طرح جامع براى حل بحران افغانستان — انجنیر گلبدین حکمتیار

 

طرح جامع براى حل بحران افغانستان

 

 

نوشته: انجنیر گلبدین حکمتیار

ارسالی: دکتور محمد حلیم تنویر

 

حقيقت مسلم و انكار ناپذير اين است كه بحران افغانستان از اهميت و حساسيت موقعيت ستراتيژيك آن و مداخلات بيرونى در امور داخلى آن ايجاد شده و تا امروز دوام نموده، شوروى فقيد آغازگر اين بحران و امريكا ادامه دهنده آن است، يكى مى خواست از اين طريق به آبهاى گرم برسد و ديگرش در پى آن بود و هست تا به منابع سرشار زير زمينى منطقه و دو طرف آمو مسلط شود. در اين نيز شكى وجود ندارد كه همسايه هاى ما به نوبه خود و در حد توان و امكانات شان نقشى در آغاز و ادامه اين بحران داشته، اما نه بطور مستقل و بدون همكارى با مسكو يا واشنگتن، يكى در كنار مسكو قرار گرفت و ديگرى از واشنگتن اوامر دريافت داشت و در ايجاد اين بحران سهمى به عهده گرفت. از اين نيز نمى توان چشم پوشى كرد كه عده اى از ناافغانهاى بى مروت و حريص قدرت مورد استفاده مداخله گران دور و نزديك قرار گرفته و هيزم اين آتش شدند.

با توجه به عوامل آغاز و دوام اين بحران با قاطعيت مى توان گفت كه بدون قطع مداخلات بيرونى، خروج نيرو هاى بيگانه و توافق تمامى جناحهاى داخلى و خارجى با طرحى كه استقلال افغانستان، حاكميت ملى و تشكيل حكومت منبعث از اراده ملت افغان را تضمين كند از هيچ راه ديگرى نمى توان به جنگ خاتمه بخشيد و بحران را حل كرد. تجربه ناكام كمونيستها كه با استمداد از مسكو خواستند بر مسند قدرت بنشينند كافى بود كه غربگرايان اشتباه آنان را تكرار نكنند، شكست وارسا به رهبرى كرملين در جنگ افغانستان كافى بود كه ناتو به رهبرى واشنگتن مرتكب تكرار اين اشتباه نشود، نه توجيه بى مايه كرملين در تجاوزش بر افغانستان و استدلال پوچ كمونيستها در زمينه دعوت از نيروهاى شوروى براى تجاوز بر كشور ما قابل قبول بود و نه توجيه و استدلال ميان تهى امريكا و غربگرايان در رابطه به توجيه تجاوز بر افغانستان و دفاع از آغاز و ادامه جنگ عليه ملت مظلوم افغان وزن و وقعتى دارد.

امريكا تحت پوشش سركوبى القاعده و سرنگونى حكومت طالبان بر كشور ما تجاوز كرد و پاى ناتو و مؤتلفين ديگرش را به اين جنگ غيرعادلانه، نابرابر، غير قابل توجيه و ناكام كشاند. حكومت طالبان سرنگون گرديد، القاعده پايگاههايش را از دست داد، رهبرانش كشته، دستگير و يا به ترك افغانستان وادار شدند، ولى زمامداران ايالات متحده امريكا اكنون و پس از ده سال جنگ، بمباريها، ويرانگريها و كشتار بيش از صد و سى هزار افغان بى دفاع و مظلوم؛ بر ادامه جنگ تا مدت نامعلومى اصرار مى ورزد، در پى ادامه حضور نظامى اش و تأسيس پايگاههاى دائمى در افغانستان است! جنرالهاى جنگ طلب امريكا مى گويند كه به اهداف خود در افغانستان و منطقه نايل نشده ايم، براى تحقق اهداف اين جنگ بايد حضور نظامى امريكا و موئتلفينش ادامه يابد، اين در حاليست كه در ده سال گذشته هيچ دستآورد قابل اعتنائى نداشتند، نه در بعد نظامى، نه در بعد سياسى و نه در ابعاد ديگر اين جنگ. در حدود يك ونيم تريليون دالر مصارف جنگى و كم و زياد چهل هزار كشته و زخمى داشتند، بگويند در بدل اين همه تلفات مالى و جانى و انتقال اين همه تابوتها چه حاصلى از اين جنگ داشتند؟! نه دنيا با آغاز و دوام اين جنگ نامقدس، ظالمانه، بى معنى و بى حاصل و پيآمدهاى آن براى افغانها و جهانيان موافق است، و نه مردم ايالات متحده امريكا و سائر كشورهايى كه جنرالهاى امريكايى را در اين جنگ يارى كردند و سربازان شان را براى هيچ و پوچ و به غرض ارضاى واشنگتن به كام مرگ فرستادند. آيا اين ادعاء؛ خيلى مضحك و خنده آور نيست كه امنيت اروپا و امريكا بايد در افغانستان تأمين شود!! گويا امنيت اروپا و امريكاى مجهز با وسايل مدرن و پيشرفته را كشور ضعيف و جنگ زده اى چون افغانستان از فاصلۀ هزاران ميل دور تهديد مى كند!! حرف بيهوده و سخيفى كه هيچ انسانى عاقل آن را نمى پذيرد. اين در حاليست كه نه قبل از حادثۀ يازدهم ستمبر و نه بعد از آن هيچ افغانى در اروپا يا امريكا هيچ اقدام نظامى يى عليه شما انجام نداده، عمليات يازدهم ستمبر نيز در اروپا و امريكا طراحى شده؛ نه در افغانستان، فعالين آن رزمندگانى بودند كه يا در اروپا و امريكا تولد شده اند و يا در آنجا آموزش ديده اند، نه افغان بودند و نه در افغانستان آموزش ديده اند! همه مى دانند كه آنها كورسهاى آموزش پيلوتى را در افغانستان نه بلكه در امريكا فراگرفته اند، و پلان عمليات را نيز در همانجا ريخته اند. توجيه امريكا در هجوم به افغانستان شبيه به ضرب المثلى است كه مى گويد: گرگ به گوسفند گفت: آب را گل آلود مكن! گفت تو در بالا و من در پائين دريا، اگر قصد خوردنم را دارى به بهانه دروغين مجبور نيستى.

به جنرالان امريكايى مى گوييم: با ادامه اشغال افغانستان و قتل يا دستگيرى آزديخواهان مخالف تان نمى توانيد به اهداف تان دست يابيد و امنيت امريكا را تأمين كنيد، امنيت امريكا را در افغانستان نه بلكه در خود امريكا مى توانيد تأمين كنيد. جلو عمليات شبيه به يازدهم ستمبر را در افغانستان نه بلكه در اروپا و امريكا  مى توانيد بگيريد. بايد بدانيد كه با جنگها نمى توانيد مخالفين تان را نابود كنيد، تجارب گذشته نشان داد كه هر جنگى تعداد جنگجويان مخالف شما را دو چند ساخته، در افغانستان كه مشاهده مى كنيد جنگ از جنوب و شرق به شمال و غرب و تمامى كشور گسترش يافت، تعرض بر عراق مخالفين تان را سه چند ساخت و جنگها در پاكستان آن را به چهار چند رساند، امروز به شمول صوماليه و يمن در مناطق زيادى ديگر با وضعيت مشابه به افغانستان مواجه هستيد، بايد بدانيد كه ادامه اين جنگ ناكام و پرمصرف مشكلات غير پيش بينى شده اى را در داخل كشورهاى تان از يك سو و در مستعمرات تان از سوى ديگر ايجاد خواهد كرد، ما معتقديم كه بهار عرب از مقاومت افغانها الهام گرفته و تظاهرات پرشور عليه نظام سرمايه دارى در ايالات متحده امريكا و اروپا از پيآمدهاى اين جنگ بوده است.

با افزايش تعداد نيرو هاى اردو و پوليس افغانستان هرگز نمى توانيد در اين جنگ پيروز شويد، با خروج نيرو هاى اشغالگر از كشور ما اين نيرو ها به زودى متلاشى خواهند شد و اسلحۀ آن بدست مخالفين تان خواهد افتاد. با دوام حضور نظامى تان دستآوردى جز اين نخواهيد داشت كه آتش جنگ را شعله ور نگهداريد، تعداد بيشتر افغانهاى مظلوم را بخاك و خون بكشيد و تابوتهاى بيشتر سربازان تان را به اروپا و امريكا انتقال دهيد.

كشتارهاى دسته جمعى، تيراندازى بر تظاهرات مسالمت آميز، انفجارات در مساجد و مدارس، حملات طياره هاى بدون پيلوت و كشتن اطفال، زنان و پيرسالان در اين حملات؛ همواره چون داغ سياهى بر پيشانى شما و ديموكراسى خونين تان خواهد ماند، اين حقيقت براى هميش از جهانيان پنهان نخواهد ماند كه شما در اين حملات راكتى از يورانيم نيم غنى شده استفاده كرده ايد، جنرالان شما خود به آن اعتراف خواهند كرد و جهانيان بر عاملين آن لعنت و نفرين خواهند فرستاد.

حكومتى را كه شما در كابل ساخته ايد پناهگاه دزدها، جنايتكاران جنگى، مفسدين، خائنين ملى و وطن فروشها است، در فساد و اختلاس تا گلو غرق اند، منفور ملت اند، مردم از آنان و عملكردهاى شان نفرت دارند، كفايت و توان ادارۀ كشور را هرگز ندارند، اگر شما امروز كشور ما را ترك بگوييد فردايش اين حكومت سرنگون خواهد شد و زمامداران آن بار ديگر به اروپا و امريكا خواهند گريخت.

اين جنگ هر چند طولانى تر شود، و حتى به زعم شما اگر در آن پيروز هم شويد؛ كه احتمال آن وجود ندارد، هيچ سودى به امريكا و امريكائيها تحويل نخواهد داد، سود اين جنگ يا در كيسۀ كمپنى هاى بزرگ سلاح سازى مى ريزد، يا جنرالانى كه بخش اعظم بودجۀ نظامى توسط آنان و رفقاى دزد شان در حكومت كابل حيف و ميل مى شود، و يا به روسيه و ايران بر مى گردد، قربانيان اين جنگ يا افغانهاى مظلوم اند، يا سربازان اروپايى و امريكايى كه على الرغم مخالفت خويشاوندان شان؛ در اين جنگ نامقدس؛ به كام مرگ فرستاده مى شوند. تلفات مالى و جانى آن را شما متحمل مى شويد و سود آن به مسكو و تهران بر مى گردد، خوب مى دانيد كه حكومت كابل اكنون در اختيار گروه هاى وابسته به روسيه و ايران است.

بايد تا حال به اين حقيقت پى برده باشيد كه اگر ميان افغانها افراد فرومايه و بى مروتى يافت مى شوند كه از نيرو هاى اجنبى استمداد مى جويند، در كنار و تحت قومنده آنان عليه ملت خود مى جنگند و بر دوام حضور اين نيرو ها تأكيد دارند؛ شمار آن رادمران سربلند و آزاديخواه نيز كم نيست كه حاضر اند براى آزادى كشور، سربلندى ملت، دفاع از دين، عزت و آزادى خود تا پاى جان، آخرين مرمى و آخرين قطره خون شان بجنگند، كوهها و دره ها را سنگر خود بسازند، هرگز به دشمن تسليم نشوند، و در يك وجب كشور خود نيز حضور قواى اشغالگر را، حتى براى يك لحظه، تحمل نكنند. اشغالگرانى كه بر گروه كوچك بيگانه پرست حساب كرده اند و به اعتماد آنان بر كشور ما آمده اند و تعداد بزرگ افغانهاى وطنخواه و آزادمنش را ناديده گرفته اند همواره اشتباه كرده اند و بهاى اين اشتباه را پرداخته اند.

به نمايندگى از ملت هوشيار و مؤمن خود به شما مى گوييم: اگر در جستجوى بيرون رفت آبرومندانه از افغانستان هستيد ما مى توانيم شما را كمك كنيم، ولى اگر بر دوام جنگ و اشغال كشور ما اصرار ورزيد؛ بدانيد كه همت افغانهاى آزادمنش و خداپرست بلند و عزم شان راسخ است، در جنگها و تحمل دشواريها و مصائب آن آبديده شده ايم، و به جنگ طولانى براى آزادى كشور خود آماده ايم، خوب بدانيد كه جز خروج بلاقيد و شرط از كشور ما؛ هيچ راه حلى را نخواهيد يافت.

آن چه مى تواند بحران افغانستان  را حل كند و به جنگ در اين كشور خاتمه بخشد، اعتراف به حقائق از يكسو و احترام به حق افغانها در رابطه به اين اصل است كه آزاد، سربلند و فارغ از سلطه اجانب زندگى كنند و نظام منبعث از باورها و معتقدات خود را داشته باشند و زمامداران كشور را خود و بدون فشار و مداخله بيرونى انتخاب كنند.

در روشنائى اين حقائق است كه ما براى حل عاجل و دائمى بحران افغانستان اين طرح را ارائه مى كنيم:

الف:  واشنگتن و مسكو؛ به عنوان مسئولين اصلى اين بحران؛ تعهد كنند كه از توافق افغانها در رابطه به حل بحران حمايت مى كنند و موئلفين منطقوى شان، چون ايران و پاكستان را به حمايت از توافق وادار مى سازند.

ب: نمايندگان باصلاحيت احزاب افغانى در يك گردهمايى بدون وساطت اجانب به بحث بنشينند و روى چند موضوع اساسى به اين شرح با هم توافق كنند كه ما به نمايندگى از ملت و ا حزاب مربوطه خويش به نام خداوند جل شأنه تعهد مى كنيم كه براى آزادى كامل كشور و نجات  مردم خود از اين حالت دردناك دست بدست هم مى دهيم، به جنگها براى هميش خاتمه مى بخشيم، با صداقت او اخلاص سعى مى كنيم صلح و امنيت پايدار در كشور تأمين گردد، نيرو هاى اجنبى كشور ما را ترك كنند، افغانستان آزاد، فارغ از درگيريهاى داخلى و مصئون از مداخلات بيرونى بسازيم، وحدت ملى و برادرى و برابرى ميان اقوام برادر افغان را هر چه بيشتر استحكام بخشيم، اين شرائط را در كشور آماده كنيم كه ملت ما بدون فشار و مداخله اجنبى و در فضاء امن و اطمئنان زعامت مورد اعتمادش را انتخاب و نظام دلخواهش را در روشنايى باورها و معتقداتش تأسيس كند، در پروسه انتقال قدرت از يكى به ديگرى نه يك قطره خون بريزد و نه يك مرمى انداخت شود. هر حزب سياسى جايگاهش را در نظام و اجتماع به قضاوت مردم مى گذارد و قضاوت مردم را در اين رابطه نهايى مى خواند و به آن تسليم مى شود، راههاى ناروا و غير شرعى رسيدن به قدرت از طريق كودتاها، سازشها و استمداد از اجانب را براى هميش كنار مى گذارد. براى رسيدن به اين اهداف والا و مقدس روى مواد آتى تأكيد مى ورزند:

١_ نيرو هاى اجنبى طبق تقسيم الاوقاتى كه از سوى اين مجمع ارائه مى شود كشور ما را ترك گويد.

٢_ از زمان اعلان اين موافقتنامه تا پايان مدتى كه در تقسيم الاوقات تحديد مى گردد، نيرو هاى خارجى از شهرها و محلات مسكونى و همجوار با آن خارج گرديده و در قرارگاههاى نظامى كه براى اسقرار موقت آنها تعيين مى شود، مستقر مى گردند.

٣_ امور امنيتى كشور بطور كامل به نيرو هاى امنيتى افغان سپرده مى شود. نيرو هاى خارجى در هيچ گوشه افغانستان، تحت هيچ نامى و در هيچصورتى حق عمليات خودسرانه، تلاشى خانه ها و دستگيرى افغانها را ندارد.

٤_ در اين مرحله قدرت به حكومت موقتى انتقال مى يابد كه براى تمامى جناحهاى افغانى  قابل قبول باشد، اگر احياناً توافق بر چنين حكومتى مقدور نباشد ما اين را نيز مى توانيم بپذيريم كه انتخابات تحت اشراف حكومت فعلى برگزار شود؛ مشروط به اين كه به توافق همه؛ تغييراتى در آن ايجاد شود كه از حالت كنونى اش بر آيد و براى تمامى جناحها قابل پذيرش شود. در حكومت موقت بايد كسانى نباشند كه به فساد، خيانت ملى، دين ستيزى و جنايات جنگى متهم اند و در حلقه رهبرى قواى سه گانه امنيتى كسانى قرار نداشته باشند كه در حمايت از يك گروه عليه گروه ديگرى جنگيده اند.

٥_ پارلمان موجود كشور مؤسسه ناكام، غير مؤثر و دچار منازعات شديد داخلى بوده و از اكثريت ملت نمايندگى نمى كند، اين پارلمان در مرحله موقت جايش را به شوراى موقتى به نام د ملى امنيت شورى مى گذارد كه مشتمل بر هفت الى پانزده عضو بوده، به توافق تمامى جناحهاى مؤثر تعيين مى گردند، كه صلاحيت تصميمگيرى در قضاياى مهم ملى را داشته و مقر آن در كابل يا ولايتى مى باشد كه نيرو هاى خارجى در آن مستقر نبوده و امنيت ساحه بطور كامل در اختيار نيرو هاى امنيتى افغان باشد.

٦_ پس از خروج نيرو هاى خارجى؛ براى انتخاب رئيس جمهور جديد كشور، اعضاء ولسى جرگه و شورى هاى ولايتى انتخابات آزاد، همزمان و بر اساس نمايندگى متناسب برگزار مى شود،  طريقه كنونى انتخابات نادرست، ناقص، غير عادلانه و ناسازگار با حالت جامعه ماست، مصارف زياد و بيهوده را ايجاب مى كند، شبيه به قمار بوده، باعث اتلاف وخت و امكانات مى شود، زمينه را براى تقلب و راه يابى افراد ناصالح به شورى مساعد مى سازد، شوراى مشتمل بر نمايندگان يك اقليت را ايجاد مى كند، به ضرر اقليتها بوده، كسانى كه به نامزدان ناكام رأى مى دهند از داشتن ممثل در شورى محروم مى شوند و اكثراً اتفاق مى افتد كه مجموع آراء نامزدهاى ناكام بيش از آراء نامزدهاى موفق مى باشد.

٧_ در اين انتخابات اعضاء كابينه حكومت، والى ها، و سائر مسئولين بلند رتبه حق شركت را ندارند، مگر اين كه شش ماه قبل از زمان انتخابات از وظائف شان  كنار روند.

٨_ اولين حكومت منتخب؛ شامل تمامى احزابى خواهد بود كه بيش از ده در صد آراء را كسب كرده، سهم هر گروه سياسى در ساختار حكومت به تناسب آراء آن خواهد بود. و حكومت مكلف به اخذ رأى اعتماد از شورى مى باشد. ولى در مراحل بعدى جناح پيروز و داراى اكثريت در شورى مكلف به تشكيل حكومت ائتلافى نمى باشد.

٩_ در انتخابات آينده؛ به هيچ گروه و يا مجموعه انتخاباتى كه در نخستين انتخابات كمتر از ده در صد آراء را كسب كرده باشد اجازه شركت در آن بمثابه حزب و مجموعه مستقل داده نمى شود، اين شرط منتج به آن خواهد شد تا احزاب نيرومند داراى بنيادهاى وسيع ملى تشكيل گردد و از تشكيل گروههاى كوچك محلى و قومى كه باعث تشتت و تضعيف وحدت ملى مى گردد جلوگيرى شود.

١٠_ پس از توافق بر اين طرح؛ ميان تمامى جناحهاى درگير آتش بس كامل تأمين گرديده، تمامى زندانيان سياسى رها مى شوند، اطراف دخيل در اين موافقتنامه تعهد مى كنند كه پس از اين براى رسيدن به قدرت به راههاى نامشروع پناه نمى برند و به غرض تضعيف و حذف حريف و رقيب خود به سلاح و سازشها متوصل نمى شوند.

١١_ اولين شورى منتخب اين حق را دارد كه در قانون اساسى كشور تجديد نظر كند، يا يكى از سه قانون اساسى اعلان شده از سوى حكومت كابل، حزب اسلامى افغانستان يا طالبان را تأييد يا تعديل مى كند و يا تصميم ديگرى اتخاذ مى كند. صلاحيت تصميم نهايى در رابطه به تصويب قانون اساسى را دارا مى باشد.

١٢_ هيچ نيروى خارجى و هيچ گروهى جز دولت حق ندارد در افغانستان زندانى داشته، افغانى را  محاكمه و مجازات كند، يا غرض محاكمه به خارج از كشور انتقال و در جاى ديگر محبوس يا محاكمه كند.

١٣_ تمامى كسانى كه در افغانستان بسر مى برند به مراعات قوانين كشور مكلف بوده و در صورت ارتكاب جرم؛ مطابق قوانين كشور و در محاكم آن محاكمه مى شوند.

١٤_ افراد متهم به اختلاس، قاچاق مواد مخدر، غصب سرمايه هاى ملى و ارتكاب جنايات جنگى به محاكم شرعى راجع گرديده و هيچ جناحى بطور آشكارا يا مخفيانه از آنان دفاع نمى كند.

١٥_ پس از خروج نيرو هاى خارجى افغانستان پناه گاه و سنگر هيچ جنگجوى غير افغان نخواهد بود.

١٦_ هر جناح داخلى و خارجى كه با اين ميثاق مصالحه مخالفت نموده و بر دوام جنگ اصرار ورزد؛ ما و تمامى ملت ما يكجا باهم و دست در دست هم با جنگجويان مقابله نموده و ملت و كشور خود را از شر آنان نجات مى دهيم.

١٧_ خدا را بر اين ميثاق شاهد مى گيريم.

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

حکمتیار

 

یازدهم دیسمبر ۲۰۱۱

 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.