بحث تکمیلی بر نوشته صلح و استقرار خواست ملت است! — دکتور صلاح الدين سعيدی

 

بحث تکمیلی بر نوشته صلح و استقرار خواست ملت است!

(والصلح خیر – صلح خیر است!)

 

 

دوکتور صلاح الدین سعیدی – سعید افغانی

 ۱۶/۰۴/۲۰۱۰ 

 

هموطنان و خوانندګاه ګرامی!  نوشته ای داشتم تحت عنوان (صلح و استقرار خواست ملت است!) که به بعد از نشر آن نامه های دریافت کردم که به بخش از مسایل مطروحه در بحث بالا راجع شده بود. اولا  خواستم تا مستقیما به جواب نامه های  واصله انفرادی  بپردازم اما متصلا متوجه شدم که سوالات مشابه در ذهن عده دیګر از خوانندګان نیز خواهد بود که بهتر است به بحث روی آن پرداخته و نظر خویش را با شما شریک ساخته، امکان واختیار جهت انتخاب شما – آنچه را موجه دانند با کمال احترام تقدیم نموده باشم. ابتدا خواستم نامه ها و سوالات واصله را نیز همراه این مطلب نوشته خود نشر نموده و مطابق سوالات مطرح شده دیدګاه های خویش را با شما  در میان ګذارم. اما از آنجاﺋیکه به علت نګه داشت امانت داری اجازه نشر را از ارسال کننده های سوالات بدست نداشتم و نه توانستم با همه ارسال کننده های نامه ها تماس داشته باشم، بخش از سوالات و مباحث به صورت غیر فورمال مطرح شده بود وتوسعه  بخش دیګر ازین بحث ها و سوالات  را خود نیز ضرورت احساس کردم  – لذا یهتر دانستم که این نوشته را خدمت شما تقدیم بدارم.

خوانندګان و دوستان نهایت عالیقدر و ارجمند که سوال مطرح کرده و به آدرس من ارسال نموده اند یک عالم تشکر نموده. این کنجکاوی شان با وجود مصروفیت های زنده ګی شان برای من قوت میبخشد واینک با کمال احترام  جواب ها ونکات نظر من را درلابلای این نوشته من خواهند یافت.

تلاش برای اختصار در تقدیم مطالب و نوشته های من نیز سبب ایجاد سوالات میشود که من بادرنظر داشت حوصله خوانند و وقت خویش در پيکش کردن آنها مراعات میدارم.

خواننده ګان  ګرامی مطرح کردن بخش از مطالب این بحث با درنظرداشت سوالات ارسالی به نظر اول التقاطی جلوه خواهد کرد که امید من را معذور بدارند.

حالامستقیم به بحث برمیگردیم:

علوم و فنون بشری در مجموع به دو کتګوری تقسیم میشوند. علوم سیانسی و علوم اجتماعی.

 نسخه ها وفورمول، بدست آوردن قانون مندی ها وتصاویر معیین در علوم سیانسی و علوم اجتماعی مشخصات خود را دارند. یعنی خلط و با هم ګذاشتن و ترکیب  مواد و عناصر معیین سبب بوجود آمدن جنس، عنصر ویا هم ماده  سوم معیین میګردد. مثلا از ترکیب عناصر(اچ او ټو….) آب بوجود می آید. مثلا اګرماده و جنس ( الف) مساوی به ماده و جنس ( ب )  باشد و ماده و جنس ( ب ) مساوی به جنس (ٍث ) باشد پس به یقین ګفته میتوانیم که جنس و ماده (ث) مساوی است به ماده و جنس (الف) .   با همچو ترکیب و منطق دربدست آوردن نتیجه معیین  شک و تردید نیست. این مشخص یافتن قوانین و نسخه ها و فورمول های معیین در علوم سیانسی است. 

اما در علوم اجتماعی وضع بدین منوال نیست. مثلا قانون مندی های معیین تکامل اجتماعی و قانون مندی های انکشاف جوامع بشری و انسانی و انسان به ذات خود باوجود تابع بودن به یکسلسه قوانین عام  – خصوصیات و انفرادیت های بخود را نیز دارد. در علوم اجتماعی یک جمع یک حتمآ مساوی به دو نیست. در علوم اجتماعی نتیجه ګیری ها به اساس احصایه ګیری ها و با واقع شدن عین نتیجه در کیس ها و حالات مختلف و متعدد قانون مندی معیین بدست می آید. اما این حالات و قانونمندی های معیین که به اساس معمولا احصاﺋیه ګیری ها بدست می آید ممکن در صد کیس و قضیه نتیجه یک چیز باشد اما درقضیه و کیس صد ویک نتیجه وقضیه و نتایج حاصله متفاوت و به طور دیګر بوده میتواند.  تکامل و قانون مندی های معیین انکشافات در جامعه مثلا  منګولیا ی

با تاریخ ، حال، موقعیت جغرافیای، اقتصادی، دینی ، مذهبی ، ترکیب قومی و اتنیکی  و ……  در یک مرحله معیین یکنوع است که با وجود به وجود آمدن شرایط مشابه در جامعه دیګر حتمی نیست نتایج عین همان چیزی باشد که مثلا در جامعه منګولیا یک نوع باشد اما همین قانونمندی تکامل در جامعه افغانی با در نظر داشت عوامل و فکتور های فوق متفاوت بوده میتواند.

مثلا قتل قتل است. اما انګیز، طریق اجراء و …… هر عمل جرمی و قتل با وجود تمام شباهت ها با هم تفاوت های نیز دارند.

در مسایل اجتماعی مازمانی نتایج و تصاویر دقیق از قضایا  ومسایل مطرح را به پیش کشیده میتوانیم و داده میتوانیم که مواد خام و عناصر ترکیبی اولی را به صورت درست ، به وقت و زمان معیین با هم خلط و به جای های مناسب اش بګذاریم که در نتیجه آن تصویر درست را کشیده و یا داده میتوانیم. مثلا اګر ما در رسم دست انسان را در پشت و بینی انسان را در زنخ رسم کنیم ممکن تصویر هنوز هم تصویر انسان باشد اما نمای انسان را تغییر داده و تصویر دقیق نداده ایم.

به همین اساس عدهء مطرح میدارند که عدهء  زیاد از دانشمندان و متفکرین که مدت زیادی در خارج از کشور باقی مانده اند ویا از وطن دور اند مواد خام و حقایق که پهلوی هم جهت کشیدن تصویر سیاسی و به تأسی از آن دیاګنوز و تشخیص و نسخه برای افغانستان در نظر دارند ویا پیشکش میدارند و تجاویز ادویه و معالجه میکنند ممکن است بخطاء ها همراه باشد وسفارشات دقیق نداشته باشند.

متأسفانه  هست موارد زنده  که همین نسخه های خارجی و اروپايی و یا هم  نسخه و مطالب پیش کش شده را با برخورد افراطی شاید هم بخاطریکه به کرسی خود شان خطر است و به باب دندان شان نیست و یا به قدرت و غرور بی جاء شان تماس و تصادم دارد با تکبر و ګاهی هم به خشک سری به باد استهزا ګرفته و  تمسخر مینمایند.

توجه کنید برخورد دولت حاکم افغانستان با محروم ساختن افغانان ساکن در جهان به بهانه ای تخنیکی و مالی  در انتخابات ریاست جمهوری سال ګذشته و پروسه صلح امروزی.

اینکه افغان به سفارت افغانی برود و اظهار عقیدت و رای کند این چه مشکل دارد. اینکه اکثر شان راضی هستند حتی به مصارف خویش در نشست های صلح اشتراک کنند این چه مصارف دارد. علت اصلی این بهانه ها نیست. علت اصلی عدم موافقت های سیاسی است و حاکمیت میداند که افغانان خارج از کشور بدون ترس از تهدید حاکمیت نظر مستقل و رهایی دهنده از طلسم مافیایی و روابط غیر نورمال در حاکمیت امروزی و تلاش برای رهایی واقعی را خواهند داشت. و این به باب دندان شان نیست.

میګویند دیسانت  جناب ح. کرزی به افغانستان  قبل ازبرنامه به حاکمیت رساندن  ایشان در افغانستان تحث تأثیر همین اندیشه بالابود. به همین ارتباط هم زمانیکه آقای جورج بوش و ګروپ همراهش برای جناب دوکتور زلمی خلیل زاد توصیه میکرد ند که از رفت و آمد های زیاد به روم و ملاقات های متواتر با شاه سابق افغانستان در ایتالیا بکاهد و توصیه داشتند که ما نظام شاهی را نمی خواهیم ما به نظام جمهوری تأکید داریم. جواب جناب دوکتور خلیلزاد به آقای ج. بوش و همراهان این  بود که ما از نظام برای افغانستان میاندیشیم نه برای ایالات متحده آمریکا.

به همین ارتباط  یکی از دهها عامل  ناکامی نظام کمونیستی اتحاد شوروی سابق درهمین بود که نسخه صادره از کمیته مرکزی حزب کمونست اتحاد جماهیر شوروی وقت ممکن در بخش اروپای اتحاد شوروی پهناور قابل تطبیق و منطق بود اما تطبیق همان نسخه دربخش آسیایی و اسلامی اتحادشوروی پهناور مضر و نتایج معکوس و کنتراپرودکتیف داشت.

کوتاه: با تمام ملاحظات و ملحوظات مثبت و منفی و ضد و نقیض فوق  من مخالف افراط و تفریط درین مورد ام. اګر من منطق بالا را به صورت خشک قبول کنم این بدان  معنا خواهد بود که هرمریض باید صرف و صرف در داخل کشور و صرف و صرف  توسط همان داکتر داخلی معالجه شود که از ابتداء تحت تداوی وی در داخل کشور قرار داشت. در حالیکه داکتر جدید و داکتر بادید وسیع و با کسب تجارب از کشور های مختلف  میتواند از سابقه مریض خود را آګاه سازد و با استفاده تجارب دیګر درمورد وارد تر تجاویز و اجراات مؤثر اتخاذ بدارد و به معالجه بپردازد.

قبول نمودن بدون قید و شرط صرف وصرف نسخه داخلی و یا به صورت فورمال از داخل کشور به معنا رد مسأله مهاجرت و رد تاریخ پیشوایان دینی ګذشته و شخصیت های سیاسی قرون اخیر جهان است که اکثر شان   بعد از مهاجرت های طولانی و یا هم با آموزش و اندوختن، علم و دانش، کسب  تجارب مشابه در کشور های مختلف و آشنایی با انکشافات جوامع بشری  و با فهم جدید و راه های پیموده شده توسط جوامع دیګر بشری به صورت سهل بدون دادن قربانی های اضافی  و غیرصروری از تجارب انسانهای دیګر استفاده نموده و از روشهای تجربه شده در کشور خویش استفاده برد اند.

دقیق است درین راستا غلو و افراط کردن  و برای کشور خویش دفاع از ارزش های خلاف از ارزش های مردم خود را نمودن  و بدون در نظرداشت واقعیت های افغانی به ارزش های  غیر افغانی و خلاف ارزش های افغانی پاء فشاری کردن تأکید بی جاء است. مثلا ارزش معیین در جامعه جرمنی با تاریخ و شرایط آن کشور و جامعه افغانی با تاریخ و حال افغانستان حتمی نیست موافقت داشته باشد و موارد زیادی نیست.

چنانچه بارها تذکرداده وتأکید کرده ایم   مثلا عده آزادی را که برای افغانستان توصیه میدارند شامل به اصطلاح آزادی روابط جنسی و …. دوجوان و یا دومرد و یا دوزن است که ممکن در جامعه غربی یک مطلب عادی اما در کشور ما و کشور های جهان اسلام قابل قبول نیست.  ما مخالف چنین فهم از آزادی و دیموکراسی و قبول و بکار ګیری نسخه ها و تجاویز خارجی ایم و به ضد آن مبارزه هم داریم.

ما دبموکراسی و بازار آزاد  را که  صد سال قبل در اروپاء حاکم بود و حالا به افغانستان مواصلت کرده و حد اقل در ده سال اخیر مزایای آنرا !؟  در افغانستان دیدیم به شدت محکوم و رد میکنیم ……

بلی حقیقت انکار ناپذیر و تلخ است که مردم افغانستان در بیشتر از سه دهه اخیر قربانی های غیر قابل جبران را متحمل ګردیدند که  نتایج و ثمره آنرا در موارد زیاد  عــده از چالاکان، شارلتان ها، افراد و شخصیت ها و زعامت های  کاذب و منافع زمانی و ستراتیژیکی اجانب  به غارت برده  و استفاده سوء ګردید.

بلی روحیه عدم اعتماد و بی باوری های نتیجه آن تجارب منطقی مردم ما است که برای رفع آن باید کار عملی کرد.

بلی در جامعه افراد و کتله های معین از همفکران وجود دارند که در نظام دیموکراتیک حق دارند در ستیج سیاسی مظهر اراده خویش را داشته باشند.

میګویند در پارلمان که ۱۰-۱۵ فیصد افراد نامناسب وجود نداشته باشد باید قبول کرد که آن پارلمان انعکاس اصلی جامعه نبوده و در آن انتخابات تقلب صورت ګرفته. علت اینکه به صورت نورمال در هر جامعه به فیصدی فوق افراد نامطلوب وجود دارد.

به فهم من  بهترین حالت همان حالت است  که همه ما به یک سلسله حد اقل ها توافق داشته باشیم. ما ضرورت نداریم و حتمی نیست همه ما مثلا غذا منتو را خوش داشته باشیم اما در صورتیکه منتو بالای میز نان در پهلوی سایر غذا ها چیده شده ما حق نداریم آن میز نان را به خاطر منتو که  خوش نداریم به لګد زده ومیز نان را که برای همه اعضای خانواده است و مانند من حق استفاده از خانه و میز مشترک را دارد منهدم سازم. این دیګر قابل قبول نیست و ما این را باید درک کنیم. آنهاﺋیـکه غذای منتو را خوش ندارند حق شان است. اما حق لګد زدن میز طعام خوری و خرابی نظم خانه مشترک را  ندارند. اګر چنین کنند باید به چنګال قانون سپرده شوند. به این حق اقل ها باید توافق کرد. سازمان های کتله و حرکات سیاسی و اجتماعی در یک کشور باید به این حد اقل ها همگانی توافق کرد. کتله های سیاسی باید به مراعات و حاکمیت قانون توافق کرد. 

کسانیکه غذا منتو را دوست ندارند حتی میتوانند با اعضای خانواده برداشتن منتو را از سر میز طعام خوری مطرح کنند. آنها حق دارند با سایر اعضای خانواده برای دلخواه شدن میز طعام خوری کار کنند. اما تشدد درین راستا به خراب کاری و ګذر و عبور از حد تعیین شده متمدن می آنجامد. حق دارند مذاکره و استدلال کنند.  اما اګر سایر اعضای خانواده درمورد تردید ندارند برماست تا به آنچیزی  متمرکز شویم و آن غذای را برداریم که دوست داریم و در صدد از بین بردن و شکستاندن میز نان  خوری نباشیم. 

بر دیګران است متخلف را از پاء نه درآورند. باید در موراد تمام تدابیر متمدنانه ګرفته شود. با متخلف کار توضیحی و تنویری باید نیز صورت ګیرد.  مراجع قانونی مطابق به قانون اقدامات خویش را خواهند داشت.

 

آنهاﺋـیکه  فضولانه بزرګی یک قوم را در توهین به قوم دیګر میبیندد و کار برای یک فرهنګ و کلچری را در توهین به کلچر وفرهنګی دیګر میبینند ازیک جانب باید با آنها کار تنویری صورت ګیرد. بخاطر اینکه همه ما از مراحل مختلف فکری  ګذشته و به مرحله فعلی قرار داریم و همیشه بی اشتباه نبوده ایم. از جانب دیګر مراجع عدلی و قضایی باید کار خویش را نیز اجرا نمایند. درین راستا هرګونه سهل انګاری بی جا ، افراط و تفریط مجاز نیست.

 

تشکیل حزب و سازمان و پلاتفورم وحرکت در چوکات اندیشه های ارایه شده در اصل مضمون و ملاحظات فوق یک امر طبیعی بوده وهست و درین راستا باید پروسه به طور طبیعی به پیش برود. هر ګونه صدور فرمان که چند حزب و چند سازمان اجازه است و چند نیست؟ و یا کدام حزب و سازمان باید در کدام خلط شود و مشترک کارکنند –  تدبیر و برخورد خوب و درست نیست. این پروسه باید طبیعی پیموده شود. حرکت از پایین و بالا باید سازمان دهی شده و قوانین خوب باید ممد این پروسه باشند. 

برماست، بر حکومت ها و دولت ها است  بخاطر تقویت و تحکیم دیموکراسی  برای ایجاد، نګهداری و تقویت اندیشه های خیر و تبارزه صدا و چهره سیاسی تمام جامعه در ستیج سیاسی کشور مساعدت خیر نمایم. اما مساعدت ما با این حرکات، سازمان ها و پلاتفورم ها و سازمان های اجتماعی و صنفی متفاوت است و باید باشد.

مثلا ما صدا و پلاتفورم و حرکت صلح خیر و آزادی و استقرار و …. همکاری را با پشتیبانی همجانبه یاری و ممد میداریم،  اما همکاری و اراده نیک ما به حزب و سازمان و حرکت که برنامه های شان  مطابق به آرمانها و آرزو های ما نیست و در چوکات دیموکراسی و آزادی اندیشه ها در چوکات خانه مشترک کار و فعالیت دارد یکسان نمی باشد. این به این معنا نیست که به نام دیموکراسی و خوش نګه داشتن همه و توافق همه مردم را به  اندیشه های که به آن موافق نیستیم به نام دیموکراسی  تشویق و یا ترغیب نمایم. ما در تحقق همان برنامه های کار میکنیم که موافق آرامانها و عقیده ماست. ما تحت نام صلح و برادری به هراندیشه یاری نمی رسانیم .  من خانم رامیشناسم که خودش سوسیال دیموکرات و شوهرش از حزب دیموکراتان مسیحی است و هردو دررهبری احزاب خویش قرار دارند. خانم وزیر معارف کشور خویش به نمایندګی از حزب خویش است.

لذا تأکید به امر صلح به هر قیمت هم سخن درست نیست. با چنین فهم که سبب عدول ما از اصول قبول شده و قبول حتمی اندیشه های غیر مطلوب و غیر قابل قبول برای ما باشد به عنوان اینکه همه را باید راضی نګه داشت قبول نه داریم. ما به این مفهوم همه را راضی و خوش ساختن نمی خواهیم و این چنین عدول و تخطی از اصول و حدود غیر قابل عبور- مجاز نیست. مثلا ما با پالیسی میکران اصلی پاکستان که در سیاست شان افغانستان مستقل متکی به خود نه میګنجد کنار بیایم تا پاکستان از بازی های  دو رویه در قبال مردم افغانستان دست بردارد و صلح تأمین شود. این صلح مؤقت مشکل افغانستان را حل نه خواهد کرد.

ما با احزاب و سازمان های که برنامه ها و نسخه های شان با نسخه و برنامه های ما موافق نیست صرف و صرف منحیث یک کتله و بخش از جامعه آنرا قبول داریم که موجودیت سیاسی داشته و بجای توصل به زور ، اسلحه و بمب ګذاری برای تحقق اهداف سیاسی خویش در چوکات اصول شناخته شده قرن بیست و یک مبازره نموده و دست از تشدد و برخورد  های غیر متمدن بردارند.

ما قبول داریم و باید بدانیم زمانیکه راه های دیموکراتیک جهت تحقق اهداف و برنامه های معیین داخل نظام دیموکراتیک بروی عده از اعضای جامعه بسته شود ، آنها مجبور خواهند شد دست به راه های دیګر بزنند. اګر ما به خود حق نظر و نسخه پيشکش کردن میدهیم این حق را باید به دیګران هم داد.   

بلی حزب وسازمان وحرکت سیاسی به معنای  پیشکش کردن نسخه، چاره و علاج برای حل  مسایل مطروحه جامعه بوده میباشد.

بلی با وجود تفاوت های سلیقوی- نسخه های را مطرح میدارند  که  جامعه آنرا قبول ، انتخاب و یا  رد میکند بیشتر از سه چهار پنج نیست.

بلی ما قبول داریم که تعداد صرف احزاب و سازمان های راجستر شده بیش از ۱۸۵  یک امر نورمال نیست. ما قبول داریم که رهبران!؟ این احزاب از همین حالا عوض تقدیم نسخه و راه حل خواب های ریاست جمهوری و صدارت و …. میبینند.

ما حق نداریم این احزاب را فرمایشی ایجاد ویا هم لغو نمایم.

مسأله رهبری و زعامت حزب و سازمان در جوامع مثل افغانستان مشکل بوده و هست. به فهم و شناخت من رﺋیس حزب و سازمان حتمی نیست برای ریاست جمهوری و یا صدارت کاندید باشد. برای این کار در کشور های مستقر بهتر و شایسته ترین افراد از داخل حرکت به پشتیبانی حرکت و پلاتفورم پیشکش میشوند که برای تحقق اهداف و برنامه های مطروحه توانایی های مردم و عملی داشته باشد. ګردانندګان عمده با کنترول، نظارت و مساعدت چهره مطرح شده کمک های همه جانبه میدارند. مهم برنامه است تا افراد و اشخاص.

لذا در کار برای تحقق اهداف معیین و خیر افراد و اشخاص و نامهای حامد و محمود مطرح نیست بلکه اینکه چه کسی و کدام راه کوتاه و خیر و با قربانی کم به هدف رسیدن  ممکن است؟ 

یعنی ګروه، حرکت و ملت زعیم را پیش میکشد که در تحقق آرمان های مطروحه توانایی های خود را داشته باشد و زعیم ګلو و صدای همان آرمان و اندیشه میګردد که ملت  و رهبری وی را به زعامت کشانده و مطرح کرده. همه در تحت  شرایط همین قیود و چوکات عمل خواهند کرد و میکنند. هریک ازین جوانب مطرح از راه تعیین شده عدول کند افراز خواهد شد.    

بلی این کار را باید قوانین خوب نیز  جهت وسمت بهتر بدهد. صفوف و زعامت به ضرورت ریختن جویچه هابه دریا ها تصمیم بګیرند و این مسایل را با صدور  دساتیر اداری و فرمانی حل کردن خود مشکل برانګیز است تا حل کننده مشکل.

چنانچه ګفته آمدیم این پروسه باید به صورت طبیعی پیموده شود.

به انتخابات ریاست جمهوری ګذشته در افغانستان نګاه کنید.  کاندید ریاست جمهوری حتی همان حد اقل اراء را که برای ثبت نام  ریاست جمهوری ضرورت بود در انتخابات و عمل بدست آورده نتوانست. این است از مثال از قوانین و اداره نا بکار.  

این مشکل برعلاوه دیګرحتی در قوانین نابکار و رهبری و اداری نا به کار انتخابات است.

بلی همان رهبران و زعامت های مردمی و همګانی خواهند شد که آواز ملت را بلند بدارند و ممثل اولویت های جامعه و خیر باشند. بلی  اندیشه های عوامفریبانه و پوپولیستی و چسپ ملی ګرایی  کاذب برای زمان  کوتاه قوت و اعتبار مردمی کسب مکنند اما زود به فراموشی سپرده میشوند. ملت  چشم و ګوش باز و بینا داشته که دیر و یا زود به عمق حقایق آګاه شده و در موضع حق قرار میګیرند.

نقش و رسالت علماء و خبره ګان خیر خواه  جامعه  درین راستا برای توضیح و تشریح حقایق و واقعیت های اصلی و کلیه مسایل که  زمینه های انتخاب و قضاوت مردمی را توسعه میدهند –  قایمقام ندارد. 

بلی منظور از تشکیل و حرکت سیاسی  و تلاش برای آوردن تغییر خیر در کشور توسط فعال ساختن پلاتفورمها وتشکلات سیاسی به هیج صورت به این معنا نیست که غاصب تیدیل و ملت کما فی السابق از ګفتن سخن اصلی محروم ساخته شود.

بلی سیاست فریب و نیرنګ و جفاء و منافع و مصالح است. اما سیاست زمانی فریب، نیرنګ، جفاء و سخن منافع و مصالح است که آنرا افراد و ګروه های فریب کار، نیرنګ باز، جفا کار و منفعت جو به پیش میبرند و عملی میکنند. سیاست و متمرکز شدن به کار سیاسی برای ګرفتن قدرت سیاسی برای خدمت به مردم و خلق الله و برای خدمت به امر خیر و با درنظر داشت منافع ومصالح خیر و مردم در همه حالات عبادت است.

بلی افغانستان جزیره بی ارتباط به جهان نیست و ما نمی توانیم بدون همکاری جهان به آرزو های عالی وانسانی نایل ګردیم. ما به کمک و نظارت جامعه جهانی برای امر خیر و اعمار سیستم حاکمیت مردمی ضرورت داریم.

ما زمانی میتوانیم که میکانیز بهتر برای این هدف بسازیم. درین مورد اختراع ضرورت نیست. برماست تا کنفرانس ها، سمینارها، جرګه های فرمایشی و …. را قایمقام انستیوت های قبول شده دیموکراسی نه ساخته و اراده ملت را صرف و صرف  در رای ګیری های عومی و مطابق به قانون و تحث نظر قوانین خوب به مساعدت مردم و جامعه جهانی فعال و عملی سازیم.  هر ګونه آسان سازی و اقدامات عبور ازین انستیوت های دیموکراتیک قبول شده موجب جنجال های موجه خواهد شد ومظهر اراده مردم نبوده و به تأسی از آن قوت و مشروعیت حل مسایل مطروح را نه خواهد داشت. این است رمز سخن.

بلی منظور و هدف ازین حرکات و پلاتفورم ها تنها جمع آوری کادر ها، ومتخصصین نیست که اداره را تعویض کنند.

این خبره ګان در سیستم سازی و در پست های غیر سیاسی کار بهتر از همه کرده میتوانند. نصب و پیش کش کردن دولت و حکومت متخصص بدون داشتن مشروعیت سیاسی سبب ایجاد دولت تجرید شده از ملت میګردد و این قابل قبول نیست.

بر جامعه جهانی ، خود کادر و متخصص و مردم خیر اندیش جهان و افغانستان است که زمینه های بدست آوردن کسب قدرت و مشروعیت سیاسی برای اجرای وظیفه سیاسی  را بدست آورد.

 

ایجاد میکانیزم های مؤقت و کوتاه مدت باید واقعآ برای مدت کوتاه بوده و صلاحیت های شان محدود باشد.

میکانیزم های مؤقت باید به هیچ صورت میکانیزم و انستیتوت های قبول شده دیموکراسی را عبورو مسخ  نه نموده و آنرا تعویض نه نمایند. مثال آنرا در کنفرانس بن دیدیم که نتایج رقتبارآنرا ملت به دوش میکشد.

 

منظور و هدف ازین حرکات و تلاشها کوشش است برای بسیج ساختن نیرو های داخلی و خارجی  و قناعت دادن جامعه بین المللی  تا کار و اقدامات عملی برای اظهار اراده ملت و تصمیم ملت به صورت واقعی آماده شود.

تأکید برین است که انتخاب زعامت و رهبری و انتخاب راه ، روش و انتخاب نسخه بیرون رفت از وضع رقت بار کشور بدست ملت است. و این ملت است که باید تصمیم بګیرد کدام راه را برای خویش انتخاب میدارد. مسلما ملت ما مسلمان است و هر راه را که  انتخاب بدارد در چوکات ارزش های دینی  و تاریخی  و حال مردم ما خواهد بود.

با تقدیم احترامات

دوکتور صلاح الدین سعیدی – سعید افغانی 

—————————————————————————————————————————–

:اړیکی Email: saidafghani@hotmail.com  or   drsalahuddinsayedi@yahoo.com,

 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.