اشغال ، استعمار و اجیر شده گان — سرمقاله

 

اشغال ، استعمار و اجیر شده گان

 

 

 

زمانی که روسها بعد از مداخله سرّی شان  در سال 1357 = 1978 ، مجبور گردیدند تا اقدام به مداخله علنی  نموده  و با تمام جهیز و جهاز خود بکشور بلادیده ما هجوم آورند، کشور ما  بدون اندک شبهه  یک کشور اشغال شده از سوی یکی از ابر قدرت های زمان محسوب گردید. البته یک عده محدود و مزدوری هم بودند که در آنزمان این مداخله و اشغال را میخواستند به اشکال متنوعی توجیه نموده  و آنرا در خانه " کمک های بلاعوض ! کشور دوست وبرادر شوروی " قرار دهند. اما این مداخله و تهاجم روسها آنقدر رسوا و آشکارا بود که  با هیچ تلاشی نتوانستند آنرا بخورد مردم دهند، حتی آنانیرا که تا قبل از این مداخله با شک و تردید در مقابل حکومت  مزدور  قرار داشتند، واداشت تا برخورد قاطع و روشنی در برابر اشغال گران داشته باشند.

 

مردم کشور ما با یک اکثریت قاطع و با هر ایده  و موقفی قبلی که داشتند در برابر این اشغالگران در یک صف ایستاده بودند و بر خود واجب میدانستند تا  اشغالگران را از خاک وطن بدور اندازند. با تأسف که این وحدت در هدف سبب در وحدت صف نگردیده، وقت و ناوقتی میان مقاومین و مجاهدین درگیری هایی اسف باری رخ میداد که در بسا موارد ریشه های آن در فعالیت دستگاههای استخباراتی اشغالگران و مزدوران شان  ودر نا پختگی شعور سیاسی مردم ما پیوند میخورد.

  مقاومت و جهاد مردم  آزاده  و سر بلند ما در برابر اشغالگران در آنزمان  چیزی است که همه جهان شاهد آن  و معترف به حقانیت ان بودند  و از آن  مبارزه مردمی  جهان را خیری  رسید بجز از خود ما که بازهم در اثر خام کاری های عده یی از بازیگران سیاسی  نتوانستیم از آنهمه فداکاری ها و خود گذری های بیدریغ مردم ، از پیروزی مردم خود و شکست اشغالگران و مزدوران شان بهره برداری نیکویی داشته باشیم.

 

آن دوره با وجودیکه  صفحات قطور سیاه و درد ناک را در تاریخ کشور ما تشکیل داده است، دیده میشود که بصورت  خواسته و برنامه ریزی شده ، توسط عده یی ، از دفـتر ضخیم و پر حادثه  وطن  زدوده  میشود  و ان حادثه دردناک را که خون بیش از یک و نیم میلیون انسان وطن ما را بخاک ریخت، بصورت حادثه عادی و کم اهمیت در میان اوارق تاریخ وطن  میخواهند جلوه دهند. اینها برای  براورده ساختن  این هدف خویش کوشیدند و میکوشند  تا طرف مقابل را  که عبارت از مقاومین و مجاهدین بودند،  بصورت منفی و زشت در اذهان نسل های بعدی جا دهند.

 

در این برنامه اطراف عدیدی سهیم اند  از جمله :

– اشغالگران قدیم و مزدوران شان که برای شانه خالی کردن از قبول هر گونه مسئولیتی که نا شی از اشغالگری و یا مزدوری به اشغالگران میشود.

 

– گروههایی در داخل مقاومت  که پیروزی این مقاومت را بنفع گروههای غیر از خود شان دانسته لذا برای اینکه  گروههای مخالف شان را از این  پیروزی نصیبی نباشد  دست به هر طرفی دراز کرده  تلاش کردند تا هرنوع امتیازی را که از این پیروزی  بروز میکند  از دامن خصم حزبی و فکری شان بدور دارند این گروهها  از این راه عقده های قبلی شان را بقیمت ثمره  جهاد و مقاومت هموطنان ما آب میکنند.

 

– گروههای انحصار گری که نمیخواستند در غنیمت جهاد دیگران را در کنارشان ببینند شروع کردند به  عیب گویی  و عیب جویی از حریف خود، بیخبر از اینکه این عیب گویی ها دامن خودشان را بلکه دامن آن مجاهدینی را که ازکارکرد طرفهای درگیر بیزار بوده  و دست شان در زشتی های آندوره  آلوده نبوده ، نیز دربر میگیرد.

 

– طماعان و آزمندانی که بفکر اشغال کشور ما ولو بشکل غیر کلاسیکی آن میباشند. این ها برای جو سازی برا ی اشغال کشور ما ضرورت دارند تا فکر مقاومت و روح آزادگی را در بین مردم ما نابود سازند ، از اینرو این کتله  که  در کنار دستگاههای دولتی و حکومتی ، شامل گروههای فکری توسعه طلب  نیز  میشوند با برخورداری از دستگاه های غول آسای تبلیغاتی  شان میخواهند ازادی خواهان و درمجموع  دوره مقاومت  مارا در مقابل اشغالگران روسی ، بعد از انکه در انزمان انرا تأیید میکردند ،  نزد مردم بدنام ساخته  با کوبیدن شخصیت های آزاده  و تضعیف  روحیه ضدیت با متجاوزین در میان مردم ، راه را برای خود هموار کنند.

 

این بازیګران و صحنه سازان بدنامی جهاد و پرده اندازان بر روی سیاه دوره اشغال و مزدوران شان، برای توجیه کارشان میکوشند کارکرد افرادی را دست آویز قرار دهند که روی شرایطی در خط مقاومت و جهاد قرار داشتند ولی با اعمال ناشایست خود نه تنها روی خودشان را سیاه کردند بلکه وسیله شدند تا دشمنان وطن  از اعمال زشت  شان یک حرکت بزرگ ملی را نیز بدنام سازند. اینها کسانی اند که به علت های مختلفی در صف مجاهدین و ازادی خواهان قرار داشتند اما در طول این آزمون بزرگ نتوانستند در مقابل ثروت (  نامشروع )، مقام  ( نا پایدار ) و شهرت ( کاذب ) ایستادگی کنند و همچو هر مبارزه مشروع و پاک که در مسیر راه افراد و گروههایی از آن  به بیراهه میروند، اینها بگودال بدنامی و زشتی سقوط کردند، که حال عده یی از آنها بجاهل مرکبی میماند که تا هنوز هم نمیخواهند بقبولند که عملشان زشت بوده و در این مسیر پسندیده جز شرم و عار بخود چیزی کمایی نکرده اند.

در درازای تاریخ بشری دیده نشده است که حرکتی  و لو هر قدر با اهداف نیکو شروع شده باشد ، بدون کجروی ها و خلافکاری هایی ،  تا آخر به همان خط مشی که در اول برایش طرح شده بود به پیش رفته باشد .

 چنانچه در تاریخ کمتر مثالی میتوان یافت که حرکت  و مقاومتی چون حرکت جهادی و استقلال طلبانه افغانها در مقابل روسها، زشت جلوه داده شده باشد، عمل زشت عده یی را  برای بدنامی تمام یک حرکت و مقاومت  سند بیارند، و درمجموع مشروعیت کل مقاومت و آزادی خواهی را زیر سئوال ببرند.

زمانیکه روی حقایق و وقایع قبول شده نمیتوانند این حرکت  را از اساس  محکوم نمایند ، به مفاهیم عامه و کلی متوصل شده میگویند که : همه مردم افغانستان جهاد کردند .  مقاومت را مردم کردند  و ….   .  اما هرگز نمیخواهند نمونه و سمبولی از افراد را که در این مقاومت و مبارزه و جهاد  دستی روشنی داشتند ذکر نموده یاد آنرا در اذهان بیاد گار بگذارند.

بدگویان خارجی جهاد و مبارزه مردم  خواهان عیب جویی در کل  حرکت آزادی خواهانه مردم ما برضد روسها اند، هرگز نمیخواهند با همان معیار و دلایل، وقایع  و حوادث حرکت ضد اشغالگری و مقاومت خودشان را مورد نقد قرار دهند. در امریکا و اروپا ما میبینیم که از  ترومن،  ایزنهاور، چرچیل، دوگول،  استالین ودیگر رهبران یا رهروان راه مقاومت ، بصورت فرشته گان نجات یاد میکنند در حالیکه تاریخ خود گواه است که توسط افراد مربوط به همین رهبران و مقاومین ضد اشغال چه کارهایی خلاف موازین حقوق بشر  صورت گرفته است.

در جنگهایی که درعراق افغانستان فلسطین و دیگر نقاط جهان توسط قدرت های بزرگ صورت گرفته است با وجود پنهان کاری های شدید ،  چگونه با خونسردی و رضایت کامل یا حد اقل سکوت رهبران کشورهای درگیر در جنگ ، خلاف ورزی هایی درمقابل حقوق بشر صورت گرفته و میگیرد ، اما ایشان را هیچ دستگاهی  بمحاکمه نمیکشاند ، که حتی از انگشت انتقاد گرفتن هم ابا میکنند. و اگر هم کسی و جهتی بخواهد، نمیتواند چنین کاری را بکند. بلکه برعکس افرادی از آنها را نامزد جائزه نوبل برای صلح ! میکنند و تمثال عده ای را  هم میخواهند در محلات مهمی نصب کنند.

 

جای بسا تعجب است  نهاد هایی  در داخل افغانستان که ریشه های شان  از کاسه غیر آب میخورد با بهانه های متنوعی برای پوشانیدن این صفحه سیاه  میکوشند. و چه بسا که در همین نهاد ها افرادی که بنوعی از انواع با آن رژیم مزدور گره خورده  اند جا گرفته از این طریق جرم خود را میخواهند بپوشانند.

 

زمانی که کشور ما اشغال شد  اکثریت مردم  تا شکست آن مقاومت کردند و در این راه مصیبت های زیادی را تحمل کرده و حتی تا دم حاضر نیز تحمل میکنند. باید برای ارج گذاشتن به آن بزرگ مردان و بزرگ زنان کشور که در این راه  جان باختند و یا هم زنده اند، از آنها نام برد و از آنها بصفت بزرگان دوره جهاد و استقلال یاد کرد . یاد آنهارا برای نسل های دیگر تازه نگه داشت  تا روح آزادگی و آزادی خواهی مردم غیور ما تازه و زنده باشد ، تا روی هر دشمن و هر مزدور بدشمن  سیاه باشد .  مزدورانی که جز مزدوری کار دیگری ندارند. اگر دیروز برده گی  ( شرق ) را میکردند و تمام دشمنان و حریفان خود را با تاپه  دروغین ( امپریالیست غرب ) سر به نیست میکردند، امروز که از آن ( شرق ) چیزی باقی نمانده ، با تحول صد و هشتاد درجه، این بی وطنان خائن  در خدمت همان ( امپریالست ) و همین (غرب ) قرار گرفته اند. اینها جز مزدوری شاید چیز دیگری را بلد نیستند.

 

با یاد کرد از آن روز سیاه و نفرین شده ، روز تجاوز بیشرمانه  بیگانگان  و بکرسی نشاندن مزدوران بر مسند قدرت،   خاطرات جرم و جنایت  دشمنان خارجی و مزدوران داخلی آنرا در اذهان خود و هموطنان خویش زنده میداریم ، تا ارجی گذاشته باشیم بتمام آن هموطنانیکه از این تجاوز و جرم  داغی برداشتند و دردی دیدند، و تا بتوان این روح آزادگی را بنسل های بعدی به امانت سپارید.

 

روی دشمنان وطن و رهگشایان بدشمنان وطن و مردم ما سیاه باد.

یاد سیاه روز " شش جدی " در ذهن اولاد  آزاده  وطنما  پاینده باد.

 

 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.