آموزش تجوید قرآن (بخش سوم) — سلیمان شاه صوفی زاده

 

تجوید قرآن (بخش سوم)

 

تهیه و ترتیب کننده: سلیمان شاه صوفی زاده

 

چنانکه در بخش اول و در آغاز این برنامه ذکر نمودیم، برای آموزش درست و سادۀ تجوید بهتر است آنرا طبق تعریف آن به دو دوره و یا دو بخش عمده که عبارت از دوره فصیح خوانی (روان خوانی قرآن) که ارتباط میګیرد با حق حروف و دوره تجوید قرآن (قواعد و احکام) که ارتباط میګیرد با مستحق حروف تقسیم نمائیم.

اینک بعد از ختم دورۀ اول (فصیح خوانی قرآن)، با توفیق الهی دورۀ دوم (قواعد و احکام حروف) را آغاز مینماییم:

 

قواعد و احکام حروف

 

حالاتي که حروف درهنگام ترکيب و تعامل با يکديگر و يا ترکيب و یا تعامل با يک حرکت پيدا مي کنند احکام حروف ناميده مي شوند.

حالا میبینیم که در ترکیب و تعامل حروف با حروف و حرکات دیگر چه عملیه های صورت میگیرد و این عملیه ها چه حکمی را بخود گرفته و چه نامیده میشوند. بناءً بهتر خواهد بود تا هر حرفی از حروفی را که در تعامل و ترکیب با حروف و حرکات دیگر دارای احکام و قواعد مخصوصی اند، بطور جداگانه مورد بررسی قرار دهیم. یا بعبارت دیگر حروف را در ارتباط به عملیه های تعاملی و ترکیبی آنها تحت عنوان احکام نون و یا میم… و غیره بررسی نماییم:

 

ادغام:
ادغام در لغت: این کلمه مترادف كلمه ادخال بوده و به معني
داخل کردن چیزی در چیزی میباشد.

ادغام در اصطلاح علم تجوید: عبارت است از داخل كردن حرف ساکن در حرف متحرک بعدی اش طوريكه اثری از حرف اولی باقي نماند و در نتیجۀ آن حرف دومی مشدد (دارای شد) خوانده شود و بجای دو حرف یک حرف تلفظ شود.  

درصورت ادغام حرف اول را (مُدْغَمْ) و دوم را (مُدْغَمٌ فيه) مینامیم که دومی همیش مشدّد خوانده میشود.

بطور مثال: (قَدْ دَخَلُوا) كه دال (قَدْ) در دال (دَخَلُوا) ادغام شده و آن را (قَدَّ خَلُوا) مي خوانيم.

یادداشت: در صورتیکه مدغَم و مدغم فيه، مثل هم نباشند، اولاً حرف اولی (مدغم) را تبديل بـه حرف دوّم (مدغم فیه) نـموده و سپس ادغام میكنيم، مـانند (قـُلْ رَبِّ) كه ابتدا (لام) را تبديل به (راء) و بعد در (راء) دوّم ادغام مي نماييم (قر رب) که آنرا (قُرَّربِّ)  میخوانيم.

چرا ادغام؟:
عملیه ادغام برای سهولت در تلفّظ اجراء میشود، يعني اگر حرفی يك بار تلفّظ و بلا فاصله همان حرف يا حرف همجنس آن تكرار شود، اين حالت براي دستگاه صوتی انسان، سنگين خواهد بود كه اين سنگيني را عملیه ادغام برطرف می سازد.

 

انواع سه گانۀ ادغام و موارد آن در قرآن:
الف: ادغام متماثلين: در دو حرفي است كه مثل يكديگر باشند (تكرار يك حرف) و ادغام آنها لازم است چه دريك كلمه باشند وچه دردو كلمه، مانند: يُدْرِككمْ ـ قلْ لهُمْ كه خوانده مي شوند: يُدْرِكمْ ـ قلهمْ.


ب: ادغام متجانسين: هنگامی واقع میشود که دو حرف هم مخرج (حروفي كه از يك محل تلفّظ شوند) در كنار يكديگر واقع شوند، خواه در يك كلمه و خواه در دو كلمه.
ادغام متجانسين در قرآن مجيد، تنها در موارد هفتگانه زير پيش آمده است:
۱- بَسَطتَ             (بَسَتَ)
۲- قالَتْ طآئِفَةٌ       (قالَطّآئِفَةٌ)
۳- عَبَدْتُمْ             (عَبَتُّمْ)
۴- اُجيبَتْ دَعْوَتُكُما (اُجيبَدَّعْوَتُكُما)
۵- اِذْظَلَمُوا          (اِظَّلَمُوا)
۶- يلهَثْ ذلكَ        (يَلْهذّلكَ)
۷- اِرْكبْ مَعنا (اِرْكَمعنا).


یادداشت: در مورد اوّل بايد دقّت شود كه حالت درشتي و پُري حرف طاء باقي بماند.
در مـورد ششم و هفتم بـدون ادغام نيز خوانده مي شـوند و بجز دو مثال ذكر شده، نمونه ديگري در قرآن وجود ندارد.


ج ـ ادغـام مـتقاربين: در حروفي واقع میشود كه يا مخرجشان نزديك به هم باشد و يا در بيشتر صفات، متحد باشند. رعايت آنها تنها در دو مورد لازم است و در ساير موارد (حفص) ادغام نكرده است.
۱- لام ساكن در حرف راء: مانند: قُلْ رَبِّ (قرَّبِّ) ـ بلْ رَبكمْ (برَّبكمْ).
۲- قاف ساكن در حرف كاف: كه در قرآن فقط يك مورد و در كلمه (اَلمْ نخلقكمْ) پيش آمده و آن را (اَلمْ نخلكُّمْ) می خوانيم.

تمرين:
رَبحَ
تْ تجارَتُهُمْ ـ اَقـُلْ لَكـُمْ ـ تـَسـْتـَطِعْ عَلَيْهِ ـ يُدْرِكْكُمْ ـ فَاضْرِبْ بِهِ ـ يَلْهَثْ ذلِكَ ـ قَدْ تـَبـَيَّنَ ـ اِرْكَبْ مَعَنا ـ يُوَجِّهْهُ ـ عَبَدْتُمْ ـ قالَتْ طآئِفَهٌ ـ اُجيبَتْ دَعْوَتُكُما ـ فَرَّطْتُمْ ـ بَلْ رَبُّكُمْ ـ اَلَمْ نَخْلُقْكُمْ ـ اَحَطْتُ ـ اِذْ ظَلَمْتُمْ ـ فَرَّطْتُ ـ اَثْقَلَتْ دَعَوَاللّهَ ـ وَدَّتْ طآئِفَةٌ ـ لَقَدْ تابَ.

 

احکام نون ساکن و نون تنوین:

نون ساکن و نون تنوین در تعامل یا مجاورت با 28 حرف زبان عربی، چهار حالت یا چهار قاعده را به بار می آورد كه عبارتند از: ، ادغام، اظهار، اخفاء، اقلاب

بعبارت دیگر از جملۀ 28 حرف عربی، شش حرف آن (ی، ر، م، ل، و، ن =  یرملون) زمانیکه بعد از نون ساکن یا تنوین بیایند ادغام میشوند، شش حرف دیگر آن ( ء، هـ ، ح،ع، خ،غ = حروف حلقی) اظهار میشوند، یک حرف( ب) اقلاب یا مبدل به حرف "میم" میشود و متباقی پانزده حرف دیگر همه اخفاء میشوند.

 

حروف ادغام در تعامل با نون ساکن:

ادغام دارای 6 حرفی است که در کلمۀ "یرملون" ( ی، ر، م، ل، و، ن) جمع شده اند، در صورتیکه یکی ازین حروف ششگانه بعد از نون ساکن واقع شود، نون ساکن در آن داخل و ناپدید شده و به همین حرف مبدل میگردد.

بطور مثال:

مَنْ يَقْتُلْ         ——————       مَيَّقْتُلْ

مِنْ رَّبِّهِمْ        ——————       مِرَّبِّهِمْ        

مِنْ مَالِ اللَّهِ     ——————       مِمِّالِ اللَّهِ

مِنْ لَدُنْكَ         ——————      مِلَدُنْكَ

مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ ——————      مِوَّرَقِ الْجَنَّةِ

مِنْ نَّاصِرِينَ    ——————      مِنَّاصِرِينَ

 

اقسام ادغام:

ادغام از لحاظ تلفظ و تعامل با نون ساکن به دو قسم می باشد:

۱- ادغام با غنه: دارای چهار حرف ( ی، م، و، ن = یمون) می باشد.

هرگاه یکی از حروف ادغام با غنه بعد از نون ساکن و یا تنوین قرار بگیرد، بشرطیکه نون ساکن یا تنوین با یکی ازین حروف در دو کلمۀ جداگانه واقع شده باشند با غنه تلفظ میگردند، یعنی صدا از بینی بیرون می اید.

مثلاً:

ی — من یؤمن    —-     قومٍ یؤمنون

م  — من مال      —-     درجاتٍ مِّن الله

ل — من لم یحکم —-     قومٍ لاَّ یفقهون

و — من ورق     —-    بناءً وَّ أنزل

 

اما اگر نون ساکن یا تنوین با یکی ازین حروف در یک کلمه واقع شده باشند نه تنها بدون غنه بلکه بجای ادغام، اظهار مطلق صورت میگیرد که چنین کلمات فقط در 4 جای قرآن کریم ذکر شده است: دُنیا، صَنوان، قِنوان، بُنیان)

ضمنا در کلمات (مَنْ رَاقِ) درسورۀ القیامه آیۀ 27 بخاطر حکم سکته بجای ادغام، اظهار صورت می گیرد.

 

۲- ادغام بدون غنه: که دارای دو حرف ( ل، ر = لر ) می باشد.

هرگاه یکی ازین دو حرف ادغام بدون غنه بعد از نون ساکن و یا تنوین قرار بگیرد، بدون غنه تلفظ میگردند.

مثلاً:

ل  — فان لَم     —-     سلامٌ لَک

ر — من رِّزقٍ   —-     أخذةً رَّابیة

 

اظهار:

درلغت: اظهارنمودن یا آشكار نمودن را گویند.

در اصطلاح علم تجوید: در صورتیکه نون ساكن و تنوين قبل از حروف حلقي واقع گردند، بطور عادي، واضح و بدون مكث تلفّظ آن اظهار میگردد، که این حالت را اظهار نون ساکن و تنوین و یا آشکارا خواندن نون ساکن و تنوین می نامند. البته این به خاطر دوری مخرج این حروف از نون است که اجازۀ ادغام یا اخفاء را نمی دهد.

 

حروف اظهار در تعامل با نون ساکن یا تنوین:

حروف اظهار همان حروف حلقی می باشند که اگر بعد از نون ساكن یا تنوين یکی ازین حروف ششگانۀ حلقی بیایند اظهار صورت می گیرد:

 

ن + ء —– وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي

ــٍـ + ء —– وَجَنَّاتٍ أَلْفَافاً

ن + هـ —– وَمِـنْهُمْ دُونَ ذَلِكَ

ــٍـ + هـ —– وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ

ن + ح —– وَكَانُواْ يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتاً آمِنِينَ

ــٌـ + ح —– إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ

ن + ع —– مَّا لَهُم مِّنَ اللّهِ مِنْ عَاصِمٍ

ــٍـ + ع —– وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ

ن + خ —– وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ

ــٍـ + خ —– فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ

ن + غ —– وَلَا طَعَامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِينٍ

ــًـ + غ —– إِنَّ اللّهَ كَانَ عَفُوّاً غَفُوراً

 

قابل توجه:

– اظهار نون ساكن ممکن در یک و یا دو كلمه واقع گردد، اما اظهار تنوين همیشه در میان دو کلمه واقع می شود.

– در حالت اظهار باید بر حرف نون بیش از حد مکث صورت نگیرد و فقط به اندازۀ یک حرف باید بر آن مکث داشت.

– نگه داشتن زبان بر مخرج نون و یا کشش صدا بر نون ساکن در حالت اظهار جایز نیست.

– باید توجه داشت تا نون ساکن در حال اظهارهیچ وقت در مخرج خود نلغزد و هیچ نوع قلقله ای صورت نگیرد.

– هرگاه بعد از تنوین ونون ساکن همزه وصل بیاید برای سهولت درقرِائت تنوین ونون ساکن از بین رفته وازیک نون مکسور (زیردار) استفاده می کنیم.

مانند:  وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا   —– وَأَمْوَالٌ نِ قْتَرَفْتُمُوهَا  

 

اخفاء:

در لغت: به معنی پنهان کردن چیزی می باشد.
دراصطلاح علم تجوید:
پوشنانیدن وپنهان کردن نون ساكن یا تنوين به گونۀ تلفظ مابین اظهار و ادغام را ، البته با اداء غنه اخفاء گویند.

 

 حروف اخفاء: پانزده حرف متباقی الفباء عربی بعد از جدا کردن حروف ادغام، اظهار و اقلاب حروف اخفاء می باشند.


نحوۀ اداء اخفاء: هنگام اخفاء نون ساكن
یا تنوين، مخرج نون از نوک زبان (با بیرۀ دندان های بالا) به نزدیکی مخرج حرف اخفاء تغییر می یابد. یعنی قاری باید نوک زبانش را کمی از بیرۀ دندان های بالا دورتر نگهدارد.
اندازۀ کشش غنه
باید بیشتر از دو حركت نباشد و باید از تبدیل غنه به حرف مد بپرهیزیم.

مانند تلفظ كلمۀ  "كـنـتم"  که نباید آنرا "كونـتم" تلفظ نماییم.

مثالهای اخفاء: مِن قَبْلٌ اَنْفٌسَکٌمْ ,مِنْکُمْ , صَبّارٌ شَکُورٌ

 

تشریح بیشتر اخفاء:

اکثرا در تعریف حالت اخفاء گفته اند اخفاء چیزی است بین ادغام و اظهار اما می توان اخفاء را در حقیقت مخفی کردن مخرج حرف دانست با ابقاء صفت آن و فرقش با ادغام در این است که در حالت ادغام مخرج حرف از بین می رود و حرف به حرف دیگری تبدیل می شود و فقط  صفت حرف باقی می ماند ولی در اخفاء مخرج حرف به حرف دیگری تبدیل نمی شود بلکه تا حدی مخفی می ماند و صفت حرف هم باقی می ماند.

نکتۀ اول: هنگام تلفظ نون اخفاء شده زبان به مخرج نون نمی خورد.

نکتۀ دوم: نون با کمی غنه که به آن غنۀ طبیعی هم گفته اند ادا می شود (که اندازۀ غنه اش کمتر از غنۀ ادغام نون در نون و نون در میم است).

نکتۀ سوم: در هنگام تلفظ نون اخفا شده و قبل از اینکه حرف بعدی تلفظ شود، دهن باید حالت حرف بعدی را به خود بگیرد مثلا مشخص باشد که بعد از نون حرف کاف تلفظ می شود یا تاء و یا قاف. مانند:  إن کان، انتُم ، من قَبل.

 

اقلاب یا ابدال:

درلغت: تغییر چیزی از حالتی به حالت دیگری را اقلاب گویند.
دراصطلاح علم تجوید:
تغیر و تبدیل نمودن نون ساكن یا تنوين را به حرف ميم البته با همراهی عملیۀ اخفا وغنه ، زمانیکه بعد از آن حرف باء (ب) باشد اقلاب گویند.

چگونه باید اقلاب با اخفاء و با غنه صورت بگیرد؟

ميم تبدیل شده از نون را طوری باید اخفاء نمود که با ایجاد شگاف کوچکی در میان لب ها و فشار نیاوردن آن ها برهم پدید آید. همچنین باید درین زمان (قبل از خاتمۀ اقلاب) غنه یی نیز به اندازۀ دو حركت اجراء شود.

 

تشریح: اصلا در عملیۀ اقلاب نون تبدیل به میم شده است و باید دانست که چگونه این میم را در تعامل با حرف باء (ب) تلفظ نمود. ابتدا باید توجه داشت که میم با غنه تلفظ شود و از طرفی چون میم و باء نمی توانند در هم ادغام شوندلذا با نوعی اخفا نیز باید همراه باشد. با این مقدمه می توان دریافت که تلفظ این میم با میم معمولی کمی تفاوت دارد. ما در تلفظ عادی میم باید دو لب را به یکدیگر بچسپانیم و با فشار لب ها بر یکدیگر میم را تلفظ کنیم ، اما در این حالت برای تلفظ میم، لب ها را فقط به هم نزدیک می کنیم به طوری که کاملا نزدیک شوند ولی به هم نچسپند، و در این حالت میم را به صفت غنه اش تلفظ می کنیم و فقط هنگام تلفظ حرف باء هست که لب ها را بریکدیگر می گذاریم و باء را به صورت معمول آن تلفظ می کنیم. باید توجه شود تا لب ها با صدای میم بر هم نیایند و تا موقعی که میم با غنه در حال تلفظ است وجود فا صلۀ کمی میان لب ها ضروری است.

مثلا: أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلإِ مِن بَـنِي إِسْرَائِيلَ مِن بَـعْدِ مُوسَى

یادداشت:  اقلاب میتواند در یک كلمه و یا هم در دو کلمۀ جداگانه واقع گردد.

 

احکام میم ساکن:

 

میم ساکن در تعامل یا مجاورت با 28 حرف زبان عربی، سه حالت یا سه قاعده را به بار می آورد كه عبارتند از: ادغام، اخفاء، اظهار

 

بعبارت دیگر از جملۀ 28 حرف عربی، یک حرف آن (م) زمانیکه بعد از میم ساکن بیاید، میم ساکن را در خود ادغام میکند، یک حرف دیگر آن ( ب) زمانیکه بعد از میم ساکن بیاید، میم ساکن را در خود اخفاء میکند و متباقی 26 حرف دیگر هرگاه بعد از میم ساکن بیایند، میم ساکن اظهار میشود.

 

یاداشت: چون در بخش احکام نون ساکن و تنوین در مورد شناخت و تعریف سه حکم ادغام، اخفاء و اظهار بطور کافی بحث و تشریح صورت گرفته است، پس ضرورت به تکرار دوبارۀ آن نبوده و مستقیماً به دانستن چگونگی تعامل میم ساکن با حروف و طرز تلفظ آن میپردازیم:

 

ادغام میم ساکن:

ميم ساكن همیش در حرف هم مثل و مانند خویش، یعنی حرف ميم ادغام شده و هردو ميم ( مدغم و مدغم فیه) به یک حرف مشدد و غنه دار تبدیل می شوند که به این گونه ادغام، ادغام متماثلین گفته میشود.

 

مثلاً:

الَّذِي أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ / قريش 4

إِنَّهَا عَلَيْهِم مُّؤْصَدَةٌ / همزه 8
وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ / بروج 20

أَلَا يَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ /  مطففين 4
أَلَمْ نَخْلُقكُّم مِّن مَّاء مَّهِينٍ /  مرسلات 20

فَلَمْ يَجِدُوا لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ أَنصَاراً / نوح 25
وَاللَّهُ أَنبَتَكُم مِّنَ الْأَرْضِ نَبَاتاً / نوح 17

يُرْسِلِ السَّمَاء عَلَيْكُم
مِّدْرَاراً / نوح 11
وَالَّذِينَ هُم مِّنْ عَذَابِ رَبِّهِم مُّشْفِقُونَ / معارج  27

أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْراً
فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ / قلم 46

 

اخفاء شفوی (لبی)  میم ساکن:

هرگاه بعد از ميم ساكن حرف باء (ب) بیاید، میم ساکن إخفاء با غنه میگردد.
یعنی هنگام
اخفاء میم ساکن باید تلاش نمود تا مانند عملیۀ اقلاب لب ها بجای آنکه با فشار برهم بچسپند، به صورت ملایم و نرم فقط باهم نزدیک شوند. یا بعبارت دیگر لب ها نه کاملا باز بمانند و نه هم کاملا بسته شوند.

 

یاداشت: در صورتیکه بعد از ميم ساكن، حرف باء بیاید ، برخلاف عملیۀ اقلاب که در آن نون ساکن اقلاب + اخفاء + غنه میشد و به هیچصورت اظهار نمیشد، می تواند اظهار نیز شود یعنی میم ساکن را میتوان به هردو صورت (اخفاء و اظهار) خواند و هردو حالت درست و قابل قبول می باشند. اما علماء تجوید حالت اخفاء را ترجیح داده و بهتر دانسته اند، بناءً بهتر است که ما نیز میم ساکن قبل از حرف باء (ب) را اخفاء نماییم.

 

مثلاً:

سَلْهُم أَيُّهُم بِـذَلِكَ زَعِيمٌ / قلم 40
فَإِذَا هُم بِـالسَّاهِرَةِ /
 نازعات 14
وَمَا صَاحِبُكُم بِـمَجْنُونٍ /
 تكوير 22
ثُمَّ يُقَالُ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِـهِ تُكَذِّبُونَ /
 مطففين 17
فَبَشِّرْهُم بـِعَذَابٍ أَلِيمٍ /
 انشقاق 24
لَّسْتَ عَلَيْهِم بِـمُصَيْطِرٍ /
 غاشية 22
فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُم
بِـذَنبِهِمْ فَسَوَّاهَا /  شمس 14
أَلَمْ يَعْلَم بِـأَنَّ اللَّهَ يَرَى /
 علق 14
إِنَّ رَبَّهُم بِـهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّخَبِيرٌ /
 عاديات 11
تَرْمِيهِم بِـحِجَارَةٍ مِّن سِجِّيلٍ /
 فيل 4

 

اظهار شفوی (لبی) میم ساکن:

هرگاه بعد از ميم ساكن غیر از دو حرف ميم (م) و باء (ب) یکی از 26 حرف متباقی الفبا بیاید، لازم است تا میم ساکن اظهار گردد.

مثلاً:

أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِـي تَضْلِيلٍ /  فيل 2
لَكُمْ
دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ /  كافرون 6
إِنَّمَا
نُطْعِمُكُمْ لِـوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَـزَاء وَلَا شُكُوراً / انسان 9
الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ
الْعَالَمِينَ / فاتحة 2
وَإِذَا
خَلَوْاْ إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَـالُواْ إِنَّا مَعَكْمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ / بقره 14

اللّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِـي طُغْيَانِهِمْ يَـعْمَهُونَ / بقره 15
خَتَمَ
اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ / بقره 7
مُهْطِعِينَ
مُقْنِعِي رُءُوسِهِمْ لاَ يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ وَأَفْئِدَتُهُمْ هَوَاء / ابراهيم 43

خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَـرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُونَ / قلم 43
وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَاباً طَهُوراً /
  انسان 21
نَحْنُ
خَلَقْنَاهُمْ وَشَدَدْنَا أَسْرَهُمْ وَإِذَا شِئْنَا بَدَّلْنَا أَمْثَـالَهُمْ تَـبْدِيلاً / انسان 28

 

احکام لام ساکن (ل):

 

قبل از آنکه تعامل حرف لام با همۀ حروف عربی را بدانیم باید احکام لام را به دو بخش تقسیم نماییم:

1- احکام لام در لفظ جلاله (الله)

2- احکام لام در حروف دیگر (غیر از لفظ جلاله)

 

1- احکام لام در لفظ جلاله (الله):

حرف لام در لفظ جلاله (الله) به دو حالت خوانده میشود که یکی حالت تفخیم و دیگری حالت ترقیق می باشد.

 

تفخیم (پر خواندن) لام در لفظ جلاله:

هرگاه حرف قبل از لفظ الله مفتوح و مضموم یا دارای فتحه و ضمه باشد، لفظ جلالۀ الله تفخیم میشود یا بعبارت دیگر پر خوانده میشود.

مثلاً:

 

كُونوا أَنصَارَ اللَّهِ، نَحْنُ أَنصَارُ اللَّهِ ، وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ ،

 

ترقیق (نازک خواندن) لام در لفظ جلاله:

هرگاه حرف قبل از لفظ الله مکسور یا دارای کسره باشد، لفظ جلالۀ الله ترقیق میشود یا بعبارت دیگر نازک خوانده میشود.

مثلاً:

بِسمِ الله، مِنْ دُونِ اللَّهِ ، أَأَرْبَابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ

 

2- احکام لام در حروف دیگر (غیر از لفظ جلاله):

حرف لام در تعامل یا مجاورت با 28 حرف زبان عربی، دو حالت یا دو قاعده را به بار می آورد كه عبارتند از: ادغام، واظهار

 

ادغام حرف لام:

هرگاه بعد از حرف لام یکی از حروف شمسی ( ت، ث، د، ذ، ر، ز، س، ش، ص، ض، ط، ظ، ل، ن) بیاید، حرف لام در همان حرف شمسی ادغام شده و هیچ اثری از آن باقی نمی ماند. همچنان دراثر ادغام لام در حرف شمسی ، آن حرف شمسی مشدد خوانده میشود. بعبارت دیگر علامۀ ادغام لام اینست که حرف بعدی (مدغم فیه) مشدد باشد.

 

حروف شمسی: ۱۴ حرف اند و در صورتیکه هریکی از آنها بعد از حرف لام ( ل ) بیاید، حرف لام در آن ادغام شده و خوانده نمی شود.

مثلاً:

الشَّمْسِ، مِنَ النَّاسِ، الرحمن

 

اظهار حرف لام:

هرگاه بعد از حرف لام یکی از حروف قمری (الف، ب، ج، ح، خ، ع، غ، ف، ق، ک، م، و، ه، ی) بیاید، حرف لام اظهار میشود ( آشکارا خوانده میشود) و بخاطر اظهار لام حرف بعدی قمری مشدد خوانده نمیشود. بعبارت دیگر علامۀ اظهار لام اینست که حرف بعدی (مدغم فیه) مشدد نمی باشد.

 

حروف قمری: ۱۴ حرف اند که در جملۀ "اِبغِ حَجٌکَ وَ خَف عَقِیمَه" باهم جمع گردیده اند و در صورتیکه هریکی از آنها بعد از حرف لام ( ل ) بیاید، حرف لام کاملا واضح و به گونۀ اظهار خوانده می شود.

 

مثلاً:

وَ الْقَمَرِ، وَ الْبَنُونَ، ، فی الارض، ، له الملک، له الحمد

 

احکام حرف (راء):

 

چنانکه حروف دیگر، در تعامل با حروف و حرکات دیگر با قواعد وحالات مشخصی خوانده میشوند، حرف راء نیز در تعامل با حروف و حرکات دیگر به دو حالت مشخص خوانده میشود که یکی حالت تفخیم (پر خواندن حرف راء) و دیگری حالت ترقیق (نازک خواندن حرف راء) می باشد.

 

قبل از آنکه حالات مشخص تفخیم و ترقیق را زیر بحث قرار دهیم، باید متوجه شویم که راء به دو قسم است:

راء متحرک (حرکت دار) و راء غیر متحرک (بی حرکت)

 

1- راء متحرک (دارای زبر، زیر و پیش):

برای دانستن اینکه آیا راء متحرک تفخیم و یا ترقیق میشود، باید همیش به حرکت آن نگاه کنیم:

 

تفخیم(پرخواندن) حرف راء: هرگاه حرف راء دارای فتحه (زبر) و یا ضمه (پیش) باشد، پس تفخیم میشود (پر خوانده میشود).

مثلاً:  رَزَقنا، مسرُورا، كُونوا أَنصَارَ اللَّهِ، نَحْنُ أَنصَارُ اللَّهِ ، وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ ، برَازقین، رَحمةً، ضَرَبَ

 

ترقیق (نازک خواندن) حرف راء: هرگاه حرف راء دارای کسره (زیر) باشد، در آنصورت ترقیق میشود (نازک خوانده میشود).

مثلاً: الرِجالُ قوامون علی النساء، والصابرِین، اللهم ارِنا الحق حقا

 

2- راء غیر متحرک (ساکن):

برای دانستن اینکه آیا راء ساکن تفخیم و یا ترقیق میشود، باید همیش به حرف ماقبل آن نگاه کنیم:

 

تفخیم(پرخواندن) حرف راء ساکن: هرگاه حرف ماقبل از راء دارای فتحه (زبر) و یا ضمه (پیش) باشد، پس تفخیم میشود (پر خوانده میشود).

مثلاً: أَأَرْبَابٌ مُتَفَرِّقُونَ خیرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ، فی الاَرض، القمَر، النَذَر، یَرجعون، یُرجع

 

ترقیق (نازک خواندن) حرف راء ساکن: هرگاه حرف ماقبل از راء ساکن دارای کسره (زیر) باشد، پس ترقیق میشود (نازک خوانده میشود).

مثلاً: فِرعون، مِریة، مِروحة

 

یاداشت مهم و ضروری: قسمیکه ذکر شد، حرف راء ساکن وقتی ترقیق میشود که حرف ماقبل آن مکسور (دارای زیر) باشد، ولی این عملیۀ ترقیق را نمیتوان در هر حالت و هر وقت بر حرف راء ساکن تطبیق وعملی نمود، بلکه به سه شرط ذیل:

 

۱- اینکه حرف ماقبل از راء ساکن دارای کسرۀ عارضی (1) نباشد، بلکه دارای کسرۀ اصلی باشد.

مثالهای کسرۀ عارضی قبل از راء: أم ارتبتم، أم ارتابت، وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا (الرحم) ، إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَىٰ

 

۲- اینکه حرف ماقبل از راء ساکن همزۀ وصل (2) نباشد.

مثالهای همزۀ وصل قبل از راء: اِرکب، اِرجعی الی ربِکِ راضیةً مرضیة، اِرفع رأسک.

 

۳- اینکه بعد از راء ساکن کدام حرفی از حروف استعلاء (3) نیامده باشد.

مثالهای حروف استعلاء قبل از راء: قِرطاس، مِرصاد.

 

پس در صورتیکه راء ساکن دارای یکی از سه حالت استثنایی فوق باشد، بجای ترقیق تفخیم میگردد.

  —————————————————————————————————————————————————          

(1) کسرۀ اصلی و عارضی چیست؟: کسرۀ اصلی کسره یی است که از خود کلمه بوده و به سبب تعامل قواعد گرامری به کلمه عرضه نگردیده است، مانند: فِرعون.  ولی برعکس کسرۀ عارضی کسرۀ اصلی نبوده و به سبب تحولات گرامری و قواعد زبان عربی به یک کلمه یا یک حرف عرضه گردیده است. مثلاً: وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا (الرحم) ، إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَىٰ (الرضا).

(2) همزۀ وصل چیست؟: در زبان عرب تلفظ  کلماتی که با سکون یا تشدید آغاز میشود غیر ممکن ویا هم مشکل است ، مانند : نْصُرنی ، لْقَمَر  

بنا براین برای سهولت تلفظ این کلمات از "همزۀ وصل" استفاده می شود . همزۀ وصل الفی است که به هدف ابتدا به چنین کلماتی دراول هرسه نوع کلمه (حرف، اسم، فعل) که هیچ حرکتی ندارد می آید و برای تلفظ درست و ابتداء درست به یک کلمه، قاری قرآن باید قانون حرکت همزۀ وصل را بداند.

(3)حروف استعلاء کدامها اند؟: استعلاء به معنی ارتفاع و بلند شدن می باشد که در هنگام تلفظ هفت حرف استعلاء زبان به طرف کام به بالا کشانده میشود و حروف استعلاء در جملۀ "خص ضغط قظ" جمع شده اند که عبارتند از: خ غ ق ص ض ط ظ.

 

ورود به بخش چهارم

 

 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.