انتقال قدرت سياسى چگونه صورت خواهد گرفت — میرعنایت الله آشفته

 

انتقال قدرت سياسى چگونه صورت خواهد گرفت

 

میرعنایت الله آشفته

۱۷/ جون / ۲۰۱۳

 

امريكا وهم پيمانان ناتو پس  ازعدم دستیابی به کُلیه اهداف شان در افغانستان و بالوسيله درمنطقه، به ظاهر امر در نظر دارند به جنگ های 34 سالۀ  تحمیلی، نا برابر و تجاوزگرانه خویش، تغییر شکل دهند و ناگُذیراً به اختلافات ذات البینی خویش نیز معترف باشند، که در جنگ 13 ساله به مقایسۀ مصارف و تلفات، توفیقی نداشته اند.

هموطنان نهايت محترم !

 

 اگر ملتی چیزی را از آزادی بیشتر ترجیح دهد،  آن ملت نه تنها آزادی را بلکه هر چیز دیگر را  نیز از دست ميدهد. البته  " مقولۀ آزادی امروز مفهوم و تعریف کلاسیک استقلال قرن 19 را ندارد."

 تأریخ کُهن  کثیرالقومی، کثیرالمذهبی و کثیرالزبانی افغانستان به جهانیان منجمله به همسایگان طماع ما به اثبات رسانیده است که كمتر کشورى  در برابر تجاوزات قدرت های بزرگ استعماری نظیر حماسه گران ملت افغانستان، مقاومت و پایمردی بی سابقه از خود نشان داده اند.

 ملت افغانستان درحالیکه گُنه کاران اصلی بحران 34 سالۀ کشور را كه ناشى از ندانم کاری رهبران و مجریان اهداف سیاسی کشورهای شرق وغرب در تبانی با همکاران منطقه اى دور و نزديک شان در کشور ميباشند، به درستى تشخیص داده اند. البته با طرد این عُمال نابكار بيگانگان كه همه آزموده شده اند، روزنۀ ولو كوچك پیروزی ملت افغانستان را در فاصلۀ زمانی نچندان نزديك ملاحظه نموده ميتوانيم. (خروج قوای بیگانه قدم مثبتی است بطرف خود ارادیت)  و اما تا فرا رسيدن آن موقع براى ملت، در حاليكه بیش از چند ماه به ختم دورۀ زمامدارى 13ساله آقای کرزی و تیم فاسدش باقی نمانده است، در مورد تعویض قدرت سیاسی، اين همهمه و شُك شُكه به گوش ميرسد كه گويا اجماع ملى ای در شُرف وقوع است. به تعقيب آن لویه جرگه  و شاید انتخابات نمايشى، که نتیجتاً قدرت كماكان در انحصار باقی می ماند و ملت باز هم غیرحاضر می باشد.

 

هموطنان آگاه و دردمند ! 

از موقف گيرى هاى آقای کرزی و اخیراً موضع جالب آقای مارشال فهیم در کنفرانس والیان، در قبال اشتیاق باقیماندن شان در هرم قدرت و براه اندازى بدیل انتخابات  زير نام، راه حل  مشکل انتخابات  و توصل جستن به اجماع ملی !؟ يا لویه جرگۀ عنعنوى و نه قانونى و ياهم شايد اعلام حالت اضطرار و بهانۀ تغييرنوع  ریاستی به صدارتی و سرانجام نوع حاكميت فدرالی، كه در واقع، از نوعيت پيشرفته تر و به مراتب مغلقتر دیموكراسى ميباشد و ما كه هنوز قابليت تدوير شفاف و بدون نيرنگ انتخابات را از اثر غدر زورآوران عرصۀ انتخاباتى حاصل نتوانسته ايم،  به مراحل نهايت جنجال برانگيز تر فريفته ميشويم و مشکل از دست رفتن شیرازۀ مملکت و مشروعیت زعامت را ناديده  ميگيريم.

واقعيت اوضاع كنونى مبين تأمين منافع ملى به صورت كُل، در حضورداشت چهره هاى مدعى حاكميت اعم از برادر آقاى رئيس جمهور و برادر آقاى معاون  و با توجه به فرمايشات جناب مارشال، كه در مقابل تلف شدن حق شان !؟ يعنى سوارشدن بدون چون و چراى شان بر گُردۀ ملت، در غیر آن همه كه به قَول شان مسلح ميباشند، دوباره  به  كوه بالا ميشوند !!

يعنى اينكه: اگر در نتيجۀ انتخابات، از اين در نوبت نشستگان تداوم اقتدار تنظيمى سلب قدرت بعمل آمد، ایشان تحمل نميكنند و به كوه تشريف ميبرند. پس معنى انتخابات را مردم بايست ياد بگيرند كه عبارت است: از بقاى بى چون  و چراى پهلوانان حاضر در صحنه بر اريكۀ حكمروايى بالاى مردم و كشور!

توجه بفرمائيد ! يكى كلمۀ "ملى" که در افغانستان هیچ چیزی ملی نبوده ونیست  و دو ديگر كلمۀ " انتخابات " فاقد محتواى اصلى بوده و در مطبوعات كشور، صرف جنبه تزئينى وعوام فریبانه دارد. پس چه بهتر كه عجالتاً خود را بدان دلخوش نسازيم، زيرا به حلوا گفتن دهن شيرين نميشود. از آنجائيكه حزب يا احزاب فراقومى ملى و معتقد به دیموكراسى هنوز نداريم، بنابرآن در همين زودى ها در واقع امكان تأسيس دولت ملى را مبنى بر انتخابات انتظار داشته نميتوانيم. لهذا چه چيزِ فارغ از خواب وخيال حاكميت مردم بر سرنوشت خود شان، ممكن وعملى به نظر ميرسد، كه حداقل زمينه ساز قطع جنگ و برادر كشى شده بتواند.

 

به نظر ميرسد، براى تقسيم قدرت وثروت و چوكى ها و مقام ها ميان مدعيان به جان هم افتاده به شمول طالبان، به گفتۀ خود شان يك اجماع تقسيم كرسى ها وغنايم، اين به اصطلاح جيفۀ دنيا كه جايى براى بكار برد كلمۀ ملى در آن قطعاً باقى نميباشد، اول جورآمد و مصلحت تنظيمى وطالبى صورت گيرد و مداخله گران تمويل كنندۀ جهانى و در رأس امريكا نيز از باطلاق جنگ افغانستان نجات پيدا كنند. پرداختن به معضلۀ بيرون نگهداشتن يك طرف كشمكش حكمروايى يعنى هواداران امارت اسلامى با طراحى جابرانه و خانه براندازکنفرانس ناميمون بن كه اگر دستآوردى دارد مهمترين همين قانون اساسى ميباشد، كه بايست مجدانه حفظ ، حراست و در حد توان تطبق گردد، دگر بايست يكسره تجديد نظر نمايند و به خاطر به رسميت شناختن حق زندگى براى مردم، در افغانستان، زمينه هاى قتل  و قتال را برچينند. مردم  مظلوم  و اسیر افغانستان از این دو نیروی وابسته و ظالم توقع دارند که بدون رعایت دستورالعمل ولینعمتان شان و تجزيه طلبى، برای بقا وسلامت كشور، هردو طرف مدعى حكمروايى ظالمانه يعنى جنگسالاران تنظيمى و زور آوران طالبى زيرنام اجماع من درآوردى به گفتۀ خود شان ملى!؟ و پس از آن نمايشنامۀ مضحك به اصطلاح انتخابات يكبار ديگر بر گردۀ مردم سوار و از قتل عام ما محكومان  وهنوز هم متفرق عجالتاً منصرف گردانيده شوند. و بر ما مردم مجبور به قبول اين چنين يك حاكميت نالايق و آلۀ دست بيگانگان است، كه توجه نماييم : بنيانگذارى دولت ملى، فقط در نتيجۀ عملكرد يك حزب فراگير ملى باورمند به تعيين سرنوشت مردم، در آزاد بودن  و ترقي خواهى داشتن و با براه اندازى انتخابات قانونمند، براى تحقق دیموكراسى حقیقی و قابل قبول به عرف و رعایتی عنعنات پسندیدۀ مردم ما، ممكن شده ميتواند و نه در فضاى اختناق موجود.  كركترهاى گلچين شدۀ ناقضین حقوق بشر توسط باداران منطقه اى و جهانى آنها، به هیچ منطقی نمایندۀ ملت افغانستان معرفی شده نمیتوانند.

 استقلال، آزادى و عدالت حق ما است و باید گرفته شود. بناءً وحدت نیروهای ملی ضامن پیروزی است !

 

ملی یوُوالي دګډ کور د ژغورلو او ساتنى ضامن دى!

 

په درنښت

 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.