سکوت مرگبار در قبال کشف قبر دسته جمعی افغان ها در ایران محکوم است — دوکتور احمد فرید ثمین

 

سکوت مرگبار در قبال کشف قبر دسته جمعی افغان ها در ایران محکوم است

 

نویسنده : دوکتور احمد فرید ثمین

برگرفته شده از: سایت گران افغانستان

 

بر اساس گزارش های تازه ، اخیرا مردم ولسوالی سراوان ولایت سیستان ایران یک قبر دسته جمعی ۱۱ نفر افغان را در منطقه نامبرده کشف کرده اند. گزارش می افزاید که مامورین دولتی ایران پس از اینکه این افراد را به دلایل نامعلومی هدف گلوله قرار داده و کشته اند، به طور پنهانی و با همکاری شاروالی سراوان یک قبر بزرگ را توسط بلدوزر حفر کرده و اجساد را با وضعیت وحشتناکی در آنجا رها کرده اند و دهانهٔ قبر را نیز خاکریزی کرده اند اما از آنجائیکه این عمل وحشیانه با عجله و شتابزده گی انجام شده آثاری از اجساد و خون در اطراف این قبر دسته جمعی به جای مانده بوده است که باعث دریافت این ماجرا توسط مردم محل گردیده است. این حادثه در حالی گزارش می شود که دولت افغانستان کوچکترین بذل التفات به این عمل ددمنشانهٔ ایران نکرده و در قبال آن به مثل اعدام صد ها تن از هموطنان مظلوم ما مهر سکوت بر لب نهاده است.

 

نمی دانیم که آنها فرزندان کی بوده اند؟ نمی دانیم که آنها پدران کی بوده اند؟ نمی دانیم که آنها از کدام ولایت بوده اند؟ نمی دانیم که آنها چه وقت کشته شده اند؟ مگر یگانه چیزی را که در مورد آنها می دانیم این است که آنها افغان بودند و درنتیجهٔ وحشت و دهشت آخوند های خونخوار به ضرب گلوله کشته شدند و حتی کسی در مورد قتل آنها نیز اشک نخواهد ریخت. مادران ، پدران، خواهران و برادران و فرزندان شان چنان خواهند پنداشت که فرزند شان، جگر گوشهٔ آنها، برادر آنها و سرپرست خانهٔ آنها در بلند منزل های ایران روز مزدوری می کند و برای آنها یک چند ریال را در آخر ماه ارسال خواهد کرد مگر نا خبر از آنکه جگر گوشه های آنها در قبر دسته جمعی با برادران دیگر افغان خود مدفون هستند و حتی کسی هویت آنها را نیز نمی داند و اجساد آنها نیز به فامیل های شان ارسال نخواهد شد. اگر قبر دسته جمعی آنها توسط باشنده گان ولسوالی سراوان ایران کشف نمی گردید، آنها نیز به مثل هزاران شهید گمنام افغان در تنور وحشت و بربریت آخوند های ایران ناپدید می شدند .

 

آری! دلم به حال زار مادری می سوزد که همین اکنون در انتظار تیلیفون فرزندش لمحه شماری می کند، دلم به حال فلاکتبار برادری می سوزد که همین اکنون چنان می پندارد که برادرش در ایران بسر می برد، دلم به حال نکبتبار کودکی می سوزد که همین اکنون چنان می پندارد که پدرش بخاطر تهیه نمودن یک لقمه نان خشک دشنام های پدر سوخته ایرانی ها را می شنود و سر انجام دلم به حال خانمی می سوزد که در انتظار رسیدن نامهٔ شوهرش چندین سال را سپری کرد مگر ناخبر از آن موصوف دیگر از این دنیای دون برای ابد رخت سفر بسته و جسدش در حالت وحشتناکی در کنار اجساد هموطنان دیگرش در قبرستان ولسوالی سراوان ولایت سیستان ایران مدفون است.

 

آری! ای برادرام و ای خواهرم

هموطنان ما با چنان وحشت و دهشت کشته شده اند که حتی ایرانی ها بر حالت وحشتناک آنها اشک می ریزند و بر آخوند های خود نفرین می فرستند لیکن دولتمردان ما در قبال آنها لبخند نموده و نو روز را به رسم ایرانی ها در قم و تهران جشن می گیرند.

 

اسفبار است که قبر دسته جمعی ۱۱ تن از هموطنان مظلوم ما در یک کشور خارجی کشف می شود مگر دولتمردان ما که خود را نماینده گان این ملت قلمداد می کنند، در زمینه کوچکترین واکنشی را از خود نشان نمی دهند و هنوز هم این کشور را دوست واقعی افغان ها قلمداد می کنند و حتی با آنها پیمان های تدوین کتب درسی ما را عقد می کنند. مگر بیخبر از آنکه آخوند ها هرگز خواستار آن نیستند که مشعل علم و عرفان در افغانستان افروخته شود . اگر آنها واقعا دوستان ما می بودند، هموطنان بی گناه ما را در زندان های ایران اعدام نمی کردند، اگر آنها واقعا خواستار رفاه و سعادت افغانستان می بودند شاگردان و محصلین مهاجر افغان را در آتش بیسوادی نمی سوختاندند، اگر آنها واقعا دوستان افغانستان می بودند دشمنان افغانستان را با ساز و برگ ایرانی تجهیز نمی نمودند، اگر آنها واقعا دوستان ما می بودند باید در میان ما تخم نفاق و شقاق را بذر نمی کردند، اگر آنها واقعا مسلمان می بودند باید یاران پیامبر سترگ اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و سلم را دشمنام می دادند، اگر آنها واقعا همسایه گان خوب می بودند مهاجرین ما را پدر سوخته خطاب نمی کردند و آنها را بی گناه اعدام نمی کردند و سر انجام اگر آنها واقعا انسان می بودند باید هموطنان ما را به طور وحشیانه در ولسوالی سراوان ولایت سیستان ایران قتل عام نمی کردند.

 

کجاست امروز آنهائیکه داد از رهبری این ملت را می زنند ؟ کجاست امروز آنهایی که دم از حقوق بشر را می زنند؟ کجاست امروز آنهایی که داد از آزادی افغانستان را می زنند؟‌ کجاست امروز آنهاییکه خود را وارثین این خاک قلمداد می کنند؟ کجاست امروز آنهاییکه بخاطر کشمیری ها و فلسطینی ها در شهر ها و دهات ما مظاهره می کردند ؟ کجاست امروز آنهاییکه داد از افغانیت را می زنند؟ کجاست امروز آنهایی که بخاطر فریب مردم ما حملات هوایی را تقبیح نموده و هشدار میدهند که اگر این حملات ادامه یابند اشغالگر پنداشته خواهند شد مگر متاسفانه در قبال قتل عام افغان های مظلوم در ایران تجاهل عارفانه می کنند!؟؟ چرا همه خاموش اند و چرا همه در زمینه اشک تمساح می ریزند؟ آخر حد اقل۱۱ تن از هموطنان بی گناه ما بدون کدام جرم با قساوت و وحشت تمام توسط آخوند ها کشته شده و بعدا قبر آنها توسط بلدوز حفر شده است. اگر این ها افغان نمی بودند و اتباع کدام کشور دیگر می بودند لاجرم این خبر سرخط اخبار جهانی را تشکیل میداد مگر چون آنها افغان بودند حتی مطبوعات افغان نیز به این مسئله بذل التفات نمی کند. آیا خون این ۱۱ تن با خون آنهایی که در حملات هوایی و انتحاری کشته می شوند فرق دارد؟ اگر فرق ندارد پس چرا همه در قبال این وحشت خاموش هستند؟ اگر فرق ندارد پس چرا جناب کرزی که داد از دفاع از حقوق افغان ها را می زند، آخوند ها را قصاب خطاب نمی کند!!؟

بطور اخلص گفته می توانیم که بدبختی ما در این است که به مثل جناب کرزی رئیس جمهور داریم که به درد و غم ملت ما هیچ گونه بذل التفات نمی کند مگر روز نو روز را با افغان ها نه بلکه با آخوند ها این قاتلین ملت افغان جشن میگیرد، بدبختی ما در این است که به مثل ولسی جرگهٔ کنونی یک پارلمان بیسوادان داریم که اعضای آن به مثل شاگردان صنف اول در میان خود جنگ می کنند و حتی یک دیگر را بوت باران و بوتل باران می کنند. اگر دولتمردان ما چنین است باید کشته شده گان ولسوالی سراوان ولایت سیستان ایران از آنها هیچ گونه توقع نداشته باشند زیرا آنها در آتش برده گی و غلام منشی می سوزند و داشتن تمنای غرور ملی و حب الوطن از آنها خیال است و محال است و بس

 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.