سوالها و جوابهایی در مورد تجوید — سلیمان شاه صوفی زاده

 

سوالها و جوابهایی در مورد تجوید

 

 

دوست و هموطن عزيزم ضياء جان

 السلام عليکم ورحمة الله

درمورد مد لازم معلومات خواسته بوديد، اينک شناختی که بنده از مد لازم دارم با کمال عاجزی با شما برادر عزيزم شريک ميسازم. اميد است  قناعت شما حاصل شده و در صورت کمی و کاستی در شرح و بيان آن  بنده را معذوردانسته، متوجه سازيد.

جهان سپاس از تماس و علاقه مندی تان.

—————————————————————————————

مد لازم: اسم عمومی همان چهارنوع مدی است که ما آنرا در بخش ( اسلام/تلاوت وتجويد قرآن/تجويد) معرفی نموده ايم و آنها عبارتند ازمدهای مثقل کلمی، مخفف کلمی، مثقل حرفی و مخفف حرفی که ما آنها را نظر به تعريف، مشخصات و موقعيت آنها مطابق تعريف و مشخصات آن ميشناسيم. يا به عبارت ديگر:

مدلازم: مدی است که بعد از آن حرفی با سکون اصلی و يا سکون مدغمی بيايد و حکم کش کردن ويا امتداد آن به اندازۀ شش حرکت باشد و چون لزوم کش کردن آن به اندازۀ شش حرکت نزد جميع قراء تثبيت است بناءً آنرا مد لازم مينامند.

مد لازم: اولاً به دو نوع (لازم کلمی و لازم حرفی) تقسيم ميشوند که بعداً هر نوع آن به دو نوع ديگر (مثقل و مخفف ) تقسيم ميشوند که هرچهار نوع اين مد ها به صورت عموم مد لازم گفته ميشوند.

دليل ذکر نکردن اسم عمومی چهار نوع مد فوق الذکر (مدلازم)  در بخش تجويد سايت صدای افغان سهولت  فهم آن به علاقمندان بوده و ان شاء الله در آينده  بخش تجويد را بطور مفصل و سهلتر از گذشته خدمت علاقمندان عزيز قرار خواهيم داد.

در حفظ و امان خداوند بزرگ باشيد.

با عرض سلام و احترام

برادر تان

سليمان شاه صوفی زاده

 

 

 

برادر عزيزم ضياء جان

 السلام عليکم ورحمة الله

درمورد اخفاء معلومات خواسته بوديد، اينک معلوماتی که بنده در مورد اخفاء دارم با کمال عاجزی با شما برادر عزيزم شريک ميسازم. اميد است  قناعت شما حاصل شده و از آن مستفيد شويد.

اخفاء : در لغت به معناي پوشاندن و مخفي كردن مي با شد و در اصطلاح تجويد پنهان كردن نون ساكن ويا تنوين پشت مخرج حرف بعدی و خروج صداي آن از خيشوم و يا بينی به اندازه دو حركت را اخفاء گويند .

يا به عبارت ديگر: اخفاء بمعنای ادای حرف در حالتی بین اظهار  و ادغام ميباشد.  بطور مثال:  تُنْذِرْهُمْ – عَذاباً ضِعْفاً- مِنْ قَبْلِكُمْ

حروف اخفاء: هرگاه بعد از نون ساکن و يا تنوين بجز حروف ادغام، حروف اظهار و حروف اقلاب (که جمعاً 13 حرف اند) متباقی حروف الفباء (که جمعاً 15 حرف اند) بيايند اخفاء صورت ميگيرد و به مقدار دو حركت امتداد مي يابد.

نون ساکن (نْ) و يا نون تنوين (  ً ) + يرملون (ی- ر- م- ل- و- ن) = ادغام

نون ساکن (نْ) و يا نون تنوين (  ً ) + حروف حلقي ( ء – ه – ح – ع – غ – خ ) = اظهار

نون ساکن (نْ) و يا نون تنوين (  ً ) + ب = اقلاب

——————————————————————————————————————————–

6 حرف ادغام + 6 حرف اظهار + 1 حرف اقلاب = جمعاً 13 حرف

نون ساکن (نْ) و يا نون تنوين (  ً )  + 15 حروف باقيمانده (ت ـ ث ـ ج ـ د ـ ذ ـ ز ـ س ـ ش ـ ص ـ ض ـ ط ـ ظ ـ ف ـ ق ـ ك) = اخفاء

 

 طريقۀ اداء اخفاء: در هنگام تلفظ بدون اینکه نوک زبان به مخرج حرف نون ساکن ويا تنوين بخورد (یعنی بدون اینکه نوک زبان به سقف دهان بخورد) قسمت عمده صوت را از قسمت بینی خارج ميکنيم و این حالت را به اندازه دو حرکت ادامه داده سپس حرف مابقی را ادامه ميدهيم.

در پاسخ به سوال تان که چرا اخفاء هميشه طويل اداء ميشود با آنکه مد هم ندارد؟ بايد گفت که:

اينکه اخفاء ويا کدام عمليه و يا حکم ديگر تجويد طويل اداء ميشود دلالت به مد بودن آن نميکند. مثلاً الف هم به اندازۀ دو حرکت کش ميشود و لی نميتوان آنرا مد ناميد. با آنکه بعضی از علماء تجويد الف را مد طبيعی ناميده اند، الف يک حرف مد است، نه خود مد. وهنگاميکه هريک از حروف سه گانۀ مد با سبب مد که همزه و سکون هستند يکجا شوند، آنگاه مد بميان ميآيد. چون مد = حرف مد + سبب مد.

بناءً اخفاء هم بخاطر کش شدنش و يا طول آن به مقدار دو حرکت مد شده نميتواند بلکه يک عمليه و حکم جداگانۀ تجويد است  که به سبب کش شدن ودوام آن به اندازۀ دو حرکت و يا بخاطر طئ شدن مراحل سه گانه اش  که چون حالتي بين اظهار حرف و ادغام آن ميباشد به اندازۀ دو حرکت طويل خوانده ميشود.

مراحل سه گانۀ اداء اخفاء:

اول بين لبها مقدار کمي باز مي ماند و زبان در مخرج حرف ما بعد نون قرار مي گيرد.

دوم در همان حال مقداري غنه داده مي شود (آواز از خيشوم ويا بينی کشيده ميشود).

سوم حرف بعدی تلفظ مي شود.

 

برادر عزيزم ضياء جان، اميد است از جانب بنده پاسخ درست و مطابق ميل و ضرورت تان دريافت نموده باشيد و در صورت کمی و کاستی در تشريح اخفاء بنده را معذور دانسته ببخشيد.

 

در حفظ و پناه حق باشيد.

با احترام

سليمان شاه صوفی زاده

 

 

برادر گرامی ام ضياء جان!

سلام عليکم و رحمة الله و برکاته

 

در پاسخ سوال تان (حروف يرملون را با يک چند مثال برايم واضح سازيد؟) بايد گفت که: گرچه حروف يرملون (ی – ر – م – ل- و – ن) حروف شش گانۀ ادغام بوده و قبل از شناخت اين حروف در لابلای مثال ها، بهتر بود اگر خود ادغام و احکام مربوط آن را بشناسيم. ولی چون سوال تان مشخصاً در مورد حروف يرملون در روشنی مثالها بوده، بناءً برای روشن شدن بيشتر آن با توضيح خيلی مختصر ادغام و استفادۀ حروف يرملون در چوکات مثالها اکتفاء ميکنيم. اميد است سوال تان را چنانکه توقع داريد پاسخ گفته باشم.

 

ادغام: درلغت به معنای ادخال يا داخل نمودن بوده و در اصطلاح علم تجويد حذف يک حرف ساکن و مشدد ساختن حرف بعدی آنرا ادغام گويند. يا به عبارت ديگر: مدغم کردن (داخل کردن و يا ناپديد کردن) حرف اول ساکن در حرف دومی طوريکه اثري از حرف اولی باقي نماند و به سبب آن حرف دومی مشدد گردد که حرف اولی حذف شده و يا داخل شده در حرف دومی را مُدغَمْ و حرف دومی ويا حرفیکه حرف ساکن اولی در آن داخل و يا مدغم شده است را مُدغَمٌ فِیهِ گویند.

 

چرا ادغام؟

ادغام بخاطر سهولت تلفظ در کلام است. چون در صورت قرار گرفتن دو حرف همجنس، هم مخرج ويا از نگاه صفات مرتبط بهم در پهلو و يا نزديک بهمديگر سبب سنگينی و ثقلت در کلام ميگردد و برای جلوگيری از اينگونه ثقلت وسنگينی در تلفظ، از قاعده و يا حکم تجويدئ ادغام  کارميگيريم. بناءً ميتوان گفت که ادغام معمولاً زمانی صورت ميگيرد که حرف مُدغَمْ و حرف مُدغَمٌ فِیهِ از نظر تلفظ يکسان و يا از نظر مخارج و صفات نزديک و مرتبط بهم باشند.

 

حالا بعد از شناخت مختصر ادغام بجا است که حروف ادغام و يا حروفيکه سبب ادغام ميگردند، را بشناسيم که طبعاً آن حروف همان حروف شش گانۀ يرملون است که شما در مورد آن سوال نموده ايد.


مثال حرف يا: مَنْ يَّقول

در مثال بالا حر ف نون ساکن ( مُدغَمْ ) در حرف يا ( مُدغَمٌ فِیهِ ) که يکی از حروف شش گانۀ يرملون است، ادغام ويا ناپديد شده است که بواسطۀ آن حرف يا مشدد گرديده و ادغام صورت گرفته است.

 

مثال حرف را: مَنْ رَّحِمَ
در مثال بالا نون ساکن در حرف را که يکی از حروف شش گانۀ يرملون است، ادغام و ياناپديد شده است که بواسطۀ آن حرف را مشدد گرديده و ادغام صورت گرفته است.

 

مثال حرف ميم: مِنْ مَّا ( مِمَّا )

در مثال بالا  نيز نون ساکن حذف و ميم بعد از نون ساکن مشدد گرديده است که آنرا نظر به حکم ادغام مِمَّا ميخوانيم.

 

مثال حرف لام: رِزْقاً لَّكُمْ

در مثال بالا نون تنوين ويا نونيکه در اثر تشديد بجود آمده است، در حرف بعدی لام مدغم گرديده و حرف لام را مشدد ساخته است.

 

مثال حرف واو: مِنْ وَّراءِ

در مثال بالا نون ساکن در حرف واو که يکی از حروف شش گانۀ يرملون است، ادغام و ياناپديد شده است که بواسطۀ آن حرف واو مشدد گرديده و ادغام صورت گرفته است.

 

مثال حرف نون: مِنْ نَّا ( مِنَّا )

در مثال بالا  نيز نون ساکن حذف و نون بعدی مشدد گرديده است که آنرا نظر به حکم ادغام مِنٌا ميخوانيم.

 

 

در حفظ و امان خداوند (ج) باشيد.

با احترام

سليمان شاه صوفی زاده

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.