فصل نوین — محمدعارف يوسفی

فصل نوین

محمدعارف يوسفی

 

این غم و اندوه کند دل را حزین

مصیبت های فراوان در کمین

نیست عجب دل شکوه ازسوختن کند

سینه دارد چون نوای آتشین

رشتهء انسانیت ریخت چون به هم

نی امان مانده به دنیا نی امین

ظالم اینجاست بی حساب و بیشمار

سفله گان را این یکی سفله ترین

وحشیانه کرد تجاوز صد دریغ

جان طفل بیگناه و نازنین

یا الهی بین چسان ظلم میکنند

نی یقین دارند خدا را نی به دین

جنگ زبان و متاع انشقاق

در همه بازار فروشند مغرضین

رشوه گشته افتخار مردمان

کس نمیگوید حرام باشد به دین

خود اراکین حق ملت میخورند

کس نپرسد تا بکی آخر چنین

گشته انصاف دور ز فرهنگ، میرود

آسمان یک دیگری زیر زمین

آن یکی مستی ز بیت المال کند

دیگری از گشنه گی زار و غمین

آن یکی سقفی نباشد بر سرش

این دیگر راشد قصر های مرمرین

دور علم و معرفت دیگر گذشت

صدر مجلس می نشیند پست ترین

امتیازی نیست نیکویان را دیگر

هر که دشنام بیش دهد است بهترین

هر که دارد مال و جاه بیشتر

عزتش باشد زیاد روی زمین

رکن پنجم ظاهری حج میروند

شد ذکات مفقود رکن چارمین

دین پرستان را همه محکوم کنند

که مسلمان گشته خود دشمن دین

ما همه دانیم خدایمان یکیست

لیک نفاق داریم بنام سین و شین *

رهبر و چاکر هزار آمد و رفت

هیچ نگفت از اتفاق مسلمین

خاک اسلام پارچه و تقسیم شده

چون به مکر دشمنان کردیم یقین

این اگر محشر نباشد پس چی است

قتل مسلمان به دست مسلمین

انفجار است انتحار است هر کنار

میکشند خود دیگران را همجنین

دین ما نیست دین جنگ و دین خصم

دین اسلام دین پاک مصلحین

یا الهی دور محبوبت** چی شد

صدر اسلام رونق ایمان و دین

دور عدل و دور انصاف باز بیار

آن زمان خلفای راشدین

یا خداوند مستجاب اگر شود

بس همین است آرزوی آخرین

کس به چشم خصم نبیند سوی کس

دل منزه باشد از هر چرک و کین

قامت همت شود روزی بلند

کس نساید نزد هر ناکس جبین

لشکر فتنه شود نابود مگر

پرچم وحدت بود بالاترین

میشود آیا خدا روزی چنین

خون کس را کس نریزد بر زمین

خشونت محو شود از این میان

لطف و مهر را جمله گی باشیم قرین

یوسفی امید به رب کن میرسد

فصل صلح و اتفاق فصل نوین

محمد عارف یوسفی

آمستردام

چهارم اپریل ۲۰۰۸

۰۴-۰۴-۲۰۰۸

* س=سنی، ش=شیعه*

** محبوب=سرور و سردار همه حضرت محمد مصطفی صل الله علیه وسلم**

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.