نوروز یکی از کهنترین جشن های بجا مانده از باستان است — سيد احمد بشير افضليار

 

بنام خداوند پاک و توانا!

نوروز یکی از کهنترین جشن های بجا مانده از باستان است

 

 

در اپتدا سال نو خورشیدی ۱۳۸۸، جشن نوروز، آمدن بهارو جشن دهقان را برای همه خوانندګان عزیز، مردم شجاع و با شهامت افغان، دهقانان دلسوز، و آنانیکه جشن نوروز را تجلیل مینمایند تبریک و تهنیت عرض مینمایم. و از خداوند عالم آرزوی صلح سراسری در میهن زیبای ما افغانستان استدعا دارم...

سال تقویمی هجری خورشیدی که تنها در افغانستان و ایران رسمیت دارد، از هجرت رسول ګرامی اسلام حضرت محمد (ص) که از مکه به مدینه سفر میکند، آغاز شده و تا حال که ۱۳۸۷ سال از آن روز میګذرد، مردم این دو سر زمین از آن تجلیل میکند.

باید ګفت که هجری خورشیدی که بر اساس حرکات آفتاب و پایان یافتن زمستان و شروع بهار جشن ګرفته میشود، مانند اعراب و یا کشور های عربی که با آغاز ماه محرم و حرکات مهتاب سال هجری قمری را جشن میګیرند، یک سال تقویمی میباشد.

یکی دیګر از رویدات های تاریخی که در این روز خجسته اتفاق افتاده است ګرفتن خلافت مسلمین به دست خلیفه مسلمین حضرت علی (علیه السلام) میباشد که از آن روز در وطن محبوب ما و بخصوص در شهر مزار شریف و در شهر کابل در قسمت کارته سخی و شهدای صالحین(علیه رحمه) و بعضی دیګر از نقاط ومکانهای مقدس از آن تجلیل به عمل میآید. و در این روز علم مبارکی منسوب به حضرت علی (ع) به شکل خاصی برافراشته میشود.

همچنان در روایات تاریخی آمده است که:

ـ نوروزاولین روزی است که خورشید در آن طلوع کرد و باد در آن وزیدن ګرفت و در آن روز درخشندګی زمین خلق شد.

ـ نوروز روزی است که کشتی حضرت نوح (ع) بر کوه جودی کنار ګرفت.

ـ در این نوروز است که جبرئیل امین بر حضرت پیامبر اکرم صل الله علیه و آله وصلم نازل شد.

 

نوروز یکی از کهنترین جشن های بجا مانده از باستان است

 این واژه ی ترکیبی (نو) و (روز) که نوروز را میسازد، برتر و دامن درازتر از تاریخ مکتوب بشر است. ریشه ی این واژه در فلسفه ی خلقت، طبیعت، خرد و اندیشه انسان هاست.

در مقاله حاضر میخواهم که یک سلسله معلومات کوتاه و خلص را پیرامون نوروز و بهار خدمت عزیزان تقدیم نمایم. امید است که طرف توجه خوانندګان محترم بخصوص جوانان و نوجونان قرار بګیرد.

سخن بر سر این است که نوروز چګونه و چه وقت پدید آمد و تا حال چطور و چسان پایدارو ماندګار ګشت؟ کتب قدیم و نویسندګان پیشین اندر باب آیین ها،ادیان آسمانی، پیامبران، اولیای الهی، بزرګان دین، انسان های اولیه و حالا و بلاخره تمامی مسائل علمی، اجتماعی، سیاسی، تاریخی، فرهنګی و غیره مطالب بسیار نوشته اند. سخن در حق نوروز نیز کم وکاست نیست.

 

قسمی که در بالا ګفته شد، که پیدایش وقدامت نوروز دیرینه تر از تاریخ مکتوب بشر است. و آسیا که کهنترین قاره ها میباشد، و از آنجا که بشر در تحریر و کتابت پرداخته اند، آریانای کهن یکی از قدیمی ترین تاریخ در اصل خود میباشد. در آریانا زمین نیز تاریخ دقیق نوروز و تجلیل از آن معلوم نیست. حتی امکان آن میرود که نوروز قبل از تشکیل شدن آریانای بزرګ وجود داشته بوده باشد. ولی نظر به حکایات و اشاراتی که توسط شاعران و نویسندګان شده است، نوروز را به آغاز پادشاهی و یا از دوران پادشاهی یما (جمشید) اولین پادشاه آریائی ربط میدهند

 در روایتی آمده است که جمشید نیشکر را در این روز یافت و مردم از کشف خاصیت آن متحیر شدند. پس جمشید دستور داد تا از (شهد) آن شکر ساختند و به مردم هدیه دادند. از این رو، آن روز را نوروز نامیدند.

از حکایات تاریخی چنین هویداست که شاهان آریائی از جمشید تا پایان دوران حکومت های خراسان زمین شاه هان در روز نوروز با برګذاری جشن نوروز خود ترتیبات خاصی میدادند و آیین مردانګی، دلاوری و مردم داری را به نمایش میګذاشتند.

 

بطور مثال در مجله فرهنګ آریانا، در باره نوروز از زبان شاعر بزرګ زبان فارسی دری فردوسی بزرګ چنین نقل کرده اند: جمشید بعد از یک سلسله اصلاحات اجتماعی، بر تخت زرین نشست و فاصله بین دماوند (یکی از شهر های در آریانا زمین بود که فعلا در تهران ایران واقع شده است) و تا بابل ( یکی دیګر از شهر های ایران امروزی) را در یک روز پیمود و آن روز را (روز هرمزد) که ماه حمل یا فروردین ماه بود،(هرمزد روز اول ماه حمل یا فروردین ماه را میګفتند) چون مردم این شګفتی از وی بدیدند جشن ګرفتند و آن روز را (نوروز) خواندند.

از جمله عنعنات و رسم و رواج های که از قدیم الایام در وطن عزیز ما به جا مانده و تا حال نیز رواج دارد و یک بازی ملی ما افغانها به حساب میآید بزکشی میباشد که در این بازی نیز اشخاص قوی و پهلوان به میدان میآیند و به زور آزمائی میپردازند. که اکثرآ این بازی در مناطق سمت شمال کشور و زیادتر در شهر شمالی بلخ یا مزار شریف بر پا میګردد.   

بهار که یک واژه سانسکریت و شامل سه ماه اول سال میشود به معنای( بت، بتخانه، بتکده به معنی آتشکده نیز ګفته شده است) میباشد. و با نوروز ګره خورده و نخستین ایام چهارګاه (چهار فصل) و نخستین روز های سال جدید را ګویند. از بهار و نوروز در جهان به شکل رسمی در ۹ کشور تجلیل به عمل میآید که عبارتند از کشور عزیز ما افغانستان، ایران، تاجکستان، ترکمنستان، ازبکستان، قرغزستان، عراق، سوریه و ترکیه میباشد. البته باید یادآور شوم که در ۳ کشور اخیر در مناطق کرد نشین، از نوروز و بهار تقریبآ به شکلی تجلیل صورت میګیرد، قسمیکه در کشور های آسیای میانه و افغانستان و ایران از آن تجلیل به عمل میآید. چون کرد ها از نظر نژاد خودرا آریائی میګویند. البته اګر کسانیکه در مناطق کرد نشین کشور های که در آن کرد ها زندګی میکنند رفته باشند، ویا کسانیکه در کشور های دیګر دنیا، اګر با کرد ها در ارتباط باشند، به خوبی و آسانی میبینند و میفهمند که از نظر فرهنګی و رسم ورواج های ملی، آنها با مردم ایران و افغانستان شباهت های زیادی دارند. که ګواه آریائی بودن آنها را به اثبات میرساند.

هر کشور در آغاز بهار از خود یک سلسله رسم و سنت های خودرا دارا میباشند که این سنت ها در غنامندی و ارزش های تاریخی آن کشور تآثیر بسزای دارد. مثلا در وطن عزیز ما افغانستان قبل از آمدن بهار مردم در صدد پاک کردن خانه های خود به صورت اساسی میپردازند که به حساب عامیانه مردم افغانستان آنرا ( خانه تکانی) میګویند. همچنان خانه های خودرا رنګ میکنند، و کوشش میکنند که اجناس و لوازمی که کهنه باشد و یا برای استفاده نباشد، آنرا به دور انداخته و همچنان جهت تهیه نمودن لباس نو کوشش میکنند که این همه مسائل را یک شوګون خوب ګرفته به امید اینکه تمام سال را به خوبی و پاکی سپری بکنند، انجام میدهند.

پختن غذا های که مخصوص همین فصل وهمین موسوم میباشد نیز یکی دیګر از ویژګی های نوروز را در وطن ما نشان میدهد. مانند سمنک که هم یک نذر بشمار میرود و همچنان از نظر پختن و چګونګی شرایط آن، یک میله و یک مسئله ای است که خاصه فامیل ها، و کسانیکه با هم خیلی نزدیک باشند در پختن آن سهم میګیرند. و از نظر موقوی بودن آن باید ګفت که دارای یک انرژی خاص و تعم مخصوص به خود را دارا میباشد. که آنهای که خورده اند میدانند که چه مزه و تعمی را دارد.

 نهال شانی یکی دیګر از موضوعاتی است که در کشور عزیز ما با آمدن بهار با کار های عشر یا دسته جمعی همراه با دهقانان صورت میګیرد. اما در اثر جنګ های داخلی این سنت در بین مردم ضعیف و روبه از بین رفتن میباشد.

 (سبزه لګت) که اکثرآ در بین خانم ها در افغانستان مروج است، و در ایران آنرا  (سیزده بدر) مینامند یکی دیګر از رسم ورواج های است که از قدیم مروج میباشد. و در ایام بهار خانم ها جهت استفاده از زیبائی طبیعت و لذت بردن از قدرت بیکران و بی پایان خداوند با ګشت و ګذار در دشت و دامن طبیعت میپردازند.چون با آمدن بهار طبیعت سر از نو جوان میشود و جای ګیاهای کهنه را ګیاهای جوان میګیرد، و درختان برګ و ګل میکند، در دشت ها لاله میروید. از این رو طبیعت چهره تازه ای را میګیرد. اګر ما این همه تغیر و نو سازی طبیعت را با دید بصیرت بنګریم، میبینیم که در عقب این همه کارهای زیبا دست پر قدرت خداوند عالم است که به ما ارزانی فرموده است. و ما با شکرانګی خداوند، از این نعمات باید به صورت درست استفاده بکنیم و در جهت سرسبزی و شادابی وطن خود کوشا باشیم.

ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی                       از این باد ار مدد خواهی، چراغ دل بر افروزی

چو ګل ګر خرده ای داری خدا را صرف عشرت کن       که قارون را ضرر ها داد سودای زر اندوزی

به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی                        به ګلزار آی کز بلبل سخن ګفتن بیاموزی


 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.