به پورتال وکرگس هايش — غلام سخی سبزواری

 

به پورتال وکرگس هايش

 

 

 

سرودۀ غلام سخی سبزواری

                                      

قارقار کرگسان برپاست

درکثافت خانهء  پرتال ننگينی

کرگسانی از تبار سرخ

کرگسانی از تبار زرد

کرگسانی روسياه وريزه خوار خوان استعمار

کرگسانی زادهء لينن

کرگسانی زادهء مائو

کرگسانی وارث خونخواری عهد کمونزم جنايتکار

کرگسانی از ديار خاد

کرگسانی از زمان وحشت وخونخواری وبيداد

کرگسان اينک

بعدازان پرواز خونين برفرازلاشه ء مليونها انسان

درمحيط کشورافغان

بعدازان ناکامی ننگين

درنبرد خويشتن با عاشقان حضرت قرآن

سخت سرسام اند

سخت مدهوش اند

ضربه های کاری مردان حق برمغزهای گندهء ايشان

کرده ويرانی بپا زانگونه کايشان بروطن کردند

مغزهای گندهء افيونی ايشان

ديگر اکنون جز اقامتگاه هذيان نيست

ديگر اکنون جز محل طعنه ودشنام وبهتان نيست

ديگر ازآن کله های پوده ومردار وچرس آلود

جز تعفن چيز ديگر برنمی آيد

زان قلمهای اجير پست

روی کاغذ جز دروغ پوچ شيطانی

مطلب ديگر نمی آيد

کرگس پيری

پيش پيش کرگسان ياوه گوبا بال پورتالش کند پرواز

او که پا تاسر

غرقه درمرداب بغض وعقده وکين است

تا ببخشد عقده هايش را کمی تسکين

با کمال بيشعوری مرکب اشخاص بيدين است

کرگسان ای چنگ تان خونين

کرگسان ای نول تان مردار

درگمان خويشتن خواهيد بردن ره

جانب خورشيد

تانمائيدش

پاره پاره همرهء چنگال

قطعه قطعه همرهء منقار

کرگسان ای بردگان درحقارت غرق

کرگسان ای کودنان درغلامی محو

خواب تان خواب پريشانی است

درجهنم می بريد آخر

آرزوی شوم خود با خويش

چونکه خورشيد است

زنده وپوينده وپرنور

چونکه خورشيد است

از حريم قدرت خفاش وکرگس دور

نيست جسم مرده يی خورشيد

تا بيفتد زير پای کرگس وکفتار

تا شود نابود

با هجوم لشکر خفاش

تا شود خاموش نورش با پفی کايد

از دهنهای شراب آلودهء مردار

Leave a Reply

Your email address will not be published.