یک طالب و دو فکر — احمد صبور طيب

 

 

یک طالب و دو فکر

 

مردمان قدیم چه انسانهای شریف ، خوب و با تجربه یی  بوده اند که در نشست ها  و شب نشینی ها بعضی مسایل را یا از گذشته ها قصه میکردند و یا از تجربه خود بجامانده اند که از سینه به سینه تا امروز انتقال یافته و از جمله شان یکی را طور مثال به یاد می آوریم و به دست نشر می سپاریم که از این قرار است .

 شخصی برای خود کلاه و کفشی ضرورت داشت که یکی از روزها به بازار رفته و به دوکان کلاه دوزی داخل شده و فرمایش کلاهی را به کلاه دوز داده است که برایش دوخت نماید ، کلاه دوز اندازه سرشخص را گرفته و روز موعود را به شخص معین نمود که کلاه را تکمیل می کند بعد از فراغت از دوکان کلاه دوزی بیرون و هی میدان و طی میدان به طرف دوکان کفش دوزی روان شد و به دكان كفش دوزي رسيد و داخل دكان شده تا براي خود كفش فرمايش داده  و کفش دوز اندازه پای یا قالب پای شخص را گرفته و یادداشت نموده و مانند کلاه دوز روز موعود را برای بردن کفش معین نمود. وقتی شخص جهت گرفتن کلاه به کلاه دوزی رفت کلاه را به سر گذاشت قدری فراخی می نمود که ناموزونی میکرد  وبه سلیقه شخص برابر نبود. متاثر شد که کلاه دوز اندازه سرم را گرفته و طبق آن کلاه نیامد. کلاه دوز از تاثر شخص درک کرد و گفت که آقا اگر یکبار کلاه به سر بگذاری که عرقک سرت را بگیرد شفت سرت می شود و شخص با این دلیل کلاه دوز قانع شده کلاه را گرفت و راهی اخذ کفش به دوکان کفش دوزی شد حينيكه کفش را در دوکان کفش دوزی می پوشید به پایش ضیقی می نمود و به اندیشه رفت که اگر این کفش را با این حالت بپوشم هم پایم را اذیت میکند و هم کفش زودتر از بین میرود . ناراحتی شخص را که کفش دوز مشاهده میکرد نزدیک آمده و گفت ، صاحب ! یکبار اگر بپوشی و عرقک پایت را بگیرد  کفش خود را باز نموده به اندازه پایت می شود زیرا خود م کمی کفش را شفت تیار نمودم . شخص قناعت کرد و کفش را گرفته راهی منزل خود شد ولی در مسیر راه به فکر افتاده که یک عرق کلاه را خورد و کفش را کلان می سازد .

این به همان می ماند که یک طالب در آنطرف خط دیورند به تعلیم و تحصیل دختران … . موافق و به این طرف خط دیورند مخالف و یک طالب دو کار را انجام میدهد.

                                                                                    نویسنده صبور (طیب)

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.