به پاسخ هذيانهای يکی از بندگان مارکس عليه قرانکريم (بخش دوازدهم) —عبدالکريم فاريابی

 

به پاسخ هذيانهای يکی از بندگان مارکس عليه قرانکريم درسايت افغانستان آزاد (بخش دوازدهم)

 

عبدالکريم فاريابی

 

مقام زن دراسلام:

اما درمورد مسئلهء آرايش زن بايد گفت که شريعت اسلامی هرگزآرايش زن را بطور مطلق منع نکرده است ؛ بلکه اين دين فطرت درضمن حديث مبارکی از پيامبرگرامی اش  زيبايی وجمال را ستايش نموده وگفته است" إنَّ اللَّهَ جَمِيلٌ يُحِبُّ الجَمَالَ" يعنی " خداوند زيباست زيبايی را دوست دارد" ؛ ولی استفاده ازاين حق يعنی حق زيبابودن نيز مانند سائر حقوق بشری ،حدود مشروعی دارد که با رعايت آن، ازسرنگونی جامعه دردامن فساد وفحشاء ووسائلی که منجر به آن می شود، جلوگيری بعمل می آيد ؛ واين محدوديت ها تنها منحصر به زنان نيست بلکه مردان را نيز دربرمی گيرد؛ وازهمينجاست که قرآنکريم می فرمايد : " قُل لِلمُؤمِنِينَ يَغُضُّوا مِن اَبصَارِهِم وَيَحفَظُوا فُرُوجَهُم ذَالِکَ اَذکَی لَهُم اِنَّ اللَّه خَبِيرٌ بِمَا يَصنَعُونَ وَقُل لِلمُؤمِنَاتِ يَغضُضنَ مِن اَبصَارِهِنَّ وَيَحفَظنَ فُرُوجَهُنَّ"  يعنی: "به مردان مومن بگو چشمان خودرا ازنگاه های هوس آلود بپوشند وشرمگاه های خودرا ازارتکاب گناه بازدارند اين برای شان پاکيزه تراست. بدون شک خدا آگاه است به آنچه ايشان انجام می دهند وبگو به زنان باايمان که چشمان خودرا ازنگاه های هوس آلود بپوشند ونگهدارند شر مگاه های خويشتن را" سورهء نور آيهء 30  .

حقيقت اينست که زندگی  همهء جوامع بشری با قطع نظر ازينکه دارای چه عقيده ودين وايديولوژی ومفکوره يی هستند، دارای قيود ومقرراتی است وآزادی مطلق وجود ندارد وامکان هم ندارد که وجود داشته باشد؛ درغيرآن ، زندگی شان دچارهرج ومرج ونابودی می شود.

جوامع وملت هايی که توسط اژدهای کمونيسم بلعيده شده اند، محکوم به پيروی از قوانينی هستند که هدف آن حفظ سلطهء چند مفتخوراستثمارگراست که سران حزب کمونست ويا اعضای بيروی سياسی ويا اعضای کميتهء مرکزی می باشند، ودرنظام سرمايه داری نيزهمين چيزوجوددارد- هرچند با تفاوت بسيار- ؛ وکوتاه سخن اينکه درهمهء اديان چه آسمانی وچه زمينی ودرکافهء رسم ورواج ها وقوانين ومعاملات بشری بدون استثناء ، محدوديت هايی وجود داشته است ودارد وآزادی مطلق را درهيچ جا وهيچ زمانه يی نميتوان يافت؛ واين عدم وجود آزادی مطلق، کاملاً معقول ومنطقی است زيرا آزادی مطلق، باعث بربادی ونابودی جوامع بشری می گردد.

بنابرآنچه گفته آمد، اسلام نيز برنامه هايی برای بشريت دارد وقوانين ومقرراتی.

هدف اسلام ايجاد جوامعی است پاک ونظيف وخالی ازهرگونه مفاسد اخلاقی ؛ زيرا فساد اخلاق دريک جامعه ، باعث بروز امراض وبدبختی های گوناگون شده وآن را بسوی نابودی می برد؛ وهمه می دانيم که انتشاربيماری خانمانسوز ولاعلاج بيماری ايدز درکشورهای غربی، سببی جز گسترش وهمه گيری فساد اخلاقی دربين مردم آن مناطق ندارد.

 اضرارشيوع فساد اخلاقی درجوامع بشری، تنها به گسترش امراض خطرناک جسمی خلاصه نمی شود، بلکه بيماری های بيشمارروانی ونابودی خانواده ها وبربادی اطفال وزنان ومردان نيز ازپيامد ها وتبعات خطرناک آنست ؛ وچه بسا ديده شده است که روابط نامشروع مردی با زنی بيگانه ويابرعکس، مشاجرات وبگومگوها وزدوخوردهای خشنی را درخانواده بوجود آورده وسرانجام منجر به جدايی زن وشوهرونابودی خانواده وبدبختی اطفال شده است.

اسلام برای اشباع غريزهء جنسی انسانها فقط يک راه را بازگذاشته است که راه ازدواج است وهمهء راه های ديگررا مسدود نموده وقوانين سختگيرانه يی برای جلوگيری ازآن ، وضع نموده است.

اگراسلام، مرد وزن نامحرم را ازديد وبازديدهای غيرضروری وخلوت کردن بايکديگرومبادلهء کلمات ونگاه های دوستانه وعاشقانه  وآرايش های پرکشش وناروا منع می کند، هدفش آنست که اين اعمال به ظاهرکوچک، منجربه خطاها ولغزش های بزرگ نشوند؛ خطاها يی که علاوه برامراض گوناگون وخطرناک جسمی- آنگونه که قبلاً گفتيم- تبعات خانمانسوز روانی واجتماعی را نيزبدنبال دارد.

اسلام اززن می خواهد که برای شوهرش آرايش کند تا محبت وتوجه وتمايل قلبی اورا بسوی خود جلب کند وازشوهر می خواهد که ازنگاه شهوت آلود به زنان بيگانه وبرقرارساختن روابط نامشر وع جنسی با ايشان ، اجتناب ورزد ؛ واين احساس مسئوليت متقابل زن وشوهردرمقابل همديگر نه تنها عشق وعلاقه واعتماد زن وشوهررا به همديگرکه لازمهء يک زندگی آرام وصميمانه وبی درد سراست، تقويت می بخشد ، بلکه فضای خانواده را بطورعموم، گرم ساخته وباعث تربيه ء سالم اطفال ازناحيهء روحی وحتا جسمی می گردد.

درخانواده يی ودربين زن وشوهری که بی اعتمادی ها وجنگ وجدل های ناشی ازروابط  نامشروع يکی ازطرفين( شوهريا زن) وجودداشته باشد، فضای خانه نه تنها برای آندو بلکه برای اطفال شان  هم به جهنم تبديل می شود، واين ناآرامی حتا در بيرون خانه سرايت نموده وروابط دوستانهء وابستگان هردوطرف را به دشمنی مبدل می کند. چه بسا درجامعه وماحول خود ما ودرجوامع ديگران ديده وشنيده ايم که خانواده های آرام وخوشبختی، ناگهان دچارطوفان های اختلاف وکشمکش ومنازعه شده وسيلاب ويرانگرطلاق وجدايی ، همهء افراد آن وبويژه کودکان را بسوی هلاکت ونابودی وبدبختی برده است.

آری! اسلام برای جلوگيری ازاين مصائب وبدبختی ها وخرابی ونابودی خانواده ها ، زن وشوهررا پابند مقرراتی می سازد که درصورت تطبيقش ، هيچ خانواده يی ازهم نمی پاشد وهيچ فاميلی دچارمشکلات ودردسرها ونزاعات وبيماری ها ی روحی وروانی نمی گردد. هم زن وشوهرخوشحال وخوشبخت بوده وهمديگررا دوست می داشته باشند ، وهم کودکان شان درفضای صميميت وآرامش ، تربيه می شوند؛ وازين فرزندان سالم ، جامعهء سالم ، تشکيل می گردد.

فرق اسلام وکمونيسم درمسئلهء خانواده اين است که اسلام درجهت ساختن خانوادهء درست وسالم کار می کند وکمونيسم درجهت تخريب خانواده وفاسد ساختن وازبين بردن آن.

اسلام می خواهد دربين زن وشوهرواولاد شان ، عشق وعلاقه وصميميت ودوستی واحترام وشفقت  وجود داشته باشد وکمونيسم  می خواهد زن وشوهرواطفال ووالدين بايکديگر عداوت ودشمنی داشته باشند. مارکس می گويد:" مارا سرزنش می کنند که  می خواهيم به استثمار والدين ازاطفال خود خاتمه دهيم؟ ما به اين جنايت اعتراف می کنيم" . شمارابخدا آيا پدری ويامادری پيدا می شود که اطفال خودرا مورد استثمارقراردهد؟! حتا اگرچنين پدری ويا مادری هم پيدا شود آيا حق ندارد ازثمرهء نهالی بهره بگيرد که آن را با خون جگر، پرورده وبزرگ کرده است؟! ولی ازمکتب مارکس ولينن ومائو که انسان را زادهء ميمون می داند وازدين واخلاق ومعنويات، کاملاً منکراست، وجز شکم وشهوت به چيزی نمی انديشد، توقع چنين چيزهايی نابجاست!

اسلام قائل به ازدواج فردی است وکمونيسم قائل به ازدواج دسته جمعی  )برای حصول معلومات بيشتردرين مورد لطفاً "کتابخانهء سيارمائويستی ، بخش کمونيسم وخانواده را درانترنت مطالعه فرمائيد) .

اسلام می خواهد نسب هرفرد معلوم ومعين باشد وبه آن اهميت زيادی می دهد ؛ اما کمونيسم می خواهد با تطبيق ازدواجهای دسته جمعی ، مادراطفال، معلوم باشد اما پدرشان نه؛ درست مانند حيوانات!

اسلام آرايش زن را برای شوهرش می خواهد وکمونيسم برای بيگانگان!

اسلام عشق وعلاقهء شوهررا برای همسرش می خواهد وکمونيسم ومارکسيسم برای زنان بيگانه.

اسلام دراشباع غرائزجنسی نيزمانند سائرامور، حلال وحرام ر ا درنظرمی گيرد  وازهمين سبب درمورد مفاسد اخلاقی وهرآن حرکتی که منجربه آن می شود، موقف سختگيرانه يی دارد؛ برعکس کمونيسم ومارکسيسم که حلالی وحرامی برايش وجود ندارد وهمهء اموررا درقالب ماده می سنجد.

بنابرآنچه گفته آمد ، اين کاملاً معقول ومنطقی است که اسلام اززن بخواهد که تنها برای شوهرش آرايش کند نه برای مردان نامحرم وازشوهر بخواهد که ازنگاه کردن با زنان نامحرم وبرقرارساختن  روابط نامشروع باايشان امتناع ورزد؛ وازهمينجاست که پيامبر گرامی اسلام صلی الله عليه وسلم به مسلمانان دستورمی دهند که " هرگاه يکی ازشما باديدن ناگهانی زنی ، وسوسه شود، بايد به سرعت به خانهء خود بازگردد؛ چون در خانهء خود وی نيز زنی  وجود دارد" ؛ واين هم قابل تعجب نيست که خاديستی که به افکارمارکس ولينن ومائو ايمان دارد وشيفتهء نظريات انگلس دررابطه با حق مادری است، هياهو براه اندازد وعربده سردهد که چرا اسلام ازآرايش کردن زن درخارج خانه ، جلوگيری بعمل می آرد؛ چون درنزد کمونست ها وسران آن ، زن نبايد متعلق به شوهرش بلکه  بايد مربوط جامعهء کمونستی باشد ورنه ازجانب شوهرخود اسثمارشده است!!!

ازينها که بگذريم می رسيم به بخش های ديگرياوه سرايی های بندهء مارکس وانگلس خاديست آزادل؛ ولی پيش ازانکه به اين بخش ها بپردازيم ، اشاره يی به جستک وخيزک های فکاهی مانند اين مارکسست شياد می کنيم تا خواندگان عزيز کمی بخندند.

وی درهمين بخش ازياوه سرايی های مزخرفش ازشرم وحيا حرف می زند که خيلی خنده آوراست؛ زيرا ازمارکسستی که ازدين واخلاق ومعنويات بکلی منکراست وماده را همه چيزمی داند، سخن گفتن ازشرم وحياکه ازاصول بنيادی معنويات واديان بويژه دين اسلام است، خود کمال بی حيايی است! اين سخن اين آقاخاديست که می گويد " شرم خوب است وحيالازمهء آن "  وخنديدنش به کسی که بعد ازوفات برادرش با همسروی ازدواج می کند، آن فکاهی عاميانه را درذهن تداعی می کند که درمورد بزوگوسفند وچنين است : " می گويند بزوگوسفند به راهی روان بودند که درمسير راه ، جويی دربرابرشان قرارگرفت. گوسفند وقتی ازين طرف جوی به آن طرف پريد، دمش بالارفت وعورتش آشکارگشت. بزخنديد که آهای گوسفند! عورتت آشکارگشت. اما بيچاره بزازعورت خود واينکه دمش هميشه بالا بود ، خبرنداشت! "

بلی! چنين است خنده های ابلهانهء اين بندهء بی حيای مارکس برديگران! کسی که اصلاً به شرم وحيا باورواعتقادی ندارد- چون مارکسست ها  دين وفراورده هايش را که شرم وحيا بخش مهم آن است، افيون ملتها ووسيله يی ازوسائل استثمارزحمتکشان توسط سرمايه داران می دانند- وکسی که آيهء " حق مادری" را ازکتاب خدايش انگلس برای ما می خواند  وبرای ازبين رفتن چنين حقی که مادرطفل ، معلوم وپدرش نامعلوم باشد، اشک می ريزد، وکسيکه آرايش زن رابرای ديگران می خواهد ونه برای شوهرش، وکسيکه عفت زن را، آبروی زن را وپاکی زن رافدای افکارشوم وشيطانی مارکسستی خود می کند، آيا شرم نيست که ازشرم وحيا حرف بزند؟! اما آنگونه که باربارنوشتيم، توقع شرم وحيا ازمارکسستی وآنهم مارکسست خاديست ، بيهوده است؛ وشگفت آورنيست اگرخاديست آزادل با هياهوی زياد وجستک وخيزک فراوان ، سنگ حقوق زنان را به سينه بزند واسلام وقرآن را با نهايت گستاخی دشنام بدهد که گويا حقوق زنان را زيرپا کرده اند، اما دربرابرکشته شدن وحشيانهء زنان وکودکان توسط باداران امريکايی اش درقندهارسکوت اختيارکند !! آيا اين نهايت چشم سفيدی وپررويی وبی حيايی نيست؟! وآ يا اين خودبيانگر اين حقيقت نيست که چنين اشخاص خود فروخته برای سرپوش نهادن به جرائم باداران اشغالگرخويش عليه مردم محکوم ما ومخصوصاً زنان وکودکان ، چنين هياهوهای انترنتی را براه می اندازند؟!

چه بسيارند تعداد زنان وکودکانی که درعروسی ها ومحافل ختم وخيرات وعزاداری، توسط بمب های وحشيانه ء اشغالگران کشته شدند وقاتلان شان باسگهای خود درپارک های امريکا به گردش وتفريح می پردازند ولی درهيچ يک ازمزخرفات خاديست آزادل حتا اشارهء کوچکی به يکی ازانها وجود ندارد!

 خوانندگان عزيز! کسی که ازکشتاروحشيانه ومکرر وروزانهء زنان وکودکان کشورتوسط  خدايان جديد خود با نهايت بی اعتنايی  وذليلانه چشم می پوشد، مشاهده کنيد که چگونه وبا چه لفاظی وشعبده بازی برای باصطلاح پامال شدن حقوق زن دراسلام  نوحه سرمی دهد وهياهوبراه می اندازد: " ای آنانيکه ازاسلام دفاع می کنيد بيائيد فقط يکباراين عمل را تأييد يا رد کنيد؟ چرا خاموش هستيد؟؟؟  چرا نمی آئيد جلو ديد همه مردم ازاين ارمعان اسلام ناب محمدی دفاع نمی کنيد؟؟؟ بيائيد آنچه ازدانش ، وجدان ، احساس، انسانيت ، واسلام داريد طرح وبه پيشگاه ملت مظلوم ماکه صدهاسال است قربانی  اين نوع خرافات وبی وجدانی هستند، پيشکش کنيد؟؟؟ "

البته موضوع صحبت خاديست آزادل دراين جستک وخيزک هايش همان مشروعيت ازدواج شخص با همسربرادرمتوفای خوداست؛ وما يقين داريم کسانی که اين مزخرفات اورا می خوانند، به نادانی وکودنی اين مارکسست " هوقی" می خندند؛  زيرا :

1- درافغانستان بخون تپيده که بعدازکودتای شوم وخونين کمونستی ، جزاشغال وجنگ چيزی را نديده است، صدهاهزاربيوه وجوددارند که شوهران شان کشته شده واطفال زيادی را پشت سرگذاشته اند؛ واين بيوه ها که بسياری ازآنها سرپرستی ندارند، مجبوراند دوباره ازدواج کنند يا بابيگانه ويا با اقارب. اگر با بيگانه ازدواج کنند، هيچ ضمانتی وجودندارد که اين شوهران جديد، سرپرستی اطفال اين بيوه ها را که ازشوهران متوفای ايشان است، بدوش گيرند ؛ وپرواضح است که درينصورت دوراه برای چنين بيوه ها وجود دارد وآن اينکه يا ازازدواج مجدد صرف نظر کنند که با داشتن مشکلات فراوان اقتصادی ودشواری سرپرستی اطفال وتهيهء يک لقمه نان برای آنها چنين کاری برای شان ناممکن است ؛ مخصوصاً اگرجوان باشند، مجبورخواهند شد همهء عمر خودرا صرف تربيهء اطفال خود کرده وازاساسی ترين حق شان که حق ازدواج است، محروم شوند، واگرباشرط شوهران جديد مبنی برترک فرزندان شوهران متوفای خود توافق کنند، درينصورت ظلم بزرگی را به حق جگرگوشه های خود مرتکب شده وآنهارا درکام نيستی ومرگ رها خواهند کرد؛ واين ستمی است که هيچ مادربا احساسی به آن راضی نمی شود ؛ پس  يگانه راه معقول ودرست آن است که با اقارب نزديک شوهرمتوفای خود درصورت تقارب سنی ووجود توافق روحی ،ازدواج کنند تا ازيکسو سرپرست دلسوزی برای اطفال شان وجودداشته باشد وازسوی ديگر،خودشان نيز ازمشکلات زندگی رهايی يابند وجوانی وعمرباقيماندهء شان نيزبرباد نرود.

آری! اينست راه حل اسلام برای اين مشکل وبرادرشوهرنيزنه تنها ازنگاه اسلام بلکه ازديدگاه سائراديان وقوانين ورسم ورواج های بشری، ممنوع الازدواج بازن برادرمتوفای خود نيست؛ وهمين حالا خانواده های بيشماری درافغانستان وجود دارند که چنين ازدواج هايی درآنها صورت گرفته است ودر آينده نيز صورت می گيرد. اما ممکن است خاديست آزادل راه حل ديگری برای اين مشکل ، سراغ داشته باشد که آن عبارت است ازاحيای " حق مادری  پيشنهادی خدايش انگلس"  وازدواج گروهی وتشکيل خانوادهء کمونستی ازاين بيوه زنان وياهم فرستادن ايشان درمراکزفسادی که فرزندان مائوتسه دون درافغانستان برای فاسد ساختن اخلاق جوانان وخدمت به نقشه های ياران امريکائی خود ساخته اند!

2- کسيکه اصلاً به اخلاق وشرم وحيا باوروايمان ندارد وآن را ازمزخرفات می داند، آيا وقتی که به ازدواج پاکيزه واخلاقی وانسانی يک انسان با همسربرادرمتوفايش، اعتراض می کند وآنهم با هياهو وسروصدای بسيار، نهايت حيله گری وشعبده بازی خودرا به نمايش نگذاشته است؟!

آيا ازدواج يک انسان با خانم برادرش که وفات نموده است، بی وجدانی است ويا رهاکردن اين خانم وفرزندان يتيمش دروادی بی سرنوشتی وفساد وفحشا ودرکام گرگان کمونيسم که به او " ازدواج گروهی" و " حق مادری ازنوعی که انگلس می گويد وخاديست آزادل برای ازبين رفتنش اشک می ريزد" و" لزوم معلوم بودن مادرطفل ومعلوم نبودن پدرش" را  ياد بدهند، وبه اطفالش بگويند که پدرتان شمارا مورد بهره کشی واستثمار قرار می داد لذا خوب شد که مرد واينک حالا مادرتان شمارا مورد استثمار وبهره کشی قرار می دهد پس به او به نظر دشمن نگاه کنيد؟؟!!

درينجا سوالی نيزازخود اين خاديست مکار می پرسيم: توکه به خدا وچيزهايی که به چشم ديده نمی شوند ، ايمان نداری ومعنويات را اصلاً قبول نداری ، برای ما بگو که " وجدان" چيست؟ " احساس" چيست؟ " انسانيت " چيست که تو با کمال وقاحت مسلمانان را به نداشتن آنها متهم می کنی! توکه درچرند وپرندهای مزخرفت ، ازساينس می لافی وازخدای ساينسی می گويی ، لطفاً برای خوانندگانی که می خواهی فريب شان بدهی ، تعريف وجدان، احساس وانسانيت را ازديدگاه ساينس بگو ، و بحيث ماتريالستی که ماورای ماده را خرافات می داند، بگو که وجدان، احساس وانسانيت ، کدام بخش از جسم انسان را تشکيل می دهند؟!

آيا زمان ان نرسيده است که شما بندگان مارکس وخاديست های شکست خورده ، ازبازی با عقلهای مردم وشعبده بازی ها وچشم بندی هايی که ديگر تأثير حودرا ازدست داده ورسوا وافشا شده اند، بازايستيد؟؟!!

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.