آیا رئیس جمهور فعلی رئیس جمهوری آینده ما خواهد شد! — محمد عارف يوسفی

 

 

آیا رئیس جمهور فعلی رئیس جمهوری آینده ما خواهد شد!

 

محمد عارف يوسفی

 

همه بیاد داریم که در انتخابات قبلی و یا نخستین انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان بعد از فروپاشی طالبان محترم حامد کرزی با پشتیبانی همه جانبه ی غرب و امریکا صریحاً اعلام میکرد که وی طرفدار دولت ائتلافی نبوده، تن به ائتلاف نمیدهد و با حمایت و آرای مردم افغانستان  دولت مقتدری را تشکیل خواهد داد که از تمام صلاحیت ها برخوردار بوده و در انجام خدماتش نیز موفق باشد. که علت ناکامی و مشکلات دولت موقت را نیز ائتلافی بودن آن میدانست.

اما اینبار قضیه طوری دیگریست.

گرچه در انتخابات اول ریاست جمهوری تمامی آقایان که فعلاً از حامد کر زی حمایت میکنند در مقابل وی جبهه گرفته بودند و با آنکه حامد کرزی شناخت، امکانات و تجربه ی کافی مانند امروز را در اختیا ر نداشت  با آنهم به بسیار راحتی توانست همه ی رقبای پر نفوذ خود را شکست داده و به پیروزی رسد!!

ضرب المثل مشهور  را همه شنیده ایم  که میگویند (زور کاکست که انگور ده تاکاست)چون از طرف امریکا و غرب حمایت میشد و میدانست که اگر ۵ در صد رای مردم را هم نصیب گردد برایش ۵۵ در صد اعلام میدارند.

یعنی جناب حامد کرزی مطمئن بود که به پیروزی میرسد و این اطمینان را کسی دیگری جز امریکا برایش نداده بود، از همین سبب ضرورت ائتلاف با دیگران را نداشت، ولی اینبار که امید کرزی صاحب از طرف غرب و امریکا قطع گردیده ، خلاف ادعای قبلی که در انتخابات نخستین داشت دست به دامان رقبای خود انداخته تن به ائتلاف و سازش های عجیب و غریبی داده است.

اما در کشور مثل افغانستان که ده ها هزار نیروی نظامی خارجی حاکمیت مملکت را در دست دارند شانس پیروزی کاندیدی که مورد حمایت آنها نباشد کم است،  زیرا امریکا وغرب با مصارف و سرمایه گذاری هنگفتی که در افغانستان کرده اند خواهان دولت تحت فرمان خود در افغانستان بوده و به هیچ قیمتی نخواهند گذاشت کسی به قدرت نشیند که مورد حمایت آنها نباشد، بناً مداخله ی انها در  انتخابات ریاست جمهوری کاملاً متصور است، و شخص مورد حمایت آنها رئیس جمهور بعدی افغانستان خواهد بود. با آنکه پذیرفتن این امر خیلی تلخ و سوزنده است مگر یک حقیقتی است که با قبول نکردنش گریز از واقعیت خواهد شد. برای مثال میشود جلسه ی تاریخی بن را یاد آور گردیم ، با وجود که رای اکثریت اشتراک کنندگان جلسه را جناب عبد الستار سیرت سیاستمدار و دانشمند شهیر کشور بدست آورده بود مگر جناب حامد کرزی  با مداخله ی امریکا و غرب برنده ی جلسه بن اعلان گردید و رای افغانهای شامل جلسه باطل شد، چون انتخاب امریکا کرزی بود نه سیرت. و این خودش بهترین دلیل تاریخی بوده میتواند در مورد تاثیر گذاری مداخله ی بیرونی در تعیین سرنوشت سیاسی کشور ما.

 به امید روزی که به فضل خداوند بزرگ مردم شریف و غیورما سرنوشت خود را بتوانند بطور کامل بدست خویش گرفته و دست و پای بیگانگان را از سرزمین زیبا و دوست داشتنی ما کوتاه گردانند. آمین

 ولی اینبار انتخاب امریکا کی خواهد بود؟

اینکه امریکا از کدام کاندید حمایت خواهد کرد تا هنوز روشن نیست ولی آفتابی است که دیگر از جناب حامد کرزی حمایت نمیکند ، این موضوع را میشود در اعلامیه خط مشی کاخ سفید بعد از پیروزی دولت اوباما در قبال افغانستان دید، که همانا ناکامی دولت کرزی در طول هفت سال گذشته عنوان شده است و دولت  محترم حامد کرزی را فاسدترین  و ناکام ترین دولت ها نامیده است، البته عکس العمل حامد کرزی در آن زمان هم قابل دقت بود، بخصوص اعلام نزدیکی با روسیه و ایران یکی از حرکت های اوپراتیفی کرزی بود که برای امریکا یک زنگ خطر محسوب میشود. واضح و مبرهن است که آن حرکت کرزی برای امریکا قابل تحمل نبود ولی ازینکه انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در پیش رو بود امریکا خونسردی خود را حفظ نموده اقدامی علیه جناب حامد کرزی نکرد، و به گمان اغلب  انتخابات پیش رو بهترین درسی برای حامد کرزی از سوی امریکا  که همانا شکست حامد کرزی در انتخابات ریاست جمهوری باشد خواهد بود.

 آقای حامد کرزی خودش نیز به این اصل پی برده است، دلیل روشن آن را میتوان در دید و وادید های جناب حامد کرزی با قوماندان ها و رهبران جهادی و سایر احزاب و شخصیت ها جهت بدست آوردن حمایت آنها جستجو کرد،  ورنه به هیچ قیمتی در صدد بدست آوردن حمایت اشخاص و گروه های داخلی نمیشد، درست مانند انتخابات گذشته. حتی اگر همین امروز هم  چراغ سبزی از سوی امریکا و غرب برای جناب حامد کرزی  نشان داده شود، وی بدون شک دوباره از متحدین مصلحتی اش خواهد برید، همانطوریکه در انتخابات قبلی ریاست جمهوری نظر به پیشنهاد و دستور امریکا و غرب بود که جناب مارشال فهیم  را با جناب احمد ضیا مسعود تعویض کرد .

زیرا جامعه ی بین المللی بخصوص غرب و امریکا خواهان یک دولتی بودند که مجاهدین یا از زبان خود آنها جنگسالاران سابق در آن حضور نداشته و یا هم حضور کمرنگ و نمایشی داشته باشند، و انتخاب احمد ضیا مسعود نسبت به مارشال فهیم برای غرب تا حدودی موجه بود چون آقای مسعود یک شخص غیر نظامی است. به همین ترتیب امریکا و غرب در انتخابات پیش روی نیز همان موضع قبلی خود را دارند.  آنها نظر به ایدیالوژی دموکراسی!! و پیاده نمودن این هدف در افغانستان باز هم طرفدار دولتی خواهند بود که  قوماندانها و اشخاص مشهور نظامی رژیم های قبلی در آن سهیم نباشند. 

اما جناب حامد کرزی خلاف امیال غرب در این دوره حضور اشخاصی را در کمپاین انتخاباتی اش با خود دارد که  جامعه ی جهانی آنها را گویا به نام جنگ سالاران میشناسد و این نیز یکی از دلایل دیگر شکست احتمالی وی در انتخابات ریاست جمهوری میباشد.

گرچه در داخل کشور ظاهراً حامد کرزی توانسته حمایت احزاب و شخصیت های مطرح در افغانستان را بدست آورد، درین بازار گرم خرید و فروش سه نفر از مخالفین وی که در چند سال اخیر زمامداری اش از منتقدین اصلی وی بشمار میرفتند نیز از کاندیداتوری وی اعلام حمایت کردند. که به عقیده ی کارشناسان قرار گرقتن این سه نفر در پهلوی حامد کرزی نه اینکه بدبینی های جامعه ی جهانی را نسبت به آقای حامد کرزی بیشتر میسازد بلکه در داخل کشور نیز به نفع وی نخواهد بود زیرا  ایشان  نه به نمایندگی از مردم بلکه از آدرس منافع شخصی خود شان که از هدف و ایدیالوژی شان هزاران فرسنگ فاصله دارد به این ائتلاف تن داده اند.

و این سه نفر عبارت اند از آقای مارشال محمد قسیم فهیم، آقای جنرال عبدالرشید دوستم و آقای حاجی محمد محقق.

چون این نوشته گنجایش بیان همه ی اختلافات این سه تن با جناب حامد کرزی  ندارد ولی برای نمونه صرف یک یا دو مورد را خواهم نوشت.

محترم مارشال فهیم:

آقای مارشال فهیم که دلیل حمایتش از محترم حامد کرزی را  وفاق ملی اعلام کرد، مگر فراموش کرده است که وی بار ها  کرزی را متهم به نفاق ملی مینمود؟. تا جائیکه در یکی از مصاحبه هایش با تلویزیون آریانا مبنی براینکه با وجود مخالفت آشکار مردم با آقای جمعه خان همدرد باز هم نامبرده در ولایات مختلف به صفت والی تعیین میشود، گویا در کشور ما شخصیتی دیگری وجود ندارد !و این عمل جناب کرزی را سبب نفاق ملی و درز انداختن در میان مردم و اقوام کشور میدانست. ( البته محترم جمعه خان همدرد هنوز هم در قدرت است.!!! ) . پس حالا چه انگیزه باعث شد که جناب مارشال فهیم وفاق ملی را در وجود جناب کرزی می بیند؟

 محترم جنرال دوستم:

 محترم جنرال عبدالرشید دوستم نیز مسئولیت واقعه ی جوزای سال ۱۳۸۶ را که سبب کشته و مجروح شدن ده ها تن در شهر شبرغان گردید به آقای جمعه خان همدرد والی آن وقت شبرغان نسبت میداد و خواهان دستگیری و محاکمه ی وی گردیده بود،جناب جمعه خان همدرد نتنها دستگیر و محاکمه نشد بلکه از ولایت جوزجان به ولایت دیگری به حیث والی تبدیل و در ضمن به صفت مشاور ریاست جمهوری نیز ارتقاع نمود. و این جوابی بود دندانشکن به تقاضای جناب جنرال دوستم و طرفدارنش. شاید آقای جنرال دوستم بخاطر منافع شخصی اش آنرا فراموش کرده باشد ولی وابستگان قربانیان آن حادثه که به حمایت از آقای جنرال دوستم در آن روز شهید و زخمی داده اند هر گز خون قربانیان خود را فراموش نخواهند کرد.

البته پوشیده نیست که آقای جنرال دوستم در دوره ی زمامداری کرزی صاحب بیشتر از هر زمان دیگری منزوی گردیده که مثال خوب آن منازعه ی وی با جناب  اکبر بای و نظر بند شدنش در منزلش برای مدت طولانی و بعد ازان فرستادنش به ترکیه  و ده ها قصه ی دیگر …هرچند امروز خبر بازگشتی اش به کشور از طریق رسانه ها نشر گردید ه و خبر لغو تعلیق وظیفه اش نیز منتشر شد.

 محترم حاجی محمد محقق:

میشود واقعه ی بهسود میان کوچی ها و مردم محل و همچنان موضوع اختلافات وی با وزیر اطلاعات و فرهنگ را در مورد جنجال کاربرد واژه ی دانشگاه و پوهنتون مثال آورد. که روی این دو مسئله آقای حاجی محمد محقق همیشه دولت را غیر ملی نامیده و خویش را مدافع حقوق هزاره ها و زبان فارسی جلوه میداد ، با وجود که هر دو مشکل فوق هنور هم وجود دارد، پس روی کدام اساس همان دولتی را که به دلایل فوق غیر ملی میدانست پذیرفته و با آن دولت دست به سازش میزند؟

 با وضعیت که ما امروز می بینیم گمان میرود که اشخاص فوق الذکر دیگر آن مقام و نفوذ را در میان هواداران شان نداشته باشند. چون در موارد که مردم را به مخالفت علیه دولت حامد کرزی ترغیب و تشویق میکردند تا هنوز هم حل نشده و بدون دست آورد و نتیجه ی مطلوب، خود در آغوش جناب حامد کرزی رفته اعلام حمایت از وی میکنند.!!

و نکته ی درخور توجه این است که هر سه نفر همیشه ادعا داشتند که طرفدار نظام پارلمانی و انتخابی شدن والیان و  شهر دار ها میباشند، و این همه آرزوی طرفداران شان نیز میباشد. ولی چه انگیزه میتواند موجب تغییر موضع درین قبال باشد؟ مگر منافع شخصی خود آنها!!!

در اصل و نفس انتخابات هر فرد آزادی کامل دارد تا برای هر کاندیدی که خواسته باشد رای دهد، اما برای کسانی که دارای ایدیالوژی مشخص و یا پابند اصول و اساسات خاص حزبی و فکری باشند و یا در سطح رهبری یک گروه مشخص قرار داشته باشند بخصوص اشخاص نامبرده شده که خویش را رهبر و منجی یک حزب و یا سازمان با هدف و آرمان مشخص میدانند و موقف خود را موقف حزب خود میدانند این مسئله طوری دیگریست، زیرا ایشان پابند یک سلسله تعهدات سیاسی نسبت به سازمان، حزب و مردم خود میباشند و رای ایشان را نمیشود رای یک شخص و یا یک فرد دانست. بناً هر قدمی که میگذارند باید به اساس آرای طرفداران و مردم شان بوده باشد و روی یک استراتیژی خاصی برداشته شود نه روی مصلحت های شخصی و قومی.

ولی متاسفانه این آقایان بخاطر منافع شخصی خود پا بر سر آرمان ها و اهداف هواداران خود گذاشه همه را قربانی منافع خویش و چند نفر محدودی که برای آنها وعده ی مقام و قدرت داده شده نموده اند.

پس آیا میشود ملت برای کسانی که بر حق شان جفا کرده اند اعتماد کنند؟ بدون شک که جواب منفی است، چون مردم شریف افغانستان از ساخت و بافت های که روی منافع چند نفر صورت میگیرد و منافع ملی را در خطر قرار میدهد دیگر خسته شده اند. و در چند سال اخیر ازین نوع ساخت و بافت ها تجربه های زیادی آموخته اند و  دیگر چشم بسته دنباله رو چند شخص خاصی نخواهند بود، و در انتخابات  امسال مردم غیور افغانستان ثابت خواهند کرد که با انتخاب دقیق و عاقلانه برای کاندید مورد نظر خود (نه مورد نظر احزاب) رای خواهند داد و ما شاهد این عمل خواهیم بود.

 با در نظرداشت مطالب فوق  محترم حامد کرزی نتنها حمایت خارجی را  بلکه در داخل نیز ازینکه هم پیمانان وی دیگر از محبوبیت قبلی میان طرفداران خود برخوردار نیستند حمایت داخلی را نیز از دست داده است.

و با نداشتن حمایت خارجی و بخصوص حمایت داخلی که رای مردم شریف افغانستان است دیگر امید پیروزی کرزی صاحب بی اندازه ضعیف و شاید هم نا ممکن گردیده است.

والسلام

دهم جون ۲۰۰۹

۱۰-۰۶-۲۰۰۹

محمد عارف "یوسفی""

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.