جرگه صلح سیلی محکم بر روی پارلمان کشور — محمد عارف یوسفی

 

جرگه صلح سیلی محکم بر روی پارلمان کشور

 

 

محمد عارف یوسفی

 

نمیخواهم درین مقاله راجع به  قطعنامه جرگه مشورتی صلح چیزی بنویسم چون در پهلوی اینکه از جانب مخالفین مسلح  هیچ نماینده ی نتنها شرکت نکرده بلکه این جرگه را تحربم نموده و ملی نمیدانند، سایر نهاد های سیاسی و شخصیت های مطرح در سیاست امروزی افغاستان نیز ازشرکت درین جرگه ابا ورزیده و این جرگه را تحریم نمودند، پس هر فیصله ی که صورت گرفته است بدون شک یکطرفه  و از جانب دستگاه دولتی بوده که چنین تصامیمی میشد بدون براه انداختن جرگه مشورتی صلح گرفته شده در صورت امکان در عمل پیاده گردد و از مصرف ملیون ها دالر نیز جلوگیری گردد.

بهر صورت اگر واقعن تعیین سرنوشت ملت ما با برپایی جرگه ها گره خورده باشد از نگاه حقوقی هیچ جرگه یی نمیتواند اعتبار بالا تر از ولسی جرگه داشته باشد. زیرا نمایندگان ولسی جرگه و یا پارلمان توسط انتخابات و رای مردم افغانستان تعیین شده اند با وجود اینکه در مورد کارکرد این نمایندگان در طول چند سال، صد ها سوالی مطرح است ولی امروز در حقیقت یگانه مرجع قانونی یا یک جرگه با صلاحیت همین ولسی جرگه است.که غفلت پارلمان درین راستا را میشود کوتاهی دیگری از جانب ولسی جرگه دانست.

در یک نظام دموکراتیک و آزاد و با موجودیت به ادعای دولت مداران ما پارلمانی که در آنجا نمایندگان انتخابی مردم از تمام کشور حضور دارند تدویر جر گه دیگری آنهم با اعضای صد در صد انتصابی چه مفهومی دارد؟

آیا نمیشد همین آجندای جرگه مشورتی صلح در برنامه کاری ولسی جرگه مطرح و یا پیشکش میشد و با همکاری سایر نهاد های دولتی نه برای ۳ روز بلکه برای هفته ها روی این هدف کار صورت میگرفت زیرا در پارلمان نمایندگان مردم از تمام کشور حضور دارند و همیشه با تمام مردم افغانستان در تماس اند که میتوانند هر نوع عکس العمل را عندالموقع در جلسات روزانه خود مورد ارزیابی قرار دهند. که از یکطرف مصارف اضافی تدویر جرگه صلح صرفه جویی میشد و از جانبی این هدف را میشد به یک پروسه طولانی تبدیل کرده و هر وقت به اساس منافع مردم تعدیلات و تغیراتی در پیشنهادات طرفین وارد کرد.

ولی  بدبختانه در کشور ما روی منافع علیای کشور کمتر توجه میشود، عقده ها و رقابت های شخصی و گروهی همیشه مسیر اهداف را به کجراهه می کشاند، به گمان اغلب این جرگه یک مانور سیاسی از طرف کرزی صاحب در مقابل پارلمان و رقبای سیاسی اش در کشور بود که میخواست خاطر نشان سازد گویا با موجودیت یک پارلمان انتخابی باز هم میتواند مسایل ملی را از راه های دیگری توسط نمایندگان انتصابی خود مطرح ساخته و روی آن تصمیم گیرد. و اگر در عمل موفق بدر آید ازین چه بهتر، در غیر آن با وجود هیچ دست آوردی حد اقل درسی برای اعضای پارلمان و حریفان سیاسی اش خواهد بود که گویا وی با تیم کاری اش  میتوانند هر کاری را به اساس سلیقه های  کاری خود انجام دهند.

و اما جالب تر از همه این که رئیس جمهور با وجود بی اعتنایی هایش در مقابل تصامیم پارلمان همیشه یکی از دست آورد های مهم دولت خود را ایجاد پارلمان در کشور میداند، در حالیکه خود در قدم نخست با تمام قدرت حضور پارلمان در کشور را زیر سوال برده است. چنانچه تا امروز چندین مرتبه به تقاضا های مشروع پارلمان اهمیتی نداده است، پس پارلمان یعنی چه؟ پارلمانی که هیچ فیصله اش مورد قبول قوه اجرائیه نباشد آیا میشود پارلمانش نامید؟

چنانچه همه بیاد داریم وقتیکه نمایندگان مردم در پارلمان در سال ۲۰۰۷ میلادی  وزیر خارجه اسبق محترم اسپنتا را رای عدم اعتماد دادند، شخص حامدر کرزی بدون در نظر گرفتن تعاملات رسمی و احترام به عادات و رسوم سیاسی پا را در یک موزه کرده مانند یک دکتاتور مقام ایشان را تا اخیر دور ریاست جمهوری نخستین خود به صفت وزیر خارجه کشور حفظ نمود.

و زمانیکه پارلمان کشور قانون جدیدی را به تصویب رسانید که یک وزارت نمیتواند بیشتر از یک ماه توسط سرپرست رهبری شود یعنی در بین یکماه باید کاندید وزیر وزارتی که توسط سرپرست اداره میشود  برای تائید به پارلمان معرفی شود، ولی کرزی صاحب قصدن برای اینکه به ریش نمایندگان مردم خندیده باشد از همان روز تصویب این قانون تا امروز یازده وزارت را بحال خودش گذاشته است که تا حال توسط سر پرست وزارت رهبری میشود.این چه مفهومی میتواند داشته باشد؟

و تماشای  آخری هم هشدار و  اصرار پیهم نمایندگان مردم در پارلمان برای معرفی یازده عضو کابینه بود، باز هم رئیس صاحب جمهور سکوت اختیار نموده حتی برای یک مرتبه از زبان خود جواب رد و یا مثبت ارایه نکرده است. یعنی حضور پارلمان در کشور برای ایشان کاملن بی معنی است. و به همین دلیل ایجاد جرگه صلح در پهلوی همه موارد بالا در حقیقت سیلی دیگری بر روی پارلمان کشور بود.

پس رئیس صاحب جمهور کشور که خود مشتی بر دهان بی زبان پارلمان میکوبد و به فیصله های جرگه ی که توسط ملت افغانستان ایجاد شده است اهمیتی قایل نیست پس چه انتظاری از مردم برای رسیدن به اهداف  جرگه انتصابی صلح خود خواهد داشت؟؟ 

 و در اخیر وقتی ثابت شد که جناب کرزی صاحب به نظریات نمایندگان مردم در پارلمان احترام قایل نیست و هر اقدام نمایندگان ملت را ولو اگر موجه هم باشد به مسخره میگیرد. پس آیا بهتر نخواهد بودکه از براه افتیدن انتخابات پارلمانی پیش رو جلو گیری کند؟ تا در آینده هیچ مرجعی نتواند ایشان را برای معرفی کابینه و غیر ه و غیره …تحت فشار قرارر دهد.

و برای مردم افغانستان نیز وقتیکه پارلمان موثر نباشد غیابتش بهتر از حضورش خواهد بود. در ضمن بودجه ی ده ها ملیون دالری که در انتخابات پیش رو در نظر گرفته شده به اضافه معاش گزافی که وکلای محترم ما بشمول دریور و نگهبان و غیره بدست میاورند پس انداز میشود . که میتوان بااین مبالغ هنگقت پروژه های دیگری را تمویل کرد بطور مثال میشود با خرید چند فروند هواپیمای نسبتن جدید و قابل اعتماد برای شرکت هو ا پیمایی آریانا که یک شرکت دولتی است در خدمت مردم قرار داد، تا در آینده از حادثات مانند سانحه سه هفته قبل(سقوط هوا پیمای شرکت خصوصی پامیر به نسبت کهنه بودن هوا پیما) جلوگیری به عمل آید.  و یا هم در راه های دیگر باز سازی در کشور که به خیر ملت باشد به مصرف رسانیده شود.  که "هم لعل بدست آید و هم دل یار نرنجد."

و یا اینکه وکلای محترم در پارلمان با اقدام جدید . نادری و یا جادو هم اگر شود رئیس جمهور را متیقین سازند که آنها نمایندگان واقعی مردم هستند و به خواسته های مشروع شان باید رسیدگی شود در غیر صورت خود شان درب پارلمان را بسته و همه را قناعت دهند که دیگر موجودیت پارلمان بی صلاحیت و بی کیفیت به خیر هیچ کس نیست.

به امید صلح و ثبات دایمی در افغانستان عزیز!

 والسلام

محمد عارف "یوسفی"

پنجم جون ۲۰۱۰

۰۵-۰۶-۲۰۱۰ 

 

 

 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.