اطلاعیه غیر موجه، بی جاء و سیاسی لوی څارنوالی افغانستان — دوکتور صلاح الدين سعيدی

 

اطلاعیه غیر موجه، بی جاء و سیاسی لوی څارنوالی افغانستان

دوکتورصلاح الدین سعیدی – سعیدافغانی

 ۱۶/۴/۲۰۱۰             

با تأسف و تأثر به تاریخ ۱۵/۴/۲۰۱۰ اطلاعیه لوی څارنوالی افغانستان را در سایت وزین افغان جرمن آنلاین مطالعه کردم . تعجب و تأسف من آنقدر زیاد نبود بخاطریکه  ما در افغانستان در بیشتر از سه دهه اخیر و ګذشته آنقدر مطالب بی هوده ، غیر موجه، نامناسب، غیر قانونی و غیر انسانی دیده، خوانده و  شنیده ایم که این اطلاعیه فوق و اعمال مشابه برای من نورمال جلوه میکند.

ما چرا بیشتر به دهه اخیر در افغانستان متمرکزیم. اولا اینکه به شیر ریخته شده ګریه مفاد ندارد. دوم اینکه در دهه اخیر فرصت های طلایی رسیدن مردم افغانستان به آرمان های تاریخی شان به هدر رفت و میرود.

در اطلاعیه لوی څارنوالی افغانستان آمده: لوی څارنوالی طبق وعده که به هموطنان عزیز داده بود اعلام میدارد:

اشخاص آتی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ کاندید ریاست جمهوری بود اما خلاف تعهد کمتر از ده هزار رای حاصل نموده اند:

لست و اسما ۱۶ تن  کاندید ریاست جمهوری ا۱۳۸۸افغانستان و فیصدی اراء شان.

این اشخاص باید در ظرف ده روز به څارنوالی حاضر شوند در غیر آن توسط مؤظفین پولیس جلب و احضار خواهند شد.

ختم

ملاحظات:

سند فوق که صورت به صورت فورمال از مرجع قانونی دولت اسلامی افغانستان صادر شده اما ادبیات و افاده های غیر دقیق و غیر پروتوکولی و بنا بر توضیح معیین غیر قانونی دارد. تهیه کننده آنرا کدام شخص میدانم که مسایل حقوقی، قانونی و پروتوکل های دیبلوماسی یک کشور آګاهی ندارد. به طور مثال نام افغانستان مکمل (دولت جمهوری اسلامی افغانستان) نام څارنوالی و مطالب چندی دیګری که حتی در نیم صفحه متن اطلاعیه غیر دقیق، نادرست و غیر مسؤلانه ذکر و افاده شد.

 

در ابتدا اطلاعیه آمده (….لوی څارنوالی طبق وعده که به هموطنان عزیز داده بود ….). حد اقل جای تأسف و تأثر است که لوی څارنوالی افغانستان اجرای وظیفه خویش را به اساس تعهد قانون و ادای وظیفه قانونی و وظیفوی خویش  بلکه به اساس تعهد به … اجراء میدارد. این مسؤلیت قانونی آنها است که از تطبیق و نظارت بر تطبیق قانون نه به خاطر مطبوعات و سیاسی بلکه براین که تطبیق قانون که ملت از طریق نماینده های خویش (پارلمان) تعین و مقرر نموده باید اقدام بدارند. اما څارنوالی این را سیاسی میسازد.

مردم افغانستان منتظر این بودند که متخلفین صریح از قانون اساسی، قانون انتخابات و دیګر قوانین نافذ کشور را که آنقدر زیاد وصریح است به محاکمه و بازپرس بکشند. نه اینکه این افتضاح دیګر (بعدا تشریح خواهم کرد) را مرتکب شوند.

بلی افغانستان شاید به قحط الرجال مواجه است و یا …..

جای تعجب و تأسف است که در هفته ګذشته در تلویزیون ملی افغانستان  در رابطه به نشر تیلفون های لوی څارنوالی افغانستان مبنی براینکه در صورت دیدن و …. تخلف به تیلفون های ….. تماس بګیرد در یک صحبت نطاق وګرداننده پروګرام  تلویزیون ملی به نام و از جانب لوی څارنوالی وعده میدهد که شما تماس بګیرید که حتمی اجراات صورت میګیرد. این است وظیفه یک تلویزیون و وسایل اطلاعات جمعی کشور. در مورد نوشته مفصل داشتم. یکبار دیګرتآکید دارم تا تعاریف جدید باید از برنامه های تلویزیونی ورادیویی، نطاق و ګرداننده برنامه تلویزیونی و دیکر کادر های مصروف به شمول روشن ساختن پالیسی نشراتی ترتیب و به منصه اجرا ء قرار ګیرد.

 

جای تعجب و تأسف است که مثلا مرجع عدلی و قضایی در سطح تلویزیون اعلام میدارد که احمد متهم به قتل است و ما پسر کاکای وی را دستکیر وزندانی (منظورش توقیف بود اما زندانی میګوید) کرده ایم تا متهم به قتل احمد را دستګیر نماﺋیم. ګناه من زندانی  این است که پسر کاکای شخص هستم که به قتل متهم است- میباشد.

شخص بلند پایه و ټاپ قضایی اظهار میداردکه ما دساتیر صادر کرده ایم که در قضایای جزایی – جنایی که مسایل توقیفی دارد باید به صورت مقدم رسیدګی شود. باز هم جای تأسف است که چیزی را که قانون کاملا صراحت دارد شخص بلند پایه قضایی آنرا به دساتیر و هدایات حل و فصل میکند و درنتیجه حد اقل این بی کفایتی هزار ها انسان بی ګناه  ویا هم با ګناه در زندان های رسمی و غیر رسمی در افغانستان و خارج از آن بدون مجوز قانونی بسر میبرند.

ای وای به رسالت چنین تلویزیون و ای وای به حال نطاق تلویزیون که تا حال وظیفه خویش را نه شناخته.

ای وای به حال مردم ما که چنین مسؤولین عدلی و قضایی و سیاسی داشته باشند. از خود میپرسم آیا ما واقعا به فحط الرجال مواجه ایم؟  افتضاح بر افتضاح ، تخلف بر تخلف و  جنایت بر جنایت.

 

 

سخن طولانی نه شود و مستقیم به اصل موضوع:

من کاندید ریاست جمهوری افغانستان در انتخابات ۱۳۸۸ هستم و به اساس این اطلاعیه سیاسی به څارنوالی مراجعه کردم.

بعد از مراحل فورمال سوال و جواب آغاز ګردید:

سوال: محترم …..میتواند  خود را معرفی کنید، کارت هویت و سند تثبیت هویت ارایه بدارید؟

جواب : بلی نام من …………… تذکره و کار هویت ندارم من مشخصات خویش را میګویم شما در ثبت و احوال نفوس و تخنیک که دارید هویت من را تثبیت کنید.

کمک های زیاد از جهان بدست آورده اید که میتوانستید تخنیک کافی برای ثبت  احوال نفوس و سایر مسایل ضروری و انکشاف اقتصادی کشور روی کار نماید.

در قریه ام جنګ است. خانه من بمباردمان شده  و شاید اسناد ام  سوخته و  یا امکان رفتن به آنجاء را ندارم. آیا شما خود منحیث اداره دولتی میتوانید هویت من را تثبت کنید من آماده همکاری ام. برادرم با من چهره مشابه دارد وی در موارد میتواند عوض من اشتباهی ګرفته شود.

 

توصیه مستنطق: محترم ….. لطفا از مسایل اضافی صحبت نه کنید به جواب سوال مشخص جواب مشخص ارایه کنید. در مقابل سوال نه کنید. اینجامنم که سوال میدهم نه شما.

 

سوال: خوب شمااقرار میداریدکه شما … ولد…ساکن الاصل …متولد ….کاندیدریاست جمهوری ۱۳۸۸ افغانستان بودید؟…..

جواب: بلی …….

سوال و جواب های دیګر ……

سوال: چرا در حین تقدیم درخواست کاندید شدن خویش به پست ریاست جمهوری افغانستان  در انتخابات ۱۳۸۸ ریاست جمهوری  صد هزار (دوصد هزار….) امضاء بدست آوردید و برای ما با دیګر اسناد لازم سپردید. در حالیکه در انتخابات ریاست جمهوری و نتایج حاصله آن  صرف سه فیصد حتی همان آنچه را در سند اولی برای موجه شدن کاندیدی ریاست جمهوری خویش تقدیم کردید به دست نه آوردید؟

 

جواب: در رای ګیری انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ کشور ما افغانستان خلاف اراده و ارمان مردم ما تقلب صورت ګرفت و رای  که برایم داده شده بود و مورد اعتمام مردم قرار ګرفته بودم به سرقت برده شد. همچنان بخش از آراء داده شده به من فسخ و برعکس اسناد و فورمه های دیکر ساخته شده و به تعداد رای دهندګان و در موارد بیشتر از تعداد رای دهندګان و یا در موارد اصلا انتخابات صورت نه ګرفته و رای تقلبی به صندوق جناب کرجی ریختانده شد. اینکه آقای کرجی از جریات این تقلب و این دزدیدن رای تقلبی و یا دیګر کاندیدان ازین تقلب شخصا آګاهی داشتند ویا  امر کرده بودند و یا نه این را شما معلوم کنید. اما رای که برای من داده شده بود به صندوق دیګر با ساختن و خانه پری کردن فورمه های دیګر ریختانده شد. تعداد چاپ شده فورمه های انتخابات را کسی کنترول نه کرده و من به کمیسیون مستقل (!؟) انتخابات بی باورم.

 از جانب دیګر بخش از رای که در ابتداء جمع آوری کردم از افغانهای بود که در زندان قندهار بسر میبردند. حین رای ګیری مدیر زندان با رﺋیس شورای ولایتی قندهار توافق و زد وبند داشت و حتی رای که من از همانجاء بدست اورده بودم دست خورد وفورمه های جعلی به  صندوق بابا کرجی ریخته شده. بخش از کسانی که برای من رای داده بودن در ولسوالی چمتله زندګی میکنند و درآن جاء حرکت طالب مسلط است که بینی و ګوش یکی  دوتا  از کسانی را که به من رای داده بودند هم بریدن و دولت امنیت شان را ګرفته نتوانست لذا در انتخابات رای بدست آورده نتوانستم.

برعلاوه دیګر مطابق قانون نادرست وبی کفایت که از جانب مراجع بی کفایت پیکش و به منصه اجرا ګذاشته شده بود، انتخابات به موقع به اثر بی کفایتی مراجع مسؤل به وقت و زمان معیین اجرا نه شد، عده زیادی از کاندیدان عمده به مضیقه زمانی مواجه ساخته شدند.

برای عده از کاندیدان ریاست جمهوری ۱۳۸۸ در افغانستان  موانع ومطالبات غیر قانونی مطرح ګردیدو …. شما چرا ازین مسایل تحقیق نمی کنید؟

مثلا برای کاندید ګفته شد که شما سند بیاورید که شما تابعیت این و یا آن کشور دیګر را ندارید. اصل بی ګناهی است. اصل پاکی است. اصل خوبی است. اګر مرجع عدلی و قضایی کسی را توقیف و متهم میسازد. اګر مرجع اداری و دولتی ادعای دارد باید آنرا مستدل سازد. عین استدلال که در مورد تابعیت خارجی احمد مطرح است در مورد داشتن تابعیت خارجی محمود ویا حامد نیز مطرح است. مثلا  شخص متهم  مکلفیت ندارد که بی ګناهی خویش را ثابت سازد. اینکه من آمدم و ګفتم که من افغان و کاندید و ….. کمیسیون مستقل (نامستقل انتخابات) حق نداشت من را به سفارت این و یا آن اعزام بدارد که من عدم تابعیت خویش را ازین و یا آن کشور ثابت بسازم. چرا به مراجع در حدود کم و بیش ۱۹۵ کشورجهان اعزام نه شدم که سند بیاورم. این مطالبه غلط، غیر عملی و نادرست  و این قبولی هم غلط است. از جانب دیګر به یقیین ګفته میتوانم که همین حالا عده زیاد در سطوح بالا و مراجع که مطابق به قانون نابکار باید صرف و صرف تابعیت افغانی داشته باشند – ندارند. آیا شما فکر میکنید که شخص که بیش از دو دهه درامریکا مصروف کار رستورانت بود تابعیت امریکایی ندارد؟ (کار به ذات خود شرم و طعن نیست و منظور من هم این نیست- بهترین افراد دانشمند در طول تاریخ به شمول پیامبران و عصر جدید مصروف کار های فزیکی و عادی بودند- الکاسب حبیب الله ) خود را بازی میدهیم یا دیګران را؟ و این تابعیت. آیا بخاطر مشکل سفر و مشکلات روزمره با ګرفتن ورق و سند میتوان شخصیت عالم و فاضل و خدمت کار وطن را به همین یک ورق از خدمت به وطن محروم ساخت؟  

 

توصیه مستنطق: لطفا به سوال مشخص جواب مشخص ارایه کنید و از تبصره های بی جاء و بی ارتباط  وسیاسی جلوګیری کنید!

توصیه و ملاحظه مقابل(کاندید انتخابات ۱۳۸۸ ریاست جمهوری): شما مکلف هستید که همه آنچه را من در جواب ارایه میکنم پروتوکل کنید و این تحقیق یک تحقیق سیاسی است تا جنایی یا هم حد اقل تحث تأثیر مستقیم سیاسی است.

سوال: شما نام اسامی ، نامه ها و امضاء های را که در لست و سند اولی جهت ثبت کانداتوری به خاطر اشتراک در انتخابات ریاست جمهوری به کمیسیون مستقل انتخابات سپرده اید به سوال ذیل جواب بګوید:

۱/ سند و تذکره سیدپادشاه وجود ندارد؟۱

۲/اسامی سیدپادشاه که شما در لست آورده اید درقریه مذکور زندکی نمی کند. توضیح شما؟

۳/اسامی ګل احمد به زبان پشتو و دری نمی داند صرف به اردو صحبت میکند پاکستانی است و شما وی را افغانی ګفته درلست خود شامل کرده اید؟

۴/ نام سید پادشا ګل پاجا است؟ منظور شما کدام یک شان است؟

۵/اسامی سیدپادشاه که شما در لست آورده اید درقریه مذکور زندکی نمی کند. توضیح شما؟

دهها و صد ها سوال و جواب دیګر و دیکر به صورت لایتنهاهی

جواب:مستنطق صیب ایتور است که: شما ګل ګفتید. اولا اسامی سیدپادشاه در همه قریه زندګی میکند اما مشهور نیست. پدرش در زمان جهاد به پاکستان رفته بود وی در همانجا کلان شده و زبان دری و پشتو را هم خوب نمی داند صرف اردو کپ میزنه و حالا نزد پدر کالان خود جان داد خان که هفته قبل وفات کرد زندګی میکرد و بخاطر اینکه امنیت خوب نبود واپس ناپدید شده و من میخواهم که سراغ وی را بګیرم اما من و وی مکلف به تبادل آدرس به من نیست. نام که برای من ګفت همین بود این جای تأسف است که اګر نام و آدرس خویش را غلط ګفته تذکره که من را نشان داد چنین بود. اینکه تذکره اش جعلی باشد این کار را خوب نه کرده. من و نماینده من را نام سیدپادشاه ګفت. ادارات دولتی و ثبت احوال نفوس نیست که تثبیت هویت میکردیم همه کاندیدان به شمول کاندید حاکم ازهمین روش استفاده کرده که واقعا روش خوب و دقیق نیست. اما شما راه و چاره دیګر دارید؟ خوب نمی بود که دولت و سازمان ملل متحد برای کار اساسی و بنیادی مانند ثبت و احوال نفوس و احصایه کار میکرد؟ 

و ………………

 توصیه مستنطق: لطفا خارج از موضوع صحبت نه کنید؟

 

سوال: چرا به کمیسیون مستقل انتخابات و کمیسیون سمع شکایات از تخلفات  شکایت نه کردید؟

جواب: دولت و کاندید دولتی فرصت ده سال و امکانات وسیع دولتی و مالی کمک های جهانی و داخلی را در اختیار داشت و دارد. من امکانات وسیع ندارم ونداشتم که درمورد رسیدګی به موقع میکردم. این وظیفه مسؤولین و حکام و مراجع بین المللی نیز بود که در مورد اقدامات و تدابیر درست نموده و تدابیر قانونی جلوګیری کننده ازین تقلبات روی کار میشد که نه شد. تخلف و مسؤولیت افراد و مراجع و مسؤولین دولتی و شخصی با نه کردن کاری که باید مطابق به قانون میکرد و کردن کاری که باید مطابق به قانون نمی کرد – ظهور میکند. کمیسیون سازمان ملل متحد نیرو های امنیتی پاکستانی را در قتل بی نظیر بوتو بخاطر نه ګرفتن امنیت و نه کردن کاری که باید میکردند مسؤل شناخت که محاکم پاکستانی و یا بین المللی باید به آن رسیدګی نمایند.

کمیسیون مستقل انتخابات مستقل نیست. افراد و اشخاش مطرح نیست اما میکا نیزم  انتخاب افراد واشخاص در کمیسیون مستقل انتخابات تضمین استقلال این کمیسون نیست.

برای عین سیستم و بدتر از آن همین حالا کار صورت میګیرد.

از جانب دیګر سمع شکایات کار کمیسیون مستقل انتخابات نیست این کار کمیسیون سمع شکایات است. آنچه رﺋیس کمیسیون مستقل انتخابات میګوید که عدم امکان سبکدوشی عضو کمیسیون  مستقل انتخابات تضمین کننده استقلال و بی طرفی وی است نیز بی اساس است. اولا ما افغانها حرام نمک نیستیم که کسی ما را از کدام ګوشه به اساس روابط شخصی و غیر ستندرد و فرمایشی دریافت و به پست معیین دولتی و یا هم سیاسی مقرر کرد باز به ضد  ولی النعمت کدام کار کنیم. این به شان ما نمی ریبد. دوم اینکه افراد واشخاص مطرح نیست بلکه سیستم انتخاب و انتصاب افراد درین بخش تضمین کننده استقلال نیست. سوم چظور شد که همان کسی که قابل سبکدوشی نیود به شمول رﺋیس همین کمیسیون نامستقل درین آواخر سبکدوش ساخته شدند. عجب نیست؟

 

توصیه مستنطق: لطفا به سوال مشخص جواب مشخص ارایه کنید و از تبصره های بی جاء و بی ارتباط  وسیاسی جلوګیری کنید!

توصیه و ملاحظه مقابل(کاندید انتخابات ۱۳۸۸ ریاست جمهوری): شما مکلف هستید که همه آنچه را من در جواب ارایه میکنم پروتوکل کنید و این تحقیق یک تحقیق سیاسی است تا جنایی یا هم حد اقل تحث تأثیر مستقیم سیاسی است.

…..

خوب تحقیق شما خلاص شد اګر چیزی دیګر برای ګفتن ندارید منتظر جواب باشید.

جواب مقابل(مشکوک ویا هم متهم – با وجود اینکه تا حال اتهام اعلام نه شده و متهم هم نیست)

بلی ګفتنی دارم محترم مستنطق ګرامی من سه صد شصت تن از مردم  افغانستان ، ناظرین اروپایی و معاون نماینده سازمان ملل متحد و ……. را شاهد دارم که ادعا های من را تأیید و تصدیق میدارند. آنها درین مورد و درتثبیت ادعای من شاهد من اند باید آنها استماع ګردیده و شهادت شان نیز ګرفته شود.

من میګویم مسؤولیت اخلاقی، ایمانی، سیاسی وجزایی را باید تفکیک کرد. حد اکثرچیزی که ممکن بود درین راستا با لست ونتایج آراء بدست آمده باید از جانب کمیسیون مستقل!؟ انتخابات  نشر وبه مطبوعات داده میشد وبس.

قوانین خوب باید راه های را جستجو کند که ازین حالات ما بکشد. به فهم من این حالت و تعدد کاندیدان به نفع و سازمان دهی کاندید حاکم بود تا کاندیدان که ریاست جمهوری که  بیشتر امکان داشتن بی اهمیت جلوه داده و این خوص را به نفع خویش استعمال کند که این تدبیر شان موفق هم بود.

در اخیر انتخابات ریاست جمهوری دور اول با تقلب اعلام شد. انتخابات دور دوم تدویر نه یافت. جناب لودین رﺋیس کمیسون مستقل(؟!) انتخابات کاندید حاکم را به حیث برنده انتخابات به استناد ماده که متعلق به ظهور کمیسیون مستقل انتخابات است برنده اعلان کرد وما باید برای حفط منافع علیای کشور و امر صلح و ارزش های دیګر و استقرار و …. این را قبول کنیم. ای عجبا!

 

توصیه مستنطق: جناب کاندید صیب! من مستنطق ام و وظیفه دارم که مسأله و کیس جنایی شما  را تحقیق کنم به بررسی تخلفات دیګرشخص من درین ساعت سروکار ندارم. به کارهای سیاسی کاری ندارم. لطفا به سوال مشخص جواب مشخص ارایه کنید و از تبصره های بی جاء و بی ارتباط  وسیاسی جلوګیری کنید! من  از وقوع و عدم وقوع عمل جرمی توسط شخص فزبکی تحقیق دارم. من را به جنانب دیګر و جواب ګفتن به عوض کسی دیګر نه کشانید.

 

توصیه و ملاحظه مقابل(کاندید انتخابات ۱۳۸۸ ریاست جمهوری): من شخص سیاسی ام. این محاکمه محاکمه سیاسی است. شما مکلف هستید که همه آنچه را من در جواب ارایه میکنم پروتوکل کنید و این تحقیق یک تحقیق سیاسی است تا جنایی یا هم حد اقل تحث تأثیر مستقیم سیاسی است. من هم قوانین نابکار و عدم موجودیت اراده سیاسی برای تطبیق قانون شکایت دارم. اما عوض من باید اراده سیاسی مسایل و افراد متخلف اصلی را به باز پرسی بکشند.

څارنوال صیب شما در توصیه خود به من ګفتید که حالا از موضوع من صحبت و تحقیق دارید. یعنی اینکه متخلفین اصلی و متخلفین که از آنها نام بردم هم تحقیق صورت خواهد ګرفت.

مستنطق: از من سوال نه کنید برای سوال کردم من هستم و ممکن تاریخ و یا هم در حیات ما چیزی مشابه واقع شود من این را نمی دانم ……

————————————————————–

مستنطق: به اساس ماده …. شما متهم به تقلب و …. بخاطراینکه شما از عدالت فرار نه کنید څارنوالی …. امر توقیف شما را صادر و توقیف انتقال داده خواهید شد. محترم متهم جناب کاندید صیب شما میتوانید همین حالا و یا هم در ظرف ۷۲ ساعت به توقیف خویش اعتراض خویش را به محکمه از طریق ما ارسال و بسپارید.  محکمه در ظرف مدت …… ( عملا یکی دوسال؟! ) موضوع توقیف شما را مورد رسیدګی خواهد. تا آن زمان درمورد اصل قضیه و استماع شهود شما نیز اجراات صورت خواهد ګرفت….. توقیف.

جناب مستنطق: به زندان فرستادن من همین حالا به معنای اثبات جرم من است و مرافعه طلبی من همین حالا در مورد عدم قبول جرم و یا عدم قبول زندانی شدن من است؟ مدت زندانی شدن من حالا  چقدر طولانی خواهد بود.

جواب مستنطق: کاندیدصیب شما زیاد سوال میکنید. من ګفتم که توقیف شما به معنای اثبات جرم شما نیست. این را باید محکمه نهایی سازد. توقیف شما عمل تدبیری بخاطر امکان فرار شما از عدالت است. مدت توقیف در قانون معلوم است اما درعمل نی. شما مردم معیین را به قهر ساخته اید.

مستنطق – کاندید صیب: میتوانم یک ګپ و سفارش شخصی به شما خارج از پروتوکل و رسمیات داشته باشم.

کاندید: بلی بفرمایید. من به شما شخصا کدام مشکل ندارم این سیستم است که شما را به یک طرف ومن را به طرف دیګر میز نشانده.

مستنطق: کاندید صیب:  در کار های حکومتی دست نه زنید و قاطران حکومتی را تور نه دهید که عواقب بد دارد.

کاندید: نه فهمیدم

مستنطق: خواهید فهمید.

 

 سوالات و جوابات و پروسهای بی پایان که به نفع هیچ کس نیست.

———————————————————————————————————

 

خوانندګان ګرامی و افغانان عزیز این است وضع واین است حالت! اینکه قاضی  و سخن آخری را کی خواهد داشت و این قاضی را کی تعیین خواهد شد؟ نقش سازمان های بین المللی درین راستا چه خواهد بود و چه برنامه درعقب این مسایل نهفته  است من فعلا به جواب دقیق آن قادر نیستم اما تصور خویش را دارم.

مسلما این چنین تدابیر و تحقیقات را  در چوکات پارلمان یک کشور قابل پیش بینی میدانم اما در سطح څارنوالی افغانستان و کسانیکه از دیموکراسی و نهادینه کردن انستیوت های دیموکراسی سخن میزنند با تمام خوش طبعی یک مضحکه و فشار سیاسی  چیری دیګری نیست و به چیزی دیګر نه خواهد آنجامید.   

 

مسؤولین امور !

لطفا به این پروسه های سیاسی خاتمه بدهید و خود را بیشتر ازین مفتضح نسازید

 

 

الهی به حال مردم بی ګناه و بلاکشیده ما رحم کن تا از شر این افراد بی کفایت و ظالم رهایی یابند. نمی دانم چه چیزی دیګر میتوانیم بګوییم . اینها به اثر بی کفایتی و شقاوت هم خود، هم ملت و هم جامعه جهانی را به منجلاب فرو خواهند برد.

و ما علینا الی البلاغ المبین                                                 

 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.