کنفرانس کشورهای غير متعهد ورسوائی کشور میزبان — سرمقاله

 

 

کنفرانس کشورهای غير متعهد ورسوائی کشور میزبان

 

اتحادیه کشور های غير منسلک ( ظاهرا غير وابسته به  یکی از دوقطب ؛ سرمايه داری – سوسيالیستی)  در اوج تضاد دوقطب مسلط بر جهان ، 1- سرمايه داری، بسردمداری امریکا . 2 – سوسيالیستی ، بسردمداری اتحاد جماهیر شوروی سابق ، در سال 1961  برهبری أ- مارشال جوزیف تیتو رهبر يوگوسلاویای سابق، ب – جمال عبدالناصر، رهبرمصر، جـ – جواهر لعل نهرو، صدراعظم هند ، د – احمد سوکارنو رهبر اندونیسيا پایه گذاری شد. هدف ظاهری این اتحادیه گرداوری کشورهایی بود که در قید پيمان یکی از این دو قطب  متذکره نبوده  و خواستار راه سومی بودند بدور از درگیری های این دو پیمان.

 

اولین گرد همآیی این اتحادیه که از لحاظ عملی کار اندکی میتوانست (ومیتواند) انجام دهد درابتدا از 25 کشوردر بلگراد  تشکیل گردید ، اما اکنون اعضای ان به 120 کشور میرسد.

بعد از فروپاشی شوری سابق اهمیت این اتحادیه بيشتر ناچیز گردیده و در مجامع بين المللی از کدام تأثیر عملی مهمی برخوردار نیست.

 

آخرین نشست سران کشورهای این اتحادیه در کشور برادر و همسایه ما ، تهران برگزار گردید که در ان  تعدادی از رهبران درجه یک ( 35 نفر) از مجموع 120 کشور اشتراک نمودند و متباقی افراد درجه دو و پائین تر را تشکیل میداد.

رژیم ایران که درپی ترویج رژیم و اهدافش از ورای این نشست در تهران بود با با وقائعی روبرو شد ( ویاخودرا دچار کرد) که سبب رسوایی وافتضاح برایش گردید.

رژیم ایران که میخواهد خودرا پدر روحی! هر ازاده جا زند و از این طریق برایش موقعیتی کسب کند، خواست با کشاندن اقای محمد مرسی رئیس منتخب حکومت مصر در این کنفرانس ازوی سندی برای حقانیت خود ولو در سطح ملاقات های تعارفی و عکس های یادگاری  کمایی کند ، ولی اقای مرسی زرنگ تر از ان بود که بتواند مورد استفاده نابجای رهبران ایران قرارگیرد. علاوه بر ان محمد مرسی  تابویی را که حکومت  اسلامی ( صفوی ) ایران در کشور برقرار ساخته است نیز شکستانده و برای اولین بار در بلندگوی حکومت ایران صلوات بر محمد و یارانش از جمله خلفای راشدین گفته شد ، این صلوات که مخالف سياست اصلی و خط مشی صفوی مشرب حکومت است در همان لحظه خواسته شد بگوش مردم ایران که در طول  30 سال شستشوی مغزی بصورت منسجم شده اند ، نرسد. لذا انکه مسئول رساندن سخنان  محمد مرسی از طریق رسانه های دولتی برای مردم بود نام خلفای راشده را از ذکر حذف کرد، ونخواست تا مردم مسلمان ایران از وحدتی که طبل انرا همیشه برای مقاصد پنهانی شان مینوازند ، چیزی بفهمند. ولی این کوشش بجای اینکه مفید تمام شود باعث شد تا چهره اصلی گردانندگان رژیم را برملا نماید.

نکته دیگری که بیشتر ابروريزی کرد تغير دادن  کلمات سوریه  به بحرین  بود، وقتی محمد مرسی رژیم سفاح سوریه را مورد نکوهش قرار داد، ترجمان رسمی دولتی کلمه سوریه را به کلمه بحرین عوض کرد تا  ان نکوهش بر علیه حکومت بحرین قرار گیرد جائیکه وابستگان به ایران در انجا و به اشاره ایران بخاطر تغییر دادن افکار از سوریه زیر نامهای براق دیموکراسی اشفتگی هایی را برافروزند. ( هیچ جای شک نیست که در بحرین حکومت خودکامه یی وجود دارد، اما انانیکه روی مسائل طائفی و مذهبی  و انهم به اشاره دیگران ، میخواهند در انجا حرکتی را بجهان نشان دهند که خواستار اصلاحات دیموکراتیک میباشند، ولی دراصل انان هرگز آرنده دیموکراسی -که بجایش – حتی شبه دیموکراسی هم نیستند زیرا حکومت ایران که الگو و قبله انان است ، بخوبی نشان میدهد که انان چه میخواهند! ). بهمین ترتیب ترجمان رسمی حکومت جملات دیگری را نیز مثلا در قسمت  حق ویتو در سازمان امنیت، قسمی ترجمه نمود که انرا مطابق به هوای حکومت ایران برابر ساخت ، یا جمله  بهار عربی را  به  بيداری اسلامی ترجمه نمود…، در کنار اینکه سخنان وی را درمورد سوریه پوشاند.

ولی این کار پوشیده نماند بزودی رسوایی ان دامنگیر حکومت ایران شد که با وسائل مختلف خواستند تا انرا بپوشانند ولی بجای فایده، بیشتر پرده از چهره  کشید. از جمله توجیهاتی که برای این کارشان کردند این بود که ترجمان اشتباها!! نامها را دگرگون ذکرکرده است !؟ ( بگفته فردی بنام هاشمیان که گویا استاد علم اجتماع در دانشگاه میباشد ! )،  ولی این اشتباه یکبار نه بلکه چند بار و در موارد مختلفی  که همه با سیاست ایران ناهمگون است تکرار گردید، عذری بدتر از گناه.

در این زمینه اقای ضرغامی رئیس رادیو تلویزیون امروز  02 -09 -2012  اظهار داشت که این قضیه یک خطای تخنیکی بود!!!؟ ، ما شاءالله به این اشتباه تخنیکی !. انچه معلوم میشود در ایران یک گروه مشخص  کنترول همه را بدست گرفته است که ریشه های ان در تار و پود این سرزمین دویده است ، و ریشه های انرا با ابیکه رنگ دیانت به ان زده اند، آبياری میکنند.

این وارونه نشان دادن ها قطعا به امر حکومت ایران صورت گرفته و از پیش پروگرام شان همین بوده تا انچه بر ضد سیاست واقعی ایران است ( بخصوص جایی که در تضاد با پروگرام صفویت میشود) باید سانسور شود. انچه بخوبی معلوم است، این است که در رژیم استبدادی ایران ناممکن است فردی در دستگاه حکومتی بتواند سر از خط اصلی رژیم بدر کشد، انسانها در انجا حتی بوزن قطب زاده ها و منتظری ها بخاطر مخالفت با چهره  پنهان شده رژیم سرکوب میشوند ، افراد عادی که زیر هزار نام و برچسپ ناروا، شکنجه وبدار اویزان میگردند.

سفر محمد مرسی بدون ملاقات با " رهبر معظم !" بزودی خاتمه یافت  و حکومت ایران از این ناحیه نتوانست برایش مکاسبی کمایی کند.

 

از رسوایی های دیگری که در این دوره صورت گرفت دعوت  ایران از دو طرف قوی و رقیب  در قضیه فلسطین : فتح  و حماس برای شرکت در این کنفرانس بود.

حکومت بظاهر اسلامی ایران از بدو پیدایشش  قضیه فلسطین را چون پیراهن عثمان بلند کرده و برای اغفال مسلمانان و باز کردن جای پا برای اجندای مخفی اش خود را داعی قضیه فلسطین وانمود میکند. از همین ناحیه هرگاه و ناگاه شعار مرگ بر اسرائیل و نا بودی کامل اسرائیل را سر میدهند که در طی دو دهه اول عمر این رژیم خیلی هم مؤثر تمام شده و از ان بهره های گزافی در جامعه مسلمانان برد که نتیجه ان تأسیس خانه هایی جهت  جلب افراد برای ترویج مفکوره (صفویت ) در کشورهای مختلف اسلامی بود.

طبق تاکید حکومت حماس در غزه اقای احمدی نژاد باز هم برای کام گیری از نام فلسطین و مبارزان فلسطینی که در میان مسلمانان و حتی غیر مسلمانان ازاده جای خود را دارد، خواست با دعوت اسماعیل هنیه مسئول حکومت فلسطینی در باریکه غزه ، متاع نابکار خود را ترویج کند. این دعوت با عکس العمل شدید طرف دیگر فلسطینی ( حکومت فلسطین برهبری محمود عباس در کناره رود اردن و قدس شرقی ) مواجه شد ، اقای عباس تهدید کرد اگر بدون از افراد حکومت وی فرد دیگری در ان کنفرانس شرکت کند  انها شرکت در کنفرانس را تحریم خواهند کرد. حکومت فلسطین برهبری عباس که مورد تائید اکثریت کشورهای جهان است با این اخطارش، اوراق رژیم ایران را بهم زد  لذا اعلانات متفاوتی در زمینه از انها صادر گردید ، مقامی بلندی در وزارت خارجه از اساس منکر دعوت اقای هنیه شد و هرچه را که بود همه بلعیده  با یک نه  خواست صد اسان بدست ارد، ولی تیر از کمان بدر شده بود و  حکومت حماس در غزه دعوتنامه را در جیب خود داشت. مقاماتی هم خواستند این حرکت ناکام را توجیه کنند که دعوت از اقای هنیه رسمی نیست و جنبه تشریفاتی دارد !!؟.

این چند پهلویی رژیم ایران در برابر فلسطینیان موجب شد تا حماس و در مجموع فلسطینی ها بیشتر بماهیت رژیم ایران پی برند و بدانند که ایران از قضیه فلسطین همچو زینه و نردبانی برای بلوغ بمقاصد مخفی اش استفاده میکند وزمانی که بمقاصدش رسید انها را با پا خواهد زد.

شاید روی همین افشا شدن ها بود که حماس در پهلوی فتح  دعوت ایران را برای میزبانی شان جهت مصالحه  این دو گروه بزرگ فلسطینی بسرعت رد نمودند.

بنظر ما بزرگترین خساره را که حکومت ایران از نگاه معنوی دید، همین بی ابرویی اش در برابر فلسطینیان بود.

 

از رسوایی های دیگر این کنفرانس زیر ریاست ایران  یکی هم  جا ندادن برای قضیه مسلمانان میانمار در اجندای این کنفرانس بود . حکومت ایران که دائما سنگ اسلام بسینه میکوبد بخاطر گل روی چین از قضیه مسلمانان میانمار کلا چشم پوشید در حالیکه به اعتراف سازمان ملل متحد اقلیت مسلمان  روهنگیا  در میانمار از تحت ستم ترین اقليت های جهان محسوب میشود اما حکومت ایران به اسلامیت شان که ندید، چون انها از ان مسلمانانی نیستند که جمهوری … ایران به انها اعتراف دارد ، بلکه به انسانیت و زنده جان بودن شان هم نگاهی نکرد.

برعکس به اصرار حکومت ایران قضیه  سوریه را  همانگونه که  بذوق ایران جور میاید  خواستند میان حکومت امریکا و سوریه منحصر نمایند  بگونه که  در قطعنامه  خواستار  گفتگوی مستقیم امریکا و سوریه برای حل مشکل سوریه گردیدند، به این ترتیب ایران خواست افهام کند که قضیه سوریه  مشکلی است که بین امریکا و سوریه است  نه بین حکومت ظالم و مستبد ( از قماش حکومت ایران ) و ملت مظلوم، چیزی که حکومتهای ایران و سوریه میخواهند انرا بخورد جهانیان بدهند.

 

حکومت ایران ارزو داشت تا چون مراتب قبلی از چنین نشست هایی  برای اهداف خود سود زیادی ببرد ولی انچه معلوم گردید این مرتبه باعث آبرو ریزی هایی برایش گردید، خصوصا در جهان اسلام که  طشت رسوایی اش از بام پائین افتید.

 

اینک پرده رياء  اسلامی  از جسم رژیم صفوی در ایران اندک اندک  به پائین کشیده میشود ،  تا اینکه غطاء دشمنی با امپریاليزم ! و صهیونیزم ! چه زمانی دریده شود ؟.

و چه زمانی کشور ما از شر مداخله شریر شان در امان ماند؟.

 

تفاوت در سخنان مرسی با ترجمه آن در رادیو و تلویزیون رسمی در پهلوی عدم ذکر قسمت آغازینه صحبت آقای مرسی

 

نمونه از شستشوی مغزی مردم در ایران

 

محمد مرسی رئیس جمهوری مصر گفته بود : "مردم فلسطین و سوریه برای آزادی، عدالت و کرامت مبارزه می‌کنند". اما ترجمه صدا و سیمای ایران چنین بود: (مردم فلسطین و بحرین برای آزادی، عدالت و کرامت مبارزه می‌کنند).

رئیس جمهور مصر در سخنان خود با انتقاد از ویتوی قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره سوریه توسط روسیه و چین گفته بود : " ویتو، دست شورای امنیت را از حل و فصل بحران سوریه کوتاه کرد ". ولی در صدا وسیمای حکومت ایران صحبت اقای مرسی چنین تحریف شد : " ويتو ، دست شورای امنیت را برای حل و فصل بحران‌های تحولات مردمی کوتاه کرد " .

آقای مرسی از پشتیبانی قاطع مصر از مبارزات مردم سوریه ياد اوری کرده چنین گفت : " ما با مردم سوریه علیه رژیم ظلم و سرکوب اعلام همبستگی می‌کنیم" . ولی دستگاه حکومتی ایران انرا چنین بگوش مردم رساند : " آرزوی بقای نظام سوری که دارای پشتوانه مردمی است  را داریم " .

رئیس جمهور مصر در بیانیه اش گفت : " خانم‌ها، آقایان، همبستگی با مبارزه مردم عزیز سوریه علیه حکومت سرکوبگر که مشروعیت خود را از دست داده است به همان اندازه که ضرورت سیاسی و استراتژیک است، یک وظیفه اخلاقی به شمار می‌رود. این حمایت از اعتقاد ما به آینده سوریه به عنوان کشور آزاد و سربلند نشأت می‌کند. همه ما باید حمایت کامل و نه ناقص خود را از مبارزه آزادی خواهان و عدالتخواهان در سوریه اعلام کنیم . این همدردی باید به طرحی سیاسی تبدیل شود که حامی تغییر مسالمت‌آمیز به حکومت دموکرات و بیانگر مطالبات مردم سوریه در زمینه دستیابی به آزادی، عدالت و مساوات باشد ".

اما دستگاه حکومتی ایران آن جملات را چنین بگوش مردم خود رسانید : " برادران و خواهران عزیز، مسئله همبستگی ما با ملت سوریه علیه توطئه‌ که بر ضد آن کشور جریان دارد نباید فراموش شود ( ! ). این وظیفه‌ اخلاقی و وظیفه‌ سیاسی و راهبردی است . باید تمامی تلاش خود را برای اصلاحات به کار ببریم، باید اقدامات به صورت مسالمت‌آمیز صورت گیرد. ما همگی اکنون در برابر چالش‌های بزرگی قرار داریم، ملت‌های فلسطین، بحرین و سایر ملت‌ها در حال مبارزه هستند و برخی کشورهای ما با دخالت‌های داخلی و خارجی مواجه هستند. ملت سوریه آزاد است و می‌تواند در برابر توطئه‌هایکه علیه ملت سوریه ایجاد شده  باقی بماند ".

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.