه باشد و یا هم سیستم پارلمانی به تصویت برسد.

در قانون اساسی آینده به فهم و استدلال من رﺋیس جمهور باید با مکانیزم خاص نه توسط مردم به طور مستقیم بلکه توسط مردم به طور غیرمستقیم یعنی پارلمان به نحوی انتخاب شود که طریق انتخاب آن ایجاب رای حد اقل نصف تمام اراء پارلمان جمع یک شده و سبکدوشی رﺋیس جمهور با سه برچهار تمام اراء پارلمان ممکن باشد( جزﺋیات تفصیل میخواهد).

بعد ازیک سال رﺋیس جمهوری که به اساس انتخابات ۱۳۸۸ ګویا انتخاب شده از وظیفه استعفا و مطابق به قانون اساس جدید رﺋیس جمهور کشور انتخاب ګردد. به چنین میکانیز باید توافق شود. ( جزﺋیات تفصیل میخواهد).

 هر نوع رهبری و زعامت دیسانت شده و غیر مشروع مشکل افغانستان را حل نه خواهد توانست. غیر سالم و تجرید شده خواهد بود.

بازار آزاد لجام ګسخته و مردود، سوء استفاده از مفاهیم دموکراسی،  آزادی و برابری:

اقتصاد بازار آزاد که عرضه و تقاضا تعیین کننده باشد یعنی اقتصاد بازار آزاد لجام ګسخته در قرن بیست ویک رد است. اقتصاد بازار آزاد بدون حاکمیت قانون و بدون امکانات رقابت آزاد ودست آورد های امروزی جوامع پیشرفته بشری،  عدم موجودیت امکانات رقابت آزاد و بدون بوجود توانایی های رقابت آزاد درست نبوده و مردود است. لذا استفاده از اقتصاد مختلط منیحث وسیله جهت رسیدن به بازار آزاد تعریف شده قرن بیست یک ضرورت است.

 

سطح نازل حاکمیت قانون، عدم موجودیت اراده سیاسی برای تطبیق قانون:

بلی چنانچه ګفته آمدیم اراده سیاسی برای تطبیق قانون وجود ندارد. بلی دیموکراسی و حاکمیت قانون را در همان محلات و مراحل و نقاط خواهان اند که به اتوریته و صلاحیت های شان برخورد نه کند. یکی حاکمیت قانون به نفع خود شان. درین حالت سطح نازل کادر بنا بر سیاسیت غلط کادری حاکمیت، تخلف از قانون، و عدم توجه به بلند بردن اتوریته و صلاحیت مراجع عدلی و قضایی کشور مسایل است که وضع را روز به روز بدتر و بدتر ساخت و همه چنین میاندیشند به اصطلاح اګر مربی داری مربا بخور. با ما باشی جنایت کار هم باشی باک نداره اما اګرمخالف ما بودی هم جنایت کار هستی اما کمونیست و هم شر و هم اجنت و ….  عجب عدالت و عجب قضاوت. تصور دارند که فهم همه به اندازه و مقدار هست که اینها فکر میکنند. در حالیکه قضاوت و فهم مردم را نباید به دیده تحقیر و کم نګرست.

سیستم نظام های سیاسیی و اقتصادی نادرست و غیر متوازن:

بلی نظام ریاستی امروزی که بنابر توجیهات جنګ سه دهه و اختلافات ممکن رییس جمهور و صدراعظم و … یک توجیه داشت بنا بر عدم مراعات توازن بین قوه سه ګانه دولتی و برخورد های غیر فنی و غیر مسلکی همه سیستم را مورد سوال قرار داد. به یقین ګفته میتوانم که عدم کارا بودن این نظام یونیتار ریاستی دلیل وسند خوب بر بیکاره بودن نظام ریاستی نیست. بلکی این نظام نواقص و کمبودی های ساختاری و کادری داشته و دارد که سبب عدم موفقیت و عدم کارا بودن آن است.

برای افغانستان امروزی نظام یونیتار وریاستی اصلاح شده و یا هم نظام پارلمانی  که تفصیل زیاد دارد مناسب بوده میتواند.

ترکیب ملی  افغانستان: کشور ما از اقوام مختلف تشکیل شده که از عین قوم و ملیت تعداد بیشتر آن در خارج از مرز های افغانستان قرار دارد. این حالت با نداشتن زعامت خوب و حوادث بیشتر از سه دهه اخیر عوض اینکه این ملیت های ساکن افغانستان  پل برای ایجاد روابط خوب و مثبت برای اعمال جامعه افغانی شوند در موارد زیاد وسیله در دست دشمن شده و برای خرابی کشور استفاده شده اند. من مطمین ام که با ایجاد میکانیزم های تجربه شده قرن بیست یک میتوان مسأله ملی را حل و کشور ما نند یک ملت به اصل شایستګی ، تابعییت و مراعات قانون به طرف تشکیل یک ملت جدید قرن بیست ویک خواهد رفت. این صدا های تاجران قومی و لسانی ودینی زمانی مطرح و قوت میبابد که ایجاد حلقات قدرت سیاسی از صروق غیر قانونی و غیر معیاری مانند کنفرانس های، کودتا ها و تقلبات در انتخابات مطرح میشود. اما اګر صندوق ګذاشته شود و هر کس خویش را کاندید کرد و مردم رای دادند در آن صورت مسأله قومی روز به روز کمرنګ میشود. مردم ما مسلمان اند و نزد مسلمان فرق بین عرب و عجم سیاه و سفید نیست. مقرب ترین شما نزد الله تعالی متقی ترین شما است.

بازی های بزرګ جهانی شرق و غرب از جمله مجادلات سیستم کمونستی و سرمایه داری و قدرت های جانشین آن: در زمان جنګ سرد مجریان  و فیګور های اجرا کننده این مبارزات و مجادلات چراغ سبز داشتند که برای پیروزی از هر وسیله استفاده کنند. عده مردم ما و جهان اسلام و افکار اسلامی را به ضد نظام کمونیستی استعمال کردند و عده هم صادقانه درین راه مبازره کردند. نظام کمونیستی الحمدلله سقوط کرد اما نیرو تشکیل شده و تربیه شده وجود داشت. به همین خاطر هم در ده سال نود قرن ګذشته فرصت بود تا این نیروی قوی به نام اسلام باید به سر یک دیګر بزنند و باید ضعیف شوند. مبارزات کسب منفعت و منافع مالی به نحوی به جانشینان رسید و این مبارزه به نحوی ادامه خواهد داشت. مردم ما درین بازی های بزرګ خوب قربانی دادند و هنوز هم میدان مبارزه و قربانی مردم ما هستند. چه باید کرد که ازین وضع خود را نجات داد؟ راه حل هوشیاری و متانت سیاسی و پیګیری اهداف استراتیژیکی ماست. باید و باید خود را میدان زور آزمایی قرار دادن افغانستان توسط ایران و روسیه از یک جانب و امریکا از جانب دیګر، کشور های عربی با اندیشه های ضد مذهب شیعه و ایران از یک جانب و اندیشه های معین سنی…. و در راس عربستان سعودی از جانب دیګر، دین و عقیده دینی کورکورانه و وابستګی مردم به رای و نظر عالمنا های  دینی  و عدم شناخت عده از مردم ما از دین به صورت درست، اختلافات و دشمنی با اسلام، اختلافات هند و پا کستان، موجودیت دشمنی تاریخی افغانستان و پاکستان بر خط دیورند و در نتیجه آن سیاست های دو رویه و لاش خورانه حاکمیت های پاکستانی در طول تاریخ ( با تردید معیین درمورد حکومت ملکی امروزی ) و به تأسی از آن موجود استخبارات نظامی پاکستان و استعمال افغانستان منحیث ګاو شیری مسایل است قابل دقت.

سیاست و برخورد دوګونه و غیر عادلانه قدرت های مطرح جهانی بر مسایل موجود جهانی: بلی با برخورد دوګونه بر مسایل مطروح جهانی سر چشمه بروز و ادامه بخش از مشکلات جهانی شده و حل آن بدون حل برخورد عادلانه بر مسایل جهانی ممکن نیست. درین راستا توجه کنید بر علاوه صدها اعتراض دیګر بر موجودیت عدمت اعتماد و بی عدالتی   در سطح جهانی و بتاسی از آن  ناکارا بودن سازمانهای بین المللی به شمول سازمان ملل متحد و طریق کار آن و سازمانهای  ناظر و مجری نورمها و فیصله ای جامعه جهانی، موجودیت و ادامه معضله اسراییل و فلسطین و بلاخیره منافع اقتصادی کمپنی های بزرګ سلاح سازی جهانی و تاجران خون و آلمام انسان و انسانیت همه عوامل و فاکتور های است که در جنګ در کشور ما  افغانستان و ادامه آن تأثیر مستقیم داشته و خواهد داشت.

 

بناً شک و تردید آنها در رابطه به پیروزی امریکا و جهان در افغانستان طبیعی می باشد و باید به آنهای که شک و گمان دارند پاسخ واضح ارایه شود که فهم  و تعریف شان از پیروزی و عدم پیروزی در افغانستان چیست؟ و( تنها یک نیروی قاطع در افغانستان پیروز شده میتواند.) به  چه معنا است؟

 

به فهم ما  مشکل امریکا درافغانستان این نیست که طالبان از حمایت مردم برخوردار هستند، بلکه مشکل این است که طی هشت سال گذشته جنگ بدرستی اداره نشده. به کسانی که در افغانستان اتکاء شد شایستګی مسلکی، تخصصی و سیاسی آنرا نداشتند. کار عمده و اساسی به این متمرکز بود که با نیروی نظامی میتوان مسأله را حل کرد و از برتری های نظامی در بخش سیاسی استفاده لازم صورت نه ګرفت. منابع اندک به بخش ملکی اختصاص داده شد.  

چنین افراد بی کفایت نیروی مخالف را در چهره حرکت طالب خلاصه کرده و حرکت طالب را تقریبا کل واقعیت مخالف حاکمیت فعلی میدانند در حالیکه حرکت طالب جزء چهره مخالف مسلح حاکمیت فعلی است. عده ساده ګمان میکنند که با دادن قدرت به حرکت طالب مشکل حل خواهد شد. به ترکیب حرکت طالب توجه لازم نه میشود. ما تحت نام طالب توافق به  ای اسی ای  پاکستان و نیرو های بین المللی موجود در کنار طالب راقبول نداریم و مشکل افغانستان و جهان حل نه خواهد شد و نه کدام توافق به این دونیروی محرک حرکت طالب ممکن است.

دقیقا مشکل عمده این است که تحت نام طالب کدام نیرو ها کار میکنند و نقش فاکتور ها وعوامل فوق که برچیدیم چیست؟ ترکیب طالب کیست و چه اهداف را دنبال میکنند؟ مکررا به نقش کلیدی  ای اسی ای  و نیرو های عربی درین حرکت تأکید داریم. مأمورین بلند باید ای اس ای میګویند اګر امریکا خواهان مذاکره با طالبان است آنها این وساطت را سازماندهی کرده میتوانند. شخص بلند پایه استخبارات نظامی پاکستان افشاء میکند که آقای نواز شریف پنج مرتبه با آقای بن لادین دیدار کرده. در یک مصاحبه آقای چودری وزیر داخله وخت پاکستان در برابر سوال ژورنالیست که میپرسد: شما با سازمانهای تروریستی که حتی سازمان ملل متحد آنرا تروریست خوانده همکاری دارد؟ در جواب آقای چودری میګوید که با در بخش هومانیتار همکاری درایم. و ……………………… خلط اینکه طبیعت موجودیت پاکستان چنین است که هیچګاه دیده برای موجودیت حاکمیت مستقر و قوی افغانی نخواهند داشت. این است واقعیت موضوع.    

ادامه جنګ و پیچیده شده وضع از یک لحاظ دیکر هم بسیار مهم است تا امریکاء و خاصاتا اداره قصر سفید تحت رهبری رﺋیس جمهور باراک اوباما و  جهان باید بیشتر به موضوع دیګر غیر از شرق میانه و غیر از مسأله فلسطین و اسراﺋیل مصروف نګه داشته شود.

اما من درین جا میخواهم به این متمرکز شوم و از تمام این سیاست مداران و کسانی که ګویا در سرنوشت هزار ها انسان کره زمین، حرکت جامعه بشری امروزی، امر صلح و جنګ و ګویا سعادت وبدبختی انسانها تصمیم میګیرند و تأثیر ګذار اند میخواهم مشخص راجع به افغانستان بــپـــرسم:

در افغانستان از سرزمین و  مردم بلادیده افغانستان چه میخواهید؟ به چه چیز میخواهید در افغانستان نایل آید؟ در افغانستان میخواهید صلح را ببرید و یا جنګ را؟

بلی تنها یک نیروی قاطع در افغانستان پيروز شده میتواند اما مهم این است که تحت این شعار چه میخواهید و ابعاد، حدود و ثغور این نیروی قاطع و این شعار چیست؟

اګر  معنا و مفهوم این نیروی قاطع این است که با قاطعیت در تطبیق قانون و حاکمیت قانون عمل کند؟

اګر  معنا و مفهوم این نیروی قاطع و پیروزی  این است که انستیوت های خودی و دیموکراتیک مردم افغانستان فعال شوند و خود مردم سرنوشت خویش را بدست بګیرند و مسیر به همین منوال و کار برای این است پس با دقت ګفته میتوانم که موفقیت ممکن است و به آن کار کردن معنا و مفهوم دارد. مسلم این که با قاطعیت در تطبیق قانون و حاکمیت قانون عمل کردن ضرورت است.

اما  سوال این است کسانی که خود قانون خودساخته خویش را مراعات نمی کنند. جانی و متخلف اند چطور خواهند توانست نیروی قاطع قانون باشند؟ تمام شواهد و اجراات نشان میدهد که  نظام حاکم در افغانستان نه خود قانون را مراعات کرده و نه همکاران و یاران عمده شان. زمان ثابت خواهد ساخت که اینها نیروی قاطع در افغانستان شده نمیتوانند. آنها که خود تخلف کردند چطور خواهند توانست به یک نیرو قاطع ممثل حاکمیت قانون مبدل شوند؟  

به فهم و شناخت من تأمین صلح و رفاه همګانی در افغانستان یک پروسه است. برای تحقق آن کار پیګیری و برخورد همه جانبه مطابق به قانون و قاطع  ضرورت است.

با روشن ساختن اهداف نیروی های خارجی با پیګیری و با سیاسیت کادری، اقتصادی و سیاسی بهتر میتوان به اهداف عالی نایل آمد که به نفع مردم افغانستان و جهان خواهد بود.  و السلام

 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.