دين اسلام دين تروريست نيست — امين الدين سعيدی

 

 

بسم الله  الرحمن الرحيم

 

دين اسلام  دين  تروريست  نيست

 

تتبع ونګارش: امين الدين ( سعيدي )

مدير مسؤ ل بولتين دحق لاره جرمني

اگر ارشادات قرآني ، وهدايات ودساتير پيامبر بزرگ وار اسلام حضرت محمد صلۍ الله عليه وسلم بطور دقيق ، همه جانبه ، بيطرفانه ومنصفانه مورد تحليل وارزيابي قرار گيرد ، بوضاحت تام در خواهيم يافت که دين اسلام دين صلح ودين رحمت بوده ، ودر هيچ زماني دين تروريست وده ونخواهد بود.

پيامبر محمد صلۍ الله عليه وسلم براۍ گسترش صلح ، آرامش ورحمت مبعوث گرديده است . واقعآ هم دين که اساس آن رحمت باشد ، پيامبر آن نيز بايد پيام آور رحمت وصلح باشد . ( وما ارسلناک اِ لا رحمة للعالمين ) ( انبيا ء : ١٠٧ ) (وما تورا جز مايه رحمت براي جهانيان نفرستاديم).

همچنان پيامبر اسلام در اين مورد مي فرمايد : ( وأنا نبي الرحمة )( ترمذي ،٢٠٦)و ( انما انا رحمة مهداة ) ( ابن کثير : ٣ / ٢٢).

در روايات اسلامي آمده است بعد از اينکه مسلمانان به فتح عظيم ( فتح مکه ) نايل ګرديدند ومسلمانان جوقه جوقه وارد شهر مکه ميگرديدند يکي از صحابه کرام ( سعد بن عباده ) که بيرق فتح را بدست داشت شعار ميداد : ( اليوم يوم الملحمة … ) ( امروز روز كشت و كشتار است، ) ولى بمحض خبر رسيدن به پيامبر صلى الله عليه و سلم به على ابن ابى طالب دستور دادند تا پرچم را از دستش بكَشَد و فرمودند: بلكه امروز روز رحمت است …) پس در روز عزت مسلمين بعد از آنهمه شكنجه و عذاب باز هم پيامبر اسلام از آنها انتقام نگرفت و آنروز فتح را بجاى كشت و كشتار و انتقام روز رحمت و سرفرازى اسلام دانست كه خود سبب اسلام اهل مكه شد بعد از اينكه درياى بيكران رحمت اسلام را برايشان آشكار شد.

همچنان در تاريخ اسلام آمده است : که صحابه کرام بعد از همه تجاوزات واهانت هاي که مشرکان مکه عليه پيامبر صلي الله عليه وسلم واصحابش ، روا داشتند . به نزد پيامبر اسلام عرض داشتند : يا رسول الله ! در حق اين قوم نفرين بفرستيد تا از شر آنها نجات يابيم . ولي پيامبر اسلام در جواب صحابه کرام فرمود : ( اِ ني لم أُبعث لعانآ واِ نما بعثت رحمة ) ( ابن کثير تفسير القرآن العظيم : ٣ / ٢١١ ) ( براي نفرين کردن فرستاده نشده ام بلکه براي رحمت فرستاده شده ام ) . واقعآ هم روش پيامبر اسلام ، روش عفو وگذشت روش رحمت ومرحمت بود .

عسقلاني در کتاب خويش فتح الباري روايتي دارد : ميگويند محمد صلۍ الله عليه وسلم به قاتل عموى خويش سيد الشهدا همزه که در جنګ احد توسط ( غلام حبشي ) به شهادت رسانيده شد ، وسينه مبارک اش توسط او وحشيانه پاره گرديد ، به او ګفت :

( از پيش چشمانم دور شو که ترا نبينم ).

پايه وستون شريعت اسلام را صلح ، رحمت وعدم خشونت ، تشکيل ميد هد . قرآن عظيم الشان وسنت پيامبر اسلام بر اصل صلح ورفتار مسالمت آميز تاکيد نموده وهمه هدايتش بر اين اصل نيز استوار ميباشد .

قرآن عظيم الشان اعراب جاهليت را که با جنگ وخون ريزي عادت کرده بودند ، در اولين پيام خويش آنان را به صلح دعوت نموده وخطاب به آنان مي فرمايد :
(واِن جنحوا للسلم فا جنح لها وتو کل علۍ الله ) ( انفال : ٦١ ) ( چنان چه براي صلح آغوش گشودند ، تو نيز براي صلح آغوش بگشای).

دين اسلام حتي در ميدان جنگ ونبرد هم خواهان صلح وآشتي است : ( ولا تقولوا لمن اَلقي اِليکم السلم لست مؤمنآ ) ( نسا ء : ٩٤ ) ( به آن که با شما از در آشتي وتسليم در ايد مگوييد که بي ايمان هستى ) . مفسرين بر اين عقيده اند که : اګر کسيکه با مسلمانان در حال نبرد ، اقدامي صلح جويانه بکند ، بر مسلمانان واجب است تا در مقابل آن به جواب مثبت بپردازند واز جنگ دست بردارند . ( قرطبي ، الجامع لاحکام القرآن : ١٤٠٥ : ٥ / ٣٣٦ والشوکاني فتح القدير : ١/ ٥٠١١٤ ).

داستا ن هابيل وقا بيل در قرآن عظيم الشان يکي از نمونه عالي صلح وآشتي در دين مقدس اسلام بشمار ميرود . زمانيکه قابيل برادر خويش را تهديد به مرگ کرد، هابيل در جواب اش پيام آشتي وصلح را در پيش گرفت : ( لئن بسطت إلي يد ك لتقتلني ما أ نا بباسط يد ي إليك لأ قتلك إ ني أ خاف الله رب العالمين ) ( ما ئده : 28 ) ( اګر تو دست به کشتن من بزني من دست به کشتن تو نمي زنم . من از پروردگار جهانيان مي ترسم).

)   سلام ) ( صلح ) يکي از نام هاي پروردگار ميباشد : ( هو الله الذي لا اله هو الملک القدس السلام… ) ( الحشر : ٢٣ ) ( اوست خداوندي که خدايي جزو او نيست ، فرمانرواي قدوس سلام… )

قرآن عظيم الشان يکهزارو چهارصد سال قبل صلح جهاني را براي عالم بشريت مژ ده داده ومي فرمايد : ( يا ايها الذين امنو ا ادخلوا في السلم کا فه ولا تتبعوا خطوات الشيطان … ) ( بقره : ٢٨) ( اي کسانيکه ايمان اورديد همگي در صلح در آييد واز پيروي را ه شيطان بپرهيزيد …)

قرآن عظيم الشان التزام مسلمانان را به صلح وامنيت با زيبايي خاص خويش چنين بيان ميدارد : ( فان اعتزلوکم فلم يقاتلوکم والقوا اليکم السلم فما جعل الله لکم عليهم سبيلا)

( وقتيکه از شما دست بردارند وبا شما سر جنگ نداشته باشند وبخواهند از در آشتي باشما پيش آيند . خداوند راهي را براي شما عليه آنان قرار نداده است ) ( نسا ء : ٩٠)

بر اين اساس آياتي که دلالت بر صلح وآشتي را دارد . نسخ نشده است وجنگ ومبارزه زماني رواست که صلح خواهي وجود نداشته باشد .

خواننده محترم !

اصطلاح ( سلام ) ( صلح ) ومشتقات آن در پيش از يک صد آيه از قرآن عظيم الشان بکار رفته در حاليکه اصطلاح ( جنگ يا حرب ) ومشتقات آن به جز در شش آيه از قرآن کريم تذکر نيافته است . ( الترمذي ، الشما ئل المحمديه )

پيامبر اسلام محمد صلۍ الله عليه وسلم از جمله اولين شخصيتي در عالم بشريت است که به ديپلوماسي واقعي صلح جويانه مبادرت نموده وسفيران خويش را براي برقراري روابط مسالمت آميز نزد دولت ها وامپراتوري زمان خويش گسيل داشته است، که از جمله ميتوان از ارسال نامه هاي صلح آميز به پادشاهان مصر ، پيزانس ، حبشه ، فارس وغيره … نام برد.

( سلام ) مشتق از ( سلم ) ، ( سلام ) است اصطلاح ( السلام عليکم ) و ( عليکم السلام ) کلمات است که روزانه به ميلون ها مسلمان از طي قلب آن را بزبان جاري مۍ سازد که در اين اصطلاحات عالترين مفاهيم صلح وروستي نهفته است .

همچنان توجه نموده باشيد زمانيکه نام پيامبر اسلام ويا نام ساير پيامبران بزبان آورده ميشود عبارت ( عليه السلام ) حتمآ در جنب آن اضافه ميشود .

خواهران وبرادران !

مسلمانان نماز هاي پنج گانه خويش را به عالترين شعار صلح و دوستي به شعار ( السلام عليکم ورحمة الله وبرکاته ) به پايان ميرسانند .

مؤرخين مينويسند که پيامبر اسلام در مکه هيچ گاه به عمليات نظامي وامور حربي مشغول نشد . ولي زمانيکه به مدينه منوره هجرت نمود ، ومسلمانان مورد آزار وتجاوز قرار گرفتند ، وجهاد بر مسلمانان فرِ ض گرديد ، همان بود که مسلمانان بخاطر دفاع از خود وحکومت خويش پرداختند.

در احاديث متبرکه تذکر رفته است که : پيامبر اسلام حضرت محمد صلۍ الله عليه وسلم زمانيکه گروههاۍ حربي ونظامي خويش را به سوي جبهات دفاعي اعزام ميداشت اکيدآ به ايشان هدايت ميفرمود : ( … ولا تقتلوا شيخآ فانيآ ولا طفلا صغيرآ ولا امرآة ولا تغلو ا واصلحوا واحسنوا ان الله يحب المحسنين ) ( الشامي ١٣١٤ : ٧ / ٦ )

(موسفيدان ، پيرمردان ، اطفال وزنان را بقتل نرسانيد ، خيانت نکنيد ، صلح را در پيش گيرد ، نيکي کنيد ، که پروردگار نيکو کاران را دوست دارد ). اين است عظمت اسلام اين است زعامت عالم بشريت که همه فرموده هايش برمفاهيم صلح ،مرحمت ، وعطوفت استوار بوده و پيروان خويش را به امر مقدس صلح دعوت نموده است وتهمت هاي قتل ، ترور از جمله شعار هاي است که دشمنان اسلام به منظور لکه دار شدن اسلام به آن دامن ميزنند .

همه مفسران ، دانشمندان وفقهاي اسلام بر اين باور وعقيده اند که اصل در روابط مسلمانان با ديگران بر صلح ومرحمت مبتني است ، وجنگ يک وضعيت عارضي است که بر دفع تجاوز وپيشتيباني ازدعوت اسلامي ضرورت مي يابد و در آن سيطره وغلبه بر ديگران جايي ندارد .

از ابن تيميه ( رحمة عليه ) نقل شده است که مۍ فرمايد :

(جنگ با آناني رواست که با ما بر سر عمل کردن به دين مۍ جنگند ) اسلام با آناني که خواهان صلح اند ، صلح مۍ کند ، دين اسلام سر جنگ را ندارد ولي با کسانيکه با مسلمان وارد جنگ شوند ويا مانع دعوت مسلمانان گردد به آنان به مبارزه بر مۍ خيزد . جهاد با حجت وبيان با توسل به زور مقدم است .

محمد عبده مۍ گويد : ( خداوند جنگ را براي خون ريزي وگرفتن جان ديگران يا توسعه نفوذ بر ما واجب نگردانيده ، بلکه جنگ را براۍ دفاع از حق وپيروان آن وحمايت از دعوت واجب کرده است) .

مصطفي السباعي مۍ گويد : ( اصل در روابط ما با همه مليت ها بر صلح ، ترک مخاصمه وجنگ واحترام عقايد ، آزادي ها ، اموال وارزش ها ديگر ملل قرار دارد . ) (القاسمي ، ظافر ، الجهاد والحقوق الدوليه في الاسلام چاپ بيروت ، ١٩٨٢ : ١٨٧ و٣٠٩ )

عباس عقاد يکي از مشهور ترين دانشمندان ونويسند گان مصري کتا بي در رد افترات عليه اسلام تحت عنوان ( حقائق الاسلام وآبا طيل خصومه ) تدوين داشته است .

نويسنده در بخش از کتاب خويش : در باره نسبت دادن شمشير با اسلام مينويسد :

تاريخ دعوت اسلامي به اثبات رسانيده است که : مسلمانان پيش از آن که قادر باشند آزار وشکنجه مشر کان را از سر راه خويش دور نمايند ، خود قرباني خشونت ها وشکنجه مشر کان قرار گرفتند. از خانه وکاشانه خويش بيرون رانده شدند وراه حبشه را در پيش گرفتند ودر نهايت به آن سر زمين پناه بردند . مسلمانان هيچ گاه به زور متوسل نشدند مگر در برابر زور که منطق نمي پذيرد . هر گاه به مسلمانان تعر ض نشود ، از آنان بدي سر نزده است ، بر خورد مسلمانان با دولت حبشه مبين چنين واقعيت است .

در جزيرة العرب جنگي ميان مسلمانان وقبايل عرب در نگرفت جز آن که ما هيت دفاعي داشت يا هدفي پيشگيرانه دربين بود . حق شمشير برابر با حق زندگي است . هر جا اسلام دست گرفتن شمشير را لازم دانسته است از باب اضطرار وبراي حق در زندگي بوده است . حق زندگي در اسلام يعني حق آزادي در دعوت وعقيده

اگر به نقشه فعلي جهان نظر بیاندازيم در خواهيم يافت که شمشير جز در اندک مواردي موجب نفوذ اسلام در جهان نشده است . سر زمين هایي که جنگ در آن کمتر روي داده است بيشترين مسلمانان را شامل ميباشند که نمونه بارزي آن کشور هاي چون اندونيزيا ، هند ، چين … وغيره ميتوان نام برد . بر اين اساس ، طبق حقوق اساسي اسلام ، رابطه ميان ملتها بر روابط مسالمت آميز مبتني است وتوسل به جنگ در اسلام به واقع دفاع در برابر جنگي است که آتش آن را ديگران روشن ساخته اند . اسلام در مفهوم کلي از دو کلمه : ( دين وصلح ) تر کيب يافته است . ( العقاد ، عباس محمد ، حقايق الاسلام واباطيل خصومه ، ١٩٦٦ : ٣٠٠ – ٣٠٩ )

داکتر زحيلي مۍ گويد :

جنگ با ملل غير مسلمان که با مسلمانان دشمني ندارند وآنان را در عمل به دينشان آزاد مۍ گذارند روانيست ونبايد روابط مسالمت آميز با آنان را قطع کرد ، زيرا اصل بر صلح است . ( الزحيلي ، وهبة العلاقات الدوليه في الاسلام مقارنة با لقانون الدولي الحديث ١٩٩٧ : ١٠٢ )

بنابر اين گفته کساني را که گويند : شر يعت اسلامي در اغلب موارد ، شريعتي مبتني بر جنگ وشمشير است ، بر داشتي بي اساس بوده وبه هيچ صورت با مفهوم ومحتوي دين مقدس اسلامی مطابقت نداشته ، ندارد ونخواهد داشت .
مشهور ترين آيه قرآن عظيم الشان که از آن در باره جنگ ذکر بعمل آمده است : ( آيه : ٢٦ سوره توبه است : ( وقاتلوا المشرکين کافة کما يقاتلوکم کافة واعلموا آن الله مع المتقين ) در تفسير اين آيه مبارکه مفسرين مينويسند :

١هدف اين آيه مبارکه حفظ حق حيات انساني است . بر اين اساس چنانچه دشمنان اسلام همگي قصد سلب حيات مسلمانان را داشته باشند، ضروري ولازمي ومنطقي است که مسلمانان نيز به دفاع از حق خويش که حق مشروع است در برابر آنان ايستاده شوند و را ه مقاومت را در پيش گيرند وطوريکه برای همه معلوم است که چنين دفاعي با فطرت انساني نيز ساز گار است .

٢در آيه مبارکه آمده است : که چون آنان قصد جنگ با همه شما دارند ، شما نيز با آنان کار زار جنگ کنيد . بنابراين آنان هستند که به مسلمانان تعرض مۍ کنند ومسلمانان نيز در جواب اقدام تجاوز کارانه دشمن با تمام توان با مقابله دعوت شده اند.

در ادامه آيه مبارکه که از کمک وياري پروردگار با اهل تقوا يادي بعمل آمده است ، خود مبين رعايت اصول انساني در جنگ است . ( تفسير طبا طبايي : ٢ /٦٥٦٨ و٩/٢٧ )

غزوات پيامبر صلۍ الله عليه وسلم :

اگر غزوات پيامبر صلي الله عليه وسلم بطور دقيق مورد تحليل ومطالعه قرار گيرد در خواهيم يافت که همه غزوات پيا مبر صلي الله عليه وسلم ماهيت دفاعي داشته وبا اصل اصول صلح ومر حمت ساز گار است .

غزوات اسلام به هدف اجبار مردم براي پذيرفتن دين جديد نبوده ، زيرا دين در ما هيت خود اجبار را نمي پذيرد . همه در گير هایي که در عصر رسالت صورت گرفته مقاومت بوده وهر کدام آن بر حسب شرايط واقتضاي خاص ، هر در گيري به هدف دفاع از هويت اسلامي صورت گرفته است .

اين مشر کان بودند که محمد صلۍ الله عليه وسلم ويارانش را از ديار شان بيرون کردند اگر ياران پيامبر صلۍ الله عليه وسلم را از خانه وکاشانه شان بيرون نمي راندند ، وباز در مدينه عليه شان جنگ وتجاوز را روا نمي داشتند به هيچ صورت جنگي صورت نمي پذيرفت . ولي همين مشر کين مکه بودند که عليه مسلمانان در مدينه هجوم را براه انداختند وميخواستند پايتخت مسلمانان را در مدينه در براه انداختن جنگ هاي احد واحزاب نابود کنند . ولي ساير غزوات پيا مبر صلۍ الله عليه وسلم که نام جنگ به ايشان گذاشته شده است ، جنگ نبوده بلکه حالات دفاعي بخود داشت وتقريبآ ميتوان آنرا شبيه جنگ مسمي ساخت تا جنگ به مفهوم واقعي آن .

ما ميتوانيم از روابط حسنه ومسالمت آميز مسلمانان ودولت اسلامي شان با دولت حبشه در صدر اسلام ياد آوري كنيم .

مسلمانان زماني متوسل به زور شدند که ديگران با توسل زور مانع استقلال وآزادي آنان در عمل به دينشان شدند . ( العقاد عباس محمد ، حقايق اسلام وابا طيل خصومه ، ١٩٩٦ : ٣٠٠ – ٣٠٥ )

مفهوم جهاد در اسلام :

در اين اواخر در وسايل اطلاعات جمعي سؤا لات مطرح ميگردد ، بد ين عنوان که : در شرايط فعلي که شرايط صلح است ، هدف از جهاد چیست ؟

ميخواهم کوتاه ومختصر به عر ض بر سانم که هدف جهاد تآ مين امنيت وتضمين حاکميت واستقلال ودفاع از امت اسلامي است .

جهاد براي استقرار صلح وحمايت از اديان آسماني فرض گرديده است . قرآن عظيم الشان نيز به آن تاکيد ورزيده است : ( ولو لا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع وبيع وصلوات ومساجد يذکر فيها اسم الله کثيرآ ولينصرن الله من ينصره ان الله لقوي عزيز ) ( حج : ٤٠ ) ( واگر خداوند بعضي از مردم را به دست بعضي ديگر دفع نمۍ کرد ، هم صو معه های راهبان وهم معابد ( مسيحسان ) وهم عبادتگا ه هاي ( يهوديان ) وهم مساجد ( مسلمانان ) که نام خداوند در آنها بسيار ياد مۍ شود، ويران مي گرديد ، وخداوند تواناي پيروزمند است).

جهاد هيچ گاه مفهوم جنگي ديني براۍ وادار کردن ديگران براي پذيرش دين اسلام نداشته وندارد .وچنين برداشتي به ماهيت، روح وجوهر دين مقدس اسلام وروح هدايات قرآن عظيم الشان ( لا اکراه في الدين ) که براي آزادي عقيده اعلان شده است نا ساز گار ودر تضاد ميباشد . ( القاسمي ١٩٨٢ : ١٨٨)

در تاريخ زندگي پيامبر اسلام حضرت محمد صلۍ الله عليه وسلم ديده نشده که يک نصرانى را به اين دليل که اسلام را قبول نکرده است به قتل رسانده باشد . بلکه بالعکس پيامبر اسلام با نصاراى نجران با اکرام برخوردکرده است وحتي براي آنان اجازه داد ه است تا در مساجد مسلمانان به عبادت خويش بپردازند .

مورخين بهترين دوران را مر حله دوساله صلح حد يبيه ، صلح که بين مسلمانان وقريش صورت گرفت ياد مۍ نمايند . در اين دوسال تعداد زيادي از مردم به دين اسلام مشرف شدند که تعد اد شان بيش از تعداد کساني است که قريب بيست سال از آغاز اسلام تا زمان عقد اين پيمان مسلمان شده بودند . ( الاسلام ومنطق القوة : نويسنده فضل الله ١٩٨١ : ٢١١)

چنانچه گفتيم يک بار ديگر با قاطعيت تام حکم ميکنيم که روابط ميان جهان اسلام با غير مسلمان بر اصل متين صلح مبتني بوده که در صورت تعرض نظامي به سر زمين اسلامي در قالب حق دفاع مشروع وقانوني تو جيهه ميشود ودفاع مشروع نيز حقي است که در حقوق بين الملل هم پذيرفته شده است وماده ٥١ منشور سازمان ملل متحد نيز بدان تصريح نموده است .

همچنان اگر دين اسلام را دين کامل بدانيم منطقي است که در جنب مجموع مقررات اخلاقي وقواعد مورد نياز زندگي ، به قواعد جنگي وصلح وروابط خارجي نيز پرداخته است ، زيرا در زندگي بشر از جنگ وصلح خلاصي نيست مگر موجوديت چنين قواعد ومقر راتي در يک نظام حقوقي نمي تواند دليلي بر دائمي بودن يک وضعيت در آن نظام دانست وچنين نتيجه گرفت که چون در اسلام جهاد فرض گرديده است پس مسلمانان همواره در جنگ دائمي با غير مسلمانان به سر مي برند .

همچنان قابل تذکر است که آيا اديان ديگر هميشه در صلح زندگي کرده اند وهر گز دست به جنگ نزده اند ؟ مگر در تاريخ نصرانیت جنگ متعددي براي نصرانی کردن ديگران صورت نگرفته است ؟ آيا ميتوان جنگ هايي را که نصاری براه انداخته اند به حساب دين حضرت عيسي عليه السلام که بعنوان دين صلح ياد ميگردد حسا ب کرد ؟

بلي آناني که ميگويند که اسلام دين شمشير است اگر هدف شان از دين شمشير آن باشد که اين دين جهاد وبخصوص جهاد نظامي را بر پيروان خويش فرِض گردانيده است ، سخن بجا ی گفته اند ولي اگر هدف شان اين باشد که دين اسلام به زور شمشير منتشر شده است در اشتباه اند ، زيرا دين اسلام دين عقل ومنطق است واز راه عقل ومنطق جهانشمول شده است .

دين اسلام پيروان خويش را هميشه به استدلال ، منطق وبرهان دعوت نموده ميفرمايد :

(ادع الي سبيل ربک با لحکمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هۍ احسن )( به راه پروردگارت با حکمت وپند هاي حسنه فراخوان ، وبا آنان به طريق وشيوه اي که بهتر است مجادله ومقابله کن ) ( نحل : ١٢٥ )

مسلمان کردن ديگران را به زور وجبر نمي توان دعوت مشروع بحساب آورد .

دعوت اسلام هيچگاه از روش مسالمت اميز خويش که پيروي از رويه احسن که قرآن عظيم الشان وسنت پيامبر صلۍ الله عليه وسلم بدان تاکيد ورزيده است وبراي پيروان خويش بدان امر نموده است ، دور نخواهد شد .

دين اسلام دين اعتقاد وباور قلبي است که با اراده واختيار بايد آنرا پذيرفت نه با قهر و غلبه وشمشير . دعوت اسلام منحصر به زبان نيست ، بلکه در عمل بايد نشان داد که دين اسلام دين صلح ، صفا ، دين رحمت ومرحمت است .

بلي اسلام داراي شمشير است ولي براي دفاع ورفع موانع از دعوت ونه براي هجوم وغلبه بر ديگران .

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.