بیاید به مثل ما شوید! — احمد طارق فيض

 

بیايید  به مثل ما شوید!

 

مــنــزل و مقــصـــود قـــرآن دیـــگر است
رســــم و آئــــین مســــلـمان دیـــــگر است
در دل او آتـــــش ســـــــوزنــــــدہ نـــیســت
مـــــصطــفی در ســــینہ او زنــــدہ نـــیست

 

پروردگار رحم کند بالای امت مسلمه واقعا در چند قرن اخیر شایستگی و برازندگی خود را قسما باخته است. خیلی درد آور است برای مسلمان با وجدان و محب اسلام قابل تحمل نیست اما واقعیت عینی گویای ذلت، سر افگندی، عقب افتادگی، وابستگی و انحراف امت می باشد. ما مسلمانان باید پیش از دیگران ناقد خود باشیم، نقد های سازنده مع راه حل به امت و جامعه اسلامی پیش کنیم، بیشتر جستجو کنیم تا علت گرا یی را پیشه کنیم همیشه در جستجوی علت فاجعه و پسمانی امت شویم و همزمان با خود بدیل قانع کننده داشته باشیم.

 

زمانیکه انسان به حیات صحابه مشاهده میکند از هر لحاظ با زندگی امروزی مسلمانان متفاوت بوده است در حالیکه اسلام از آغازش الی یوم قیامه یک اسلام است و هیچگونه تفاوت در اصول اسلام نخواهد آمد.

 

اگر کمی دقیق شویم مشاهده میشود مشکل در اسلام نیست بلکه در ما مسلمانان است، در برداشت کلیشه یی و غلط مان از اسلام، در برخورد بی اعتنا گرایانه مان در مقابل اسلام مشکل عمده نهفته است. تفاوت عمده صحابه با مسلمین امروز در دو چیز دیده میشود و آن عبارت از برداشت و برخورد شان با اسلام می باشد. برداشت آنها از اسلام خیلی متفاوت بود تا برداشت ما از اسلام، آنها برداشت باز، آگاهانه و واقعبینانه از اسلام داشتند در حالیکه برداشت ما محض برداشت سنتی، محدود، آلوده با خرفات، کم رنگ و غیر آگاهانه می باشد. برخورد اصحاب رسول خدا صلی الله علیه وسلم نهایت متفاوت تا برخورد ما مسلمانان با اسلام می باشد. آنها واقعا معتقد بودند محمد فرستاده خدا است، آنچه وی آورده از جانب پروردگار برای هدایت بشریت و سهل ساختن زندگی مادی می باشد. بنا به اسلام ارزش قایل بودند بر تک تک از شعائرعمل میکردند و با دندان های خویش ریسمان دین را محکم گرفته بودند اما برخورد مسلمانان امروزی در مقابل اسلام نهایت بی اعتنا گرایانه است، ما امروز به دین ارزش قایل نیستیم و رستگاری را در راه ها و مکاتب دیگر جستجو میکنیم.

 

نتیجه اینکه پروردگار در توصیف اصحاب میفرماید که ما از اینها راضی شدیم و اینها از ما، اشتباه نکنید اصحاب درشعار دادن این مقام جلیل و مبارک را کسب نکردند بلکه آنها نمونه ها و الگو های عملی اسلام بودند. از جانب دیگر آنقدر اسلام را بسط بخشیدند حتی امپراطوری های متعدد در دامن اسلام ذوب شد، فرهنگهای متعدد در ظرف باز اسلام ذوب شدند و فرهنگ و تمدن اسلامی آنقدر از کیفیت بالا برخوردار بود حتی قرن ها بشریت را هویت بخشید و راه را برای  بشریت باز و هموار نمود تا قله های تعالی را بپیمایند.

 

خجستگی اصحاب در صداقت شان بود آنها هویت اسلامی داشتند به جهانیان دعوت می نمودند تا بیایید به مثل ما شوید یعنی بیاید رستگار شوید، از بند جهل، ظلمت و استبداد خود را آزاد سازید، ذهنیت عقب گرایانه، غیر منطقی و احمقانه تان را دور اندازید. واقعا این حرف جاذبه دارد و گفتن همچو حرف جرئت مندی میخواهد. امروز غرب ناگزیر میشود تا بپذیرد رجال صدر اسلام آنها واقعا ممثل برازندگی، خلاقیت، شرافت، عزت و تشکیل دهنده جامعه واقعا خلاق انسانی بودند.

 

سوال در اینجاست آیا امروز ما مسلمانان میتوانیم جهان را دعوت کنیم تا بیاید مثل ما شوید؟؟؟ جواب آشکار است نیاز به بحث ندارد، نخیر ما نمیتوانیم خود را بحیث الگو های اسلامی برای جهانیان عرضه داریم چون امت به فرسنگها فاصله دارند از اصل خویش. از جانب دیگر هر کسی را اگر دعوت کنیم تا بیاید به مثل ما شوید، آن فرد تمسخر میکند حق هم دارد تا تمسخر کند، به مانند ما شوند که چی؟؟؟ رستگاری دق الباب کند؟ خورشید خوش بختی در زندگی بتابش گیرد؟ پیروزی دنیا و آخرت نصیب اش میشود؟؟؟  از طرف دیگر جوامع اسلامی عمدتا جزء جهان سوم می باشد، فقر و بد بختی بی داد میکند، در مجموع اکثر جوامع اسلامی وابسته به غیر می باشند. هر نوع آسیب و آفت جوامع اسلامی را تهدید میکند. در چنین یک حالت چگونه ما میتوانیم جهان را دعوت کنیم تا بیاید به مثل ما شوید. همچنان بعضی ها  جهان را دعوت میکند تا بیاید به مثل اصحاب رسول اکرم صلی الله علیه وسلم شوید، این تقاضا غیر عاقلانه است جهانیان از ما تقاضا دارند تا شما اولا به مثل اصحاب شوید و برای جهانیان به اثبات برساند که همچون تقاضا امکان تحقق دارد و یا خیر.

 

من باورمندم تا زمانیکه ما مسلمانان عروج اخلاقی نداشته باشیم و در عرصه مادیات و زندگی به تعالی نرسیم و مانند اصحاب گرانقدر رسول اکرم صلی الله علیه وسلم خود و جامعه را بحیث الگو های اسلامی به جهانیان عرضه نداریم هیچگاه به مجد و عزمت به باد رفته خود نخواهیم رسید. بعضی ها از کرکتر سلف صالح در واقع کرکتر افسانوی ساخته اند و طور وانمود میکنند گویا شخصیت و کرکتر اسلامی سلف صالح تنها در رویا ها و افسانه ها ترسیم  میشود اما در زندگی حقیقی رسیدن به همچو شخصیت مهال می باشد. این ذهنیت فاسد و غیر عاقلانه است گذشتگان بمانند ما انسانها بودند از ایشان به مانند ما خطا و اشتباهات سر میزد تمام احکام جزا، حلال و حرام  و همه اسلام در حیات آنها به اتمام رسیده است. پروردگار در یکجا از شخصیت پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم بحیث شخصیت فرا اخلاقی یاد میکنند و در جای دیگر پیامبر اش را الگو برای تک تک از مسلمانان قرار میدهد تا مسلمان در زندگی فردی و اجتماعی از ایشان متابعت کنند. به معنی دیگر تقاضای اسلام و قران اینست تا هر مسلمان محمد ثانی جامعه خود باشد بمانند محمد صلی الله علیه وسلم شخصیت اخلاقی، اجتماعی و شخصیت همه پسند داشته باشند.

 

ما در برخورد مان با اسلام نیاز به تجدد داریم. قرائت موجوده در جامعه افغانی در واقع قرائت و برداشت خشک، غیر آگاهانه و آسیب پذیر است. اسلام دین و مکتب استوار بر اساس حد اقل آگاهی درون دینی می باشد امروز اکثریت ملت محروم از روحیه و پیام دین می باشند  آنچه را از گذشتگان شان تحت عنوان دین به ارث برده اند حفظ میکنند، درست و عدم درست بودن برایشان چندان ارزش ندارد. یعنی در جامعه ما به آنچه اسلام گفته میشود که از گذشتگان مان به ارث برده ایم در حالیکه همچو قرائت و برداشت از دین کاملا با روحیه باز اسلام در تضاد قرار دارد. حلال این مشکل در واقع تجدد است یعنی برگشت بر اصل و آب دادن تمام باور ها و ارزشهای حاکم توسط چشمه قرآن و سنت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم.

 

هر زمان مسلمانان آنقدر رشد اسلامی نمودند تا دیگران را دعوت کنند( تا بیايید بمثل ما شوید) آن زمان در واقع امت آماده برای رهبری قافله بشریت می باشد و بدون شک مسلمانان میتوانند تا بشریت را رهبری نمایند بشرطیکه در یک دست قرآن و در دست دیگر سنت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم را داشته باشند.

 

 

با احترام

 

احمد طارق فیض

 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.