به پاسخ هذيانهای يکی از بندگان مارکس عليه قرآنکريم درسايت افغانستان آزاد (بخش هفتم)— عبدالکريم فاريابی

 

به پاسخ هذيانهای يکی از بندگان مارکس عليه قرآنکريم درسايت افغانستان آزاد (بخش هفتم)

 

عبدالکريم فاريابی

 

پيش از پرداختن به اين بخش ازرد هذيانهای بندهء اسيرمارکس وغلام بی ارادهء استعمار مائوستی  چين کمونست که بعدازآنهمه جنايات هولناک عليه بشريت درترکستان شرقی وتبت وکمبوديا وتظاهر به دشمنی با امپرياليسم جهانی به رهبری امريکا، اينک ذليلانه درصف آن امپرياليسم قرار گرفته وبندگان خود درافغانستان وجهان سوم را نيز دستورداده است که عموسام را نه تنها درلست خدايان خود اضافه کنند  بلکه اورا بيشتراز مارکس ولينن وستالين ومائو بپرستند، آری! پيش از پرداختن به اين موضوع، نکته يی را قابل تذکر می دانيم وآن اينکه: اين سلسله از نوشته های ما کارچکش برفرق بنده های مارکس را نموده وآن هارا به فرياد وفغان واداشته است؛ چکشی که آنها هميشه ازآن درنابود کردن ملت ها وکوبيدن برفرق مردم تحت شکنجه ومحکوم کمونيسم( مائوپرستان به رهبری پول پت دومليون انسان ازکارگران وکشاورزان را که برکمونيسم لعنت می فرستادند، باکوبيدن چکش برفرقهای شان اعدام کردند) بهره می بردند، اينک يا بشکل ضربات قلم برمغزهای گنديدهء ايشان فرو می آيد ويا شکل تف های نفرت ولعنت را بخود گرفته است که دراتحادشوروی بزرگ(!) وچين کمونست وکشورهای عربی وکشورهای جهان سوم حوالهء ايشان می گردد؛ وتازه ترين اظهار نفرت ازين نوع ، آتش زدن پرچم چين کمونست درسوريه بود که دراحتجاج به دفاع رهبران کمونست چين ازنظام خونخوار بشار الاسد درمحافل بين المللی وکشتار روزمرهء زنان واطفال وجوانان وپيرمردان درسوريه با اسلحهء چينی صورت گرفت!

درين رابطه فرياد وفغان رفيق آزادل يابهتر بگوئيم خاديست آزادل خيلی خنده آور بود که وی با استفادهء بيشتر ازتعليمات خدايان خود مارکس ولينن وستالين ومائو به دشنام دادن های اوباشانه پرداخت ومارا با نامهای مولوی وملا وشيخک عربی و.. مخاطب قرار داد وادعا کرد که شيخک های عربی  به ما پول می دهند تا به اراجيف اين خاديست جنايتکار، پاسخ بنويسيم ؛ که البته ما اين اتهامات غيراخلاقی اورا بعدتر جواب خواهيم داد؛ اما پيش ازآن ، لازم می دانيم که ازخيزک وجستک های دوتن ديگر از مارکسست های وابسته به چين يا به تعبير يکی ازآنها کمونست های واقعی(!) نيز ياد کنيم که يکی بدنبال ديگری هياهو پا کردند وعربده سردادند ودشنام ها وتهديد های مارکسستی ليننستی ستالينستی مائوستی رانثار ما ودين وآئين ملت مسلمان ما نمودند!

ما تهديدهای يکی ازآنها به نام عزيز نعيمی را به موقع پاسخ داديم ومتوجه شديم که رفيق ديگری يابهتر بگوئيم توله يی از تولهای مائو به نام کبير توخی پارس کنان وارد ميدان شده(ازخوانندگان عزيز بازهم بخاطر استعمال اين کلمات که چيزی جز دفاع وعمل بالمثل نيست معذرت می خواهيم ؛ چون وی دردشنامنامهء خود اززبان باداران چينی اش همهء منتقدان مائوديسم را سگ ناميده است) وجفنگ هايی آلوده با خون قربانيان کمونيسم چينی را بروی کاغذ ريخته وادعا کرده است که ما ازترس ملت مسلمان افغانستان  بانام مستعار می نويسيم!!

رفيق! کشتی مارا ازخنده!!.. آخر کسی که بايد ازملت بترسد، شما شياطين کمونست هستيد ؛ زيرا ملت  مسلمان افغان ، ديوسرخ کمونيسم را به جهنم فرستاد ونوبت ديو زرد نيزکه درحال حاضر بهترين وصميمی ترين  دوست استعمارسياه درسطح جهان است، فراخواهد رسيد!

اصلی نويسی شما ومستعار نويسی ديگران بخاطر آنست که خدای بزرگ جديد تان عموسام ساحهء آزادی بيان را برای شما جاسوسان روس وچين ( دوهم پيمان بين المللی خويش) تا می تواند فراخ ساخته است وبرای مخالفان شما وخودش تنگ !

مااگرچه – به دليل کمبود وقت- يک سنگ را برای فرار دادن هزارها خاد( زاغ وزغن) وخاديست چه ازنوع روسی وچه چينی ، کافی می دانيم ، ومانند رفقای مارکسست که خدای جديد شان عموسام امکانات بی حد وحصری رابرای جنگ با اسلام ومسلمانان دراختيارشان گذاشته است تا با خاطر آرام هرلحظه ده باصطلاح مضمون بنويسند، وقت وامکانات لازم برای اين کاررا نداريم؛ معذالک گهگاهی لازم می افتد تا هذيانهای مسخره ومضحک  وادعاهای دروغين ايشان را ضمن ردی که برچرند وپرند خاديست آزادل می نويسيم، پاسخ بدهيم .

رفيق توخی نيز ضمن دشنامها وجستک وخيزک ها ، ياوه سرايی ها وادعاها خنده آورديگری نيز نموده است که ما آنهارا ذيلاً خلاصه می کنيم:

1- ادعای کمونست حقيقی بودن 2- تبرا از جنايات خلق وپرچم وروسها ونسبت دادن آن به سوسيال امپرياليسم شوروی ونه کمونيسم3- دشنام دادن سياف وگلبدين وربانی وشورای نظار و..و..4-  ادای انقلابی درآوردن با دشنامهای ولو آبکی ونرم برضد امپرياليسم5- سخن از حقوق بشر ونسبت دادن قتل وکشتار به اسلام با  ترجمهء غلط آيات قرآنی وبرداشت نادرست ازآنها  6 -اتهام اسلام ومسلمانان به کتابسوزی وازبين بردن تمدنها .. وهذيانهايی ازين دست که اينک مايک يک ازين موارد را مورد بررسی قرار می دهيم:

1- کمونست های افغانی وابسته به استعمار چينی هميشه رفقای خلقی وپرچمی خودرا توبيخ کرده اند ومی کنند که چرابعدازستالين راه وروش لينن وستالين را تغيير داده وعوض مبارزهء قهرآميز وخونين وخشونتبار، مبارزهء مسالمت آميز را برگزيده اند؛ لذا روسها وچاکران ايشان درجهان سوم وازجمله افغانستان ،ازديدگاه مائويست های چينی واجيران افغانی وغيرافغانی شان، کمونست های غيرواقعی وخائن به اهداف دکتاتوری پرولتاريا وافکار مارکس ولينن وستالين هستند!

آری! اين درست است  وکمونست های روسی واجيران خلقی وپرچمی شان که مليونها انسان را درآسيای ميانه وافغانستان وسائر نقاط جهان قتل عام کردند، کمونست های واقعی نيستند زيرا ايشان آنگونه که لازم بود به تعليمات واوامر وفرمانهای مارکس ولينن وستالين عمل نکردند وبيش ازچند مليونک را نکشتند!!.. ايشان وقتی کمونستهای واقعی به حساب می آمدند که مانند ستالين  يازده مليون انسان را تنها ازطريق اعدام ، نابود می کردند ومانند پول پت( بارزترين نمونهء کمونست واقعی نوع چينی) برفرق دومليون انسان ،چکش ساخت چين را می کوبيدند ومانند مائو مليونها انسان را بنام انقلاب فرهنگی به کام مرگ می سپردند  وکوتاه سخن اينکه به عوض يک ونيم مليون انسان درافغانستان، بيست ونه مليون را اعدام می کردند تا يک مليون باقيمانده يوغ استعمار چينی را به گردن می کشيدند!!

ايشان وقتی کمونستهای واقعی بشمار می آمدند که جنايات سنگينی را که خدايان چينی کبيرتوخی اين کمونست های واقعی حرام زاده برضد ملتهای مظلوم اويغور وتبت باکشتن جوانان واطفال وپيرمردان وتجاوز به زنان وغارت ثروتهای شان  مرتکب می شوند، درافغانستان پياده می کردند!.. کشتن يک ونيم مليونک انسان وآواره کردن پنج مليونک وزنده بگورکردن صدهاهزارک که کمونيسم واقعی نيست!.. بيائيد چهرهء خونريز وخونخواروخشن وغير انسانی کمونست های واقعی راکه رفيق توخی  تمجيد شان می کند وخودرا يکی ازآنها می داند، درآئينهء تصاويری  تکاندهنده از اعدام زنان درچين کمونست قبلهء رفيق توخی وامثالش وتوسط کمونستهای واقعی پرورش يافته درمکتب مائومشاهده کنيم:



 

بلی ! اينست کمونيسم واقعی ! واين چهارتصوير نمونهء بسيار بسيار کوچکی است از جنايات وحشيانهء خدايان رفيق توخی وانسانی ترين نظامش! .. وهمين حالا که اين سطور را می نويسيم ، خبراعدام چهارتن از مردم مظلوم اويغور را شنيديم که چندی پيش عليه استعمار خونخوار چينی وقوميت هان که سلاح خونريز کمونيسم را دردست دارد وتوسط آن ملتهای اويغور وتبتی را قتل عام می کند، قيام نموده وتوسط خدايان رفيق توخی سرکوب گرديدند.

آيا با اينهمه جنايت که کمونست های واقعی عليه بشريت درجهان انجام دادند وچهرهء واقعی کمونيسم را به مردم دنيا معرفی نمودند، جای آن نيست که اشخاص اجيری مانند توخی که امروزه به امر خدايان چينی خود ، ذليلانه درخدمت امپرياليسم امريکا وهم پيمانانش قرار گرفته وحيثيت سرحربهء امريکا درجنگش عليه اسلام را دارند، کمی بشرمند واينهمه لاف از کمونيسم واقعی وانسانی ترين (!) نظام خود نزنند؟! 

ولی نه!.. کمونيسم کجا وشرم وحيا کجا؟؟!!.. آيا دين ، اخلاق ، شرم وحيا، حلال وحرام ، حلال زاده وحرام زاده، درنزد کمونستها اصطلاحاتی نيستند که آنهارا دين ودينداران وامپريالستها وسرمايه داران  برای فريفتن واستثمار توده های فقير بوجودآورده اند؟!

اگراز جنايات وجرايم خدای بزرگ رفيق توخی ( مائوتسه دون ) حرف بزنيم ، مثنوی هفتاد من کاغذ شد ؛ واز سويی اين جرايم سنگين وننگين بهمگان  وهمهء جهانيان آشکاراست ويادآوری مکررآنها، زخم خونينی را که کمونيسم چينی برقلب بشريت زده است، تازه خواهد کرد؛ درينجا  فقط دانستن اين مطلب کافيست که مائوتسه دون اين خدای جهنمی همهء دونان ، هفتاد مليون انسان را به کام مرگ سپرده است!

پروفيسور فرانک ديکوتر استاد دانشگاه هانگ کانگ درکتاب خود تحت نام ( MAOS GREAT FAMINE ) يعنی قحطی بزرگ مائو، که آن را براساس اسناد محرمانهء آرشيف حزب کمونست چين نوشته است، اين دجال بزرگ تاريخ را قاتل 45 مليون چينی دراثر گرسنگی وسياست های غلط وی می داند؛ او می نويسد: " مائو کسی که رژيم کنونی چين عکس اورا درميدان تيان من نضب کرده  وبه آن احترام می گذارد، پدردلسوز مردمانش نه؛ بلکه دکتاتور قسی القلبی بود .

درحاليکه مرمان عادی چين به عمق بدبختی فرومی رفتند ، فساد درتمامی سطوح جامعهء چين از هم مسلکان خود مائو که درخانه های مجلل زندگی می کردند تا مقامات بسيار پائين وجود داشت" .

به رفيق توخی که افيون کمونيسم وبنگ مائويسم عقلش را زائل کرده و هنوزهم درعالم خيال پردازی وشعارهای دروغين کمونيسم واقعی (!) زندگی می کند بايد گفت که رفيق، کمی چشمت را باز کن و ودست ورويت را بشوی تا از خمار هيروئين مارکسيسم  نجات يافته وبه هوش بيايی وآنگه به مانشان بده که اين کمونيسم واقعی وکمونست های واقعی تو کجا تشريف دارند؟!.. درکشور پدرانت چين ؟! آيا اين شعارها ئی را که تو با جستک وخيزک وجفتک به هوا می پرانی ، خدايان چينی ات درعالم واقعيت ها تطبيق می کنند؟!..آيا خدايان چينی جناب درحال حاضر به دوستان واقعی امپرياليسم امريکا تبديل نشده اند؟!.. آيا دربسياری از قضايای جهانی واز جمله جنگ با اسلام ومسلمانان ، خدايان وپدران چينی تو وکمونست های واقعی ات به ساز امريکا وانگيس نمی رقصند؟!

.. آيا خبرتازه را نشنيدی که خدايان وپدران چينی جناب، حاضرند قرض های امريکا واروپارا از ثروتهای غارت شدهء اويغور ها وتبتی ها بپردازند؟!

واما  قضيهء حقوق بشردرحال حاضر که شما کمونست های واقعی با آن تاريخ خونبار خدايان تان، بازهم نمی شرميد ودرنوشته های مزخرف تان ازآن حرف می زنيد، از کشتار روزمرهء دها زن وظفل وپير وجوان درسوريهء مظلوم توسط اسلحه وتائيد آقايان چينی تان، بخوبی آشکار است!.. آنجا درشش ماه دوهزار وهفتصدتن ازاطفال وزنان وپيران وجوانان ازاديخواه فقط وفقط به جرم مظاهرات مسالمت آميز ومطالبهء حقوق خويش توسط اسلحهء روسی وچينی به شهادت می رسند وپدران چينی شما از صدور هرنوع قطعنامه  جها نی عليه رژيم بشارالاسد جلوگيری می کنند وشما کمونست های واقعی با نهايت بيشرمی وبی حيايی برصفحات انترنت به ساز مائويستی حقوق بشر می رقصيد وهياهو برپا می کنيد!.. ننگ ونفرين به شما دجالان بی حيا وفريبکار تاريخ!

جرم ننگين وسنگين پدران چينی شما( کمونست های واقعی) دررابطه با بهارعربی ، تنها به سوريه خلاصه نمی شود بلکه درليبيا نيز دکتاتوران ميراث خوار مائو از وحشی ترين دکتاتور تاآخر دفاع کردند وقذافی توانست با اسلحه وحمايت چينی ، سی هزار انسان اعم اززن ومرد وکودک را قتل عام کند!.. شگفت آوراينکه طبق سند منتشر شده از طرف نيويارک تايمز، سازمانهای استخباراتی امريکا وانگليس نيز مانند خدايا ن چينی شما از نظام قذافی حمايت کردند وراه های مبارزه با انقلابيون را به وی نشان دادند( منتها به شکل سری) ؛ واين خود بيانگر همآهنگی سياستهای پدران کمونست شما درچين با سياست های عمو سام است!

پرسش ديگری را نيزکه شما شيادان شعبده باز( مارکسست های واقعی ) بايدجواب بدهيد، مربوط می شود به جفتک وخيزک ديگرتان درابطه با اسلام ومسلمانان ومرتجع ناميدن ايشان ودين شان؛ وما می دانيم که شما درپاسخ دادن به آن عاجزيد لذا بايد ذليلانه به خدايان چينی  تان( کمونست های واقعی ترازشما) مراجعه کنيد تااين معمارا حل وشماراازمخمصه نجات بدهند!

سوال اينست: آيا شما هميشه برضد ارتجاع يعنی اسلام ومرتجعان يعنی مسلمانان واسلام سياسی با شديد ترين الفاظ ، شعار نمی دهيد وآيا اين شعار دادن را نشانهء  کمونست واقعی بودن نمی دانيد وآيا مبارزهء خشن وقهرآميز وعدم سازش با اسلام ومسلمانان درسرلوحهء کارتان قرار ندارد؟!.. پس دوستی صميمانهء پدران چينی تان يعنی کمونست های واقعی را با بشار الاسد دوست احمدی نژاد وحزب الله لبنانی چگونه توجيه می کنيد؟!.. واساساً روابط خيلی دوستانهء ميراث خواران مائو با نظام ايران که خودرا جمهوری اسلامی می داند، چه توجيه کمونستی مائويستی دارد؟! .. واصلاً اين کمونيسم واقعی با آن شعارهای دروغين وفريبکارانهء خود درکجای دنيا وجوددارد؟!.. آيا هوگو چاويز وکاسترو وکمونست های ديگرامريکای لاتين ، کمونست های واقعی هستند؟!.. اگر می گوئيد بلی، پس روابط برادرانه ودوستانهء شان با رژيم ايران چه تعبير کمونستی دارد؟!

ادامه دارد

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.