به پاسخ هذيانهای يکی از بندگان مارکس عليه قرآنکريم درسايت افغانستان آزاد ( بخش چهارم) —عبدالکريم فاريابی

 

به پاسخ هذيانهای يکی از بندگان مارکس عليه قرآنکريم درسايت افغانستان آزاد ( بخش چهارم)

 

عبدالکريم فاريابی

 

همانگونه که دربخش پيشين اشاره کرديم ، آزادل دربخش دوم نوشته اش منکر جهانی بودن پيام قرآن می شود وبرای اثبات ادعای خود به آياتی ازقرآنکريم ، استناد می جويد که اصلاً دلالتی برادعای وی ندارند اما مکارانه ويا جاهلانه ازآياتی که برجهانی بودن  پيام اسلام وقرآن ورسالت پيامبر گرامی آن مهر تاکيد می زنند، چشم پوشی می نمايد ؛ واين روشی است که همهء دجالان نظير وی ازآن کار می گيرند وبا عبارتی ديگر، بخشی ازآيات قرآنی را که به خيال خام شان ، ادعاهای شان را تأييد می کند ، مورد استناد قرار می دهند واز برخی ديگر که براراجيف شان خط بطلان می کشد، چشم می پوشند!

بيائيد ببينيم اين شعبده باز مارکسست چه می گويد: "دربارهء اينکه آيا قرآن تنها برای مردم عرب نازل شده وبعداً لشکرکشايان عربی وسوسمارخورده ها آنرا شکل جهانی داده اندويا اينکه اصلاًواساساً قرآن برای تمام مردم دنيا آمده است رواياتی گوناگون وجوددارد، اکثريت کسانی که خودرا عالم دين می نامند به اين عقيده هستند که قرآن برای تمام مردم دنيا آمده وهمه انسانها مجبور به پيروی ازآن هستند. ماهم به ملاحظهء آيات قرآن خواهيم ديد که خود اين کتاب به اصطلاح آسمانی درين باره چه می گويد : سورهء الزخرف آيت 3: ما آن را قرآن عربی قرار داديم باشد که بينديشند( عربی لسان اعراب است وآن ها بايد بينديشند نه انهائی که عربی اصلاً نمی دانند وشما آنرا به زورسرنيزه برمردم جهان تحميل وتطبيق نمائيد) .

آری! اين بخشی از هذيانی است که اين خاديست الکولی درنوشتهء خود بعد از مست شدن از نوشيدن  ودکا ،آنرا ارشاد می فرمايد!.. ؛ وما ازين بندهء بيعقل لينن ومائو می پرسيم: آيا زمانيکه جنابعالی ، قلادهء سرخ مارکسستی ليننستی ستالينستی  مائويستی را ذليلانه به گردن انداختی ويابهتر بگوئيم  باداران به گردنت انداختند، گفتی که من بندگی مارکس را نمی پذيرم زيرا زبانش آلمانی است، وغلامی لينن را قبول نمی کنم زيرا زبانش روسی است، وبه ستالين سجده نمی کنم زيرا به زبان گرجی حرف می زند ومائو را به خدائی نمی گيرم زيرا پيامش را به زبان چينی ارائه می نمايد؟؟!!

آيا شما کمونست های خونخوار که افغانستان را به بحر خون مبدل کرديد وبلائی را برسرش آورديد که معلوم نيست چه وقت ازان نجات می يابد، زمانی که ارتش سرخ را برای کشتار مردم افغانستان فراخوانديد، باصطلاح انقلاب هفت ثور را دنبالهء انقلاب اکتوبر کشور شوراها ويا اتحادشوروی بزرگ نمی دانستيد؟!.. آيا گاهی به باداران روسی خود گفتيد که چون زبان انقلاب شما روسی است وزبان مردم افغانستان روسی نيست، لذا ما نمی توانيم دنباله روشماباشيم؟!.. آيا شما کمونستهای جنايتکار درجهان سوم که هرگز زبانهای تان وکلتورتان وفرهنگ تان ورسم ورواج تان با زبان وکلتور وفرهنگ ورسم ورواج خدايان روسی وچينی تان مشابهت وهمخوانی نداشته وندارد، ملتهای تان را که می گفتند مارا چه کار با افکار مارکس آلمانی ولينن روسی وستالين گرجی ومائوتسه دون چينی، به جرم مخالفت با کمونيسم ، قتل عام نکرديد؟!

آيا شما بنده  های حقير مائو دومليون انسان مظلوم را درکامبوج ويا کمبوديا با ضربه های چکش برفرق شان اعدام نکرديد؟!.. آيا شما فرزندان نامشروع مارکس ولينن وستالين وبرژنف بيش از دوصدوپنجاه مليون انسان را درافغانستان ويمن جنوبی وکشورهای آسيای ميانه وکوريای شمالی وويتنام والبانيا و.. و.. باکمال وحشيگری نابود نکرديد؟!.. ؛ وآيا جرم اين انسانهای مظلوم چيزی جز نپذيرفتن نظام وارداتی کمونيسم بود؟!

 پس اين چه منطق است که شما بندگان مارکس ولينن ومائو با آنکه زبان خدايان خودرا نمی دانيد ، قلادهء بندگی آنهارا به گردن می اندازيد وملتهای خودرا نيز با زور توپ وتانک باداران، وادار به پذيرش کمونيسم ومارکسيسم می سازيد، اما  قرآن  را به بهانهء اينکه به زبان عربی نازل شده است، مخصوص اعراب می دانيد؟؟!!

درجهان دينی ومفکوره يی وفلسفه یی ونظريه يی وجود ندارد که درآغاز ظهورش با زبان همهء مردم دنيا حرف زده باشد!!..  هردينی وعقيده يی وفلسفه يی ومفکوره يی ، نخست بازبان مردمی که دربين شان ظهورکرده است، حرف می زند وپيام خودرا عرضه می کند وبعد آن مردم اين پيام را که به زبان خودشان است با ترجمه به زبانهای ديگر به گوش جهانيان می رسانند وبدينگونه درسائر نقاط دنيا غير از زادگاه خويش پيروانی پيدامی کند؛ واين  چيزی است طبيعی  منطقی ومعقول و قابل پذيرش؛ امااينک مارکسست کودنی که دربين مارکسستهای کودن ، بيعقل ترين شان است ادعامی کند که چون قرآن فقط به زبان عربی نازل شده ونه به همه زبانهای دنيا لذا تنها مخصوص  اعراب است ونه ديگران!! زهی عقل، زهی منطق!!.. راستی هم که مارکسيسم افيون ملت هاست ومارکسست ها بيعقل ترين مردم!

بيائيد برخی آيات ديگری را نيز که اين خاديست بيعقل مورد استناد قرار داده است از نظر بگذرانيم وبعد مفهوم درست آنهارا از خلال تفاسيرشان دريابيم؛ چيزی که آزادل -باوجود ادعايش که درتفسير وتشريح آيات قرآنی به تفاسير معتبر مراجعه می کند- ازآن مکارانه ويا جاهلانه صرف نظر می نمايد!

البته همهء آياتی که بندهء مارکس آنهارا درين باب می آورد مفهوم مشابهی دارند وما برای جلوگيری از طولانی شدن موضوع به نقل بعضی ازآنها که وی مورد تبصره قرار داده است وپاسخ به آنها اکتفا می کنيم وشماره وسوره های مربوط برخی ديگر را می نويسيم تا خوانندگان عزيز درصورت تمايل ، خودشان آن هارا ازقرآنکريم مطالعه نمايند.

وی ترجمهء آيت4 سورهء ابراهيم را چنين می نويسد: " وما هيچ پيغمبری را جز به زبان قومش نفرستاديم تا حقائق را برای آنان بيان کند پس الله هرکی را بخواهد بی راه می گذارد وهرکی را بخواهد هدايت می کند واوست ارجمند حکيم"

وبعد چنين تبصره می کند: ( تاآنجاکه من می دانم افغانها هيچ نوع نسبت قوميت وبرادری با اعراب ومحمد نداشته اندکه پيغمبر قوم ما باشد اما بعد از تجاوز اعراب وحشی به سرزمين ما وچپاول دارائی های مادی ومعنوی وطن عزيز وگرانمايهء ما جبراً وقهراً به پيروی از فرمايشات آنها مجبور گشتيم وتا هنوزهم افغان ومسلمان درجه دوم وپيرو عربها نگهداشته شده ايم"

از اين فرزند نامشروع لينن وستالين ومائو بايد پرسيد که آيا خدای تان مارکس و باداران تان روسها  وچينی ها قوم تان ويا قوم ملت افغان بودند که شما ذليلانه طوق غلامی شان را به گردن انداختيد وملت را نيز با زور توپ وتانک روسی به آن فراخوانديد؟!.. اگر مردم افغانستان اسلام وقرآن را با زور سرنيزه پذيرفته بودند يقيناًبا آمدن ارتش سرخ درافغانستان ، درنگی نمی کردند وبه گردن شما وطنفروشان وخدايان روسی تان گل می انداختند وبه بت کمونيسم که با شعار بی خدايی آمده بود سجده ها می کردند وفرصت را غنيمت دانسته از اسلام روگردان می شدند ومانند شما جاسوسها ، مارکس را بحيث خدا ولينن را پيغمبر وکاپيتال را بحيث قرآن خود می پذيرفتند!.. درحاليکه چنين نشد وملت مسلمان افغان با تمسک به قرآن والهام ازپيام آزادی بخش آن ، پوز شما وباداران تان را بخاک ماليدند وامپراطوری آتش وآهن کمونيسم را روانهء گورستان تاريخ کردند!

اما اين کلمهء  " افغان درجه دوم" بودن را  که درنوشتهء پوچ وميان تهی جنابعالی آمده است می گذاريم به حساب بی سوادی کمونستی جناب که ازسر و روی هذيانهايش موج می زند؛ زيرا هيچکس نگفته است که عربها  افغان درجه اول هستند و افغانها افغان درجه دوم !!

حالا بيائيد- طبق دستورخود آزادل که می گويد قرآن را به زبان عربی بخوانيد- تفسير درست اين آيهء کريمه را از تفسير معتبری به زبان فارسی درينجا بياوريم- کاری که آزادل باوجود ادعای دروغينش ازآن صرف نظر می کند- تا ديده شود که اين آيت، ادعای وی را رد می کند ويا تأييد:

تفسير اين آيت درتفسير کابلی که تفسير معتبری است به زبان فارسی، چنين است: "  چنانکه اين کتاب عظيم الشان را جهت هدايت مردم بتو بخشيديم ، درگذشته نيزوسايل هدايت مردم را فراهم می نموديم. چون به ترتيب طبيعی نخستين مخاطب پيغمبران افراد قومی است که درميان ايشان مبعوث شده اند، وحی الهی  برزبان همان قدم فرستاده شدتا به دانستن وفهماندن احکام خدا سهولت کامل باشدامت حضرت پيغمبر صلی الله عليه وسلم دردعوت برتمام انس وجن شامل است اما زبان قومی که حضرت درميان آنها مبعوث گرديدعربی بود. اشاعهء هدايت مطابق ترتيب طبيعی به صورتی مقدر بودکه مخاطبان اولين وشاگردان نخستين پيغمبرصلی الله عليه وسلم تعليمات وحقايق قرآنی را به سهولت بدانند وحفظ کنند ، تمام اقوام جهان ونسلهای مابعد بوسيلهء آنها علی قدردرجاتهم به صبغهء قرآنی رنگين شوند وچنين شد.عرب به صحبت پيغمبر خويش به ذريعهء زبان ملی خودکه به آن شغف بيشمار داشتند برعلوم قرآنی دسترس کافی حاصل نمودند، پس ازآن برخاوروباخترجهان متفرق شدند، روم وفارس را مسخرنمودند آنگاه قدرت الهی درعجميان نيز چنان داعيه وعشقی برای تحصيل معرفت کلام الهی (ج)  ومهارت زبان عربی پديد آورد که درروزگار اندک درشرح وتبيين علوم قرآن از عربهای معاصر خود گوی سبقت ربودند  بل مدارکافهء علوم دينيه وادبيهء ثرياپروازان عجم گرديدند. بدين صورت حجت خدا بربندگانش تما شدووقتاً فوقتاً وسايل استفاده از قرآن فراهم گرديد" تفسير کابلی – جلدسوم- تفسير سورهء ابراهيم- ص 314

بلی! اين است مفهوم اصلی فرستادن پيغمبربه زبان قومش که آن را ازمعتبرترين تفسير به زبان فارسی بيان نموديم؛ اما آزادل اين مارکسست مکار که دربخش نخست مقاله اش وعده داده بود که مطالبش را از معتبرترين تفاسيرانتخاب می کند، به چنين تفاسيرسرنمی زند زيرا درآنصورت ، مشتش باز ودروغش آشکار می گردد!

ازمتن آيت وترجمهء آن وتفسيرش، هيچگاهی اين مفهوم به دست نمی آيد که گويا قرآن وپيامبر تنها برای اعراب فرستاده شده اند واگر چنين می بود بايد به صراحت بيان می شد وبا يد به روشنی گفته می شد که ما اين قرآن را تنها وتنها برای هدايت عربهافرستاديم ؛ درحاليکه چنين تخصيصی وجود ندارد وبرعکس، آيات زيادی وجوددارند که به جهانی بودن پيام قرآن ورسالت پيامبراسلام دلالت دارند وما آنهارا درهمين نوشته دراختيار خوانندگان عزيز قرار خواهيم داد؛ ولی حالا چند آيت ديگر را نيز که مورد استناد آزادل است  بررسی خواهيم کرد ؛ واين کار را با وجود شباهت اين آيت ها با همديگر انجام خواهيم داد تا وسوسه های اين شيطان مارکسست باعث فريب خوردن آنهايی نشود که معلومات شان درمورد قرآن کريم، اندک است:

وی به آيت 47 سورهء يونس نيز استدلال نموده ومعنی آن را چنين می نگارد: " هرامتی را پيغمبری است پس چون پيامبر شان بيايد ميان شان به عدالت داوری شودوبرآنان ستم نرود"  وبراين آيت چنين تبصره می کند: "درين آيت واضح وروشن است که برای هرامتی يک پيغمبراست نه يک پيغمبر برای مردم جهان."

وادامه می دهد: " امت به معنی خاص کلمه يعنی اجتماعی از انسانهای ساکن يک منطقه که خداوند درمقطع زمانی مشخص درميان آنان پيغمبری ازخودشان وخاص خودشان تعيين کرده تا از باورهائی که از جانب خدا می آورد پيروی .به احکام خاصی که او مقرر می کند عمل نمايند"

بلی!.. اينست معنی خاص امت درنزد رفيق ويا رفيقه آزادل!!.. معلوم نيست اين ابوجهل افغانی که ديگران را به خواندن قرآن به زبان فارسی  فرامی خواند تا – به زعم وی – غلطی هايش را دريابند، از کدام ابوجهل عربی معنی خاص امت را که يک کلمهء عربی ويک اصطلاح قرآنی واسلامی است، پرسيده است که آن را چنين کج ومعوج ونادرست معنی می کند  ويکبار ديگر جهل وبيسوادی خودرا به نمايش می گذارد؟!.. چرا وی اينجا نيز به فرهنگهای فارسی که مملو از کلمات عربی وقرآنی پذيرفته شده درزبان فارسی است مراجعه نمی کند تا چيزی به سوادی که ندارد بيفزايد ومردم را بر بيسوادی خود نخنداند!

نه معنی لغوی امت با ادعای اين بندهء جاهل مارکس  مطابقتی دارد ونه معنی  خاص آن که معنی قرآنی واسلامی اين کلمه است!!… امت درفرهنگ فارسی عميد که معتبرترين ومتداول ترين فرهنگ درافغانستان است، چنين معنی شده است: " امت: گروهی از مردم، جماعت، پيروان يک پيغمبر" . ودرفرهنگ های دهخدا و معين که فرهنگ معتبر ديگری از فرهنگ های معاصرهستند ، کلمهء امت به معنی پيروان آمده است، وغياث الغات که ازفرهنگ های باارزش ومهم قديمی است، امت را " پيروان انبيا" معنی کرده است!.. پس می بينيد که امت ، پيروان يک پيغمبر را گويند ؛ چه اين پيروان درزمان حيات پيغمبرزندگی کرده واورا ديده وبا اودريک منطقه ويا کشور زندگی کرده باشند ويا درکشورهای ديگری وازمنهء ديگری؛ زيرا ضرورنيست که شخصی ويا ملتی وياجماعتی، پيرويک پيغمبر ويافيلسوف ويا متفکر و..و..باشند وخواه ناخواه با وی دريک عصر ويک منطقه زندگی کنند؛ وحتا پيروان مارکس ولينن وستالين ومائونيز که آزادل يکی ازان جمله است با ايشان هموطن وهمعصر نبوده اند؛ واگريک بندهء بيعقل مارکس، هموطن وهمعصربودن پيغمبری را با پيروانش ضروری می داند، کاری جز خندانيدن مردم بربيسوادی وابلهی خود نکرده وجز موثربودن افيون کمونيسم درزوال عقلش، چيزی را ثابت نساخته است!

واما امت درقرآنکريم به معانی گوناگونی استعمال شده است که هيچکدام آنها ادعای آزادل را درمورد محدود بودن رسالت پيامبر گرامی اسلام به قوم عرب به اثبات نمی رساند؛ چه امت درقرآنکريم بمعنی گروه وجماعت، جماعتی همفکر وهمدين، مردم ديندار، پيشوا ومقتدا، مدت وزمان ومفاهيم ديگری ازين قبيل استعمال شده است!

اين درست است که خداوند درقرآنکريم می گويد برای هرامتی پيامبری فرستاديم ؛ ولی نه درآيهء 43 سورهء يونس ونه درآيه های ديگر گفته شده است که تنها عربها امت محمدی را تشکيل می دهند وبس!.. اين چيزی است که بندهء مکارلينن آزادل آنرا ازشکم خود برون آورده است!!

واين هم درست است که رسالت پيامبران ديگر محدود بود واين را قران تأييد می کند، اما آيات متعددقرآنی به جهانی بودن رسالت پيامبر اسلام وغيرمحدود بودن آن دلالت دارند؛ بناءً معنی قرآنی امت درمورد امت های پيشين وامت پيامبر اسلام تفاوت کلی ازهم دارد واگر بخواهيم معنی امت را درمورد امت اسلامی ازديدگاه قرآنی  دريابيم  بايد آياتی را که درآنها کلمهء امت درمورد مسلمانان استعمال شده است مورد بررسی قرار دهيم ونه همهء استعمالهای اين کلمه درقرآن را؛ آنوقت پاسخ اين سوال را که آيا رسالت پيامبر اسلام صلی الله عليه وسلم جهانی است ويامخصوص به قوم عرب دريافت خواهيم کرد.

قرآن درمورد امت اسلامی  ومسئوليت آنها دربرابر جهانيان ، درآيهء 110 سورهء آل عمران چنين می فرمايد: " کنتم خيرامة اخرجت للناس تأمرون بالمعروف وتنهون عن المنکر وتؤمنون بالله" يعنی " شما بهترين امتی هستيد که برای مردم جهان بيرون آورده شديد؛ آنهارا به کارهای نيکوامر وازکارهای زشت منع می کنيد وبه خدا ايمان می آوريد"

فکر می کنم جناب آزادل با همهء کودنی بايد فهميده باشد که وقتی  خداوند امتی را  موظف می سازد که همهء مردم دنيارا امر به معروف ونهی ازمنکر کنند، برجهانی وغير محدود بودن پيام دين  ورسالت پيامبرايشان مهر تأکيد می زند ؛ ورنه چگونه ممکن است که دين ورسالت وپيغمبر امتی مخصوص عربستان وعربها باشد وآنگه خداوندبرايشان بگويد وظيفه ومسئوليت شما آنست که همهء مردم را به کارهای خوب دعوت وازکارهای بد منع کنيد؟!

آزادل به همين اکتفا نمی کند وبه دوآيت ديگر نيز استناد می کند که مفاهيم مشابهی دارند  وازآنجا که درينجا ها نيز دست به جعلکاری وتقلب زده است، مجبورهستيم تبصره يی درمورد شان بنمائيم:

وی معنی آيت 44 سورهء فصلت را چنين می نگارد: " واگر اين کتاب را قرآن غير عربی  قرار داده بوديم قطعاً می گفتند چرا آيه های آن روشن بيان نشده  کتاب غيرعربی  وعرب زبان برای کسانی که ايمان آورده اند رهنمود ودرمانی است وکسانی که ايمان نمی آورند درگوش های شان سنگينی است وقرآن برای شان نامفهوم است وگوئی آن را از جای دور می شنوند"

وبراين آيت چنين تبصره می کند: " دراينجا واضحاً بيان شده که قرآن برای عرب وعرب زبان است  يعنی اينکه مخصوص عربهااست( چون مانه عرب هستيم ونه عربی می دانيم پس با آن ها کاری نداريم )

به جواب اين مارکسست دجال که آيه هارا يا ازروی فريبکاری ويا جهالت، غلط ترجمه نموده وبعداً نتيجهء غلط می گيرد بايد بگوئيم که اولاًدر ترجمهء اين آيت چيزهايی را افزوده ئی که درمتن آيت وجود ندارد!

ثانياً حتا ازهمين ترجمهء غلط هم – برخلاف ادعای تو- فهميده نمی شود که قرآن تنها برای عربها نازل شده است بلکه برعکس ، عموميت آن برای همهء انسانها ثابت می گردد!.. زيرا دربخشی از ترجمه ات که غالباً دستاويز تو برای اين ادعای مضحک است ، گفته شده"…کتاب غير عربی وعرب زبان برای کسانی که ايمان آورده اند رهنمود ودرمان است" ! حالا اگرافيون مارکسيسم وچرس کمونيسم ، ذره يی از عقل برايت می گذاشت، متوجه می شدی که درينجا خداوند قرآن را رهنمود ودرمان برای هرکسی که ايمان می آورد، گفته است ونه هر عربی که ايمان می آورد!!.. وباز اگر سوادی می داشتی  می فهميدی که کلمهء " هرکس" عام است  ومی تواند اين هرکس عرب باشد ويا افغان ويا ايرانی ويا امريکائی و..و.. !!!.. پس قرآن – طبق ترجمهء خودت- رهنما ودرمان برای هرکس است ونه هرعرب!!!

ثالثاً دراين آيت نه موضوع مخصوص بودن قرآن برای عربها مورد بحث قرار گرفته است – آنگونه که تو احمقانه ادعا می کنی – بلکه اين آيت درپاسخ اعتراض وبهانه گيری آنعده ازمشرکان قريش نازل شده است که می گفتند اگراين   قرآن به زبان ديگری غير اززبا ن عربی نازل  می شد  بدون شک ما آن را می پذيرفتيم وحالا که به زبان عربی نازل شده است ما به آن ايمان نمی آريم!

 خداوند به پاسخ ايشان گفت اين فقط بهانه است؛ چه اگر ما قرآن را به زبان ديگری نازل می کرديم ، آنوقت بهانهء ديگری می تراشيدند و می گفتند چرا آيات قرآن ، روشن نيست وما آن رانمی فهميم!

آری رفيق ويا رفيقه آزادل ! اينست معنی ومفهوم وسبب نزول آيت که ازدور ويا نزديک  اشاره ئی به ادعای جناب ندارد؛ واگر تو که ادعا کردی درنوشتهء مسخرهء خود از معتبرترين تفسيرها استفاده کرده يی ، راست می گفتی وبه تفاسير مراجعه می کردی، بايد چنين دروغ بيشرمانه يی نمی گفتی؛ ولی از کمونستی که دروغگويی وتهمت وافترا وبی حيايی را از خدايان خونخوار خويش فراگرفته است چه توقعی جز اين می توان داشت!

تفسير وسبب نزول اين آيت  چنين است:" اگر ارادهء قبول سخنی نباشد، آدم هزارها حيله وبهانه بکار می برد. کفار مکه چون اعتراضی آورده نتوانستد ، چنين اظهار نمودند که معجزهء پيغمبر عربی را وقتی ميدانستيم که قرآن غير از عربی درکدام زبان ديگر نازل می شد، ليکن فرضاً اگر همينطور هم بوقوع می پيوست، باز به تکذيب پرداخته اظهار می کردندکه عجباگاهی چنين واقعهء بی ربط را ديده ايد که رسول عربی وقوم اوهم که طرف خطاب اولين او قراردارند، عرب باشد مگر کتاب بزبانی فرستاده شودکه يک حرف آن راهم عربها فهميده نتوانند" تفسير کابلی – جلد پنجم- تفسير آيهء 44 سورهء يونس 

دجال مارکسست به آيت 7 سورهء شورانيز استدلال کرده وتبصرهء احمقانه يی می کند؛ بدينگونه: "  سورهء الشوری آيت 7 : وبدين گونه قرآن عربی به سوی تو وحی کرديم تا( مردم) مکه وکسانی را که پيرامون آنند هشدار دهی واز روز گردآمدن( خلق)که ترديدی دران نيست بيم دهی گروهی دربهشت اند وگروهی درآتش.

وبراين آيت چنين تبصره می کند: " دراين آيت بوضوح کامل محل دعوت محمد تعيين وبيان شده است.(درهيچ جای اين آيات نمی خوانيد که اين قرآن را برتمام انسان ها درهرگوشهء دنيا که هستند تطبيق بداريد".

ما ازين خاديست ابليس می پرسيم، درکجای اين آيات به محمد پيامبراسلام گفته شده است که تو حق نداری اين قرآن واين اسلام را غيراز مکه به جای ديگری تطبيق کنی ويا مردم سائر مناطق را به دينت وقرآنت دعوت نمائی؟! اگر چنين می بود چرا پيامبر اسلام صلی الله عليه وسلم به پادشاهان ايران وروم ومصر ويمن وسائر مناطق، نامه ها فرستاد وآنهارا به اسلام دعوت کرد؟! .. وبازهم اگر اين بنده ء بی وجدان لينن ومائو به تفاسير قرانکريم مراجعه می کرد واز مکاری وعوامفريبی کار نمی گرفت، چنين چيزی را درتفسير اين آيت می خواند" … واز اطراف ونواحی مکه ، اول ملک عرب وبعد ازآن تمام دنيا مراد است"

آری! درهيچيک ازاين آيات مورد استدلال آزادل گفته نشده است که قرآن ويا اسلام مخصوص اعراب است ونه ديگران ؛ منتها چيزی که ازينها ميتوان فهميد اينست که به تبليغ قرآن واسلام به اهل مکه که مخاطبان نخستين قرآن وپيامبر گرامی اسلام بودند، تأکيد صورت گرفته است  واين منافی جهانی بودن قرآن واسلام نيست که درآيات بسياری برآن تأکيد شده است ؛ آياتی که آزادل ازآنها  باشيادی چشم می پوشد؛ وما آنهارا برشمرده وپرده از اسلوب رذيلانهء چوچه های مارکس ولينن ومائو خواهيم برداشت:

 

دلائل جهانی بودن پيام قرآن:

سورهء البقره- آيت 185 " شهر رمضان الذی انزل فيه القرآن هدی للناس.."

ترجمه " ماه رمضان ماهی است که فرستاده شده درآن  قرآن که هدايت است برای مردم.."

فکر می کنم آزادل باهمهء کودنی کمونستی اش منکر آن نخواهد شد که کلمهء مردم برهمهء مردم دنيا اطلاق می شود ونه به اهل مکه وعربها!

سورهء الانعام آيت 19 " .. واوحی الی هذالقرآن لانذرکم به ومن بلغ.."

ترجمه " .. ووحی کرده شد بسوی من اين قرآن تا بيم دهم شمارابه آن وآن کسی را نيز که قرآن به اوبرسد.."

بندهء مارکس بايد پاسخ بدهد که آيا قرآن تنها دردست اعراب زمان پيامبر محصورماند ويابه کوری چشم خفاشان مارکسست ، به سرتاسردنيا نورافشانی نموده است ومی نمايد؟!.. بدون شک آزادل باوجود همهء چشم سفيدی وبی حيايی نميتواند منکر رسيدن قرآن درسرتاسر دنيا وبه مردم همهء عصرها وکشورهاشود؛ پس اين آيتی که اززبان پيامبر گرانقدراسلام می گويد"  به من وحی کرده شد که توسط اين قرآن شمارا وکسانی را که قرآن به اومی رسدبيم دهم " وبه وضاحت، جهانی بودن قرآن واسلام را به اثبات می رساند، چرا از چشم اين کمونست مکار پنهان مانده است؟!

سورهء الفرقان – آيت 1 " تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده ليکون للعالمين نذيراً "

ترجمه " بسيار بابرکت است آنکه فروآورده  کتاب فيصل (قرآن) را بربندهء خود تاباشد برای عالميان ترساننده"

تفسير"  قرآن کريم تمام جهان را از انجام بد کفر وعصيان آگاه ومتنبه می سازد . چون درين سوره ذکر مکذبين ومعاندين به کثرت آمده است شايد ازهمين سبب درين موقع صفت "نذير" را بيان فرمود و"بشير" را تذکر نداد وبه کلمهء " للعالمين " نشان داد که اين قرآن محض برای اميان عرب فروفرستاده نشده بلکه برای هدايت واصلاح تمام انس وجن آمده است".

درين آيهء کريمه که آزادل با چشم ابليسی خود آن را نديده است، به صراحت ازجهانی بودن پيام قرآن ، سخن رفته است وما درين بخش بهمين آيت اکتفا می کنيم وانشاء الله به ياری خداوند دربخش بعدی، آيات ديگری را که برجهانی پيام قرآن واسلام ورسالت پيامبر گرامی اش مهر تأکيد می زنند، مورد بررسی قرار خواهيم داد.

 

ادامه دارد 

 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.