صلح را نصیب خود میکنیم! — احمد طارق فیض

 

صلح را نصیب خود میکنیم!

در جواب جمشید (یما)

 

احمد طارق فیض

 

مطلب را از محترم جمشید یما تحت عنوان ( حکمتیار همواره مخالف روند صلح در افغانستان بوده است!) در پرتال افغان جرمن مطالعه کردم که حاوی مطالبی است که نیاز به جواب دارد. عکس العمل مثبت و یا منفی محترم جمشید یما در چنین برهه از زمان که نیرو های خارجی تحت فشار حملات مقاومت ملی در داخل افغانستان و حلقات مختلف و مردمی در کشور های اروپایی و امریکا از طرف دیگر، انعقاد قریب الوقع کانفرانس بن دوم قابل درک است، بهر صورت دانستن موقف صلح طلبانه محترم حکمتیار صاحب و حزب اسلامی حق مردم و نویسنده محترم می باشد.

متاسفانه حزب اسلامی هم دیروز و امروز همواره قربانی خواسته های مردمی اش شده است. فلسفه وجودی حزب اسلامی در مثلث مبارزه علیه استبداد، تجربه نمودن نظام دین محور مردم سالار و ویرایش و پیرایش دین یعنی بدعت و خرافات زدایی در داخل دین، و در صورت تجاوز بیرونی مبارزه و مجاهدت برای رسیدن به استقلال و آزادی کشور محدود میشود. جرم حزب اسلامی سیاست ضد استبدادی اش می باشد، اینکه میخواهد در افغانستان آزاد و مستقل قدرت به صاحبان حقیقی آن یعنی مردم تکیه کند و زعیم و نظام جامعه ممثل اراده ملت افغانستان باشد. این خواسته منافع گروهک ها و جریاناتی را به خطر می اندازد که  پشتوانه مردمی ندارند، از بیرون بالای مردم تحمیل شدند و اهداف جز چسپبیدن در قدرت و خون مردم را مکیدن هدفی دیگر ندارند.

محترم جمشید یما با ادبیات که  شخص شان لازم دانستند محترم حکمتیار و حزب اسلامی را متهم به تعقیب نمودن اهداف استخبارات پاکستان، صلح ستیزی، عامل جنگهای کابل  …… نمودند. این در حالیست که حزب اسلامی از ده سال به اینطرف با تمام قوت و رسوخ اجتماعی اش در مقابل نیرو های بیگانه عملا مبارزه دارد و فرزندان افغان با مایه گذاشتن سر و جانهای ذی ارزش شان از باور های اعتقادی، ارزشهای اخلاقی، هویت ملی، فرهنگی و تاریخی جامعه شان دفاع دارند. در حالیکه حکومت پاکستان و افغانستان عملا در خدمت اهداف امریکا در منطقه می باشند و برای نیل و رسیدن به آن منافع کشوری، رفاه اجتماعی، امنیت و ثبات کشور همه را در خطر انداخته است. محترم نویسنده میتواند حدس بزند کی با حمایت حکومت کابل و حضور نیرو های خارجی هم رکاب حکومت پاکستان و در خدمت اهداف نابود کننده بیگانگان قرار دارد.

در قسمت جنگهای داخلی عرض شود، حزب اسلامی به عفوه عمومی باورمند نیست و نه در هنگام بتصویب رساندن از آن حمایت کرد. بلکه معتقد است کمونستان، متاسفانه عناصرو دجال های مجاهد نما، طالبان و حکومت فعلی کابل در طول سه دهه بحق مردم ظلم، بحریم شان تجاوز و بالای سرنوشت شان معامله نموده است. بنا محکمه وعفوه اینها حق ملت افغانستان می باشد و در افغانستان آزاد و مستقل کشاندن جنایتکاران به محکمه مردمی جز برنامه های حزب اسلامی است که برادر حکمتیار چندین بار در مصاحبه ها و پیام های شان به آن اشاره نموده است ولو اگر آن جنایت کار سابقه حزبی نیز داشته باشد.

ضمنا محترم جمشید یما در عکس العمل به پیام آخری محترم حکمتیار که در رابطه ۲۸ اسد ۱۳۹۰ روز استقلال کشور بود، برادر حکمتیار را متهم به سیاست ایجاد فاصله بین اقوام بزرگ و محترم افغانستان می نماید. در حالیکه محترم حکمتیار در همین پیام ملت افغان را مخاطب قرار داده چنین دعوت میکند:

           

ټول با ايمانه افغانان يووالي، ورورولي او وحدت ته رابلم، ټول افغان ولس بايد يو بل ته د ورورۍ او وحدت لاس وركړي، په گډه د دښمن مقابله وكړي، بايد پرې نږدي چي د هیواد په هيڅ گوټ كي اشغالگران يوه شیبه آرامه تیره كړي، اوس د يوه ستر ملي پاڅون وخت رارسیدلى، په دې پاڅون كي بايد ټول افغانان فعاله برخه واخلي. افغان ولس ته په كار ده چي هغه څیرې د دښمن د خدمتگارانو په نامه وپیژني چي قومي او ژبني تعصباتو ته لمن وهي، وروڼه قومونه سره جنگوي، د قوم په نامه ځان ته امتيازات غواړي، د جهاد مخالفت كوي او افغان ولس دې ته رابلي چي اشغالگرانو ته تسليم شي او د دوى واكمني ومني، كوم ناافغانان چي د څو پيسو لپاره خپل ايمان خرڅوي او د ملي اردو او ملي پوليسو په ليكو كي ودرېږي او د بهرنيو تر قومندې لاندي د خپل ولس په ضد جنگیږي، ډېرى ئې همغه دي چي پرون له روسانو سره يو ځاى شول، د هغوى د گټو لپاره له خپل ملت سره وجنگیدل او نن امريكايانو ته تسليم شوي او د دوى لپاره همغه پرونى كار كوي.

 

این فرموده از آدرس برادر حکمتیار که آزادی نصیب ما نیست نیز متاسفانه جعل وتهمت می باشد. ایشان نه در پیام اخیر و نه در هیچ یک از پیام، مصاحبه، نوشته و تالیفات شان اشاره به چنین چیزی نکرده است. اگر برادر حکمتیار و مجاهدین پاکباز حزب اسلامی معتقد به رسیدن به آزادی نمی بودند هرگز بهترین سالهای از عمر خود را، زندگی و خونهای پاک شان را قربان جاویدانه ترین ارزش یعنی آزادی نمیکردند. نمیدانم محترم نویسنده چه پدر کشی با حزب اسلامی دارد که حتی تعصب، بغض و کینه ایشان را واداشته تا تهمت و جعل را به برادر حکمتیار نسبت بدهد.

آیا حزب اسلامی طرفدار صلح است؟ من نمیدانم محترم جمشید یما از چگونه صلح حرف میزند و به چه روند صلح اطلاق میکند. اما حزب اسلامی طرفدار قربانی کردن استقلال، آزادی کشور، ارزشها و هویت دینی، فرهنگی و ملی کشور برای رسیدن به صلح نیست. بلکه خواهان روندی بنام صلح است که تضمین کننده آزادی و استقلال سیاسی کشورو تامین کننده رفاه اجتماعی باشد که زمینه را هموار نماید تا افغانستان به خانه امید و بستر مناسب زیست برای شهرواندان افغان مبدل شود. حزب اسلامی عمدتا سه خواسته مشخص دارد که عبارت از خروج نیرو های بیگانه، جلوگیری از تکرار واقعات نامیمون دهه نوزده نود و قانونمند ساختن نظام یعنی رفتن بطرف انتخابات آزاد و مستقل و تجربه نمودن نظام که در نتیجه خواست و اراده مردم برحیات اجتماعی جامعه حاکم شده باشد. این خواسته ها  در طرح پانزده فقره یی میثاق نجات ملی به حکومت کابل، نهاد های سیاسی، جامعه جهانی ارسال شده است.

در اخیر محترم نویسنده ( جمشید یما) و همه افغانان گرامی را دعوت میکنم، اگر معتقد هستید داشتن جامعه مستقل و آزاد، امن و با ثبات، جامعه ای مرفه و متضمن آینده بهتر از حقوق حقه شما و ملت تان است و اگر باور مندید که خواسته های حزب اسلامی یعنی خروج نیرو های خارجی، جلوی گیری از جنگهای داخلی و رفتن بطرف تجربه کردن اراده ملی جامعه و کشور درد دیده ما را بر مسیر سعادت و بهروزی هدایت میکند پس چه عیب دارد برای رسیدن به آن خواسته ها و اهداف متعالی همگام و هم رکاب با حزب اسلامی شوید؟

 

نوت: چون نوشته محترم جمشید یما در صفحه افغان جرمن به نشر رسیده بود بنا بنده نخست تقریبا در تاریخ 22 ماه جاری جواب هذا را به آدرس افغان جرمن ارسال کردم. اما متاسفانه بنا بر سیاست غیر مطلوب افغان جرمن از نشر پاسخ به نوشته جمشید یما خوداری نمود.

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.