بی بی سی؛ دستی ماهرانه برای دریدن سقف وحدت افغانها — حميد عطا ادم

 

 

حمید ادم                                                                                                                                                                   20/02/2008

 

بی بی سی؛ دستی ماهرانه برای دریدن سقف وحدت افغانها

 

از زمانی که چیزی بنام خبر را درک کردم از بی بی سی هم آگاه شدم، شاید در آنزمان یگانه وسیلهء اطلاع رسانی  برای فارسی زبانان بود که صدایی غیر از صدای  سرکاری را بگوش مردم میرسانید

بی بی سی جزء زندگی فامیلی هزاران فامیلیکه احتیاج به آگاهی درست تر از اوضاع وطن و جهان را داشتند گردیده بود. شاید دلیلش هم این بود که ما دیگر منبع خبری مستقلی نداشتیم بغیر از رادیو کابل که طبعا خبر را به ذوق طبقه حاکمه نشر میکرد. روشن است که در آنزمان بی بی سی فارسی  نه برای افغانها بلکه بخاطر ایرانیان تأسیس شده بود ولی از افغانستان هم ضمن اخبار دنیا یادی میکرد.

 

بعد از کودتای مرحوم داؤود خان  بی بی سی اهمیت بیشتری در نزد مردم ما پیداکرد چنانچه توجه بی بی سی هم بیشتر به قضایای افغانی شد تا اینکه پس از کودتای ثور و پس از اینکه آن باور های قبلی خیلیها در مورد افغانها مبنی بر اینکه دیگر افغانستان جمهوریت جدیدی در دایرهء جمهوریت های سابقه روس خواهد شد، درست نبرامد و دیدند که مردم ما از شهر و ده ، از کوه پایه ها و دامنه ها، از عالم تا عامی، از تحصیلکرده  تا بیسواد  همه در مقابل قدرت حاکمه مزدور بپا خاسته اند، رادیوی بی بی سی  بخش خاصی را برای افغانها ایجاد کرد که با استخدام افغانها در آن بخش، تصدیق ضمنی بر تفاوت میان این دو بخش ( ایرانی و افغانی ) نمودند. این جای تعجب هم نیست زیرا خیلی چیزها و ازجمله  اصطلاحات دو کشور از هم تفاوت داشتند. اما ایرانیان در دستگاه بی بی سی  بر افغانها گویا که شرط ( قولی یا ذهنی ) گذاشته بودند که باید از لهجه و اصطلاحات ایرانی استفاده کنند، و یا هم خدای ناخواسته افغانهای ما برای تملق، خودشان چنین چیزیرا دنبال کردند.

 من در کل مخالف پیروی و یا تأثیر پذیری از دیگران نیستم اما تا جاییکه هویت و شخصیت خودرا از دست ندهیم، ویا با چنین پیروی مورد اهانت و تحقیر قرار نگیریم که گویا افغانها ملتی نادان و بی همه چیزی اند و هرچه دارند از برکت ( دیگران ) دارند!.

 این تبعیت و دنباله روی بعد از انکه گروپ کار کشته و وابسته بدستگاه نیمه خبری و نیمه جاسوسی  نووستی در کابل در بی بی سی جا گرفتند به شکل مفتضح  ان رسید.

تعجب است!  آنانی در بی بی سی مسند گرفتند که خیلی ازمردمان مارا و بصورت مشخص محصلین وشاگردان پوهنتون و مکاتب را بجرم شنیدن خبر از بی بی سی  تهدید کردند، توبیخ کردند و به زندانهای مخوف روانه کردند.

اینها شاید بخاطر عقدهء که ایشان را هموطنان ما چون زباله استعماربدور انداخته بودند خواستند از مردم انتقام گیرند و آنها را بجان هم بیندازند که مؤفق هم شدند،  و یا هم شاید بخاطر اینکه مردم را بطرفی دیگر متوجه ساخته و خودرا در پناه این گرد و غبار از اذهان مردم بدور سازند. وشایدهم هردو .

از زمانیکه ظاهر طنین و عبدالله شادان ( برادر کریم شادان که حکم قتل و شکنجه هزاران هموطن بیچاره و بالأخص تحصیلکرده مارا صادر کرده است) و اهسته اهسته دیگر همپیمانان سابقه و خدمت گذاران روس  در ین دستگاه جا گرفتند قضیه محو هویت فرهنگی افغانها توسط این دستگاه که روی ضرورت از منابع مهم خبری برای افغانها بود، شدت و وسعت بیشتری گرفت. ( درمورد کار کرد و شخصیت این دو فرد، نمونه کوچکی را میتوان در صفحات 399 و مابعد کتاب اقای عبدالحمید مبارز بنام " تحلیل واقعات سیاسی افغانستان  1919 – 1996" زیر بحث  اتحادیه ژونالیستان مطالعه نمایید).

اینها برای اهداف خاصی که نزد شان  بود چنان در این کار افراط کردند که در حرکات کلمات " زیر، زبر و پیش " نیز از ایرانیان تقلید کردند مثلا عدد  50  را که در افغانستان بصورت  تقریبا کل  با کسر حرف  (پ) تلفظ مینمایند، اینان با پیروی از ایرانیان با فتحهء غلیظ  بخواندن میگرفتند. کلماتی را در نقل اخبار بکار میبردند که اکثریت قاطع ملت ما مراد  انرا درک نمیکردند ویا اشتباه میگرفتند.. مثلا  صندلی ، خمپاره ، چادر( و انهم بضم حرف دال) عمو، مجلس  و …، و یا استفاده از ترجمه فرانسوی که ایرانیان در قسمت بعضی از کلمات با ان عادت کرده اند ودر افغانستان غیر متعارف است  مثلا ژنرال،  ژانویه ، فوریه و… و خیلیهای دیگر. تا حدی که تکیه کلام" ببینید" که توسط خبرنگار  سابقه دار ایرانی در بی بی سی  استفاده میشد جزء صحبت اقای طنین گردیده بود. وضعیت این مردمان مرا بیاد ضرب المثل معروفی میندازد که میگفتند نان از کی میخورد و خدمت به کی میکنند؟! ( و یا هم بمفاهیم و تعبیرات دیگری ) معاش  (یا بتعبیر ایشان : حقوق) از انگلیس میگرفتند اما خدمت برای ایرانیان میکردند.

اصلا اینها اهمیتی بهویت ملی و عزت مردمی ما نداشتند چون اگر میداشتند در خدمت روس برعلیه ملت خود قرار نمیگرفتند، اینها میتوانند بهرطرفی بدوند که در انجا طعمه و دخلی باشد.

 

از شهکار های اینگروه در پهلوی محو هویت ملی و بهم زدن وحدت ملی ما، یکی هم تحریف خبر است بگونه که انرا آنقدر" کپی کشی "  و دست مالی میکنند تا خیلی ماهرانه مردم را وبگفته عامیانه بکوچه حسن چپ روان کنند، و خبر را مطابق به هدف و طرز دید خودشان بسازند. برای نمونه خبری را که امروز در صفحه افغانستان  بی بی سی راجع به دوستم و ماجرای اخیر وی نشر نموده اند مورد مطالعه قرار میدهیم که چگونه این خبر را گریم کاری نموده اند تا حقیقت را ازمیان برداشته و در اینده ها اگر بتوانند از ان بشکلی که برایشان خوش آیند است استفاده کنند.

 در خبری که بی بی سی درینمورد امروز 19 فبروری زیر عنوان" دوستم : حکم دادستانی غیر قانونیست"  نشر کرده چنین میخوانیم :

…..

{ دادستانی کل افغانستان بدنبال  جنجالهای  اخیر میان ژنرال دوستم و اکبر بای …..}

قضیه یی با ان همه رسوایی که در ان از اختطاف لت و کوب و حشیانه ، تجاوز بر حریم فامیلی و…میباشد، همه به جنجالی خلاصه گردید که دو طرف مساویانه در ان سهم داشتند. ونزد مردم ما مفهوم جنجال  تا لت و کوب و اختطاف زمین و اسمان فرق دارد. و بدین ترتیب تیم دست پروردگان طنین- شادان ماهرانه از رفیق قدیم شان دفاع میکنند.

ادامه میدهند:

{ این تحولات پس از آن صورت میگیرد که  ادعا شد  افراد  اقای دوستم ، اکبر بای ( بدون پیشوند تشریفاتی، آقا- که در مورد دوستم استفاده شده) را حدود دوهفته پیش مورد ضرب و شتم قرار داده و اورا از خانه اش  برده اند … }

کلمه ادعا شد که بصیغه مجهول استعمال گردیده  طبق قواعد زبان به این معنی است که از اهمیت و حقیقت غالبا خالی میباشد، و با اوردن کلمه  افراد  هدف  را تاحد زیادی به پیش میبرند، به این معنی که خود ان ژنرال زحمت کش و مشفق!!! در قضیه هیچ دخلی نداشته و شاید در اینده ها بگویند که دوستم بخاطر حل  جنجال  افراد طرفین میانجیگری میکرد!. درحالیکه در تمام گذارشات وازجمله  شهادت خود اکبر بای، دوستم و شرکایش مستقیما شرکت داشتند.

 و چگونه با کلمات بازی می کنند وقتی مینویسند که:{ … و اورا از خانه اش برده اند} .

 خیلی ساده مثلی که دوستی دوست خودرا از خانه اش میگیرد و به جایی برای چکر میبرد. اصلا موضوع جبر و اختطاف را نمیخواهند در اذهان مردم درین قضیه داخل کنند.

 بازهم :{ بر اساس حکم دادستانی کل افغانستان ، وظایف دونفر از اعضای پارلمان نیز که  ظا هرا  در حمایت  از اقای دوستم قرار داشتند به حالت تعلیق در امده… } با بکار بردن کلمه ظاهرا میخواهند خیلی آرام بمردم برساند که  اینگونه در ظاهر گفته و یا در ظاهر چنین مشهور شده، در حالیکه در حقیقت چنین نبوده ! و اما از کلمه حمایت  میخواهند در اذهان بگنجانند که دوستم مورد تهاجم و ظلمی که قرار گرفت ، ان دو نفر هم  از وی دفاع و حمایه کردند.

 بازهم :{ … وعبداللطیف پدرام ، رهبر حزب کنگره ملی افغانستان  که گفته میشود به نوعی  در این قضیه  در گیر بوده   از افغانستان ممنوع الخروج شده است.}

 باز هم از کلمه  گفته میشود  بصیغه مجهول  استفاده میکند  که در مسایل غیر دقیق و مشکوک بحد نفی ان بکار میرود. و طبیعتا همین چیز  مراد این تیم معلوم الهویه میباشد. همچنان از کلمه  بنوعی  میخواهند بگویند که پدرام  تصادفا، بناحق ، بدون خواست و رضایت خودش  در این قضیه ربط داده شده است.  در صورتیکه اکبر بای مستقیما از لطیف پدرام نام میبرد که در یورش بخانه وی شریک بود. تیم وگروه یادشده که خود سازنده شخصیت برای عبداللطیف پدرام بوده اند و در کارخانه روشنفکر سازی اقای ظاهر طنین خیلی رنگ و روغن زده شد هرگز نمیخواهند یکی از محصولات خودرا در چنین دایره بدنامی ببینند .

 بازهم در قسمت نام دو عضو پارلمان میگوید که {… افشا نشده است.} در حالیکه تمام خبر های اولی نام  فیض الله ذکی و شاکر کار گر را ذکر کرده بودند.

 

و بهمینگونه در قسمت تمام اخباری که این تیم ، بشکلی  انرا بنفع یاضرر خود میبینند  چنین تصرفاتی برای تحریف مفهوم اصلی خبر میکنند که با تأسف عدهء از هموطنان ما به ان متوجه نشده و خبر بگونه دیگرش در ذهن مردم جا گزین میشود.

 

در همین خبر جام غضب خود را بالای  لوی سارنوال یا بگفته ایرانیان دادستان کل هم ریخته اند به این ترتیب:

{  بشنوید /  مصاحبه با  جبار ثابت  دادستان کل افغانستان}

در فرهنگ مردم ما کاملا شایع است  که ترخیم اسماء و تجزئه اسمای مرکب در 3 حالت صورت میگیرد

1- در حالتی که فرد نام گرفته شده  خیلی به فرد نام برنده از ناحیه فامیلی، عاطفی و دوستی نزدیک  باشد مثلا پدر به فرزند خود یا برادر به برادر و یا قریبی به قریب خود یا دوستی بدوست خود بگوید حنان،دل، رحیم ، زر،  تور، انو ،  بجای  عبدالحنان، دلشاد، عبدالرحیم ، زرغونه، تور یالی، انوشیروان. که این نوع نام بردن نشاندهنده محبت و قرابت زیاد دوطرف میباشد ومیان شان  حاجتی به مسایل تشریفاتی نیست.

2 – در صورتیکه خود فرد صاحب نام  همین تجزئه را اختیار کند و آنرا خودش ضمن معرفی خود بگوید.

3 – در حالتی که کسی از دیگری بدش بیاید و وی را با گرفتن نیمه نامش توهین کنند.

حالت اول  بهیچوجه نمیتواند که شامل حال اقای ثابت و گردانندگان بی بی سی شود، چنانچه در چنین مواقفی  که دوطرف دارند  بکلی بدور از اداب اجتماعی پنداشته میشود.

حالت دومی که در هیچ جایی رسمی  معروف نشده که لوی سارنوال خودرا بنام جبار ثابت معرفی نموده باشد.

 اما حالت سومی جای شکی ندارد زیرا لوی سارنوال یا دادستان کل به اشکال گوناگون  و  در اوقات مختلفی مورد اهانت و تجاوز ایران پرستان قرار گرفته است.

 

در رابطه به استعمال کلمات و اصطلاحات،  این گونه افراد همیشه ادعا کرده اند که فرقی میان اصطلاحات ایرانی و افغانی نیست فقط فرق لهجه است که در بین زبان های دیگر هم دیده میشود!.  بفرض اگر این را قبول کنیم و بپذیریم میخواهم از ایشان تقاضاکنم  که برای یک ایرانی وقتی اشتباهی میکند بگویند:  غلط کردی !.

ویا هم از یک ایرانی و یک افغانی بخواهند که  هرکدام یک صندلی بخرند !  و  غوری ( قوری ) را بیارند.

احیانا این طبقه خودرا در پناه  احیای کلمات فارسی و زدودن کلمات اجنبی ( که مرادشان کلمات عربی و ترکی است ) میگیرند، بازهم قبول!… پس چرا کلمه زیبای  پیاله را بجای فنجان عربی استفاده نمیکنند. یا چرا کلمه کاکا  دری را  بجای کلمه  عمو  عربی بکار نمیبرند؟؟. مگر نه اینست که نقل از جانب افغانی به انطرف حرام است  اما سیطره  فرهنگی ایران برما  بااااید !. و ثواب هم!؟

و یا اینکه کلمه مدرسه را بجای مکتب استفاده کردن در حالی که هردو فارسی نیستند .  در افغانستان  کلمه مکتب مروج و در ایران کلمه مدرسه. و بفحوای ضرب المثلی که گویند اگر در بین چالی ( به مفهوم افغانی ان که نیرنگ معنی میدهد، نه بمفهوم ایرانی اش که چقری و حفره میباشد) نباشد، خر بخر بدل کردن چه معنی دارد!؟ چرا بجای کلمه عربی مکتب  کلمه مدرسه را ذکر میکنند. در حالیلکه  مدرسه نزد همه  مردم ما  مفهوم خاص و مکتب مفهوم خاص خودرا دارند.

بعضی ها هم غوغا براه انداخته اند که عدهء میخواهند میان دو برادر همفرهنگ و… جدایی بیندازند!.

فکر میکنم اهانت ها وظلمی که بهموطنان ما توسط این " هم فرهنگیها و… "  در انجا و انهم  بصورت گسترده و منسجم صورت میگیرد خودش برای کسی که بگفته شیرین ما :  اگرسیال باشد بس است.

به این هموطنان عزیز که غمی دیگر جز دفاع از ظلم و تعدی بیگانه گان بر هموطن خویش ندارند از شـــــنبه  تا  چار شـــنبه  طلب توفیق میدارم

 

ودر اخیر به پیامی میخواهم اشاره کنم که در جایی توسط وابستگان حاکم در بی بی سی فارسی ( افغانی) زیر نام خیلی خوبی درج شده بود و ظاهرا تقدیر از زندگان را برای مردم توصیه میکرد .

 

ظاهر موضوع ، خوب و قابل قدر  اما در باطن و زیر پرده ،  در اوردن اقای ظاهر طنین و یگان دیگری در پهلوی عده یی میباشد  که آنعده مورد پسند مردم زیادی اند،  تا بدین طریق به اصطلاح :  درجمله اسپ سواران خرسوارانی رانیز داخل کنند. و الا ظاهر طنین در طول عمرش چه خدمتی بملت افغان کرده ؟ وی که خدمتش به روس و ایران و … خلاصه بغیر افغان بوده است . و هم او پیش قراول هجوم فرهنگی است که فقط یکطرفه میدود، و پیش قراول هجوم( استعمار )  اقتصادی، سیاسی و جعرافی میباشد.

 

                           این مدعیان میخواهند زهر را در لای عسل بمردم بخورانند.

 

پايان

 

 

نظریات خواننده گان در مورد مطلب آتی
بی بی سی؛ دستی ماهرانه برای دریدن سقف وحدت افغانها
حمید ادم

 

اسم: محمد هاشم قاهر    محل سکونت: کشور آلمان فدرال     تاریخ: 27/02/2008

خواننده عزیز سلام .
در کشور های غربی . مردم طوری روحیه دارند که منافع ملی را نسبت به سایر منافع ترجیح میدهند . احزاب سیاسی اگر در بین خود هر قدر مخالفت داشته باشند روی مسایل ملی هر نوع مخالفت را کنار گذاشته – متحدانه روی منافع ملی تکیه میکنند .

گردانندگان رادیو بی بی سی به هیچ وجهه نمی توانند که از منافع ملی بریتانیا عدول کنند . سیاست ( تفرقه انداز و حکومت کن )چیزی تازه ای نیست . کسانی که از گردانندگان رادیوی مذکور اتتظار دارند تا کلمات مصلحت آمیز بشنوند فقط خود را فریب می دهند .
بد بختانه در کشور ما طوری معمول است که سیاست بازان معامله گر ما – لقمه های را نشخوار میکنند که دیگران به دهن شان میدهد . چشم امید ماباید به روشنفکران روشن ضمیر باشد نه معامله گران و سیاست بازان که آله دست اجنبی هستند .
با تقدیم احترام

 

اسم: عبدلله نثار    محل سکونت: پاکستان     تاریخ: 26/02/2008

دوستان گرامی و خوانندگان محترم!
امیدوارم که لحظات خوش را سپری نمائید، زیرا تمام هموطنان ما شاهد خیانت تمام زمام داران کشور عزیزمان هستند که هر کس به نوبت خویش در نخست برای تامین منافع شخصی خود کوشیده، پس چه ضرورست که هنوز هم با انتقاد بالای یکدیگر آتش خشم را بیفروزیم.
تشکر

 

اسم: سید هارون    محل سکونت: كابل     تاریخ: 22/02/2008

دوستان گرامی در پورتال افغان جرمن آنلاین:
بی بی سی از بدو تاسیس تا اكنون، در صدد ایجاد تقرقه در كشور های است كه از آنجا انگلیس ها با زور و فشار مردمی اخراج گشته اند. پروپاگند بی بی سی علیه مستعمرات سابقش در افریقا، ٱسیا و شرق دور برای تفرقه افگنی میان مردم آن كشور است كه نتوانند یك روز هم آسوده باشند. ازینرو، از فاسد ترین اشخاص ضد میهنی استفاده می كنند. عبدالله شادان و ظاهر طنین چهره های شناخته شده كی جی بی اند. تصور كرده میتوانید كه یك ماركسیست واقعی چطور در خدمت امپریالیزم غرب در میاید. این مردم از هر گونه وجدان و شرف محروم اند و به جز خاك فروشی كاری دیگری برای وطن نمیتوانند انجام دهند. همین ها اند كه حالا در خدمت امپریالزم فرهنگی ایران قرار دارند. هم در خدمت غرب اند و هم در خدمت ایران.

 

اسم: Ghorzang    محل سکونت: kabul     تاریخ: 22/02/2008

The persian section of BBC is certainly broadcast from London and is financed by Uk government but it is controled by a bunch of crminal and warlord lover individuals
The main objectives of the Persian section of BBC are the following
1. To defame Afghans in Afghanistan in any possible ways.
2. To support war crminals in Afghanistan and to hide their crimes.
3. To broadcast the propaganda spreeded by the gang of Babrak Karmal , Setame melle and Rabbani.
4. To give as gift everything that we have to their Iranian masters.
5.To iranize afghans by talking the iranian style Farsi which is not acceptable for Afghans.
6.To hide the crimes of their Russian and English masters

 

اسم: احمد نثار    محل سکونت: امریكا     تاریخ:  21/02/2008

دوستان گرامی:
بی بی سی یكی از رادیو و تلویزیون های امپریالیستی است كه بجز خائنین به كشور های مورد نظر، كسی دیگر را استخدام نمیكند. مستخدمین بی بی سی باید از روش های تفرقه آمیز انگلیس حمایت كنند و الی جائی در آن دستگاه ندارند. در قسمت پروگرام های مربوط به افغانستان، كثیف ترین و ٱلوده ترین اشخاص را در خدمت گرفته اند.
عبدالله شادان و ظاهر طنین عمال سابق كی جی بی نمونه های این خفاشان اند. عبدالله شادان فارغ التحصیل پوهنځی حقوق است كه یكی از سابقه داران وطنفرشان پرچمی بشمار میرود. ظاهر طنین از تحصیل یافتگان شوروی است كه مستقیماً زیر دست كی جی بی تعلیم دید و حین بازگشت از زمره اشخاص مهم در دوران اشغال افغانستان توسط قوای شوروی شد. هر دو تن صد ها تن را بجرم شنیدن بی بی سی محكوم به مرگ ساختند. حالا خود از نطاقان همان رادیوی امپریالیستی اند. بعد از انهدام شوروی، هر دو طبق عادت خیانت بوطن، خود را به غربی ها فروختند و به انگلستان پناهنده شدند. در اصطلاح جاسوسی، اینطور مردم را جاسوس چند جانبه میگویند یعنی برای پول و مقام به هر كشوریكه لازم دانند خود را میفروشند. انگلیس ها عقب همچو افراد فروخته شده هم می گردند تا به آسانی بتوانند از خدمات ضد افغانستان آنها مستفید گردند. خدمات غیر شرافتمندانه طنین بود كه او را نظر به سفارش لندن به ملل متحد فرستادند. شادان و سایر پرچمی و ستمی ها در بی بی سی بفكر توطئه علیه افغانستان اند. هموطنان ما باید چهره های این اشخاص را بشناسند و هویت آنها را افشا نمایند.

 

اسم: افغان    محل سکونت: کابل     تاریخ: 21/02/2008

احترام خدمت تمام قلم به دستان افغان جرمن انلاین!
تمام مقا لات که راجع به دسایس فاشیستی ایران دراین سایت تحریر گردیده مورد تایید است زیراکه وظیفه ایمانی و وجدانی خویش را ادانموده اند. هر افغان مسولیت دارد تا از وطن ملت زبان فرهنک تاریخ و….. دفاع نمایدو نگذارند که دشمنان مردم و تاریخ ما دسایس شوم شانرا توسط یک تعداد از وطنفروشان و غلامان حلقه به گوش اجانب تاریخ این کشور کهن را برباد نمایند.
امپراتوریهای انگریز و شوروی دشمن بودند که ازطریق نظامی به خاک ما تجاوز نمودند که توسط شیران این خاک مشت محکم به دهن خوردند که تاامروز اثرات ان در مغزهای انان باقی است و همیش میکوشند که به شکل از اشکال قصد شانرا از مردم ما بگیرند که به یاری خداوند هیچ نمیتوانند. ام این دشمن رذیل که زیر نقاب خویش را پنهان نموده همیشه کوشش نموده تا فرهنک معتبر و کهن این سرزمین باستانی را از ان خود سازد همیش کوشش نموده که به دیده درایی ابرمردهای تاریخ ما را بنام وطن خود قلمداد کنند.
چون اینها از یک طرف ازسرنوشت باداران شوروی خود که در افغانستان به زانو درامدند اگاه استند هیچ وقت خودرابه اصطلاح مستقیما" مواجه نمیسازد و از طرف دیگر اینها مانند روباه های استند که زیاتر ازچل و نیرنگ کار میگیرند و یک تعداد از منافقین و خبیثین را غلام میگیرند تا کار شیطنت شانرا بین مردم صادق و وطندوست ما پیش ببرند.
پس وظیفه هر فرد اگاه است که مردم ما را از نیرنگ های این دشمن خاک وفرهنگ اگاه بسازند. من از ادم صاحب وسایر قلم به دستان سایت محترم افغان جرمن انلاین تشکر میکنم و موفقیت مزید شانرا ارزو میدارم.
با احترام

 

گرفته شده از: سايت وزين افغان جرمن آنلاين

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.