صحبتی با آقای سید هاشم سدید — ادارۀ صدای افغان

 

صحبتی با آقای سید هاشم سدید

 

 

ادارۀ صدای افغان

 

 

محترم آقای سدید سلام مارا بپذیرید.

 

از اینکه سایت صدای افغان را مورد خطاب! خویش قرار دادید خورسند شدیم. درمورد محتوای نامه تان با شما موافقیم. انسانهای  نیک باید اندیشه نیک انسانی  داشته باشند. گفتار و کردار خود را در اجتماع بشکلی تبارز دهند که آزار دهنده و شکننده بیمورد خاطر دیگران نباشد، بویژه زمانی که در مسائل ریشه دارهمگانی  وارد میشوند.

شما هر برداشت یا نظری که در مورد نویسنده مورد نظر خویش دارید( از اینکه اجازه نشر آنرا نداده اید طبق میل شما آنرا نزد خود حفظ کردیم ) ویا ایشان در مورد شما دارند، ما خود را در آن دخیل نمیسازیم. اما …  با استفاده از فرصت میخواهیم کمی با شما صحبتی داشته باشیم .

 

نوشته های شما را اگر فرصتی دست میداد میخواندیم و آنرا در کنار دهها، یا صدها نوشته و یا صدای دیگری قرار میدادیم که درین زمینه نظراتی داشتند و دارند . شاید شما باور نکنید، چون پیرو اندیشه و فلسفه که به آن قناعت کرده ایید میباشید اما برای یک انسانی که بغیر از عالم انسانی و مادی به چیز های دیگری باورمند است  قسم خوردن به آن مقدسات باوری اش  چیزی است خیلی مهم ، از همین مجرا خدمت شما در این ماه مبارک در نز د ما  به آن خدایی که ما بخاطر وی روزه میگیریم  قسم یاد میکنم که به نوشته هایتان جز به گونه یک دیگر اندیش که نظر خودرا ابراز میکند نمیدیدیم، چون ما عقیده به این داریم که در جوامع بشری نمیتوان حتی دو انسان را در تمام امور همفکر وهمنظر یافت  ودر نتیجه بتعداد افراد بشری میتوان افکار وایده های متنوعی را یافت، و توافق در کلیات گروهها انسانی را باهم جمع میکند و ما بصفت انسان که دارای عقل بوده و ازدیگر موجودات روی کره خاکی برتراست باید با افکار و ایده های مختلف عادت کنیم و همانگونه که از لابلای نامه شما بر میاید اگر بطرف مقابل احترام نداشت ، نباید توقع احترام را ازآن جانب برای خویشتن داشت . روی همین اصل چه من نویسنده این سطور و یا دوستان دیگرما بشما اضافه تر از این نمیدیدیم  که شما انسانی اندیشمند و صاحب راه مخصوص بخودتان هستید که با تعدادی موافق و باتعداد دیگری در نظرات شان متفاوت  میباشید و این حق هر انسان است که نظر خودش را داشته باشد.  هیچ انسانی بنظرما نباید بدیگران بخاطر اینکه چون در اندیشه باوی یکی نیست اهانت نماید وفکر نمیکنم که شما با این نظر موافق نباشید.

 

از همین جا میخواهیم با شما اصل مطلب را حلاجی نماییم: آیا شما در طرح اندیشه هایتان از روش یک اندیشمند کارمیگیرید؟  بگمان من نه!، در بسا موارد استفاده از کلمات را بگونه خیلی تجریحی آن بکار میبرید که خاطر دیگر اندیشان خود را میآزارید، پس نباید توقع  چیز دیگری را از یک دگر اندیش خود داشت. برای نمونه جملاتی را از آخرین نوشته تان زیر عنوان { جامعه دینی … } برمیداریم که چگونه خاطر دیگرانرا زیر پا کرده ایید: { … همچنان انتظار می رفت که قلم هائی در راستای تبیین سستی، بیهودگی و وحشیانه بودن چنین اندیشه ها و چنین اباطیلی برخاسته از اباطیلی پیشتر از آن بنام ادیان آسمانی، و خرافاتی که گلوی روح و روان و اندیشۀ مردم مارا در چنبره آهنین و هیولائی خویش می فشارد و می آزارد، با صریر بلند و رسا گوش های بسته و نیمه بسته را باز خواهند کرد، اما دردا و دریغا که …  گویا قرعه بنام دو – سه .}

اگر این نوع توصیف ها زشت و زننده برای شما نباشد برای میلیونها انسان خیلی زننده است .

ببینید آقای سدید همانگونه که در بالا گفتیم ، افکار و نظریات انسانها از همدیگر تفاوت دارد ، اصلا خوبی و زشتی را میشود نسبی دانست ، پس آنچه نزد شما مقدس است شاید نزد عدۀ نباشد، و یا برعکس آنچه نزد دیگری مقدس است نزد شما مقدس نباشد، بناء این گونه برخورد های  که در آن نفی کلی طرف مقابل است شاید کار درستی نباشد. فکر کنیم انسانی حشره  بنام قانغوزک را می پرستد، آیا برای دیگران ضرور است که هر آنچه دشنام و صفات زشت یافت بگردن آن انسان بیندازند و بلآخره خود را چیزی هم حساب کند.

اما در نوشته های آنیکه خود را ازاد … میداند ، چیز هایی را میتوان دید که دل را بسر آورد.

 

آیا اهانت کردن به یک فرد کار زشت است اما اگر به میلیون ها انسان اهانت کرد کاریست شجاعانه و جوانمردانه؟.

یک نکته را باید خیلی روشن بیان کرد و آن اینکه بعد از بسته کردن نطفه طالبان توسط دستگاهها استخباراتی  وفرستادن آن به افغانستان  روی هدف خاصی ، بعد از تکمیل شدن پروژه شان، همانهاییکه زمانی مجاهدین را قهرمانان آزادی خواه توصیف میکردند و هیچ عیبی دردین شان نمیدیدند،  برای کوبیدن دین اسلام و تمام مسلمانان کارهای زشت گروه یا گروههایی را بچشم میکشیدند. در حالیکه خیلی از کسانی که خود را مسلمان میدانند و به دین خود وابسته بوده و اسلام را از عمل این و آن جدا میدانند، به دین خود افتخار میکنند. همچو اتباع تمام دیانات  دیگر. شاید این دلیل را شما خوب ندانسته و بگویید این وظیفه هر روشنفکر است که زشتی های این دین های ….. را بیان کند.

بازهم باشما همراه میباشیم . شما باما شاید اختلافی نداشته باشید که هر عقیده رامیتوان دین یا آئین نامید. از زشتی هاییکه در دین اسلام و مسلمانان موجود است (( منحصرا)) شما بیان کردید . ولی همه وظیفه یک روشنفکر این است که شب و روزش را در بیان زشتی های دین آسمانی و یا زمینی و آنهم با کلمات و جملات دشنام گونه بیان کند ؟، و یا اینکه به حال و احوال جریانات و ایده های نزدیک تر بخودشان هم میرسند؟؟ . چرا شما به دست آورد های مارکسیسم لینیزم در کشور شورا ها و دیگر نقاطی که در آنجا حاکم بودند تماس نمیگیرید. مگر جنایات چند دهه رفقای ما در شوروی سابق، چین مائویست و باقی کشور هاییکه بیرق خونین را بر سر مردم خود کشیدند  بیشتر از جنایت چندین قرنه اتباع این ادیان آسمانی ( اگر حرفهای شمارا بپذیریم ) نبود؟. چرا وقتی به آنطرف مینگریم پای قلم شما و دیگر دلبندان سستی میکند؟. یا اینکه چراغ اریکین هیچگاهی زیر خودش را روشن نمیکند؟!.

از ناحیه دیگر، فکر نمیکنم که این همه بدگویی و تعبیر و تفسیر ذوقی شان  از اسلام توسط عده یی که یا درفامیل مسلمان تولد شده اند و یا نام اسلامی را دارند، جز نوعی از همراهی کردن و یا خوب  نشان دادن خویشتن به همان امپریالیزمی که میلیونها انسان دیگر اندیش راظالمانه بتهمت وابستگی به آن سربه نیست کردند ، باشد. شما هم حتما درک کرده ایید  هرآنکه بیشتر بر اسلام بتازد از امکانات بیشتر در این جهانی که آنرا امپریالیزم خونخوار مینامیدند، بر خور دار میشوند. بهترین قرص انتی بیوتیک برایشان در مقابل متهم شدن به مسلمان بودن و مورد تبعیض قرار گرفتن توسط راست افراطی در غرب میباشد، در پهلوی اینکه بهترین شربت برای بلند شدن بر پله های شهرت و نام و نشان پیدا کردن است تا جائیکه هر بیدانش و بینام و نشان در فاصله کوتاهی تا سرحد میدال چینی و جائزه گیری از خوان همان  امپریالیزم خونخوار دیروزه و دوستان خوب امروزه  برسند.

اقای سدید توهین کردن میتواند به اشکال گوناگونی صورت گیرد.آنچه را شما در اشاره به  سایت صدای افغان گفته ایید آیا میتواند جز اهانتی باشد به این سایت که شاید مورد پسند شما نباشد ولی خیلی هایی اند که با نامه ها و پیام های محبت آمیز شان بما نیرو میبخشند تا این صفحه را باز نگه داریم و این شعله را فروزان در سر راه علاقه مندانش قرار دهیم. آنجاییکه شما درهمان نوشته تان که دربالا از آن یاد کردیم گفته اید: { … تنها صدائی که در این خصوص بلند شد، مانند همیشه و آنهم بعد از شش و نیم ماه خاموشی صدائی خشک و خشن و عاری از ادب و خالی از منطق شخصی بود بنام عبدالکریم فاریابی که همه مقاله را با تمام مطالب آن گذاشته تنها به دفاع از آن عمل حیوانی طالب پرداخته و آنهم با چه زبان، چه مثال ها و در چه یک سایتی! } و از آنجائیکه شما لطف کرده نامه تان را در رابطه به آقای فاریابی برایما فرستاده اید ما این اشاره شمارا بخود گرفتیم که فقط میخواهیم از همان مجرایی که شما در نامه تان داخل این بحث شده اید، داخل شویم و بگوییم که آیا توهین کردن کار بدی است یا خوب؟. شما اختیار دارید هرچه آنرا میدانید بدانید، وما اگر بانظر شما موافق نباشیم،  به آن بصفت نظر یک فرد احترام داریم ، چون اگر بنظرشما احترام نکنیم ، بنظر خود احترام نکرده ایم.

 

اگر در دنیا قوانین و مقرارات بگونه یک سان و با یک ترازو سنجش و تطبیق میشد  شاید خیلی از بدبختی ها دامنگیرما نمیشد، ولی دردا و دریغا که خیلی ها قوانین و مقررات را با ترازوی ذوق و سلیقه خود تول و ترازو میکند.

 

با سلام و احترام مجدد بشما

Leave a Reply

Your email address will not be published.