وصیت نامـﮥ شــرعـــی— الحاج امــیـن الـدیــن سعـیـدی

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

وصیت نامـﮥ شــرعـــی

 
تتبع ونگارش :

الحاج امــیـن الـدیــن » سعـیـدی – سعید افـغــانی«

مدیـــر مطـالعات سـتراتیژیک افغان

 و مسؤل مرکز کلتوری دحـــــق لاره-  جرمن

 

وصیت کلمــﮥ عربی است که در لغت به معنای اندرز کردن و سفارش نمودن آمده است .
همچنین وصی به معنای
:  اندرز دهنده، وصیت کننده، سفارش کننده و … آمده است.
 وصیت در اصطلاح فقه
؛ به کسی اطلاق میشود که  موافق سفارش و وصیت  پس از مرگ وصیت کننده، وی مطابق به محتوی وصیت در امور و اموال وی دخالت و تصرف کند.  فرهنگ معین، چاپ چهارم، تهران، نشر سرایش، ۱۳۸۱ ش . اصطلاح  « وصی» را تقریبا به همین مفهوم آورده است.
به عباره دیگر :

 وصی به کسی می گویند که بعد از مرگ وصیت کننده، طبق وصیتنامه، حق دخل و تصرف در امور و اموال میّت را دارد.  
وصیت در قرآن کریم :
پروردگار با عظمت ما  در سورۂ بقره  آیه 180 میفرماید : « كتب علیكم اذا حضَر احدكم الموت اِنْ ترك خیراً الوصیة للوالدین و الاقربین بالمعروف حقاً علی المتّقین » (  بر شما مقرر گردیده  شده، هنگامی كه یكی از شما را مرگ فرا رسد؛ اگر چیز خوبی از خود به جای گذارده، وصیت برای پدر و مادر و نزدیكان به طور شایسته بكند
. این حقی است برای پرهیزكاران).
وصیت كردن در قوانین اسلامی، هر چند عمل مستحبی است ، امّا مستحب بسیار مؤكّد است از آن با جمله « كتب علیكم » تعبیـر شده و ذیل آیه آن را تفسیر می‌كند. زیرا می‌فرماید: «حقاً علی المتقین» اگر این یك حكم وجوبی بود؛ باید بگوید: «
حقاً علی المؤمنین ».
در آیــﮥ فوق به جای كلمه « مال » از كلمه « خیر » استفاده شده كه نشان می‌دهد ثروت انسان از طریق مشروع به دست آید و اموال نا مشروعی كه انسان از خود به یادگار می‌گذارد؛ خیر نیست بلكه شر است.
در روایات اسلامی تأكیدهای فراوانی در زمینه وصیت شده، ازجمله در حدیثی از پیامبر اسلام صلّی الله علیه وسلم آمده است :« ما ینبغی لامرء مسلم ان یبیت لیلة الا و وصیته تحت رأسه
»  سزاوار نیست مسلمان شب بخوابد مگر این كه وصیت نامه‌اش زیر سر او باشد ( منظور آماده بودن وصیت است). « من مات بغیر وصیة مات میتة جاهلیة؛ كسی كه بدون وصیت از دنیا برود، مرگ او مرگ جاهلیت است .
پیامبر اسلام و  سفارش اكید به وصیت دارند، پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم  مى فرماید: شایسته است مسلمان وصیت كند و وصیت نامة او هر شب زیر سرش باشد و شبى را بدون آن نگذراند: «
ینبغى للمؤمن أن یوصى. ما ینبغى لامرء مسلم آن یبیت لیلة إلّا وصیّته تحت رأسه »
آنحضرت بر این معنا پاى فشرده و چنین مى فرمود: كسى كه بدون وصیّت بمیرد به نوع مرگ جاهلیت مرده است: «من مات بغیرٍ وصیّةٍ مات میتةً جاهلیةً » .
وظیفـﮥ شرعی مؤمن درحال احتضار:
قبل از همه باید گفت که :سنت آنحضرت  صلی الله علیه وسلم این بود زمانیکه به عیادت شخصی مریض میرفت ، در جنب اینکه وصایا گرانبهای جهت آماده ساختن  شخص مریض به سفر آخرت همرای مریض بعمل میاورد . وآنان را به نوشتن  وصیت نامه   و همچنین توبه امر می‌نمود .
مکلفیت های شرعی مریض :
1- شخص مریض ویا شخصیکه سفر در پیشرو دارد ویا به اصطلاح در احتضار قرار داشته باشد ، باید به قضا و قدر الهی خشنود باشد و در برابر تقدیر الهی، صبر را پیشه  خود ساخته ، و گمانش خویش را نسبت به پروردگارش نیکو گرداند، که چنین وضعیتی به نفع او خواهد بود.
رسول الله صلی الله علیه وسلم  می‌فرماید:«عَجَبًا لأِمْرِ الْمُؤْمِنِ إِنَّ أَمْرَهُ کُلَّهُ خَیْرٌ وَلَیْسَ ذَاکَ لأَ حَدٍ إِلاَّ لِلْمُؤْمِنِ إِنْ أَصَابَتْهُ سَرَّاءُ شَکَرَ فَکَانَ خَیْرًا لَهُ وَإِنْ أَصَابَتْهُ ضَرَّاءُ صَبَرَ فَکَانَ خَیْرًا لَهُ». (  مسلم، بیهقی و احمد. )

(  شأن مومن شگفت انگیز است، زیرا تمام امورش به خیر او تمام می‌شود و این وضعیت را بجز مومن، کسی دیگر ندارد. مومن هنگام شادی، خدا را سپاس می‌گوید، و این به نفع اوست. و هنگام مصیبت، صبر را پیشه می‌کند باز هم به خیر اوست.

در حدیثی دیگر می‌فرماید:
 « لاَ یَمُوتَنَّ أَحَدُکُمْ إِلاَّ وَهُوَ یُحْسِنُ الظَّنَّ بِاللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ » ( مسلم، بیهقی و احمد.)
 (هیچ کس از شما نمیرد، مگر اینکه گمانش نسبت به پروردگارش نیکو باشد.)

2- انسان مومن در هنگام مرض موت، باید میان بیم و امید باشد، در برابر گناهانی که انجام داده از الله  بترسد و در عین حال، به رحمت پروردگار، امیدوار باشد.

در حدیثی از حضرت انس روایت است:  «أَنَّ النَّبِیَّ   دَخَلَ عَلَى شَابٍّ وَهُوَ فِی الْمَوْتِ فَقَالَ کَیْفَ تَجِدُکَ قَالَ وَاللَّهِ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَنِّی أَرْجُو اللَّهَ وَإِنِّی أَخَافُ ذُنُوبِی فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ لاَ یَجْتَمِعَانِ فِی قَلْبِ عَبْدٍ فِی مِثْلِ هَذَا الْمَوْطِنِ إِلاَّ أَعْطَاهُ اللَّهُ مَا یَرْجُو وَآمَنَهُ مِمَّا یَخَافُ»

(  رسول اکرم صلی الله علیه وسلم  نزد جوانی که در بستر مرگ بسر می‌برد، رفت و پرسید:  خود را در چه حالتی می‌بینی؟ گفت:  ای پیامبر خدا  ،به الله  سوگند، من به رحمت‌های پروردگار  امیدوارم و در عین حال، از گناهانم بیمناک هستم. رسول اکرم صلی الله علیه وسلم  فرمود:  بیم و امید در چنین حالتی در دل هیچ مسلمانی جمع نمی‌شوند، مگر اینکه خداوند آنچه را که او امیدوار است به وی می‌دهد و از آنچه که بیم دارد، نجات‌اش می‌دهد. )

3-با وجود مریضی سخت، برای مریض ، جایز نیست که آرزوی مرگ نماید. چنانکه ام الفضل روایت می‌کند:

«أَنَّ النَّبِیَّ دَخَلَ عَلَى الْعَبَّاسِ وَهُوَ یَشْتَکِی فَتَمَنَّى الْمَوْتَ فَقَالَ یَا عَبَّاسُ یَا عَمَّ رَسُولِ اللَّهِ لاَ تَتَمَنَّ الْمَوْتَ إِنْ کُنْتَ مُحْسِنًا تَزْدَادُ إِحْسَانًا إِلَى إِحْسَانِکَ خَیْرٌ لَکَ وَإِنْ کُنْتَ مُسِیئًا فَإِنْ تُؤَخَّرْ تَسْتَعْتِبْ خَیْرٌ لَکَ فَلاَ تَتَمَنَّ الْمَوْتَ»

(  رسول اکرم صلی الله علیه وسلم  وارد خانه شد. عباس؛ کا کای  پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم ؛ که مریض  بود، آروزی مرگ کرد. رسول الله فرمود:  کاکا  جان! آرزوی مرگ نکن. زیرا، اگر نیکوکار باشی، با زنده ماندن، فرصت نیکی بیشتر می‌یابی و اگر بدکار باشی، با زنده ماندن، فرصت توبه از گناهان به تو می‌رسد و این برایت بهتر است. پس آرزوی مرگ مکن .

و در حدیث انس آمده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم  فرمود:

«فَإِنْ کَانَ لاَ بُدَّ فَاعِلاً فَلْیَقُلْ اللَّهُمَّ أَحْیِنِی مَا کَانَتْ الْحَیَاةُ خَیْرًا لِی وَتَوَفَّنِی إِذَا کَانَتْ الْوَفَاةُ خَیْرًا لِی»  (بخاری، مسلم، بیهقی و دیگران)

ترجمه:  اگر کسی ناچار بود. چنین بگوید:  پروردگارا! تا زمانی که زنده بودن برایم بهتر است، مرا زنده نگه دار، و هر وقت، مردن به نفع (دین ودنیای) من است، مرا بمیران .

4- اگر حق کسی به عهده مریض  است، آن را برگرداند و اگر برایش ممکن نبود، وصیت نماید. چنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم  فرمود:  قبل از مرگ و فرارسیدن روزی که در آن، پول و ثروت پذیرفته نمی‌شود، حق مردم را بپردازید. در غیر اینصورت، اعمال نیک انسان به طلبکاران داده می‌شود. اگر کفایت نکند، اعمال بد طلبکاران، بر دوش او نهاده می‌شود.

همچنین رسول اکرم صلی الله علیه وسلم  از صحابه پرسید:

«أَتَدْرُونَ مَا الْمُفْلِسُ قَالُوا الْمُفْلِسُ فِینَا مَنْ لاَ دِرْهَمَ لَهُ وَلاَ مَتَاعَ فَقَالَ إِنَّ الْمُفْلِسَ مِنْ أُمَّتِی یَأْتِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ بِصَلاَةٍ وَصِیَامٍ وَزَکَاةٍ وَیَأْتِی قَدْ شَتَمَ هَذَا وَقَذَفَ هَذَا وَأَکَلَ مَالَ هَذَا وَسَفَکَ دَمَ هَذَا وَضَرَبَ هَذَا فَیُعْطَى هَذَا مِنْ حَسَنَاتِهِ وَهَذَا مِنْ حَسَنَاتِهِ فَإِنْ فَنِیَتْ حَسَنَاتُهُ قَبْلَ أَنْ یُقْضَى مَا عَلَیْهِ أُخِذَ مِنْ خَطَایَاهُمْ فَطُرِحَتْ عَلَیْهِ ثُمَّ طُرِحَ فِی النَّارِ» (  آیا می‌دانید مفلس کیست؟ عرض کردند:  نزد ما مفلس کسی است که پول و ثروتی نداشته باشد.
رسول الله صلی الله علیه وسلم  فرمود:  همانا مفلس امت من کسی است که روز قیامت، در حالی می‌آید که نماز، روزه، حج و زکات به همراه دارد ولی به یکی ناسزا گفته، دیگری را تهمت زده، مال کسی را خورده و خون کسی را ریخته و دیگری را شلاق  زده است. نیکی‌هایش به این و آن، داده می‌شود. اگر نیکی‌هایش قبل از بدهکاری‌ها به پایان رسد، گناهان افراد طلبکار را به او می‌دهند و وی را به دوزخ می‌اندازند.

همچنین فرموده است:

« وَمَنْ مَاتَ وَعَلَیْهِ دَیْنٌ فَلَیْسَ بِالدِّینَارِ وَلاَ بِالدِّرْهَمِ وَلَکِنَّهَا الْحَسَنَاتُ وَالسَّیِّئَاتُ »  (هرکس در حالی بمیرد که مدیون است، باید بداند که آنجا، درهم و دینار پذیرفته  نمی شود، بلکه آنجا معامله نیکی‌ها و بدی‌ها است.)

و همچنین می‌فرماید:  دو نوع قرض  وجود دارد:  هر کس در حالی بمیرد که قصد ادای دین را هنگام قرض گرفتن داشته است، من  (پیامبر) ولی او هستم و دینش را از بیت المال می‌پردازم ولی هر کس بمیرد در حالی که هنگام قرض گرفتن، قصد پرداخت آن را نکرده است، اعمال نیکش به طلبکاران داده می‌شود. چون در آن روز، دینار و درهم  (پول) به کار نمی‌آید.

جابر بن عبدالله می‌گوید:
 شب قبل از غزوه احد، پدرم مرا نزد خود خواست و گفت:  من خودم را اولین کسی می‌بینم که از میان اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم  کشته می‌شود و عزیزترین کسی که بعد از خود، باقی می‌گذارم، تو هستی. من مدیون هستم. قرض های  مرا ادا کن. و با خواهرانت به خوبی رفتار کن. جابر می‌گوید:  صبح روز بعد، مبارزه آغاز شد و پدرم نخستین کسی بود که به قتل رسید.

5- مریض  در وصیت خود نسبت به پرداخت حقوق دیگران تاخیر ننماید.

رسول الله صلی الله علیه وسلم  می‌فرماید:   « مَا حَقُّ امْرِئٍ مُسْلِمٍ یَبِیتُ لَیْلَتَیْنِ وَلَهُ شَیْءٌ یُوصِی فِیهِ إِلاَّ وَوَصِیَّتُهُ مَکْتُوبَةٌ عِنْدَهُ » (  هر کس که چیزی قابل وصیت دارد، باید وصیتش را بنویسد و همواره همراه خود داشته باشد و حق ندارد دو شب پیاپی، سپری کند در حالی که وصتیش آماده نباشد.

عبدالله ابن عمر می‌گوید: «مَا مَرَّتْ عَلَیَّ لَیْلَةٌ مُنْذُ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ ذَلِکَ إِلاَّ وَعِنْدِی وَصِیَّتِی»

 (از روزی که این حدیث را از رسول الله صلی الله علیه وسلم  شنیده‌ام هیچ شبی را بدون وصیت، به صبح نرسانیده‌ام.)

6- مریض  باید در حق خویشاوندانی که از او ارث نمی‌برند وصیت کند. چنانکه خداوند می‌فرماید:

﴿إِذَا حَضَرَ أَحَدَکُمُ ٱلۡمَوۡتُ إِن تَرَکَ خَیۡرًا ٱلۡوَصِیَّةُ لِلۡوَٰلِدَیۡنِ وَٱلۡأَقۡرَبِینَ بِٱلۡمَعۡرُوفِۖ حَقًّا عَلَى ٱلۡمُتَّقِینَ ١٨٠﴾ (البقرة:  180).

(وقتی زمان موت یکی از شما فرا می‌رسد، در حق والدین و سایر خویشاوندان وصیت بکند، اگر چیزی باقی گذاشته است این حقی است بر گردن پرهیزگاران.

7- همچنین بیش از یک سوم ترکه را وصیت نکند، بلکه کمتر از یک سوم باشد. همانطور که سعد بن ابی وقاص می‌فرماید:
 در سفر حجة الوادع با رسول الله صلی الله علیه وسلم بودم، چنان مریض  شدم که احتمال مرگم بسیار زیاد بود. رسول الله صلی الله علیه وسلم برای عیادتم آمد.

عرض کردم:  ای پیامبر خدا! مال زیادی دارم. و وارثی جز یک دختر ندارم. آیا صحیح است که دو سوم مال خود را برای مستمندان وصیت کنم؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم  فرمود:  خیر. عرض کردم نصف آن؟ فرمود:  خیر. عرض کردم یک سوم؟ فرمود:  یک سوم خوب است ولی باز هم زیاد است. بعد فرمود:  ای سعد! اگر تو وارثان و فرزندانت را بعد از مرگ، بی‌نیاز بگذاری بهتر است از اینکه آنان را فقیر بگذاری تا نزد دیگران، دست گدای دراز کنند و همچنین فرمود:  ای سعد! هر لقمه‌ای که در راه خدا انفاق می‌کنی، در برابر آن، اجر خواهی برد. حتی لقمه‌ای که در دهان همسرت می‌گذاری. سعد می‌گوید:  بعد از این بود که، وصیت به یک سوم مال، مباح و جایز دانسته می‌شد.  (احمد و شیخین)

ابن عباس می‌فرماید:

«وَدِدْتُ أَنَّ النَّاسَ غَضُّوا مِنْ الثُّلُثِ إِلَى الرُّبُعِ فِی الْوَصِیَّةِ لأَِنَّ النَّبِیَّ r قَالَ الثُّلُثُ کَثِیرٌ».   (دوست دارم که مردم در وصیت، ثلث را به ربع تقلیل ‌دهند، چون رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود، یک سوم زیاد است).

8- مریض در وقت وصیت، دو نفر مرد عادل و مسلمان را  بر وصیت تحریر شده خویش شاهد قرار بدهد، اگر دو مسلمان پیدا نشد، دو نفر غیر مسلمان را  هم میتواند بحیث شاهد انتخاب نماید ، همانطور که قرآن در آیه 106 الی 108 سوره مائده در مورد شهادت توصیه کرده است.

9- وصیت برای والدین و سایر خویشاوندانی که از میت ارث می‌برند، بوسیله آیه میراث، منسوخ شده است و رسول الله صلی الله علیه وسلم  در خطبه حجة الوداع بطور روشن و شفاف آن را توضیح داده و فرموده است:

« إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَعْطَى کُلَّ ذِی حَقٍّ حَقَّهُ فَلاَ وَصِیَّةَ لِوَارِثٍ ». (خداوند حق هر صاحب حق را داده است. اکنون وصیت برای کسی که از وصیت کننده، ارث می‌برد، جایز نیست).

توضیح :
 باید دانست که ناسخ در واقع، قرآن است و حدیث، مبین این مطلب است. همانطور که از خطبه حجه الوداع بر می‌آید. بر خلاف آنچه که بسیاری می‌پندارندکه ناسخ این حکم، حدیث است. از اینرو برخی از معاصرین روی آن خرده گیری نموده و گفته‌اند:  حدیث، خبر واحد است و نمی‌تواند ناسخ قرآن باشد. هر چند که این تصور، باطل است. زیرا صحیح این است که خبر واحد می‌تواند ناسخ قرآن باشد. ولی اینجا ناسخ در واقع، آیه میراث است. فرضاً اگر بپذیریم که ناسخ، حدیث است. حدیث واحد باتفاق علما صلاحیت ناسخ بودن را دارد. علاوه بر آن، حدیث متواتر است و متواتر بودن آن بر کسی که از اسناد و طرق حدیث آگاهی دارد، پنهان نیست.

10- فراموش نباید کرد که : ضرر رساندیدن به دیگران، در وصیت نامه  حرام است. مانند اینکه شخصی درباره محروم شدن بعضی از وارثان از ارث، وصیت کند. یا بعضی را نسبت به بعضی دیگر ترجیح دهد. پروردگار با عظمت ما میفرماید : « مِنۢ بَعۡدِ وَصِیَّةٖ یُوصَىٰ بِهَآ أَوۡ دَیۡنٍ غَیۡرَ مُضَآرّٖۚ وَصِیَّةٗ مِّنَ ٱللَّهِۗ وَٱللَّهُ عَلِیمٌ حَلِیمٞ »
( سوره النساء: آیه  12) (  در وصیت، به کسی ضرر نرسانید، این توصیه خداوند است و خدا دانا و شکیبا است.)

و رسول الله علیه وسلم  می‌فرماید:  «لا ضرر و لا ضرار، من ضار ضاره الله و من شاق، شاقه الله».

(   ضرر رسانیدن به خود و دیگران درست نیست، هر کس در صدد ضرر رساندن باشد، خداوند باو ضرر می‌رساندو هر کس در صدد مشقت (دیگران) باشد، خداوند او را در مشقت می‌اندازد.

11- شرع اسلامی وصیت ظالمانه، نمی پذیرد وآنرا باطل و مردود می شمارد .
 رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید:   «مَنْ أَحْدَثَ فِی أَمْرِنَا هَذَا مَا لَیْسَ فِیهِ فَهُوَ رَدٌّ». (هر کس در دین ما بدعت و پدیده‌ای بوجود آورد، مردود است).

و در حدیث عمران بن حصین آمده است:  شخصی هنگام  مریضی  مرگ، شش غلام را که تمام ثروت او بودند آزاد کرد. وارثانش نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمدند و شکایت کردند. رسول الله صلی الله علیه وسلم  فرمود:

 (اگر می‏دانستم که چنین ستمی را مرتکب شده است، بر او‏ نماز جنازه نمی‌خواندم).

راوی می‌گوید:
 آنگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم  میان آن شش غلام، قرعه انداخت و دو نفر از آنان را که معادل یک سوم مال میت بود، آزاد کرد و چهار نفر دیگر را به حالت اول برگردانید.

12-  با توجه به اینکه اغلب مردم در این زمان مبتلا به بدعت‌های متعدد در امور دین و بخصوص  در مسائل مربوط به جنازه و میت هستند. بر انسان مسلمان واجب است وصیت کند تا مطابق سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم تکفین و تجهیز شود.

خداوند می‌فرماید:
«
یَٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ قُوٓاْ أَنفُسَکُمۡ وَأَهۡلِیکُمۡ نَارٗا وَقُودُهَا ٱلنَّاسُ وَٱلۡحِجَارَةُ الاخ » (سوره التحریم: آیه 6 ).
( ای مومنان! خود و فرزندان تان را از آتشی که مواد سوختی آن، انسان‌ها و سنگ‌ها هستند، برهانید. )

به موجب آیه مذکور، اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم توصیه می‌کردند که آن‌ها را مطابق سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم  تدفین کنند، در اینجا چند مورد از اینگونه توصیه‌ها را یادآور می‌شوم.

الف- عامر بن سعد بن ابی وقاص می‌گوید:  پدرم هنگام مریضی مرگ، چنین وصیت کرد: «الْحَدُوا لِی لَحْدًا وَانْصِبُوا عَلَیَّ اللَّبِنَ نَصْبًا کَمَا صُنِعَ بِرَسُولِ اللَّهِ ». (مرا در لحد بگذارید و با خشت خام، دهانه لحد را ببندید، همانطور که با جسد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفتار شد).

ب- ابو برده می‌گوید:  ابوموسی اشعری در مریضی  وفات چنین وصیت کرد:  «إِذَا انْطَلَقْتُمْ بِجِنَازَتِی فَأَسْرِعُوا الْمَشْیَ وَلاَ یَتَّبِعُنِی مُجَمَّرٌ وَلاَ تَجْعَلُوا فِی لَحْدِی شَیْئًا یَحُولُ بَیْنِی وَبَیْنَ التُّرَابِ وَلاَ تَجْعَلُوا عَلَى قَبْرِی بِنَاءً وَأُشْهِدُکُمْ أَنَّنِی بَرِیءٌ مِنْ کُلِّ حَالِقَةٍ أَوْ سَالِقَةٍ أَوْ خَارِقَةٍ قَالُوا أَوَسَمِعْتَ فِیهِ شَیْئًا قَالَ نَعَمْ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ».

(  هرگاه جنازه ام را حمل کردید، به سرعت مرا به قبرستان ببرید. با جنازه من، بخور و آتش همراه نکنید. بر لحد من چیزی  (مانند سنگ، آجر، شیشه) نگذارید که میان من و خاک مانع باشد. من در حضور شما خدا را گواه می‌گیرم که من از هر نوحه خوان و کسیکه به سر و صورت بزند و موهای خود را بکند، بیزارم. یعنی بعد از مردن من هیچ کس از افراد فامیلم حق ندارد دست به چنین اعمالی بزند. گفتند:  در این مورد از پیامبر، چیزی شنیده‌ای؟ گفت:  بلی.

ج- حذیفه می‌گوید:  هرگاه مرگ من فرا رسید، کسی را از مردن من با خبر نسازید. زیرا می‌ترسم خبر مرگ من باعث نعی شود که  رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را منع کرده است.

با توجه به آنچه بیان گردید. امام نووی در باب اذکار می‌فرماید:  مستحب است که شخص، وارثان خود را درباره اجتناب از بدعت‌های رایج در تدفین و تکفین توصیه کند و پرهیز از بدعات را مورد تاکید قرار دهد.

وصیت نامه باید چگونه نوشته شود :
خوانده محتر م بعنوان یک شخص مسلمان نوشتن وصیت نامه ومعطلی آن  را بفردا  بسیار دیر وناوقت میدانم  ، قرآن عظیم الشان میفرماید : «  کلّ نفس ذائقة الموت » تمامی موجودات چشینده مرگ اند ،  حیات ابدی و بقای ابدی  به ذات اقدس باریتعالی می باشد. پس بر هر شخص عاقل با ایمان که این جهان را گذرگاهی به سوی جهان جاویدان می داند لازم است که پیوسته به فکر عالم پس از مرگ بوده و

 خود را برای سفر آخرت آماده سازد وبا نوشتن وصیت نامه از وجایب ومکلفیت های که تا هنوز

بر گردنش باقی مانده  رفع مسولیت نماید .
خواهر وبرادر مسلمان !
پیشنهاد مینمایم که نقاط ذیل را دروصیت نامه خویش در نظر گیرید .  نوشتن وصیت نامه بسیار ساده و آسانست حتی نیاز به جملات واصطلاحاتی  نامانوس و یا سنگین حقوقی و عربی ندارد، اما تنها لازمست چند نکته  لازم در وصیت نامه مراعت شود .
اول :
آسانترین روش تنظیم وصیت نامه ، اینست که وصیت نامه ، باید توسط دست نوشته شود ، اگر وصیت نامه توسط خط وکتابت شما باشد ، امضا و تاریخ (روز و ماه وسال ) را بصورت حتمی در آن در ج نماید ، در غیر آن اعتبار حقوقی آن زیر سوال قرار میگیرد . ولی نباید فراموش کرد که وصیت نامه را میتوان در دوایر حقوقی ومحاکم هم میتوانیم  نوشت وثبت کرد  .
در وصیت ضرور  است که خود را معرفی نماید :
اسم ولد ، اسم پدر کلان ، تاریخ تولد در صورت ممکن محل  تولد .
مطابق  شرعی اسلام برای یک نفر وصیت گر لازم است که در بدو وصیت خویش که شهادت اش خاص برای پروردگار  باشد .
در این وصیت نامه وصی میتواند هر نوع خواست های مشرع خویش  برای کسانیکه هدف وخواست متوفی است تحریر دارد .
در وصیت میتواند درمورد  تقسیم اموال ، صدقه ، قرض  از اینکه خواستار  کفن و دفن و انجام واجبات قضا شده مانند روزه و نماز باشید. درج وصیت نامه خویش سازد . ( توجه باید کرد : کسیکه وصیت نامه مینویسد، بازماندگان خویش را به کار های شاق ودشوار، غیر ممکن وغیر شرعی  مکلف نسازد ).
نباید فراموش کرد که متوفی صرف میتواند ،بر حصه سوم مال خویش بعد از مرک در کار خیرات وصداقات  وصیت نماید ومتوفی  نمیتواند کسی را از مال میراث از مرگ خویش محروم سازد.
شخص  میتواند در وصیت نامه خویش اگر خواسته باشد ، یک نفر وصی را برای اجرای وصیت نامه خویش معرفی بدارد .
این وصیت نامه میتواند  هم بطور علنی به سایرین قرائت گردد ویا هم  بعد از مرگ خوانده شود . ولی فراموش نباید کرد ، دوباره تکرار میکنم که فردا برای نوشتن  وصیت نامه دیر است .
حکم شرعی در مورد وصیت  نامه شرعی همین است طوریکه قبلآ  یاد اور شدیم ، که اگر کسی  میخواهد در مواردی، از جمله امور مالی وصیت کند باید قبل از فرا رسیدن مرگ خویش بر آن وصیت کند، بر وصیت نامه شاهد بگیرد و آن را قانونی کند.
وصیت بر دو نوع است:
1- وصیت واجب
2- وصیت مستحب
اوّل: وصیت واجب:
وصیت واجب  عبارت از وصیت  به آنچه که قرضدار  است و آنچه که طلبکار است و وصیت به امانات که نزد او گذاشته شده اند.
وصیت به معاملاتی که نیمه کاره مانده اند و تعیین مبالغ و قیمت ها؛ وصیت به این امور واجب است تا حقی از فردی ضایع نشود و ذمه ی خودش فارغ شود و وارثانش بعد از مرگ او با هم در مشکلات وپرابلم باقی نمانند ، رسول الله صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ ِ وَسَلَّمَ  می فرماید : « مَا حَقُّ امْرِئٍ مُسْلِمٍ لَهُ شَیْءٌ یُوصِی فِیهِ، یَبِیتُ لَیْلَتَیْنِ إِلَّا وَوَصِیَّتُهُ مَکْتُوبَةٌ عِنْدَهُ » بخاری (2738) مسلم (1627)
(برای مسلمانی که ما لی دارد و باید درباره آن وصیت کند، جایز نیست که دوشب بر او بگذرد بدون اینکه وصیتش را نوشته باشد.)
دوّم: وصیت مستحب :
وصیت مستحب  مربوط به اموری است که شخص می خواهد خیرات و صدقات نفلی انجام دهد مانند وصیت به ثلث مال یا کمتر از آن برای یکی از خویشاوندان و یا دیگران و یا وصیت می کند که مقداری از مال و ثروت او را به فقرا و مساکین بدهند و یا در کارهای خیر و عام المنفعه خرج کنند. مانند: بنای مساجد و …
رسول الله صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وسلم  می فرماید :
« إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ أَعْطَاکُمْ عِنْدَ وَفَاتِکُمْ ثُلُثَ أَمْوَالِکُمْ زِیَادَةً فِی أَعْمَالِکُمْ .» مجمع الزوائد (4/212) (پروردگار، هنگام وفات شما در مورد یک سوم اموالتان به شما اختیار داده است تا از این طریق اعمال خیر شما بیشتر شود.)
هیثمی در مجمع الزوائد (4/212) گوید: «رواه الطبرانی (در « المعجم الکبیر» 4/198(4129 ) و اسناد حسن» و أخرج امام احمد فی مسنده ( آحمد 6-44 )  نحوه عن ابی الدرداء .
سعد بن ابی وقاص رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ گوید:
 من در مکه بودم، پیامبرصَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ به دیدنم آمد و در حالی که او دوست نداشت در سرزمینی بمیرد که از آن هجرت نموده است، پیامبرصَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فرمود: «  یَرْحَمُ اللَّهُ ابْنَ عَفْرَاءَ » (الله تعالی ابن عفراء را مورد رحمت خویش قرار دهد،) گفتم: یا رسول الله! آیا می توانم تمام مالم را وصیت کنم؟ پیامبرصَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فرمود:  خیر، گفتم: نصف چطور؟ گفت: خیر، گفتم: یک سوم چطور؟ رسول الله صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  فرمود:
« الثُّلُثُ، وَالثُّلُثُ کَثِیرٌ، إِنَّکَ أَنْ تَدَعَ وَرَثَتَکَ أَغْنِیَاءَ، خَیْرٌ مِنْ أَنْ تَدَعَهُمْ عَالَةً، یَتَکَفَّفُونَ النَّاسَ فِی أَیْدِیهِمْ» «بله می توانید به یک سوم مالتان وصیت کنید در حالی که یک سوم بسیار است، اگر تو ورثه خود را در حالی وداع نمایی که اغنیا باشند بهتر از آن است که آنها را در حالی وداع کنی که فقیر و بینوا باشند و بر اثر فقر و بینوایی به سوی مردم دست دراز کنند و سوال کنند» ، لفظ این حدیث در بخاری است.
در بخاری در جایی دیگر با این الفاظ روایت شده است، سعد ابن ابی وقاص رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ گوید: به رسول الله صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  عرض نمودم، یا رسول الله می خواهم وصیت کنم؛ در حالی که دختری دارم، گفتم:
 یا رسول الله! آیا به نصف مالم وصیت کنم؟ رسول الله صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فرمودند:« النِّصْف کَثِیر» «نصف زیاد است»، گفتم: آیا یک سوم مالم را وصیت کنم؟
پیامبرصَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فرمود:« الثُّلُثُ، وَالثُّلُثُ کَثِیرٌ، أَوْ کَبِیرٌ» «بله به یک سوم وصیت کن در حالی که یک سوم بسیار است؛ یا فرمود : یک سوم زیاد است»
 سعد بن ابی وقاص رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ می فرماید: مردم به یک سوم مال خود وصیت می نمودند و رسول الله صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  به آنها اجازه می داد.

طریقه نوشتن وصیت نامه :


بسم الله الرحمن الرحیم


اینجانب  (                         ) ابن  یا بنت (                             ) ابن (                          )  دارای تذکره/پاسپورت/  شماره (                ) یکجا با محل وتاریخ صدور  آن (                          ) درحالیکه عاقل بالغ ودارای حواس کامل بوده و حقوق شرعی خود و اقارب خویش کاملاً اګاهی دارم به رضا و رغبت خویش بدون جبر واکراه وصیت می کنم و شهادت می دهم :
« لا اله الا الله وحده لا شریک له و أن محمداً عبده و رسوله، عیسی عبد الله و رسوله و کلمته ألقاها إلی مریم و روحٌ منه، و إن الجنۀ حق، و النار حق، و إن الساعۀ آتیة لاریب فیها و أن الله یبعث من فی القبور، تمام بستگانم را وصیت می کنم به تقوای الهی و داشتن روابط حسنه و صلح و صفا و اصلاح اخلاق و تزکیه نفس و اطاعت و فرمان برداری از الله تعالی و پیامبر بزرگوارش»
به همه خویشاوندان و فرزندان و بستگان وصیت می کنم که بر مسیر حق حرکت کنند و در پیمودن راه حق صبور و بردبار باشند، به آنان همان وصیت ابراهیم  و یعقوب علیهما السلام که بر فرزندانشان نمودند، توصیه می کنم:
« إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَی لَکُمُ الدِّینَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ » ( سوره بقره :آیه 132) (الله تعالی این آیین پاک را برای شما برگزیده است، زنهار که بمیرید و مسلمان نباشید.)

پس از متن فوق، شخص وصیت کننده آنچه را که دوست دارد بنویسد.

می تواند یک سوم مال یا کمتر از آن را در مصارف شرعی وصیت کند و می تواند مال معینی را نیز وصیت کند؛ البته باید نوع مصرف شرعی را معین کند (که مثلاً این مبلغ را به مسجد و یا فلان خانواده یتیم و یا به … اختصاص می دهم)، و شخصی را به عنوان وکیل برای اجرای وصیت معین نماید، باید دانست که وصیت، واجب نیست؛ بلکه نوشتن وصیت عمل مستحب میباشد  و چون خواست می تواند وصیت کند.
 در بخاری و مسلم از ابن عمررَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ روایت است، که رسول الله صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فرمودند : «مَا حَقُّ امْرِئٍ مُسْلِمٍ لَهُ شَیْءٌ یُوصِی فِیهِ، یَبِیتُ لَیْلَتَیْنِ إِلَّا وَوَصِیَّتُهُ مَکْتُوبَةٌ عِنْدَهُ» (برای مسلمانی که مالی دارد و باید درباره ی آن وصیت کند، جایز نیست که دو شب بر او بگذرد بدون این که وصیتش را ننوشته باشد.) ( بخاری (2738) مسلم (1627)
در صورتی وصیت واجب است که شخصی قرضدار ر است و طلبکاران مدرک و یا سندی در دست ندارند که حق خود را ثابت کنند، برای چنین شخصی واجب است که وصیت نامه خود را بنویسد و حقوقی را که دیگران طلبکار هستند بنویسد تا بر اثر مرگ ایشان حقوق اینها ضایع نشود. بهتر آن است که دو شاهد هنگام تحریر وصیت نامه حاضر باشند، با این که وصیت نامه توسط شخصی از اهل علم و معتمد نوشته شود تا متولیان امر دچار سرگردانی نشوند؛ وصیت کننده تنها با نوشتن کتبی با دست خط خودش اکتفا نکند. ( شیخ ابن باز عالم جلیل القدر جهان اسلام در بخش وصیت  تحقیقات بی نهایت مفید دینی بعمل اورده که مزید معلومات را میتوان درمجموع فتاوی و مقالات متنوعة (20/76،77) مطالعه فرماید .)
یادداشت :
دروصیت میتوان ، محل دفن ، تجهیز ، مساله  نیبات  حج  مقدار صدقه ، زکوه مهریه زوجه  وحتی قیمومیت اطفال صغیره وسایر مطالبات ضروری خویش  را در ج  وصیتنامه خویش بسازد .
در اخیر وصیت نامه :
ذکر تاریخ که وصیت نامه تحریر گردیده است با ذکر تاریخ  ونشان شصت  انگشت واسما ء شهود بر وصیت نامه  را نیز در ج نماید .
شهود حاضر درصورت وصیت عرفی
تاریخ  – محل شصت و امضاء باذکر نام از ضروریات عمده یک وصیت نامه میباشد .     پایان

 

 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.