به پاسخ هتاکی های يکی از مارکسستها عليه قرآن کريم درسايت افغانستان آزاد (بخش دوم) — عبدالکریم فاریابی

 

به پاسخ هذيانهای يکی از بندگان مارکس عليه قرانکريم درسايت افغانستان آزاد (بخش دوم)

 

عبدالکريم فاريابی

 

پيش ازپاسخ دادن به اراجيف بنده مکارمارکس( آزاد ل) دربخش دوم نوشته اش، لازم می افتد تا بحث بيشتری درمورد دروغهای شيادانه يی که دربخش اول هذيانهايش به خورد خوانندگان داده است ، داشته باشيم تا ازتاثير وسوسه های اين شيطان مارکسست بربعضی از هموطنانی که معلومات کمتری درمورد دين ومقدسات شان  دارند ويا اصلاً معلوماتی ندارند، جلوگيری بعمل آيد !

وی مانند همهء شياطين دروغگوی امثال خودش درآغاز نوشته اش، دروغهائی می بافد وهذيانهائی می گويد که خيلی خنده آور هستند  مثلا وی ارشاد می فرمايد که چرا قرآن ازسرخ پوست های امريکايی  چيزی نگفته است!! به جواب اين کمونست ابله وخاديست جنايتکاربايد گفت که قرآن کتاب جغرافيه ويا تاريخ نيست که دربارهء اين ويا آن سرزمين ويا ملت ،معلومات بدهد؛ بلکه کتاب هدايت است که برعکس ادعای دروغين خودت- دربخش دوم نوشتهء بی اساست – برای همهء جهانيان نازل شده است واين پيام خودرا با کلمهء" ياايهاالناس" يعنی ای مردم ، بگوش همهء جهانيان می رساند ؛ وطبيعی ومنطقی است که بايد ازمکه واطرافش حرف بزند چون دربين همان مردم نازل شده است وبعد از اصلاح وتربيت ايشان ، آنهارا مؤظف به رساندن پيام الهی به گوشه گوشهء جهان بااين خطاب خود می نمايد" کنتم خيرامة اخرجت للناس تأمرون بالمعروف وتنهون عن المنکر" آل عمران آيهء 110 ، يعنی" شمابهترين امتی هستيد که برای انسانها برون آورده شده ايد؛ آنهارا به کارهای نيکو فرامی خوانيد وازکارهای زشت منع می کنيد"!

باآنکه بندگان مارکس ولينن درعوامفريبی نظير ندارند ولی آنقدر احمق وبی شعورنيز هستند که گاهی با حرف وجمله يی خودرا خيلی مسخره وبی نهايت ريشخند می سازند وعمق حماقت وبی عقلی خودرا به مردم ثابت می سازند!!.. آيا اين خنده آورنيست که يک بندهء بی خرد مارکس ازيک کتاب آسمانی می خواهد تا همهء کشورهای روی زمين وتمام شهرها وقريه را باباشندگانش نام بگيرد تابرای وی قابل قبول باشد؟! اصلاً چه ضرورتی برای اين کار وجود دارد؟!.. اگر ازمکه واطرافش نام گرفته شده به خاطر اهميت اين مناطق است که مهد رسالت های الهی بوده اند ووحی الهی درتماس مستقيم با آن بوده است؛ واين درحاليکه دراطراف مکه شهرهای بسيار ديگری نيز وجوددارند که قرآن ازآنها نام نبرده است زيرا نيازی به يادآوری ازآنها نبوده است ؛ مثلاً شهر طائف که از شهرهای خيلی قديمی جزيرة العرب است !

آری خدا مالک آسمانها وزمين است واين مالک آسمانها وزمين درهنگام اعطای آخرين رسالتش به آخرين فرستادهء خويش ، معجزات زيادی را به اوعنايت کرد  که صفحات تاريخ وتفاسير وسيرت ها مملو ازبيان آنهاست وخود اين کتاب ، معجزه بزرگی است که  اززمان نزولش تا حالا شيادان وابليس ها ودجالان با وجود تلاش های زيادی نتوانسته اند نظير آن را بنويسند! اين کتاب – با آنکه کتاب هدايت است ونه کتاب ساينس- اشارات علمی زيادی را درخود نهفته دارد که روزتاروز با گذشت زمان وپيشرفت علوم، کشف می شود ودانشمندان را  حيرت زده می سازد- خوانندگان عزيز می توانند درگوگل فارسی با نوشتن کلمهء اعجاز علمی قرآن ، ازين مباحث مستفيد شوند- وازهمينجاست که دانشمندان منصف غربی ، زبان به مدح وستايش آن کشوده اند که ما برای جلوگيری از درازشدن مطلب، سخنان يکی دوتای آنهارا درينجا نقل می کنيم وتفصيل بيشتر را می گذاريم به وقتی ديگر:

دانشمند امريکائی مايکل هارت می گويد: " درتاريخ رسالت ها بجز قرآن ، کتابی که با همهء حروفش از تحريف ، سالم مانده باشد، وجود ندارد "

خاورشناس ديگری بنام فون هامر  درمقدمه ترجمه اش ازقرآنکريم می گويد: " قرآن تنها قانون اساسی اسلام نيست بلکه اوج فصاحت زبان عربی نيز هست؛ واسلوب حيرت آور قرآن نشان می دهد که اين کتاب ، وحی الهی است ومحمد با اين معجزهء زبانی، رسالت خودرا پخش کردوامکان ندارد که اين کتاب زادهء قريحهء بشری باشد"

موريس بوکای فرانسوی می گويد: " نخستين چيزی که انسان را دروقت مطالعهء قرآن ، شگفت زده می سازد، غنی بودن اين کتاب از موضوعات علمی است . درحاليکه درتورات فعلی  اشتباهات علمی زيادی رامی بينيم ،درقرآن هيچگونه اشتباهی را نميتوان ديد. اگر گويندهء قرآن ، انسانی باشد پس  اين انسان چگونه توانست درقرن هفتم، حقائقی را بنويسد که درعصر وی کسی ازآن آگاهی نداشت؟! "

آری! اين دانشمندان وده ها بلکه صدهای ديگرامثال شان به حقانيت قرآن، عظمت قرآن، قوت قرآن ، بلاغت وفصاحت قرآن و..و.. گواهی می دهند؛ حال چه فرقی می کند اگر انسان کودنی از چوچه های مارکس با اين بهانه که چرا قرآن ازسرخ پوستان امريکا ويا اسکيموها حرفی بميان نياورده است،منکر آن شود ودشنامش بدهد!!

مهتاب که نور پاک دارد

از بانگ سگان چه باک دارد

دروغ شرم آورديگری که اين جاسوس سابق جهانخواران شرقی وجاسوس فعلی استعمارگران غربی، با کمال بی شرمی ووقاحت  دربخش اول نوشته اش برزبان می آرد، اينست که اسلام رادينی وابسته به استعمارگران وظالمان  می داند وقرآن را پراز احکام جنگ وگردن زدن وغارت  !

وی با وقاحتی که  مخصوص بندگان حقير مارکس ولينن ومائواست، می نويسد:" آن ها طوری گفتار می دارند که همه مسلمان ها دارای حقوق مساوی هستند واسلام دين برابری است واين دروغ محض می باشد- درعمل هيچ نوع آزادی برای مظلومان ومردم تحت ستم وجودندارد وجزئی ترين حرف وعمل خلاف اسلام شان آن هارا به گلوله می بندند فقط آزادی وبرابری برای چپاولگران – دزدان- وابسته  ها به قدرت های استعماری- مخصوصاً اعراب وشيخک های عربی درچوکات اسلام مهيااست نه برای غريبها وبيچاره ها . حال به شکل خيلی فشرده  درين بخش به اسلام وقرآن نظر می اندازيم تا درروشنی تشريحات فارسی آن بدانيم آنچه را که فرستادگان خدا ورهنمايان اديان نميخواهند ما بدانيم اسلام يک دين قهری وجنگ طلب است که همين خصوصيت لازمه بقای آن حساب شده می تواند.ما با خواندن قرآن به فارسی به متن ان پی برده ونادرستی های آن را متوجه خواهيم شد وخواهيم ديد که اين کتاب آسمانی همه پراست از گردن زدن- جنگ – غارت اموال ديگران- داشتن برده وکنيز- دروغ- رهزنی- زن ستيزی ودربند کشيدن زنان. قصه ها وداستان های کهن يهودها که به شکل افسانه ئی هزاران سال درجامعه يهوديت فکرگيربوده است  وامثالهم که بايد به دقت به فارسی خوانده شده وبعداً غرض بيرون شدن از هرنوع اشتباه با متن عربی سرداده شود .."

اين بود بخشی از بی ادبی ها، بی حيايی ها ، دهن پارگی های اين بندهء ذليل مارکس که درهمين نوشتهء رذيلانهء خود از مسلمانان می خواهد که چون چيزی دردفاع از دين خود می نويسند، بايد نوشته های شان بدون ريا، عصبانيت، احساساتی شدن ومبتنی برمنطق واصول علمی باشد!!

ما ازين جاسوس مکار می پرسيم: آيا اين دشنامهائی که از دهان کثيف تو عليه معتقدات ومقدسات ملت خودت که بخاطر دفاع ازآن يک ونيم مليون شهيد داده است ومقدسات بيش ازيک ملياردانسان، می برآيد ، دور ازعصبانيت واحساساتی شدن ومبتنی برعقل ومنطق است؟؟!! ويا اينهارا بايد به حساب عقل ومنطق واصول کمونستی ومارکسستی بگذاريم؟؟!!

تجربه ثابت ساخته است که شما مارکسست ها درطول تاريخ بشريت، بی حيا ترين وپرروترين ووقيح ترين شياطين روی زمين هستيد؛ شما آنقدر بی حيا هستيد که برعکس شياطين ديگر ودروغگويان ديگر، فقط وفقط به نتيجهء فوری وتاثير آنی  دروغهای  خويش فکر می کنيد وخويش می شويد که انسانی حتا برای يک ثانيه هم که شده  فريب تان را بخورد وپروای آن را نداريد که روزی ويا اندک مدتی بعد، دروغ تان کشف وحيله گری وتقلب تان افشا ومشت تان بازگردد ورسوا شويد!! اگر چنين نبود تو شيطان دروغگويی که با وجود ادعای مراجعه ات به معتبرترين تفاسير، تقريباً همهء آيات مورد استنادت را غلط ترجمه کرده يی، اينهمه با جسارت وچشم سفيدی ، خواننده را به خواندن قرآن به فارسی وتطبيق آن با متن عربی ، تشويق نميکردی زيرا همينکه خواننده يی آنچه راکه تو نوشته يی با متن عربی قرآن تطبيق نمايد ويا با ترجمهء درست وتفاسير صحيح فارسی آن، ويا تاريخ ظهور وانتشاراسلام وزندگينامهء پيامبرعظيم الشانش راازمراجع ومنابع درستش مطالعه نمايد، به تو خواهد گفت:

ای مارکسست دروغگو وای خاديست فريبکار! آيا اين اسلام نبود که عليه ابوجهل ها وابولهب ها و اميه ابن کعب ها وسائر سرداران خونخوار قريش قيام نمود ودست آنهارا از ظلم وستم وبرده سازی وحق تلفی وخونريزی وجنايتکاری و..و.. کوتاه کرد؟!آيا اين اسلام نبود که بردهء حبشی مظلومی مانند بلال راجرئت بخشيد که دربرابر وحشی ترين وقلدرترين سردار ظالم قريش بايستد وبا تحمل شديدترين ووحشيانه ترين  تعذيب ها ازوی ويارانش، آزادی خودرا به دست آرد؟!

آيا ابوسفيان سردارقريش درپاسخ اين پرسش هرقل امپراطور روم که پيروان محمد بيشتر از کدام گروه مردم اند، نگفت که بيشتر طبقات پائين جامعه از قبيل بردگان وستم رسيدگان ومردم ضعيف ومستضعف  وفقيرازوی ودينش پيروی می کنند؟!

آيا اين سرداران چپاولگر وظالم وخونخوار قريش نبودند که عليه پيامبر وپيروان مستضعفش درمکه، انواع اذيت ها وآزارها وتعذيب هارا اعمال کردندوتعدادی ازآنهارا ازقبيل ياسر وسميه کشتند وحتا قصد کشتن خودش را نمودند؟!

پس چگونه ميتوان ادعا کرد که اسلام دين ظالمان وچپاولگران وغارتگران است؟! آيا جز يک کمونست بی حيا ويک مارکسست  مزدور واجير،کس ديگری می تواند آنهمه حقائق تاريخی را ناديده بکيرد وبا کمال وقاحت وپررويی ادعا کند که اسلام دين چپاولگران وغارتگران است وبلال ومصعب وسلمان وسميه وياسر و..و.. ظالمان وچپاولگران بودند وابوجهل وابو لهب وعتبه وشيبه واميه وسائر سرداران قريش، مردم مظلوم وبيچارگانی بودند که دربرابر اين دين وپيامبرش قدعلم کردند وبا ان جنگيدند؟؟!!

تاريخ بيش از هزار وچهارصد سالهء اسلام  شاهد است که اين دين ، هميشه دربرابر استعمار گران وغارتگران ايستاده وتقريباً همهء جنبش های آزادی خواهی دردنيای اسلام وازجمله درکشور خود ما افغانستان ، صبغهء اسلامی داشته است ؛ پس چه بی شرم است کمونست اجيری که ديروز يوغ استعمار شرقی را بگردن داشت وامروز زيردهل استعمار غربی می رقصد، آئين آزادگی وآزادگان را محکوم نمايد وروز را شب وشب را روز بنامد!!

آری! کسيکه نوشته های بی اساس ودروغهای بيشرمانهء " آزاد ل" اين مارکسست شياد را با منابع درست وصحيح قرآنی واسلامی تطبيق نمايد وسردهد ، بدون شک به وی خواهد گفت: نفرين برتو ای بندهء ذليل لينن وپرستندهء حقير مائو! آيا پيامبری که زنان ودختران را از زنده بگورشدن نجات داد ، می تواند زن ستيز باشد؟!.. و قرآنی که می گويد : " وروزی که از زنده بگور کنندگان  پرسيده می شود، به چه گناهی  اينها زنده بگورشدند؟؟ " آيا می تواند زن ستيز باشد؟! آيا پيامبری که می گويد :" بهشت زيرپای مادران است" می تواند زن ستيزباشد؟! آيا دينی که آرندهء آن می گويد" کسيکه سه دختررا در ست تربيه نمايد، به بهشت داخل می شود" می تواند زن ستيزباشد؟! .. آيا پيامبری که درآخرين حج خود به امتش توصيه می کند که به زنان خود نيکويی کنيد، می تواند زن ستيزباشد؟!

آيا قرآنی که سوره يی را بنام زن نامگذاری نموده است واززنان پاکدامن ومقدسی مانند مريم عذرا وآسيه زن فرعون به نيکی ياد می نمايد وآنهارا می ستايد، زن ستيز است؟؟!!

آيا اين نهايت پست فطرتی مارکسست پليدی را به نمايش نمی گذارد که اسلام را دين کنيز وغلام داشتن می نامد ؛ درحاليکه اسلام وقرآنش وپيامبرش آزاد کردن غلام وکنيز را از بزرگترين عبادتها قلمداد می کنند وبه کفارهء بسياری از گناهان  به مسلمانان دستور می دهند که غلام ويا کنيزی را آزاد کنيد تا کفارهء فلان وبهمان گناه تان باشد؟!

دراوضاع وشرائط وزمانی که دشمنان متجاوز اسلام درهرحملهء شان برمسلمانان، تعدادی اززنان ومردان مسلمان را کنيز وغلام خود می ساختند ومسلمانان نيز چاره يی جز عمل بالمثل نداشتند، اين اسلام وتنها اسلام بود که راه ها وچاره های زيادی را برای آزادکردن بردگان وکنيزان، سنجيده ودرواقع می کوشيد تا اين عادت ناروا را ازجامعهء انسانی بکلی برچيند!

درشرائطی که اسيران مسلمان اعم از زن ومرد ،ازکفاری که آنهارا به غلامی وکنيزی می گرفتند، بدترين معاملات وغير انسانی ترين برخورد هارا متحمل می شدند، پيامبر بزرگوار اسلام به مسلمانان توصيه می کرد که" خدمتگاران شما برادران شماهستند ؛ کسيکه برادرش درخدمتش باشد، بايد باوی رويهء نيکو نمايد؛ از غذائی که خودش می خورد به وی بخوراند وازلباسی که خودش می پوشد به وی بپوشاند! "

آيا دينی که پيامبرش درهنگام فتح مکه وپيروزی برمردمی که بروی ويارانش بدترين ووحشيانه ترين ستم هارا رواداشته واورا ازخانه وداروديارش اخراج نموده بودند، همهء دشمنانش را می بخشد وازآنها انتقام نمی گيرد درحاليکه دراوج قدرت وتوانائی خود قرار داشت ؛ ونه فقط همين بلکه خانهء ابوسفيان سرسخت ترين دشمن خودرا پناهگاه کسانی اعلان می کند که درآن پناه می برند؛ آيا چنين دينی دين گردن زدن وغارت وجنگ وکشتار است؟! آيا کمونست لعينی که چنين ادعائی می کند ، تاريخ دين مارکسستی خودرا خوانده است؟! آيا نمی داند که خدايان وی لينن وستالين ومائو وپيامبران شان امثال برژنف وپول پت وبندگان شان امثال تره کی وامين وببرک ونجيب ، مليونها انسان بيگناه را گردن زدند وملتهای کاملی را ازصحنهء هستی محو کردند؟! وخدايان جديد صليبی اش چگونه ملت های مظلوم افغانستان وعراق وفلسطين را قتل عام می کنند؟!

آيا اگر بعوض محمد پيامبر صلح ورحمت وهدايت يکی از حکام مارکسست ويکی از شياطين کمونست  درآن حالت می بود، کسی از اهل مکه را زنده می گذاشت؟! يقيناً که نه!! وآيا سرتاسر مکه را غرق سيلاب خون نمی ساخت؟! يقيناً که بلی!! چون کمونست ها ومارکسستها وخدايان صليبی (آزاد ل) دراين ساحه امتحان خودرا داده اند وماهيت خودرا آشکار ساخته اند وتاريخ خونريزی های آنها آنقدردورنيست که شيطان های بی حيايی امثال آزاد ل با وجود همهء بی حيايی وبی شرمی وچشم سفيدی بتوانندمنکرآن شوند!   

    دربخش بعدی اين نوشته به اتهامات اين بندهء بيمقدار مارکس درمورد سوره های مکی ومدنی می پردازيم وبعد بخش دوم نوشته اش را که درآن ازجهانی رسالت قرآن انکار ورزيده است، موردبررسی قرار می دهيم!

 

ادامه دارد

 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.