آموزش تجوید قرآن (بخش دوم) — سلیمان شاه صوفی زاده

 

تجوید قرآن (بخش دوم)

 

تهیه و ترتیب کننده: سلیمان شاه صوفی زاده

 

صفات حروف

 

اګر به بحث مخارج حروف رجوع کنیم، میبینیم که بخشی از حروف را با بخشی دیګری نظر به مخارج متفاوت آنها به آسانی از یکدیګر میتوان تمیز نمود، ولی سوال مطرح میشود که چګونه میتوانیم حروفی را که دارای مخرج مشترک اند از یکدیګر جدا سازیم؟

پاسخ این سوال ما را فقط و فقط دانستن صفات حروف میدهد.

درست است که بعضی از حروف از مخرج واحدی بمیان می آیند و لی با شنیدن آنها درمی یابیم که با یکدیګر متفاوت اند. بطور مثال: اګر حروف  ت، د، ط  که دارای مخرج واحد می باشند را در نظر بګیریم، می بینیم که با وجود مخرج مشترک، آنها در هنګام تلفظ دارای  صوت های مختلف اند.

پس فرق بین آنها چیست و چرا با شنیدن آنها صوتهای مختلف را میشنویم و چه تفاوت دارند؟

بدون شک تفاوت آنها در صفات آنها است. حرف تاء( ت) و حرف طاء (ط ) دارای مخرج مشترک و لی صفات مختلف میباشند که تفاوت آنهارا فقط از روی شناخت صفات آنها میتوان درک نمود. بناءْ در صورتیکه ما صفات حروف را به شکل کامل آن بیآموزیم، ان شاء الله حروف و کلمات قرآنی را به شکل درست و احسن آن تلاوت خواهیم نمود.

پس برای تلفظ بهتر و اداء حق و مستحق حروف فقط دانستن مخارج کافی نبوده بلکه شناخت صفات حروف نیز از جمله ضروریات بوده و مارا در موارد زیر کمک میکند:

 

فواید شناخت صفات حروف:

– تلفظ بهتر حروف و لوکه دارای مخارج مشترک و یا غیر مشترک باشند.

– دانستن تفاوت حروفیکه دارای یک مخرج مشترک اند (چون هر آن حرفی را که با حروف دیګر دارای مخرج مشترک باشد فقط بوسیله دانستن تفاوت صفت آن میتوان تمیز نمود و هر آن حرفی را که با حروف دیګر دارای صفت مشترک باشد فقط بوسیله تفاوت مخرج آن میتوان جدا نمود).

– تفاوت حروف قوی از ضعیف، شدید از خفیف و به همین منوال تفاوتهای دیګری که ان شاء الله آنهارا نیز مورد بحث قرار خواهیم داد.

 

تعریف صفات حروف: خصوصیت و کیفیت تولید و تلفظ یک حرف که باعث شناخت و متمایز شدن آن از حروف دیگر می شود، صفت حرف نامیده می شوند. بناءً میتوان گفت که: شناخت صفات حروف مارا در تمیز  و تفاوت یک حرف با حروف دیگر هم مخرج و یا قریب المخرجش کمک می کند.

 

تقسیم بندی صفات حروف: در تقسیم بندی صفات حروف علماء علم تجوید دارای نظریات و صلیقه های مختلفی اند که  هر یک با دلایل مختلفی حروف را به اشکال مختلفی که ذکر آنهارا در زیر لازمی میدانیم، تقسیم بندی نموده اند:

1- تقسیم صفات به صفات دارای متضاد و بدون متضاد
2- تقسیم صفات به صفات اصلی یا ذاتی و صفات فرعی یا غیر ذاتی

3- تقسیم صفات به صفات دائمی و صفات عارضی یا مؤقتی

4- تقسیم صفات به صفات اختصاصی و صفات مشترک

از جملۀ تقسیم بندی های فوق نظر به راجح بودن و مشهور بودن آن ما در اینجا تقسیم بندی نوع اول را مد نظر گرفته و به شرح آن می پردازیم:

 

صفات دارای متضاد (متضاده):

صفاتي اند که در مقابل هر صفت يک صفت ضد آن قرار دارد که جمع هردو در یک حرف ممکن نیست. بعبارت دیگر هر کدام از این صفات فقط با یکی از صفات دیگر (صفت متضادش) حالت متضاد را دارد و لی می تواند با بقیه صفات در یک حرف جمع شوند.


تعداد صفات دارای متضاد: صفات متضاد مجموعاً ده صفت می باشند که به صورت دو گروه در مقابل هم قرار می گیرند:

 

 

 

 

 

۱صفت همس و صفت جهر :

 

توضیح: اګر ۲۹ حرف عربی را از نګاه جریان هوای تنفسی مورد بحث قرار دهیم، میبینیم که هنګام تلفظ همه یکسان نمیباشند.

علماء قرائت و تجوید در قرنهای اول و دوم هجری هر یکی از حروف عربی را بطور جداګانه مورد بحث و آزمایش قرار داده و به این نتیجه رسیده اند که در هنګام تلفظ تعدادی از حروف هوا در دهن جریان داشته و با تعداد دیګری جریان هوا در دهن متوقف می باشد.

بطور مثال: اګر دست خود را نزدیک به دهن خویش ګرفته حرف فاء (ف) را تلفظ کنیم (الف مفتوحه با این حرف یکجا تلفظ شود)، خروج هوا را از دهن خویش در هنګام تلفظ این حرف به وضوح احساس میکنیم.  ولی برعکس اګر در هنګام تلفظ حرف قاف (ق) دست خودرا نزدیک به دهن خویش بګیریم هیچ نوع جریان هوا را احساس نمیکنیم.

پس علماء بعد از آزمایش و تحقیق کامل، تمام حروف را از لحاظ جریان و عدم جریان هوا در دهن متصف به دو صفت و یا به دوبخش تقسیم نموده اند که عبارت از حروف دارای صفت همس و حروف دارای صفت جهر می باشند.

 

الف- همس:

همس درلغت: آهسته و خفیه را ګویند که در مقابل آن جهر قرار دارد.

در اصطلاح تجوید: جریان نفس را در هنګام تلفظ بدون آنکه تارهای صوتی را به لرزه در آورد همس ګویند.

میشوند یعنی  صدای غیر ظاهر و خفیفی که  مانند حروف جهر زنگ دار نبوده و به آهستگی و پستی تلفظ می شوند و این صدا  تا هنگام قطع شدن آن به شکل تدریجی و کم کم ضعیف شده  و منقطع میگردد.

 

یادداشت: برای احساس بهتر وواضحتر صفات حروف باید آنهارا به شکل سکون، نه متحرک تلفظ کنیم.

بطور مثال: جریان تنفس در صفت همس زمانی  به وضوح احساس میشود که حرف همس ساکن باشد و در صورتیکه متحرک باشد (دارای زبر، زیر و پیش) جریان تنفس در آن کمتر و محدودتر احساس میشود. به عبارت دیګر حرکات سه ګانه ( زبر، زیر و پیش) از درک کردن بهتر صفات حروف و یا کمیت جریان هوا میکاهد.

مثال: در حالیکه حرف فاء (ف) را به شکل ساکن آن (اَف) تلفظ کنیم هوا از دهن ما بیشترخارج میشود نسبت به تلفظ آن به شکل متحرک (فَ ، فِ ، فُ).

 

حروف دارای صفت همس: بنام حروف  مهموس یاد می شوند و عبارتند از:  حروف ده ګانه ای که در ین جمله جمع شده اند:(سَکَتَ فَحَثهُ شَخص) یعنی ساکت شد، پس آنرا به سخن ګفتن تشویق کردند.

بیایید دست خودرا به دهن نزدیک ګرفته آنرا آزمایش کنیم.

 

همس

 

 

ت

ث

 

ح

خ

 

 

 

 

س

ش

ص

 

 

 

 

 

ف

 

ک

 

 

 

 

ه

 

جهر

ء

ب

 

 

ج

 

 

د

ذ

ر

ز

 

 

 

ض

ط

ظ

ع

غ

 

ق

 

ل

م

ن

و

 

ی

 

ب – جهر:

جهر در لغت: بلند، آشکار وعلنی را ګویند که در مقابل آن همس قرار دارد.

در اصلاح علم تجوید: حبس کردن و قید کردن جریان نفس در هنګام تلفظ یک حرف را جهر می گویند. چون قید کردن هوای دهن هنګام تلفظ حرف سبب برجسته شدن و بلند شدن صوت میګردد.

صدای جهر دار صدایی است که تارهای صوتی را به لرزه در آورده و  به سبب آن صدای آشکار و واضح و به اصطلاح زنگ دار بگوش  می رسد.

 

حروف جهر: حروف دارای صفت جهر بنام حروف مجهور یاد می شوند و عبارتند از حروف متباقی الفباء عربی.

 

همس

 

 

ت

ث

 

ح

خ

 

 

 

 

س

ش

ص

 

 

 

 

 

ف

 

ک

 

 

 

 

ه

 

جهر

ء

ب

 

 

ج

 

 

د

ذ

ر

ز

 

 

 

ض

ط

ظ

ع

غ

 

ق

 

ل

م

ن

و

 

ی

 

 

 

 

۲- صفت شدت، صفت رخوت و صفت مابین شدت و رخوت:

 

یادداشت: قبل از توضیح شدت و رخوت توجه خواننده ګان محترم را به یک نکته مهمی جلب میکنم و آن اینکه: زمان در حالت حرکت یا متحرک بودن حرف همیشه مساوی بوده و در هیچ حالتی زمان حرکات سه ګانه (زبر، زیر و پیش) بخاطر تفاوت حروف و یا صفات آنها کم و بیش نمیشود. بطور مثال: در کلمه کُتِبَ زمان تلفط و جریان صوت در حرف کاف، ت و ب مساوی بوده و هیچ تفاوتی ندارد. ولی در صورتیکه حرف ساکن باشد زمان صوت و جریان تنفس در حالات مختلف با هم متفاوت می باشند. بناءْ حرکات سه ګانه از لحاظ زمان در حروف مساوی می باشند.

 

یادداشت: در بحث قبلی متعلق به صفت همس و جهر نکته مهم و مورد بحث ما جریان تنفس در هنګام تلفظ حروف بود و لی درین بحث فعلی که متعلق به شدت و رخوت می باشد، نکته مهم و مورد بحث ما جریان صوت و قابلیت حرف برای ادامه صوت و آواز می باشد، نه جریان تنفس.

پس میتوان ګفت که علماء قرائت و تجوید حروف عربی را از لحاظ جریان صوت به سه بخش تقسیم کرده اند که عبارتند از : رخوت(رخاوة) ، شدت(شدة) و بین رخوت و شدت(بین الشدة و الرخاوة)

 

الف – شدت:

شدت در لغت: سختی و قوت را گویند.

در اصطلاح علم تجوید: قطع صوت در مخرج حرف یا حبس و قید کردن صوت و ادامه ندادن آن در هنګام تلفظ حروف شدید را شدت گویند.

 

توضیح: در هنګام تلفظ حروف مربوط به شدت، صوت لحظه یی قطع میشود و هوا حبس میګردد، و با رها شدن مخرج و جریان دوبارۀ هوا صدای آن حرف را میشنویم. یعنی صدای حروف شدید کشیده نمی شود و بصورت یکدمی ایجاد شده و تقریبا حالت انفجاری و ناگهانی را دارد.

بعبارت دیگر حرف شدیدحرفی است که به سبب شدت و قوتش هنگام تلفظ ، مانع جریان یافتن صدای حرف می شود. بناءً این حروف را بخاطر شدت تلفظ آنها حروف شدید یا شدیده نامیده اند.

 

حروف شدت: حروف هشت ګانه ای است که در جملۀ (اَجِدُ قَطٍ بَکَت)  جمع شده اند و عبارتند از: ۸ حرف ( ء ، ج ، د ، ق، ط ،ب ، ک، ت).

 

یادداشت: برای رعایت صفت شدة و دانستن چګونګی تلفظ آن باید حروف شدت را مشدد قرائت کنیم.

بطور مثال: مأکول ، سجین ، اتبعوا ، سنشد ، و الطور ، صبار، یشقق ، فکر

شدت

ء

ب

ت

 

ج

 

 

د

 

 

 

 

 

 

 

ط

 

 

 

 

ق

ک

 

 

 

 

 

 

بین شدت و  رخوت

 

 

 

 

 

 

ر

 

 

 

 

 

 

 

ع

 

 

 

 

ل

م

ن

 

 

 

رخوت

 

 

 

ث

 

ح

خ

 

ذ

 

ز

س

ش

ص

ض

 

ظ

 

غ

ف

 

 

 

 

 

و

ه

ی

ب مابین شدت و رخوت:

مابین شدت و رخوت( صفت متوسطه): نه قطع شدن کامل صوت و نه هم ادامه یافتن آن بطور کامل در مخرج این حروف را صفت متوسطه  یا (ما بین الشدة و الرخاوة ) گویند.

بعبارت دیگر ادامه صوت به شکل کوتاه تر از رخوت و طولانی تر از شدت را به حد متوسط آن صفت بین رخوت و شدت می نامند.

 

توضیح: در صفت ما بین شدت و رخوت صوت نه کاملاْ ادامه یافته وجریان پیدا میکند، و نه هم صوت کاملاْ  حبس ګردیده و بدون جریان می باشد بلکه حالت میانه بین شدت و رخوت را بخود اختیار می نماید.

 

حروف صفت متوسطه: عبارت از حروف پنجګانه ای اند که درین جمله باهم جمع شده اند: (لِن عُمَر) لن فعل امر لَنَ ، یَلِینُ بوده که به معنی نرم بودن و حالت مزاج متوسط بین سخت مزاجی و نرم مزاجی را ګویند. درینجا خطاب به حضرت عمر (رض) عنه است .

 

شدت

ء

ب

ت

 

ج

 

 

د

 

 

 

 

 

 

 

ط

 

 

 

 

ق

ک

 

 

 

 

 

 

بین شدت و  رخوت

 

 

 

 

 

 

ر

 

 

 

 

 

 

 

ع

 

 

 

 

ل

م

ن

 

 

 

رخوت

 

 

 

ث

 

ح

خ

 

ذ

 

ز

س

ش

ص

ض

 

ظ

 

غ

ف

 

 

 

 

 

و

ه

ی

 

یادداشت: برای رعایت صفت ما بین الشدة و الرخاوة و دانستن چگونگی تلفظ آن باید این حروف را مشدد  و یا در حلت سکون قرائت کنیم.

بطور مثال: ارحام ، یحرمون ، اعمال ، یصعد ، الفافا ، الذین ، امشاج ، دمرت ، انهار ، انها

 

ج رخوت (رخاوة):

در لغت: نرمی و سستی را گویند.

در اصلاح علم تجوید: جریان یافتن صوت در مخرج حرف را رخوت گویند. بعبارت دیگر ادامه صوت و آواز در هنګام تلفظ یکی از حروف این صفت را رخوت گویند.

در صفت رخاوة (البته در حالت سکون) صوت ادامه یافته و جریان پیدا میکند که زمان بیشتر را در بر میګیرد. ولی در شدة صوت حبس ګردیده و بدون جریان صوت زمان کمتری را در بر میګیرد.

این صفت ضد صفت شدت بوده و در هنګام اداء حروف مربوطه صوت در مخرج شان قطع نمیشود، بلکه جریان می یابد و به راحتي و نرمی تلفظ مي شوند.

 

توضیح بیشتر:

حرف رخوت دار حرفی است که هنگام تلفظ ، استقرارش در مخرجش ضعیف بوده و به همین سبب صدای حرف جریان می یابد. بعبارت دیگر حروفی رخوت بر خلاف حروف شدید نرم تلفظ شده و صدا حالت انفجاری ورها شدن یکبارگی را ندارد  یعنی به سستی و آسانی تلفظ  شده و صدا در آنها کشیده می شود (البته منظور از کشش صدا کشیدن صدای حرف به صورت مد نبوده بلکه عدم حالت انفجاری و رها شدن یکبارگی صدامی باشد).

 

حروف رخاوة: استثناء حروف هشت ګانه شدت و حروف پنجګانه بین شدة و رخاوة متباقی همه حروف عربی حروف رخوت می باشند که بنام حروف رخو یاد میشوند.

 

شدت

ء

ب

ت

 

ج

 

 

د

 

 

 

 

 

 

 

ط

 

 

 

 

ق

ک

 

 

 

 

 

 

بین شدت و  رخوت

 

 

 

 

 

 

ر

 

 

 

 

 

 

 

ع

 

 

 

 

ل

م

ن

 

 

 

رخوت

 

 

 

ث

 

ح

خ

 

ذ

 

ز

س

ش

ص

ض

 

ظ

 

غ

ف

 

 

 

 

 

و

ه

ی

 

 

 

 

یادداشت: برای رعایت صفت رخاوة و دانستن چګونګی تلفظ آن باید این حروف را مشدد  و یا در حالت سکون قرائت کنیم. بطور مثال: ، اثقالَ ، قثائها ، احبار ، سحار ، اخدان ، سخر ، تذکره ، تلذ…

 

۳- صفت اطباق و انفتاح:

 

یادداشت: قبل از توضیح صفت اطباق و انفتاح قابل ذکر است که نکته مهم و مورد بحث این موضوع برسی شکل و حالت زبان در هنګام تلفظ حروف می باشد.

 

الف – اطباق:

در لغت: منطبق شدن و یا چسپیدګی را ګویند.

در اصطلاح علم تجوید: الصاق، چسپاندن و یا نزدیک کردن قسمتی از زبان را با کام بالا در هنګام تلفظ حروف اطباق ګویند که این عملیه حرف را قوی ساخته و به قوت تلفظ میګردد.

 

حروف اطباق: حروف چهارګانه ( ص، ض، ط، ظ) بوده که بنام حروف مُطبَق یاد میشوند.

 

اطباق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ص

ض

ط

ظ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انفتاح

ء

ب

ت

ث

ج

ح

خ

د

ذ

ر

ز

س

ش

 

 

 

 

ع

غ

ف

ق

ک

ل

م

ن

و

ه

ی

 

 

 

ب – انفتاح:

در لغت: افتراق و یا جدا ساختن را ګوید.

در اصطلاح علم تجوید: عدم چسپاندن و یا نزدیک کردن زبان را با کام بالا در حال تلفظ حروف انفتاح ګویند که با این عملیه زبان در بین جایګاه اصلی خویش و کام بالا قرار ګرفته و حرف به شکل  ضعیف تلفظ میګردد.

 

توضیح: جدا بودن زبان از سقف دهان هنگام تلفظ حرف و یا عدم انطباق کامل سطح زبان با کام بالا و یا هم پایین قرار گرفتن آن یا بالا آمدن مقداری از آن به علت استعلا، تفخیم و یا تغلیظ، همگی از حالات انفتاح بوده که در مقابل آن اطباق قرار دارد. بناءً فرق بین اطباق و انفتاح بستگی به انطباق  و یا عدم انطباق زبان با کام بالایی دارد که شرط انفتاح باز بودن فضا بین زبان وکام بالا و خروج هوا از بین این دو عضو و عدم حبس آن می باشد.

 

حروف انفتاح: بجز حروف اطباق متباقی تمام حروف الفباء عربی بوده که بنام حروف مُنفَتِح یاد میشوند.

 

اطباق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ص

ض

ط

ظ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انفتاح

ء

ب

ت

ث

ج

ح

خ

د

ذ

ر

ز

س

ش

 

 

 

 

ع

غ

ف

ق

ک

ل

م

ن

و

ه

ی

 

 

 

 

 

۴- صفت استعلا و استفال:

 

یادداشت: اعراب حرف خاء (خ) را به شکلیکه دهن حالت خالی و افقی را بخود بګیرد تلفظ نمیکند بلکه هنګام تلفظ حرف خاء (خ) دهن ایشان شکل پر و حالت عمودی را بخود میګیرد. یعنی هوای حرف و یا هوای دهن خودرا به جهت بالایی دهن میکشاند. مانند: ضَا

 بر عکس برای تلفظ حرف میم دهن شکل خالی و افقی را بخود اختیار میکند. مانند: مَا

این موضوع برای تکلم و تلفظ زبان عربی نهایت مهم بوده و باکی ندارد که متعلق به قرآن و یا خارج از قرآن باشد چون بواسطه این صفات میتوانیم تکلم و تلفظ زبان اصلی و فصیح عربی را از زبان های دیګر تمیز نماییم.

بناءْ علماء تجوید حروف عربی را از لحاظ ارتفاع و عدم ارتفاع هوای دهن  در هنګام تلفظ حروف به دو صفت متصف نموده اند که عبارت از صفت استعلا و صفت استفال می باشند.

 

الف – استعلا:

الف:استعلا: در لغت ارتفاع و بلند کردن چیزی را ګوید.

در اصطلاح علم تجوید: جهت دادن فشار حرف و یا صدا را با عملیۀ بالا رفتن ریشۀ زبان به طرف کام بالا استعلا ګویند.

 

توضیح بیشتر: فرق اطباق با استعلا در اینست که در حالت اطباق اجزاء  دیگری از دهن نیز در تولید صدا نقش دارد که عبارت از نوک زبان ، دندان ها و یا بیره ها است ولی در حالت استعلاء فقط ریشۀ زبان بطرف بالا تمایل پیدا میکند. علاوه بر این در حروف اطباق زبان با کام بالا حالت انطباق پیدا می کند که در حروف استعلاء این انطباق وجود ندارد.

 

حروف استعلا: عبارتند از حروف سه گانۀ خاء، غین و قاف + چهارحرف صفت اطباق یعنی (ص، ض، ط، ظ) که مجموعاً هفت حرف می باشند.

حالا سوال پیدا میشود که چرا علاوه بر این سه حرف (خ، غ، ق) چهار حرف اطباق را نیز از جملۀ حروف مستعلیه محسوب نموده اند؟

پاسخ اینست که چون در صفت اطباق نیز چسپیدن، نزدیک شدن  و الصاق زبان به سقف دهن و یا کام بالا مطرح بود و در صفت استعلا نیز  ریشۀ زبان بطرف کام بالا کشش پیدا میکند ولی تفاوت اینست که در صفت اطباق سطح زبان بالا رفته و با سقف دهن چسپیده و یا خیلی نزدیک می شود و در صفت استعلاء ریشۀ زبان با فشار حرف به طرف بالا می رود که در هردو حالت نظر به معنی لغوی و اصطلاحی استعلا عملیۀ بالا رفتن بطرف کام بالا صورت می گیرد.

بعبارت دیگر در هنگام تلفظ حروف سه گانۀ خاء و غین و قاف صدا تنها حالت استعلا را داشته و حالت  اطباق را ندارد. ولی حروف چهارگانۀ اطباق در حال تلفظ هم حالت استعلا و هم حالت اطباق را دارند.

 

یادداشت: اعراب فقط فشار همین حروف هفتګانه را بطرف بالا جهت داده و از جهت دادن فشار حروف متباقی بطرف کام و یا ګنبد بالایی دهن خودداری میکنند.

 

استعلا

 

 

 

 

 

 

خ

 

 

 

 

 

 

ص

ض

ط

ظ

 

غ

 

ق

 

 

 

 

 

 

 

استفال

ء

ب

ت

ث

ج

ح

 

د

ذ

ر

ز

س

ش

 

 

 

 

ع

 

ف

 

ک

ل

م

ن

و

ه

ی

 

 

 

قابل توجه: قبل ازآنکه به توضیح صفت متضاد استعلا  یعنی استفال بپردازیم، لازم است تا صفت دیگری را که تقریباً نزدیک و یا همانند صفت استعلا بوده و حتی دارای حروف مشترک نیز می باشند و نام آن بیشتر بر سر زبانهای قاریان و مجودین قرار دارد مختصراً معرفی نماییم:

 

تفخیم:

تفخيم در لغت: به معنی تعظیم و بزرګداشت بوده که مترادف کلمۀ تسمین میباشد.
در اصـطـلاح علم تجوید: درشـت و غـليـظ اداء كـردن حرف را طورى كه دهن از صداى آن پر شود تفخیم گویند.

بعبارت دیگر فربه و چاق کردن صدا را تفخیم گویند.

 

توضیح: تفخیم یکی از کلید های مهم لهجه عربی محسوب می شود که منظور از تفخیم در کلام «درشتی و پر حجمی» و مقصود از ترقیق«کم حجمی» خروج صدا از دهن می باشد.

 

حروف تفخیم: تمام حروف استعلا بدون استثنا تفخيم مى گردند و اين حالت در چهار حرف (ص ، ض ، ط ، ظ) قويتر است. بعبارت دیگر حروف چهارگانۀ اطباق (ص ـ ض ـ ط ـ ظ) که شامل حروف استعلا و تفخیم نیز می شوند درشت تر و غليظتر از سه حرف ديگر (خ، غ، ق) تلفّظ مى شوند. مانند: صَلِّ ، يَضْرِبُ ، طُمِسَت، ظَلَمَ


یادداشت: تفخیم در حرف مفتوح (دارای زبر) بيشتر بوده و در حرف مضموم (دارای پیش) و ساكن متوسط ، و در حرف مكسور (دارای زیر) کمتر می باشد .

 

موارد تفخیم و ترقیق در تجوید قرآن: تفخیم حروف استعلاء ، تفخیم و ترقیق الف مدی ، تفخیم و ترقیق «ل» ، تفخیم و ترقیق «ر» .

 

توجه: صفت ضد تفخیم را که ترقیق می باشد بهتر است بعد از معرفی استفال که تقریباً مشابه و یکسان می باشند معرفی  نماییم.

 

ب – استفال:

استفال: درلغت انخفاض، پست شدن و پائین آوردن را ګوید که در مقابل آن صفت استعلا قرار دارد.

در اصطلاح علم تجوید: عدم جهت دادن فشار حرف به طرف کام بالا را استفال ګویند که با این عملیه ګویا از بلند پروازی و ارتفاع حرف کاسته میشود و با جهت ندادن فشار حرف بطرف کام بالا حرف در قسمت های پائین تر دهن اداء میشود.

 

توضیح: در تلفظ حروف استفال زبان به طرف بالا نرفته و در همان کف دهن، با توجه به مخرج حرف باقی می ماند.

 

حروف استفال: به جز حروف هفتگانۀ  استعلا و اطباق متباقی تمام حروف الفباء عربی که بنام حروف مُستَفِله یاد میشوند حروف استفال می باشند.

استعلا

 

 

 

 

 

 

خ

 

 

 

 

 

 

ص

ض

ط

ظ

 

غ

 

ق

 

 

 

 

 

 

 

استفال

ء

ب

ت

ث

ج

ح

 

د

ذ

ر

ز

س

ش

 

 

 

 

ع

 

ف

 

ک

ل

م

ن

و

ه

ی

 

 

 

 

 

 

 

قابل توجه: قبل ازآنکه به توضیح صفات بعدی متضاده (اذلاق و اصمات) بپردازیم، لازم است تا صفت دیگری را که تقریباً نزدیک و یا همانند صفت استفال بوده و نام آن همانند صفت ضد آن (تفخیم) بیشتر بر سر زبانهای قاریان و مجودین قرار دارد مختصراً معرفی نماییم:

 

ترقیق:
تـرقـيـق در لغـت: رقيق كردن و از غلظت چيزى كاستن را گویند که در مقابل صفت تفخیم قرار دارد.

در اصطلاح علم تجوید: نازک، رقیق و کم حجم تلفظ کردن حرف را ترقیق ګویند.

موارد تفخیم و ترقیق در تجوید قرآن: تفخیم حروف استعلاء ، تفخیم و ترقیق الف مدی ، تفخیم و ترقیق «ل» ، تفخیم و ترقیق «ر» .

لازم بـه يـاد آوری اسـت كـه الف مـدّى تـابـع حـرف مـاقـبـل است و چنانچه حرفى تفخيم شود، الف مدّى بعد از آن نيز تفخيم و در غير آن ترقيق مى گردد.

 

حروف ترقیق: هـمـه حـروف اسـتـفـال ، تـرقـيـق مـى شـونـد بـجـز دو حـرف آخـر (ر ، ل ) كه در برخى موارد تفخيم و در برخی موارد ترقیق مى گردند.

 

 

۵- صفت اذلاق و اصمات:

 

الف – اذلاق:

اذلاق درلغت: ریشۀ این کلمه ذلق بوده و به معنی تيزي و نوك یک چیز می باشد مانند نوک زبان و دندان.

اذلاق در اصلاح علم تجوید: به نرمی، راحت و سبك ادا كردن حروف که غالباً توسط نوک و یا قسمت های جلوی زبان و دندانها صورت می گیرد، را اذلاق گویند. بعبارت دیگر عملیۀ اذلاق سبب بلاغت و رواني زبان است .

 

توضیح: حروف صفت اذلاق که مخرج آنها یادر قسمت جلوی زبان و یا در لب ها ست حروفی اند که به راحت، آسانی تندی و سرعت ادا می شوند تلفظ می شوند که هدف همان روان بودن تلفظ می باشد.

حروف اذلاق: حروف شش گانۀ که در جملۀ "فر من لب" جمع شده اند بنام حروف مُذلَقه یاد شده و عبارتند از: ب، ر، ف، ل، م، ن.

 

اذلاق

 

ب

 

 

 

 

 

 

 

ر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ف

 

 

ل

م

ن

 

 

 

اصمات

ء

 

ت

ث

ج

ح

خ

د

ذ

 

ز

س

ش

ص

ض

ط

ظ

ع

غ

 

ق

ک

 

 

 

و

ه

ی

 

 

 

ب- اصمات:

اصمات در لغت: به معناي خاموش شدن و سكوت مي باشد.

دراصلاح علم تجويد: سنگين و جابجا ادا كردن حرف و يا عمق بخشيدن به تلفظ حرف را اصمات گویند. بعبارت دیگر حروف مربوط به صفت اصمات از لحاظ تلفظ مانند حروف اذلاق به روانی و راحتی تلفظ نشده بلکه نسبتاً ثقیلتر و عمیق تر تلفظ میگردند.

 

حروف اصمات: بجز حروف اذلاق متباقی همۀ حروف الفباي عربي داراي صفت اصمات می باشند .

اذلاق

 

ب

 

 

 

 

 

 

 

ر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ف

 

 

ل

م

ن

 

 

 

اصمات

ء

 

ت

ث

ج

ح

خ

د

ذ

 

ز

س

ش

ص

ض

ط

ظ

ع

غ

 

ق

ک

 

 

 

و

ه

ی

 

 

 

صفات غیر متضاده:

 

صفیر:

درلغت: آواز مخصوص پرنده هارا ګوید (مشابه اشپلاق)

در اصطلاح علم تجوید: خارج شدن حروف مخصوص مربوط به صفیر به صوت قوی مشابه به صوت پرنده را صفیر ګویند. بعبارت دیگر هنگامیکه برای تلفظ سه حرف (ص ، س ، ز) هوا ازلابلاي دندانها به شکل آواز پرنده و یا اشپلاق كه داراي حروف هجا نباشد خارج مي شود عملیۀ صفیر اجراء می گردد.

 

توضیح: اګر متوجه شده باشیم صدای این حروف را بخاطر قوت آن از زبان بعضی از نمازګزاران همجوار ما بویژه طلاب و شاګردان مدارس با آنکه در حال اداء نمازهای سنت (که خفیه خوانده میشود) باشند، میشنویم. بطور مثال:

در حالت رکوع و سجده: سبحان ربی العظیم، سبحان ربی الاعلی

در حالت خواندن سورۀ فاتحه: اهدنا الصراط المستقیم- صراط الذین انعمت علیهم…

حروف آن: حروف سه ګانه ص، ز، س میباشند.

 

 

قلقله:

در لغـت: اضـطراب و جُنبش را ګوید.

در اصطلاح علم تجوید: عبارت است از آزاد نمودن صداى حرف در حالت سكون و یا بعبارت دیګر در صورتیکه يکي از ۵ حرف قلقله به حالت ساکن در کلمه اي قرار بگيرند، براي سهولت تلفظ  و برجسته ساختن آن ، کمي آنها را متمايل به حرکت مي کنیم که همین تمایل به حرکت و برجسته ساختن آن حروف را قلقله ګویند.

 

حروف قلقله: این حروف که در جمله (قطب جد) جمع شده اند، عبارت اند از ۵ حرف (ق ، ط ، ب ، ج ، د) که  در حرف قاف و حرف طاء ميل به ضمه داده می شود تا استعلاي آنها حفظ شود و در ما بقیه حروف ميل به کسره يا فتحه داده مي شود.

 

تفاوت قلقله با شدة: قلقله در حالت سکون حروف اجراء میشود ولی شدة در حال متحرک بودن حرف اجراء میګردد.

همه حروف قلقله شامل حروف شدت میباشند یا بعبارت دیګر صفت شدت علاوه بر پنج حرف قلقله ۳ حرف بیشتر دارد که عبارت از: (همزه، ک ، ت) میباشند.

 

لین:

در لغت: نرم، سهل و ملایم را ګوید.

در اصلاح علم تجوید: صفتی است که دو حرف زبان عربی  یعنی واو و یا (و ،ی) که خود ساکن و حرف ماقبل آن مفتوح (دارای زبر) باشد به سبب سهولت جریان  و ملایمت اداء آن در مخرج با آن موصوف میګردند.

 

یادداشت: یکی از انواع مد نیز مد لین نامیده می شود که شرط به میان آمدن آن مد نیز همین شرط ( هنګامیکه حرف ما قبل دو حرف ساکن واو و یا (و، ی) مفتوح یا دارای زبر باشد) بوده و دراز و طولانی تر خوانده میشود.

 

انحراف:

در لغت: عدول، میلان و تغیر مسیر بطرف دیګری را ګوید.

در اصطلاح علم تجوید: عدول و انحراف حرفی بعد از خروج آن از مخرج اصلی اش بطرف مخرج دیګری را انحراف ګویند. بعبارت دیگر هنګامیکه دو حرف (ر، ل) برای تلفظ کمي از مخرج خود منحرف مي شوند.

 

حروف انحراف: دو حرف(ر ، ل) می باشند.

 

تکریر:

در لغت: تکرار و اعاده چیزی را ګوید.

در اصطلاح علم تجوید: لرزه و برګشت مکرر سطح زبان برای تکرار حرف راء (ر) را تکریر ګویند. بعبارت دیگر هنګامیکه زبان به هنگام تلفظ  حرف (ر) لرزش پيدا مي کند صفت تکریر بمیان می آید.

 

یادداشت: نظر به مخرج حرف راء (ر) که سطح نوک زبان وکام مقابل آن میباشد، با نزدیک شدن سطح نوک زبان به کام مقابل هوا در عقب زبان محبوس میګردد که فشار هوا به طرف بیرون سبب لرزش زبان و یا تکرار برګشت و نزدیک شدن آن به کام میګردد. چون هوا با فشار زبان را پائین نموده و خارج میشود و زبان دوباره بجایش بر میګردد و همین عملیه مکرراْ تکرار میګردد که تکریر نامیده میشود. مانند: اَر …

 

توجه: هدف از دانستن تکریر عمداً تکرار حرف راء (ر) نبوده بلکه ما باید از ادامه تکرار این حرف جلوګیری کنیم. هدف ما دانستن اینست که حرف تکریر (ر) قابلیت تکرار و ارزش را دارد.

 

تفشی:

درلغت: انتشار و سرایت را ګوید.

در اصلاح علم تجوید: انتشار و یا پخش هوا ویا صدا در دهن هنګام تلفظ حرف شین (ش) را  تفشی ګویند.

بعبارت دیګر انتشار صوت حرف شین (ش) از مخرج آن (وسط زبان) تا زمانیکه با صفحه داخلی دندانهای بالا تصادم نماید را تفشی ګویند.

مانند: اَش، شاکراْ، شُکُورا…

حرف آن: فقط حرف شین (ش) بوده که حرف تفشی نامیده میشود.

 

استطاله:

در لغت: کشیدګی و دراز شدن را ګوید.

در اصطلاح علم تجوید: به اثر فشار هوا، حرکت و پیشروی زبان از قسمت عقبی دهن بطرف قسمت جلوی دهن به شکلیکه نوک زبان با بیخ ثنایای علیا تماس پیدا کند را استطاله ګویند. بعبارت دیگر هنګامیکه برای تلفظ حرف (ض) زبان تا دندانهاي جلو کشيده مي شود، صفت استطاله انجام می شود.

 

یادداشت: قسمیکه ذکر شد تماس نوک زبان باید با بیخ ثنایای علیا صورت ګیرد و نه با خود ثنایا و یا نوک آنها، چون نوک زبان و سر ثنایای علیا و سفلی مخرج سه حرف دیګر (ث، ذ، ظ) بوده و مخرج حرف ضاد (ض) نمی باشد. 

 

یادداشت: هیچ حرفی بجز حرف ضاد (ض) را در الفباء عربی سراغ نداریم که مخرج آن در حالت تلفظ تغیر موقعیت داده و حرکت نماید. یعنی مخرج حرف ضاد (ض) که اصلاْ دو کناره عقبی زبان با دندانهای اضراس (الاشه ګی) می باشد، به اثر فشار هوا کمی بطرف بیرون کشانده میشود که همین عملیه کشش و طولانی شدن زبان بطرف بیرون استطاله نامیده میشود. در تلفظ حروف دیګر ممکن است تنفس و هوا و یا صوت جریان پیدا کرده و طولانی شود، ولی هیچګاه خود مخرج که درینجا هدف از زبان است تغیر موقعیت نداده و کشانده نمی شود.

 

غنه:

در لغت: به معناي صوت و آواز بيني و يا انداختن صدا در بيني است.

در اصطلاح علم تجوید: خارج كردن صداي حرف از خَشيوم ( فضاي خالي انتهاي بيني) مي باشد .

حروف غنه: دو حرف (م ،ن) حروف غنه مي باشند .

 

صفت نبره:

در لغت: به معناي تكيه كردن بر صدا و یا بلند كردن صدا پس از پستي آن مي باشد.

در اصطلاح علم تجوید: تكيه کردن بر حرف همزه و یا حالتی را که در آن حرف همزه در هنگام تلفظ سنگين ادا شود ، خصوصاً اگر ساکن باشد صفت نبره گویند.

 

بحه:

هنګامیکه حرف (ح) با خشونت و گرفتگي در حلق تلفظ مي شود.

 

 ورود به بخش سوم

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.