موجوداتی ! بنام : روهینگيا ؟ — سرمقاله

 

موجوداتی ! بنام :  روهینگيا ؟

 

کشور میانمار ( قبلا  بورما ) در قسمت جنوب شرقی آسیا میان  کشورهای تایلند، چین ، بنگله دیش، هند و لاوس  قرار دارد. این کشور که با داشتن ذخائر پر بها غنی بوده، از جمله کشورهای فقير بحساب میاید  و از دهها سال بدینسو  به مصیبت استبداد رژیم نیز دچار گردیده است. رژیم های مارکسیستی ، عسکری این کشور را یکی از بدنام ترین کشور های دنیا از نگاه حقوق بشر رقم زد.

سکان تقریبا 60 میلیونی این کشور بصورت عمده بودایی مذهب بوده و اقلیت هایی از ادیان دیگر نیز دران زندگی میکنند.

یکی از اقلیات های ساکن در شمال این کشور " روهینگیان " مبیاشند که بصورت عمده مسلمان بوده و طبق آمار نشر شده  800 هزار نفر میباشند. مسلمانانی بغير از قوم روهینگی ، از اقوام دیگر نیز در این کشور زندگی میکنند.

 

روهینگیان از دهه های گذشته زیر فشار و ظلم طبقه حاکمه این کشور قرار داشتند و از حقوق حتی انسانی شان نیز محروم شده اند، اما نظر به جو استبدادی و حالت اختناقی که در کشور حاکم بود ( و هنوز هم تا حدودی زیادی باقی مانده است )، آواز این مظلومان و بصورت عموم اکثریت سکان این سرزمین بگوش جهانیان کمتر میرسید.

در این اواخر اخبار وحشت ناکی از وضعیت  روهینگیان  بخارج  سرایت کرده که ناشی از شدت ظلم و فشار بر این طبقه مظلوم و بینوا میباشد.

طبق گفتۀ یکی از مهاجرین روهینگایی این طائفه از دهه چهلم تا کنون  سه بار بشکل دسته جمعی و وحشت بار مورد تصفیه و تجاوز قرار گرفته اند 🙁 اواخر دهه چهل – دهه هشتاد – و از سال گذشته بدینسو )  که آخرین مرتبه آن  منجر به خانه بدوشی حدود 700 هزار نفر از این طائفه  در نتیجه قتل های جمعی ، آتش زدن بخانه ها و محروم ساختن شان از ادنی ترین حق یک انسان، گردیده است. طبق اخبار نشر شده افرادی از این طائفه حتی زنده به آتش کشیده شده اند.

یکی از عوامل این وحشت را بعضی از منابع تجاوز افراد این طائفه به زنی از طائفه بودایی ذکر میکنند ، که هرگز نمیتواند دلیل قانع کننده این همه جنایت در حق تمام افراد این طائفه باشد. اگر اکنون چنین تجاوزی عامل اینهمه جنایت شده در سابق که تجاوزی نبود چرا این طائفه مورد ستم قرار داشتند؟.

 

این طائفه قبل از ادعای تجاوز بر زن بودائی ( که غالبا ساخته شده برای توجیه جنایت بر علیه این طائفه و تحریک بودائیان برعلیه شان میباشد)، از سوی جمعیات مربوط به حقوق بشرسازمان ملل متحد سرکوب شده ترین طائفه در جهان اعلان گردیده بود . از این طائفه  حق تعلیم ازاطفال شان وحق تملک جایداد و بصورت طبیعی حق کار در مؤسسات عمده و دولتی و حتی حرکت و تنقل بصورت ازاد از ایشان گرفته شده بود، و بلآخره حاکم نظامی آن "جنرال تین سین " که دراین اواخر در غرب بصفت اصلاح طلب شهرت یافته است اعلان کرد که این طائفه ازجمله اتباع کشور میانمار نبوده باید کوچ داده شوند و در کمپ هایی باید توسط ملل متحد سرپرستی شوند !.

این نسل کشی با حرکت افراطی های بودایی از روز یکشنبه  اول سپتمبر رنگ حاد تری بخود گرفت که  روحانی های افراطی بودایی بمظاهرات سه روزه  در تأیید از گفته های حاکم نظامی میانمار  برای بیرون انداختن این طائفه از خانه و کاشانه شان بخارج از میانمار، براه انداختند.

سؤالاتی در ذهن ایجاد میشود که  چرا صدای رنج و درد  این طائفه ستم دیده  بگوش کسی نمیرسد، چرا سازمان های مدعی حقوق بشربگونه لازم با آن برخورد نمیکنند ويا صدای خیلی ناشنوایی در برابرآن از خود بروز میدهند ؟.  در  حالیکه سازمان عفوبین المللی اعلان کرد که این طائفه از دهها سال بدینسومورد شدیدن ترین تبعیض قرار داشته اند.  چه کسانی در عقب این همه ترویج کراهیت در مقابل یک طائفه قرار دارند؟. چرا  آنکه بنام حقوق بشر به سینه اش مدال نوبل را آویزان کرد ( خانم آن سان سوچی ) درمورد حقوق پامال شده این طائفه جرأت نمیکند سخن بگوید؟، گویا اینها بشر نیستند !.

 

بدون شک مسلمانان در مجموع و در سطح جهان بعد از فروپاشی کمپ وارسو مورد تهاجم  به درجات متفاوتی قرار گرفته اند، در این تهاجم، گروههای مهاجم به بهانه اعمال ناجائز اقلیتی گمراه از مسلمانان ( امثال قاعده ..) همه مسلمانان وعقیده اسلامی را مورد هجوم بی سابقه قرارداده اند. دراین مورد سخنان بیل کلنتون که در اواسط دهه گذشته در امارات بیان داشت سخنان بجایی بود وقتی گفت : بیم آن دارم کراهیتی که برضد یهودیان درسابق وجود داشت اکنون به کراهیت برعلیه مسلمانان بدل شود.

حتی آنچه بنام تطرف گروههای اسلامی گفته میشود بگفته خیلیها، ازسوی جهت هایی تغذيه میشوند که خواهان استفاده از نام و اعمال زشت آنها برای کوبیدن تمام مسلمانان وبهره برداری برعلیه مسلمانان میباشند. ماشاهد حق تلفی هایی در مورد مسلمانان درکشورهای زیادی وازجمله اروپایی وامریکایی بوده ایم. دربسا موارد مسلمان برخلاف اصل ( برائت داشتن تا زمان ثبوت خلاف آن )، بچشم مجرم دیده میشوند که باید برائت شان را ثابت کنند!.

 

تصور کنیم اگر این همه جنایت در مورد طائفه دیگری مربوط به دیانت دیگری صورت میگرفت  سازمانهای جهانی وکشورهای مشخصی چه جار و جنجالی را برپا میکردند ؟!، بخصوص اگر در میان کشوری میبود که اکثریت آن مسلمان میبودند.

درد و مصیبت این طائفه تقریبا غير محسوس است در وسائل اطلاعات جمعی غربی ، چنانچه سازمان ملل متحد نیز حرکت متناسب با حجم این فاجعه از خود نشان نداد. کمک های انسانی مثل خوراک و پوشاک از طرف حکومت میانمار اجازه داده نمیشود تاکنون تا به این لشکر بخت برگشته رسانیده شود، کشور چین تعدادی از مهاجرینی را که قادر بفرار به آنسوی مرز بخاک چین شده بودند دوباره به درون گردباد مصیبت شان در داخل میانمار برگرداند که مخالف تمام مواثیق جهانی میباشد.

در میان کشورهای اسلامی هم برای صدای آنها جایی نیست زیرا بسا از این کشور ها خود شان بزرگترین پامال کننده حق بشری اند، از همین رو وبخاطر نرنجاندن خاطر چین که با میانمار روابط چند بُعدی دارد ، رژیم ایران  که بناحق دعوای رهبری مسلمانان راهم دارد نخواست قضیه  روهینگیا را در اجندای کنفرانس غیر متعهد ها بگنجاند ، چنانچه خارج از آنهم کدام کاری برای کاهش درد آن مردم نکردند.

ما در مجموع حق تلفی و ستم گری برتمام انسانها را، بلکه حتی بر حیوانات و طبیعت را محکوم میکنیم و آنرا مخالف شرف انسانی که خداوند انسان را به آن امتیاز داده است میدانیم.

 


Leave a Reply

Your email address will not be published.