ارتباط ارواح انبياء، شهداء و اولياء با دنيا در پرتو قرآن و سنت— عبدالله مؤحد

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

ارتباط ارواح انبياء، شهداء و اولياء با دنيا در پرتو قرآن و سنت

 

الحمدالله رب العلمين والصلواة والسلام على سيدنا وقدوتنا محمد وعلى اله الطيبين الطاهرين وعلى اصحابه صلواته وسلامه علبهم اجمعين ومن تبعهم باحسان الا يوم الدين

 

نوشتۀ عبدالله مؤحد

 

خوانندگان عزيز و محترم ومحبان كلام الله مجيد سلام عليكم ورحمة الله وبركاته ، از الله متعا ل استدعا مينمايم من وشمارا شامل اين ايه مباركه گرداند (الذين يستمعون القول ويتبعون احسنه ) يعنى كسانيكه به سخن گوش ميدهند وبهترن آ نرا پيروى مى‏كنند : ميخواهم اين بحث را به دو مرحله تقسيم كنم درمرحله اول در باره ارواح كه ايات بينات واضح وروشن بيان مى كند كه ارواح انبياء واولياء از دنيا بيخبرند حتى از بعثت قيامت اگاه نيستند ، در مرحله دوم در باره زوار قبور و ايات مباركۀ كه اقاي افضليار دليل اورده اند كه ارواح با دنيا ارتباط دارد نيز بحث خواهيم كرد و قضاوت را به شما ميگذارم.

 

جناب اقاى افضليار  مطالب عوام فريبانۀ زير را به  سايت صداي افغان ارسال نموده وفرموده اند: 

1- ارواح شهدا با دنيا ارتباط دارند

2 – زيارت قبوردرقران  ذكرشده

 

بياييد باهم اين دو مسئله را در روشنايی با قران كريم كه الله متعال آنرا (ميزان) يعنى ترازو قرار داده است تحت بررسی قرار دهيم:

اينکه بعضی از دکا‌نداران  مذهبی می‌گویند: انبیاء و اولیاء پس از مرگ در اثر عبادت و اطاعت ارواحشان با دنیا ارتباط دارد ، خوانندگان خود را اجابت می‌کنند و چنین و چنان است، باید به این دكانداران دين گفت: ولی قرآن می‌گوید: از دنیا بی‌خبرند و چنین و چنان شما مدرکی ندارد. شما جواب خدا را در این مورد چه می ‌گوئید که می‌فرماید: آنان را که می‌خوانید خالق چیزی نیستند و خود مخلوقند، یعنی هر کس که خالق نیست و خود مخلوقست نباید او را خواند. به اضافه می‌ فرماید: آنان امواتند و احیا نیستند و از بعثت قیامت آگاه نیستند. آیا انبیاء و اولیاء نمرده‌اند و آیا از بعثت قیامت آگاهند؟!، خدا جل جلاله فرموده: کسی از بعثت و قیامت آگاه نیست. بنابراین، هر کسی را که  می ‌میرد و از قیامت آگاه نیست نباید خواند.

«وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ لاَ يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْيَاءٍ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ» سوره نحل آيات 21 و 20

(معبودهايى را که غير از الله مى‏ خوانند، چيزى را خلق نمى‏کنند؛ بلکه خودشان هم مخلوقند! آنها مردگانى هستند ؛که زنده نیستند و حتی در باره خودشان هم نمى ‏دانند که در چه زمانى و کئ دوباره زنده میشوند)

وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَن لَّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَومِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ  *واِذَا حُشِرَ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاء وَكَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِينَ .5/6 احقاف 

كيست گمراه ‏تر از آن كس كه غير الله را مى‏خواند كه تا روز قيامت او را پاسخ نمى‏دهد و آنها از دعايشان بى‏خبرند و چون مردم محشور گردند دشمنان آنان باشند و به عبادتشان انكار ورزند

يكي از بد ترین نوع در خواست و دعا درخواستی است که بعضی ها از مرده ها مینمایند و آیه های قرآنی  در رد این عمل شنیع زیاد است مثل همين دوآيه اي كه الان ذکر شد:
در آن آیه الله میگوید: آن کسانی را که غیر از الله ( و لوکه محمد صلی الله عليه وسلم، علی و حسین رضی الله عنهما باشند ) که میخوانید چیزی را خلق نکردند و خود مخلوقند و دنباله اش میگوید که آنها مرده گانند.
 اما الله (ج) چون میدانست که در آينده افرادی میگویند که بله مرده اند اما ……… و پشت این (اما) میگویند که از هر زنده ای زنده ترند، پس الله تاکید و محکم کاری میکند و ميفرمايد:
مرده های که زنده نیستند
وباز برای محکم کاری بیشتر اضافه میکند:
مرده های که شعور و حس هم ندارند باز میگوید:
از وقت بعثت خود هم خبر ندارند  ولی اين افراد باز هم ميگویند: اما از هر زنده ای زنده ترند !!!!!!!!

اصل مشکل چنين افارد اينست که: آنطور که لازم است به آخرت ایمان ندارند والا آیه خیلی واضح است.
پس خلاصه بحث این است که اگر شمابه انسان زنده ي  بگویید يا فلان از غیب بمن کمک کن تا عروسی کنم یا مادرم را شفا بده …… مرتکب شرک شده ای زیرا از فلان چیزی خواستی که قدرت انجام آن را ندارد.
اما اگر بگویی یا فلان با ماشینت مرا برسان ، این شرک نیست و جایز است یا بگویی ای فلان دعا کن تا الله بمن زنی دهد این جایز است زیرا دعا کردن در توان انسان زنده است
پس هر نوع خواندن شرک نیست. خواندن جایز هم داریم خواندن احمقانه هم داریم خواندن بدعت هم داریم و خواندن شرک هم داریم.
یا علی مدد، خواندن بدعت و شرک آمیز است زیرا از علی رضی الله عنه کاری را میخواهید که توان انجام دادنش را ندارد:
چون الله (ج) میفرماید مرا بخوانيد نمیگوید علی را بخوانید:
وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ.
و هنگامى که بندگان من، از تو در باره من سؤال کنند، (بگو من نزديکم! دعاى دعا کننده را، به هنگامى که مرا مى‏خواند، پاسخ مى‏گويم!
پس ای افراديکه فلان و فلان را ميخوانيد!  آیا شما مگر بنده خداوند نیستند که تصور میکنيد این آیه خطاب بشما نیست؟!!
و باز الله متعال ميفرماید:
(فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا ﴿الجن: ١٨﴾
«هيچ کس را با الله نخوانيد! »
و میفرماید:
«قَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ»﴿غافر: ٦٠﴾
پروردگار شما گفته است:
مرا بخوانيد تا دعاى شما را بپذيرم! کسانى که از عبادت من تکبّر مى‏ورزند به زودى با ذلّت وارد دوزخ مى‏شوند
.
و میفرماید:
« إنَّ الَّذينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبادٌ أَمْثالُكُمْ فَادْعُوهُم ْفَلْيَسْتَجيبُوا لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ» ﴿الأعراف: ١٩٤﴾
آنهايى را كه غير از خدا مى‏خوانيد، بندگانى همچون خود شما هستند آنها رابخوانيد، و اگر راست مى‏گوييد بايد شما را اجابت كنند.
ولی تعدادی از اهل تشيع همراه با الله (ج)، علي رضى الله عنه، 12 امام و 14 معصوم و 100000 امامزاده را در دعا میخواند ….. به دو بهانه یا به بهانه حاجت خواهی مستقیم از افراد فوق الذکر، و یا  به بهانه رساندن حاجت خود به دانای آشکار و نهان!!!! و اين شرك است.

اين عده از اهل تشيع  در اینجا آیه "شهیدان زنده اند" را دلیل میاورند و میگویند منظور الله در آیات ذکر شده، مرده های عادی هستند نه شهیدان ! *در جواب میگویم:
شما از آیه ای که میگوید شهداء زنده اند اینطور برداشت کرده اید که امامان شما میشنوند …. زیرا که شهیدند؟
اما شما میدانید که شهداء زنده اند و لی نه سميع و بصير بر دنيا و نيز ميدانيد که زنان شهداء میتوانند عروسی کنند اگر شهداء، سمیع و بصیر میبودند و از اوضاع دنیای ما با خبر…… زنانشان هرگز عروسی نمیکردند.
الله میگوید شهید زنده است اما منظورش این نیست که پیش ما زنده است.
بعد از شهادت، زن شهید میتواند عروسی کند در حالیکه از نظر شما شهید زنده است و زنش را طلاق نداده پس چرا زنش حق عروسي دارد ؟!
بناءً  زندگانی شهید از نوع دیگری میباشد و او از جهان ما بی خبر است اگر از جهان ما با خبر میبود شاید از اینکه زنش را در کنار مرد دیگری میدید افسرده میشد و از غم بخود میپیچید.
در حاليکه شما ميدانيد که نظر به آيۀ قرآن آنها در زندگانی که به نزد خداوند (ج) دارند هيچ نوع  بیمی بر آن ها نیست وهمچنان قبول دارید که شهید هيچ نوع عکس العملی نشان نمیدهد. پس در مهم ترین کار که واکنش نشان ندهد در باره دعای کمک خواهی زن سابقش، و يا کسی ديگری چرا نشان دهد ؟!!
پس شما از کلمه زنده است، برداشت نادرستی دارید و این درست نیست که گمان کنید این شهیدان در دنیا زنده و بینا و شنوا و ناظر بر اعمال هستند. ما
عقیده داریم شهیدان زنده اند اما نه در دنیا، در نزد الله و آیه هم همین را میگوید«عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ »﴿آل عمران: ١٦٩﴾
يک بهانه دیگر اين افراد:
وقتی ما آیه 20 و 21 سوره نحل را شاهد مياوريم كه در آن دو آیه الله 4 بار تاکید میکند که مرده مرده است، باز اينها چون نمیخواهند تسلیم حق شوند میگویند این آیه و آیات مشابه مربوط به بت ها و بت پرست هاست نه مربوط به مرده های ما نه مربوط به امامان ما!!

حالا جواب ما اينست :
اولا آیه میگوید هر چیز و کس که غیر از الله میخوانید…….
آیه (مِّن دُونِ اللَّهِ) را به سنگها و چوب ها محدود نکرده نگفته اصنام پس این تقسیم بندی شما برای فرار از انگشت اتهام است و یک چیز از خود در آورده ايد !!!
دوماً آیه میگوید :مرده اند معمولا این لفظ مرده، برای زنده ای بکار میرود که نفسش قطع شده و روح از بدنش برود،
و سنگ و چوب و بت از اول زنده نبودند تا لفظ مرده برایشان بکار رود .
سوما = چوب و سنگ بعثت ندارد که خداوند (ج) فرموده است که:آنها از زمان بعثت شان نيز آگاهی ندارند. البته الله، بت ها را در آتش میاندازد اما بت را زنده نمیکند چونکه از اول زنده نبوده اند.

در آیه دیگر الله واضح میکند که منظور الله از من دون الله سنگ و چوب و بت نیست منظور از( آیه (مِّن دُونِ اللَّهِ)  طلب از عیسی علیه السلام و در زرمان ما از علی رضی الله عنه است آیه را ببینید :
«انَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ»﴿الأعراف: ١٩٤﴾

(آنهايى را که غير از خدا مى‏خوانيد آدم ها و بنده های مثل خود شما هستند؛ آنها را بخوانيد، و اگر راست مى‏گوييد بايد به شما پاسخ دهند)
بازم بگويید کی بود؟ کئ بود من نبودم. باز بگویید منظورش، امامان و امام زاده های ما نیست !!!
باز بگویید منظور سنگ و چوب است !!!

يک مثال زیبای دیگر برای رد ادعای اين افراد:

آيات زير هم نشان ميدهند که درک مرده از اطرافش چيزی نيست که ما بخواهيم آن را با درک زندگان از اطراف مقايسه کنيم. در اينجا ميبينيم که فرد مرده؛ كه اتفاقا (حضرت عزير ع ) که او نیز ازپيامبران معظم بوده؛ با آنهم بعد از وفات، حتی از الاغ خود بيخبر بوده است.
اين مثالهای قرآنی برای سرگرم کردن دوستداران قصه و داستان در قران قرار داده نشده اند، اين داستان ها برای عبرت آموزی و گرفتن درس و شناختن علمای دروغین از علمای راستین است.

«اوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىَ يُحْيِـي هَـَذِهِ اللّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللّهُ مِئَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالَ بَل لَّبِثْتَ مِئَةَ عَامٍ فَانظُرْ إِلَى طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانظُرْ إِلَى حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِّلنَّاسِ وَانظُرْ إِلَى العِظَامِ كَيْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» (البقرة:259)
یا همانند کسی که از کنار یک آبادی (ویران شده) عبور کرد، در حالی که دیوارهای آن، به روی سقفها فرو ریخته بود، (و اجساد و استخوانهای اهل آن، در هر سو پراگنده بود؛ او با خود) گفت: «چگونه خدا اینها را پس از مرگ، زنده می‌کند؟!» (در این هنگام،) خدا او را یکصد سال میراند؛ سپس زنده کرد؛ و به او گفت: «چه‌قدر درنگ کردی؟» گفت: «یک روز؛ یا بخشی از یک روز.» فرمود: «نه، بلکه یکصد سال درنگ کردی! نگاه کن به غذا و نوشیدنی خود (که همراه داشتی، با گذشت سالها) هیچ‌گونه تغییر نیافته است! (خدایی که چنین مواد فاسدشدنی را در طول این مدت، حفظ کرده، بر همه چیز قادر است!) ولی به الاغ خود نگاه کن (که چگونه از هم متلاشی شده! این زنده شدن تو پس از مرگ، هم برای اطمینان خاطر توست، و هم) برای اینکه تو را نشانه‌ای برای مردم (در مورد معاد) قرار دهیم. (اکنون) به استخوانهای مرکب سواری خود نگاه کن که چگونه آنها را برداشته، به هم پیوند می‌دهیم، و گوشت بر آن می‌پوشانیم!» هنگامی که (این حقایق) بر او آشکار شد، گفت: «می‌دانم خدا بر هر کاری توانا است».
و يا اصحاب كهف كه از اولياء صالحين بودند اصلا نمي دانستد که 309 سال در خواب بوده اند حالا چرا تعدادی از اهل تشيع  میگویند اولياء از هر دانایی داناترند مگر اصحاب کهف از اولیاء نبودند
؟

وَكَذَلِكَ بَعَثْنَاهُمْ لِيَتَسَاءلُوا بَيْنَهُمْ قَالَ قَائِلٌ مِّنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثْتُمْ (الکهف:19)
این‌گونه آنها را (از خواب) برانگیختیم تا از یکدیگر سؤال کنند؛ یکی از آنها گفت: «چه مدت خوابیدید؟!» گفتند: «یک روز، یا بخشی از یک روز!» (و چون نتوانستند مدت خوابشان را دقیقا بدانند) گفتند: « پروردگارتان از مدت خوابتان آگاهتر است!
يا زوار قبر امام رضا و امام حسین، آیا مشاهده کردید که ولی الله از اطراف خود بيخبر است و مرگ صد ساله را مانند یک روز دیده؟!
آیا باز ميرويد بر سر قبرها گنبد طلایی ميسازيد و از مرده های از همه جا بیخبر حاجات خود را ميخواهيد؟! آیا از آتش جهنم نمی ترسید؟

……………………………………………………..

 اين ايات مباركه را اقاي افضليارصاحب دليل اوردند كه ارواح ازدنيا باخبرند (…انما المسیح عیسی ابن مریم رسول الله و کلمته القیها الی مریم و روح منه…الایه) سوره ۴، آیه ۱۷۱

بی ګمان مسیح عیسی بن مریم فرستاده خداست و کلمه اوست که افکندش به سوی مریم، وروحی است از او.

(و اذ قال ربک للملائکه انی خالق بشرآ من صلصال من حماء مسنون فاذا سویته و نفخت قیه من روحی فقعوآ له ساجدین) سوره ۱۵، آیه ۲۸و۲۹

و هنګامی که پروردګارت به فرشتګان ګفت همانا منم آفریننده بشری از ګل خشک، از ګلی تیره رنګ ریخته شده [از لای بدبو شده]، چون آراستمش و دمیدم در او از روح خود، پس بیفتید بر او سجده کنان.

(و یسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربی و ما آوتیتم من العلم الا قلیلا) سوره ۷، آیه ۸۵.

ومی پرسند تورا از روح، بګو: روح از امر پروردګار من است و شما داده نشده اید از علم، مګر اندکی

ولی جناب افضليار قران كريم ميفرمايد كه روح ازامر پروردګار است  و شما ميګوئيد خير روح در همه چيز احاطه دارد ؟؟؟

……………………………………………………………………..

توسل 

بعضی از این دكانداران دين  می‌گویند: آنان انبياء اولياء  چون از مقربین الهی می‌باشند، پس خواندن شان جایز است؟ جواب ایشان را خدا جل جلاله در سورة اسراء آیة 56 و 57 داده و فرموده

قلِ ادْعُواْ الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلاَ يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنكُمْ وَلاَ تَحْوِيلًا أُولَئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا یعنی: «بگو (ای محمد!) بخوانید آنان را که بگمان خود جز خدا می‌خوانید که آنان مالک و صاحب اختیار کشف ضرر و تغییر حالی از شما نیستند آنان خودشان هر کدام مقرب‌ترند به سوی پروردگارشان وسیله تقربی می‌جویند، و به رحمت او امیدوار و از عذاب او خائفند».

پس در این آیه، خواندن آنان را که مقامشان اقرب به خدا است، خدا هیچ کاره خوانده و آنان خود جویای وسیله هستند نه اینکه وسیله‌ای را بخوانند بلکه چیزی را می‌خواهند که ایشان را به رحمت نزدیکشان کند و از عذاب رهای شان سازد. باید به این دکاننداران گفت: جواب خدا را در این آیات چه می‌دهید آیا شما از قیامت وحشت ندارید؟ به اضافه عبادت و دعا باید طبق دستور خدا باشد خدا کجا فرموده: بندگان مقرب مرا بخوانید از کجا رسول او   فرموده: هر کس دردی دارد مرا بخواند و یا مرا واسطه کند؟! به اضافه خدا خود همه جا حاضر و ناظر و آگاه است حتی از دل بندگان، دیگر احتیاج بواسطه ندارد،

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ﴾ (المائدة: 35).

«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، از خدا بترسيد و به او وسيله جوييد».

 کلمة ﴿ابْتَغُوا﴾، بمعنای جستن است، یعنی بجوئید و کسی نمیتواند به عالم برزخ برود تا آنان را پیدا کند. وسیله را چنانکه خدا فرموده بجوئید نه اینکه بخوانید. و آن وسیله را که می ‌توان جست، ایمان و عمل و عبادتست. چنانکه امیر المؤمنین علی (رض)  در نهج البلاغه در خطبة 109 فرموده: «أفضل ما یتوسل به المتوسلون الإیمان بالله وبرسوله ثم الصلاة ثم الجهاد»  بهترین چیزی که متوسلین به آن توسل میجویند ایمان به خدا و به رسول خداست سپس نماز و سپس جهاد. و همچنین سایر اعمال صالحه که وسیله‌ای است برای جلب رضای خدا.

آقاى افضليارفرموده اند :حضرت عمر فاروق(رض) میګوید: حضرت آدم (ع) به پیشګاه خداوند چنین عرض کرد: [یا رب اسئلک بحق محمد لما غفرت لی] خداوندا! به حق محمد از تو تقاضا میکنم مرا ببخش

آقا جان ما مدرك اين رااز شما ميخواهيم ؟؟؟ و اسلام عزيز به ما آموخته هرمطلبى كه با قران موافق نبود به ديوار بزنيم واين دروغ وبا قران كريم در تضاد  است الله متعال درسوره البقره ايه 37 ميفرمايد  (فتلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ )   سپس آدم از پروردگارش كلماتى را دريافت نمود و  (خدا)  بر او ببخشود آرى او است كه  توبه‏ پذير مهربان است  قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ )الاعراف 23 گفتند پروردگارا ما بر خويشتن ستم كرديم و اگر بر ما نبخشايى و به ما رحم نكنى مسلما از زيانكاران خواهيم بود  

 اقاى افضليارفرموده اند ,در زمان خلیفه اول حضرت ابوبکر(رض) سالی قحطی شد، عمر فاروق(رض)، بلال به همراه عده ای از صحابه بر سر قبر پیامبر آمد و چنین ګفت (رسول الله استسق لامتک… فاعفم قد هلکوا…) ای پیامبر!از خدایت برای امتت باران بفرست که ممکن است همه هلاک شوند. مدرك اين كجاست؟؟؟

احاديث مربوط به تعمير و تجديد بناي قبور از كتب شيعه:  

اگر بخواهيم همه ‌ي رواياتي را که در مذمت ساختمان و تزيين قبور وارد شده ذکر کنيم مطلب بسيار مفصل و طولاني خواهد شد، ليکن به مقداري که براي مردمِ منصف, حق جو و بيداري آنان و اتمام حجّت لازم است در اينجا ذکر ميکنيم:) (1

1- شيخ صدوق و نيز مؤلف «وسائل الشيعه» روايت کرده‌اند که رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- فرمود: «لا تتخذوا قبري قبلة ولا مسجداً، فإن الله تعالى لعن اليهود حيث اتخذوا قبور أنبيائهم مساجد» قبرم را قبله گاه و محل توجه و مسجد قرار ندهيد، همانا خداي متعال يهود را لعنت نمود، زيرا قبور پيغمبران خود را مساجد قرار دادند». (وسائل الشيعه، ج 2، باب 65، صفحه 887 ). 

2– محدث نوري در «مستدرک الوسائل» نقل کرده که علامه ي حلي در کتاب نهايه از رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- روايت کرده: «نهى النبي أن يجصص القبر أو يبنى عليه أو يكتب عليه لأنه من زينة الدنيا فلا حاجة بالميّت إليه» پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- از گچ کاري قبر و نوشتن روي آن نهي فرموده2) (زيرا اينها زينت دنيا است و ميت نيازي به آن ندارد». (مستدرک‌ الوسائل، چاپ سنگي، 1/127).

3- و باز محدث نوري روايت کرده: «عن أمير المؤمنين عليه السلام قال: سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول: لاتتخذوا قبري عيداً ولا تتخذوا قبوركم مساجدكم ولا بيوتكم قبوراً» يعني علي -عليه السلام- فرمود: شنيدم که رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- مي‌فرمايد: قبرم را محل رفت و آمد قرار ندهيد و قبرهايتان را مساجد خويش قرار ندهيد و خانه‌ هايتان را محل دفن مرده هايتان قرار ندهيد.(مستدرک الوسائل، ج 1، باب 55 از ابواب دفن، ص 132 ).

4– شيخ «حر عاملي» از موسى بن جعفر -عليه السلام- روايت کرده که فرمود: «لا ترفعوا قبري أكثر من أربع أصابع مفرجات» يعني قبر مرا بيش از چهار انگشت باز از هم بيشتر بالا نبريد.(وسائل ‌الشيعه، ج 2، باب 31 از ابواب دفن، ص 858 ).

5– در « بحارالانوار » ج 22 و کتب معتبر ديگر از امام صادق -عليه السلام- روايت کرده‌اند که فرمود: «لا تشرب وأنت قائم ولا تطف بقبر ولا تبل في ماء نقيع» يعني هرگز ايستاده آب منوش و هيچ قبري را طواف مکن و در آب پاک ادرار مکن.(وسائل الشيعه، ج 10، باب 92، از ابواب المزار کتاب الحج و ج 1، ص 241 و سفينه البحار، ج 2، ص 99 ).

6- زيد بن علي بن الحسين -عليه السلام- از جدش علي بن ابي‌ طالب روايت کرده که فرمود: «نهى رسول الله صلى الله عليه وسلم عن لحوم الأضاحي أن تدخروها فوق ثلاثة أيام … ونهانا عن زيارة القبور» يعني رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- ما را از ذخيره‌کردن گوشتهاي قرباني بيش از سه روز نهي فرمود …. و ما را از زيارت قبور نهي نمود.( مسند الامام زيد، کتاب الحج، باب الأکل من لحوم الأضاحي).

7- حديث معروفي است از پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- که خدا فرموده: «أنا عند القلوب المنكسرة و القبور المندرسة» يعني من نزد دلهاي شکسته و قبرهاي ويرانم». پس حضرت حق جل جلاله به قبرهاي زينت‌ داده شده و تجديد بنا شده و آيينه‌کاري و طلاکاري شده عنايتي ندارد و از آنها بيزار است.

8- از امام صادق -عليه السلام- روايت شده که فرمود: «قبر رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم محصب حصباء حمراء» يعني قبر رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- از شن قرمز رنگ است». (وسائل الشيعه، ج 2، باب 37، از ابواب دفن، ص 864 ) که معلوم مي ‌شود تا زمان آن بزرگوار قبر رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- زينت و بنايي نداشته است.

9- عبدالرزاق صنعاني که از قدماي شيعه است روايت کرده: «عن ابن طاوس أن رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم نهى عن قبور المسلمين أن يبنى عليها أو تجصص أو تزرع، فإن خير قبوركم التي لا تعرف » يعني ابن طاووس روايت کرده که پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- از اينکه بر قبر مسلمين بنايي ساخته شود و يا گچ‌کاري و يا بر روي آن زراعت شود، نهي نموده و فرموده اند که بهترين قبور شما قبري است که شناخته نشود».(المصنف، 3/506).

10- مرحوم آيت الله شريعت سنگلجي از «ذکري» نقل کرده که: «رسول اکرم -صلى الله عليه وآله وسلم- قبر فرزندش ابراهيم را مسطح نمود و نيز مي‌گويد قاسم بن محمد گفت: قبر نبي‌اکرم -صلى الله عليه وآله وسلم- و شيخين را در حالي ديدم که مسطح بود و نيز مي‌گويد قبر مهاجرين و انصار در مدينه منوره مسطح بود». (توحيد عبادت، انتشارات دانش، ص 149).

11- امام صادق -عليه السلام- فرمود: «لا تطينوا القبر من غير طينه» يعني قبر را از گِل غير خودش گِل‌کاري نکنيد». (وسائل الشيعه، ج 2، باب 16، از ابواب دفن، ص 864).

12– علي بن ابي طالب -عليه السلام- روايت کرده «أن رسول الله صلى الله عليه وسلم نهى أن يزاد على القبر تراب لم يخرج منه» يعني رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- از اينکه بر قبر خاکي ريخته شود که از خودش نيست نهي فرمود».( مستدرک، ج 1، باب 34 از ابواب دفن، ص 126).

ملاحظه فرماييد رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- تا چه حد دقيق بوده که حتي مقداري خاک بر قبر نيفزايند، چه رسد به سيمان و گچ و سنگ مرمر و ديگر سنگهاي قيمتي!اما امت‌ ما به اين اوامر اعتنا نميکنند بلکه بر قبرهاي بزرگان دين از جهت مخارج چقدر افراط و اسراف ميکنند و کذابان و جعالان براي تخريب اسلام و سرگرم‌ کردن مردم روايتي براي تعمير قبور جعل کرده اند   چرا رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- براي عمويش حضرت«حمزه» سيدالشهداء ويا فرزند خودش ابراهيم و يا ساير شهداء ساختماني بنا نکرد، وحتي روي قبر او يک آجر هم نگذاشت، آيا بايد به سنت رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- اقتدا کرد يا به سنت شاهان و مردم عوام ‌فريب؟    اين عكس هاي زيررا ببنيد كه شيعه به مانند حيوان جهاربايان به طرف قبر ميروند، به مهاجرين وانصار لعنت مي فرستند، واين دعارا خطاب به قبورازكتاب مفاتبح الجنان ميخوانند ،

ايابنا إليكم وحسابنا عليكم ، يعنى باز گشت مابه سوى شما است وحساب كتاب ماهم برشماست ، صاحبان قبور را خدا ساخته اند كه شرك وبا قران در تضاد است الله متعال ميفرمايد (إنَّ إِلَيْنَا إِيَابَهُمْ  ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُمْ) الغاشيه ايه/26)در حقيقت بازگشت  انان به سوى ماست آنگاه حساب (خواستن از)  أنان به عهده ماست   وَاللّهُ يَحْكُمُ   لاَ مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ وَهُوَ سَرِيعُ الْحِسَابِ / الرعد 41) و خداست كه حكم مى‏كند براى حكم او باز دارنده‏اى نيست و او به سرعت‏حسابرسى مى‏كند

  و اين شعر را هم درزيارت ميخوانند

شاها چه ترا سگی بباید     گر من بودم آن سگ تو شاید

افکن نظری بر این سگ خویش    سنگم مزن و مرانم از پیش

در حالی که بندة غیرخدا شدن شرک است. و علی رض  فرمود: «لا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حراً» بنده ی هیچ کسی به غیر از خدا نباش در حالی که خدا شما را آزاده آفریده است. به اضافه، مگر امام سگ باز است که خود را سگ او بخوانيد ويا این همه از چاپلوسی و تملق است؟.

 

 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.