سیاه روزی که نامش بود 6 جدی —سرمقاله

 

سیاه روزی  که نامش بود  6 جدی

 

 

30 سال گذشت از آنروز سیاهی که کشور ما را تانک های استعمار روسی بزیر زنجیرهای خود، خورد و خمیر نمود. آنروزی که این استعمار پوشیده چادر دفاع از دهقان و کارگر، پرده از چهره حقیقی اش را  با به آتش کشیدن مزرعه ها و چند کار خانه بسیط، بدور افگند.

 

قبل از اینروز، اگر مزدوران وقیح استعمار که زاده مادران افغان بودند، شرف خودرا در پای خدمت به این استعمار گذاشته بودند و آنچه را بادارانشان امر میکردند، انجام میدادند ، ولی بعد ازین روز بود که استعمار روسی بادرک نا کارآیی مزدوران افغانی شان ، خود مستقیما به صحنه آمده و شروع کردند به سرکوب مردم متدین و با شهامت افغان .

 

30 سال عمر کاملی است برای یک نسل کامل و پخته. درین 30 سال که همه اش میوه های زهری مداخله  بیگانگان و خود فروشی مشتی از فرزندان ناخلف و فرومایه کشور ما را به بار داشت ، کشور ما بعوض  پیشروی ، به قهقراء سیر نمود، نسل پرورده شده دراین 30  سال که هنوزهم از شومی همان روز خونچکان است، بجای پائیدن ، پالیدن و بالیدن -، دربدر، خاک بسر و سر خورده  به بار آمد، وکشور ما از شومی همین روز است که سیل های تباه کنی را دید.

 

زنجیر های  استعمار شکست ، استعمارگر در برابر این ملت فداکار و سربلند بزانو افتید، خانه خودش خراب  و پارچه پارچه شد، اما زخم های هموطن ما و کشورما مرهمی نیافت!. درد ما دوایی نیافت ، عاملان این فاجعه که رقاصان رهگشا برای استعمار گران بودند  نتنها تنبیهی نشدند بلکه در بعضی حالات خود لباس مدعی بتن کرده و با قلم قضاوت، فرزندان واقعی کشور را میخواهند محکوم کنند!. این خیانت گران ملی بعوض جواب دادن به ملت قهرمان کشور، اکنون با تغییر دادن  درگاه سجودشان  بسویی که بنام وی دیروز هر دگر اندیش را سرکوب میکردند،  بار دیگر میخواهند در پناه بیگانگان خود را در کنار مزدوران تازه نفس، از خون ملت ما فربه و تقویه نمایند.

 

انروز گذشت

آن شمشیر شکست

اشغالگر بزانو در آمد

اما …

اما  اشک ملت ما نخشکید

درد ملت ما مداوا نشد

زخم گشوده ملت ما نبستید…،  و … طفل و مادرش هنوزهم با چشم راحتی نخوابید.

 

نفرین باد بر اشغالگران…،  و بر پیشقراولان استعمار، که فرزندان ناسپاس همین ملت شجاع اند.

Leave a Reply

Your email address will not be published.